خاطره مینو خالقی از دیدارش با علی لاریجانی برای وزیر شدن فرزانه صادق / سیاستمداری که نه قهر کرد، نه کار سیاسی را کنار گذاشت و نه کنج عزلت نشست
مینو خالقی گفت: لاریجانی به جایگاه زنان باور قلبی و اعتقاد راسخ داشت. خاطرم هست، پیرامون وزیر زن کابینه چهاردهم (خانم فرزانه صادق) خدمت ایشان رسیده و خواستم در تحقق این مهم، ما را یاری کنند. ایشان به شدت خوشحال شدند، راهنمایی کردند و اقدامات راهگشایی صورت دادند.
در آستانه چهلمین روز شهادت دکتر علی لاریجانی، بد نیست ابعاد و زوایای گوناگون شخصیت این چهره از سوی کسانی تحلیل شود که با او نشست و برخاست داشته و از نزدیک نسبت به این چهره شناخت داشتند. برای این منظور «اعتماد» سلسله گفتوگوهایی را با مینو خالقی، حقوقدان و تحلیلگر سیاسی و هادی حقشناس، استاندار گیلان، نماینده ادوار مجلس و فعال سیاسی و محمد علی وکیلی ، عضو هیات رییسه مجلس دهم ترتیب داده تا هر کدام از ویژگیهای شخصیتی بگویند که از منظری خاص یک مورد منحصربهفرد در پهنه سیاسی ایران زمین محسوب میشود.
مینو خالقی: فقدان علی لاریجانی فقدان میانهروی و عقلانیت است
به گزارش اعتماد، مینو خالقی، حقوقدان و فعال سیاسی در گفتوگو با «اعتماد» در خصوص شاخصهای شخصیتی علی لاریجانی میگوید: «من یکی از افرادی هستم که افتخار داشتم هم در ستاد ایشان و هم در قالب برخی مناسبات سیاسی از نزدیک با ایشان در ارتباط باشم. علی لاریجانی نمونه بارز یک شخصیت سیاسی بود که با صبر سیاسی کار خود را پیش میبرد. از این منظر الگو و استاد من در صبر سیاسی محسوب میشوند. ایشان در دورههای مختلف مسوولیت و سیاستورزی با ترشروییها، ردصلاحیتها و رفتارهای بسیار ناشایست روبهرو شد، اما به جهت منافع ملی ایران و باورهای قبلی خود و درک این واقعیت که فعال سیاسی در پهنه سیاست، گاهی در فراز است و گاهی در فرود نه قهر کرد، نه کار سیاسی را کنار گذاشت و نه عزلتنشینی پیشه کرد. عملا لاریجانی نمونه بارز فردی است که خود را فدای نظام و کشور کرد. چه در دوران حیات و کنشگری سیاسی و چه در سبک و سیاق شهادت، تصویری منحصربهفرد از خود به یادگار گذاشت. ایشان برای من یک استاد بودند. استاد اخلاقی که در هر دیدار از او میشد بسیار آموخت.» خالقی در ادامه یادآور میشود: «در عین حال یکی از جنبههای مهم شخصیتشان که طی سالهای اخیر کمتر دیده شد، رویکرد علمی، فیلسوف بودن و معلم بودن ایشان بود. به گفته دوستان و نزدیکان حتی در سالهای آخر بهرغم اینکه استاد تمام رشته خود بودند، اما هرگز از مطالعه گریزان نبوده و هر بار که قرار بود روبهروی دانشجویان بایستند و تدریس کنند خود را بهروزرسانی کرده و مطالعات جدیدی انجام میدادند. اینها همه حاکی از روحیه افتاده و منش فروتن لاریجانی بود. هرگز در گفتوگوهایی که با ایشان به صورت دورهای یا متناوب داشتم، روحیه تکبر و خودبینی ندیدم. آغوش ایشان برای هرگونه نقد باز بود. بارها و بارها در مورد کارنامه سیاسی ایشان و نقاطی که به اعتقاد هر کدام از ما میشد نقدی داشت و ضعفی را استخراج کرد، صحبت کردیم و پاسخی درخور شنیدیم. در عین حال حقنگر و حقبین بود. به جایگاه زنان باور قلبی و اعتقاد راسخ داشت. خاطرم هست، پیرامون وزیر زن کابینه چهاردهم (خانم فرزانه صادق) خدمت ایشان رسیده و خواستم در تحقق این مهم، ما را یاری کنند. ایشان به شدت خوشحال شدند، راهنمایی کردند و اقدامات راهگشایی صورت دادند.» این حقوقدان به شاخصهای مدیریت لاریجانی در صدا و سیما نیز اشاره کرده و میگوید: «بسیاری از هنرمندان، مجریان، اهالی موسیقی و... که امروز نامآور شده و منشا اثرات بسیاری هستند در دوره مدیریت ایشان بر صدا و سیما رشد کردند، بالیدند و متجلی شدند. اما متاسفانه تنها برخی جنبههای خاص سیاسی مدیریت ایشان در آن برهه برجسته شده، نقد شده و در خصوص آن صحبت شده است. اما لاریجانی بسیاری از پتانسیلها و ظرفیتها را شناسایی و به دیده شدن آنها کمک کرد. البته در دوران