نماینده پیشین مجلس: لاریجانی دو بار ردصلاحیت شد اما حتی اخمی به جمهوری اسلامی نکرد / او با پروندهای پر از گلایه به دیار باقی شتاف
جهانبخش محبینیا نوشت: در دو بار ردصلاحیت و تلخ ایشان، وی به جمهوری اسلامی حتی اخمی نکرد. شهید لاریجانی با وجود همه ناملایمات و ستمی که در حق ایشان روا داشتند اهل انتقام نبود، به گمانم ایشان با پروندهای پر از گلایه به دیار باقی شتافت.
«شهید لاریجانی از سیاست تا شهادت» عنوان یادداشت جهانبخش محبینیا برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ مردی که از علیابن ابیطالب(ع) ثمره وجودی رسول اکرم(ص) آموخته بود که حفظ مکتب در سایه وحدت یک ضرورت است. علی لاریجانی در میدان سیاست عملی یک عمر فقه، فلسفه، فرهنگ و اندیشه را بستری برای عرفان قرار داد و با الهام از فلسفه ملاصدرا به سبکی نو و طریقی حلو شاهراهی از سیاست تا شهادت بنا نهاد. ایشان در طول حیات پربار خویش که چندان هم طولانی نبود ستمهای فراوانی بر جان و دل خرید تا چو منصور خریدارِ
«سرِ دار» شد. سرداران، امرا و سربازان همواره برندگان مزایده شهادت در بارگاه الهیاند، اما اینبار علی راه شهادت را بر سیاستمداران هم باز کرد؛ زمانی که با نادیده گرفتن تهدید صهیونها چون صاعقه بر آسمان لبنان ظاهر شد و آب بر قبطیان به رنگ خون درآمد، بغض صهیونها را بر جان خرید. علی مغضوب کماندیشان داخل و کجاندیشان خارج بود. در راهپیمایی روز قدس، دبیر شهید شورای عالی امنیت ملی ردایی از شهادت بر تن کرده بود. جلوه حضور او از دیگران جدا بود. آرامشی او را همراهی میکرد. سرخی عشق بر گونههایش نمایان بود و انگور حیات وی می شده بود. حجره این متحجد در دل شب بسان درویشان نور میداد و روزها صلابت، فخر و حکمتش فضیلتساز ملک و مملکت میشد:
گفت با درویش روزی یک خسی
که تو را اینجا نمیداند کسی
گفت او، گر می نداند عامیم
خویش را من نیک میدانم کی ام
تاکید بر بصیرت نفس، حفظ کرامت خلق و طلب توحید در او اعتماد به نفس خاصی خلق کرده بود که نتیجهاش بیاعتنایی به دنیا بود. او سیاست را محل رویاهای زیبا نمیدید بلکه عرصه نبرد قدرتهای سخت میپنداشت که باید شهامت ورود و خروج به آن را داشت. منظومه فکری شهید علی لاریجانی از چهار ضلع برخوردار بود: یک اعتقاد عمیق و قلبیاش به سیره اهل بیت مثالزدنی بود. عشق و علاقه ایشان به امام جعفر صادق(ع) قابل وصف نبود.
امام را که تلخی سیاست امویان و عباسیان توامان چشیده بود، کانون الهام موسع میپنداشت. منتظر بود تا بهانهای دست دهد و او سیره ائمه (ع) را در قالب گزارههای نوین، عبارتهای سریع و متون پربار ارایه دهد و از یافتههایش برای همنوعان و خویشان سبک زندگی سازد. بعد دوم اندیشه ایشان معطوف به امام خمینی(ره) بود. به بنیانگذار جمهوری اسلامی عشق و علاقه خاصی داشت؛ امام را فوقالعاده دوست میداشت و او را منبع و منشا فقاهت نوین و در عین حال متکی به آموزههای قرآن و فقه سنتی و پویا قلمداد میکرد. برای خانواده امام هم حرمت ویژهای قائل بود. وی در دنیای ذهنی و عینی خود امام را هرگز به تاریخ نمیسپرد. افکار و اندیشههای امام را حلال دردهای روز جامعه میدانست و در مقابل دیدگاههای فلسفی نو در عرصه سیاست، فرهنگ، انسانشناختی و جامعهشناسی جایگاه ویژهای برای ایشان قائل بود. لایه سوم تفکر شهید لاریجانی وفاداری عاشقانه به استاد مرتضی مطهری بود. هر فرصتی پیش میآمد از آقای مطهری بانگ و آوازهای بر دل دوستان مینشاند. او تمام مواضع فکری و فلسفی شهید مطهری را باور داشت و گاهی احساس میکردم دین خاصی به ایشان دارد. سطح وفاداری وی به شهید مطهری بسیار پدیدارشناسانه بود. دکتر لاریجانی به دنبال برافراشتن قاعده حیات تحت عنوان «زیست مطهری» در سطح جامعه میان جوانان و اهل فکر و اندیشه بود. سطح همتراز بعدی ایشان باور به مدیریت و ولایت شهید آیتالعظمی خامنهای بود. در خفی و جلی مراقبت میکرد به شأن و شوکت ولایت خدشهای وارد نشود. وی را از هر حیث برای امامت مسلمین برازنده و شایسته میدانست. حتی وقتی غیرمستقیم متوجه میشد که شهید خامنهای نسبت به امری در حوزه سیاست، مدیریت و روابط بینالملل نظر خاصی دارند، بلافاصله به آن عمل میکرد. در دو بار ردصلاحیت و تلخ ایشان، وی به جمهوری اسلامی حتی اخمی نکرد. شهید لاریجانی با وجود همه ناملایمات و ستمی که در حق ایشان روا داشتند اهل انتقام نبود، به گمانم ایشان با پروندهای پر از گلایه به دیار باقی شتافت. تفکر نظاممند، راهبردی و خلاق شهید لاریجانی در زبان، ذهن و نگاه حکمی و فلسفی وی نمایان بود. به همین سبب وی در گفتار و نوشتار صاحب سبکی خاص، ویژه و مشخص بود. برای حضور راهبردی و تعامل جمهوری اسلامی در جهان با شرط تعهد دولتها به رفتار مطلوب در برابر اتباع یکدیگر و رعایت حقوق کامله الوداد تفکر و الگوهایی صاحب ساختار و آراسته به کارکرد ارایه میداد. نوآوریهای علی لاریجانی در رادیو و تلویزیون، اعتقاد به تفکیک قوا در عین هماهنگی در ریاست مجلس و ادغام قدرت نرم و سخت در حوزه دفاع، امنیت ملی و ساحتهای سیاست، اجتماع، فرهنگ و تکنولوژیهای در حال ظهور این شخصیت را به مرتبهای رسانده بود که میتوانست برای آینده ایران، آسیا و بخشی از جهان ایدهساز شود. در حوزه اخلاق فردی و اجتماعی او را همواره مقید به رعایت حدود الهی، انسانی و علمی میدیدم. خاطرم هست روزی در نشستی به ایشان زنگ زدند. حین مکالمه اندوه چنان بر او چیره شد که رنگ از چهرهاش پرید. هویدا بود که خبری بزرگ و تاسفبار شنید. بعد از اتمام مکالمه سوال شد: آقای دکتر خبری شده است؟ گفت: آیتالله بهجت به رحمت خدا پیوسته است. بارها شاهد بودم توصیه والده مکرمشان را به دکتر باقر لاریجانی میکرد. همیشه نگران سلامتی مشارالیها بود. خداوند حکیم علی لاریجانی را از بزرگترین سرمایه انسانی یعنی تقوا، علم و ادب برخوردار کرده بود تا فرصت خدمتی به همنوعان فراهم آید، اما نگاه اهرمنی و زیادهطلبی صهیونی با سبوعیت و درندگی این فرصت را از حکمرانی گرفت و او را به دیار عینالقضات همدانی، فرخی یزدی، مولانای رومی، فخر رازی و مولا و مقتدایش امام خمینی و قائد شهید خامنهای و معلم حکیمش مرتضی مطهری و پدر بزرگوارش آیتالله میرزا هاشم آملی کوچ داد.راهش مستدام و پر رهرو باد.
دیدگاه تان را بنویسید