کاری ایشان مانند هر سیاستمدار دیگر نقاط ضعف و قوت بسیاری وجود دارد. اما علی لاریجانی با شخصیتی که از خود نشان میداد و صبر و توکلی که داشت یک مقطع درخشان در میان سیاستمداران ایرانی به یادگار گذاشت. حتی منتقدان ایشان به داشتن انصاف توسط او، شخصیت والا و افتاده او اذعان داشتند. بسیار منظم، با دیسیپلین و خوش پوش بودند. رفتار اجتماعی سامان یافتهای داشتند. ارتباطاتی در سطح عالی داشتند و بیشتر از هر سیاستمدار دیگری طی این سالها بیشتر از آنکه حرف بزند، گوش داده است. ابتدا به صحبتهای گوینده دقت میکرد و بعد پاسخی درخور میداد. این معضل بسیاری از سیاستمداران ایرانی است که بیشتر از اینکه گوش دهند، صحبت میکنند.» خالقی با اشاره به اینکه در ماههای پایانی عمرشان هم نام ایران را بلندآوازه کردند، یادآور میشود: «به عنوان نمونه در سفر به لبنان، نشان داد تا چه اندازه سیاستمدار برجسته و مسلطی است. در جمع خبرنگاران لبنانی عبارت به یادماندنی «شما را کسی تضعیف میکند که به شما طرح میدهد» را به کار برد که برای همیشه در تاریخ مناسبات منطقه باقی میماند. یکی از ویژگیهای ایشان این بود که در مقام مسوول، خود را با تمام وجود وقف آن کار میکرد. مصاحبهای که مدتی قبل با خبرآنلاین داشتند با این تیتر کار شد که «انسان مگر آبرو را میخواهد چه کند؟ میخواهد با خود به گور ببرد» او بر این باور بود که اگر آبرویی دارد باید آن را برای ایران خرج کند. خلاصه اینکه لاریجانی سیاستمداری برجسته و اندیشمندی ژرفاندیش بود که مانندش در تاریخ کمتر تکرار میشود. فقدان علی لاریجانی برای ایران فقدان عقلانیت و میانهروی است و متاسفانه این فقدان به زودی جبران نمیشود.»
هادی حقشناس: چهرهای که در سیاست، فیلسوف بود
هادی حقشناس، استاندار گیلان و تحلیلگر مسائل سیاسی و راهبری در خصوص منش و شمایل علی لاریجانی به «اعتماد» میگوید: «در سالهای پس از انقلاب کمتر سیاستمداری را میتوان پیدا کرد که در قد و قواره دکتر علی لاریجانی باشد. اینکه از واژه «کمتر» استفاده میکنم ناظر به وجوه مختلف است. یکی از این وجوه متکثر و گوناگون تحصیلات او است. کسی که در دانشگاه شریف در مقطع لیسانس ریاضی و کامپیوتر و در دانشگاه تهران ارشد و دکترای فلسفه خوانده باشد. از سوی دیگر هم در بخش نظامی، هم در بخش اجرا، هم در بخش تقنینی و هم در حوزههای امنیتی (شورای عالی امنیت ملی) مسوولیت داشته است. مهمتر از این مسوولیتهای شکلی، موفقیت بودن در حوزههای فعالیت خود است. منظور از موفق بودن این نیست که ایشان نقاط ضعف و کاستی و کمبودی نداشته است، چراکه ما افراد را مطلق قضاوت نمیکنیم. ما تنها 14 امام معصوم در فرهنگ شیعی داریم. لذا این نکاتی که ذکر میکنم با لحاظ کردن این پیشفرضهاست. ایشان هم به لحاظ علمی و هم از منظر اجرایی، موفقیتهایی داشتند که غیر قابل مقایسه با کاستیهای احتمالی در کارنامه ایشان بوده است.» حقشناس ادامه میدهد: «از این منظر لاریجانی به معنای واقعی کلمه فیلسوفی در اجرا بوده است. تلاطماتی که ایران در قضیه برجام داشت، بهرغم همه نقدهایی که به این سند میشود، بخش عمدهای از تصویب برجام و پذیرش آن توسط نظام (تا زمان خروج ترامپ از برجام در سال 97)، تدبیر شخص دکتر علی لاریجانی بود. به هر یک از وجوه زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دکتر علی لاریجانی که نگاه شود، برجستگیهای ممتازی مشاهده میشود. کمتر سیاستمداری در ایران وجود دارد که مدت طولانی در راس امور در صدا و سیما، وزارت ارشاد، مجلس و...باشد و کمترین حاشیهای از او ثبت نشده باشد.مهمترین حاشیه دکتر علی لاریجانی مطلبی بود که احمدینژاد، رییسجمهور دولتهای نهم و دهم برای ایشان ایجاد کرد که البته ارتباطی هم با شخص ایشان نداشت. بنابراین ایران شخصیتی را از دست داده که مانند آن طی دهههای متمادی بروز و ظهور نمیکند. باید سالها بگذارد که چنین شخصیتی در آسمان سیاست ایران ظهور کند. برای درک بخشی از محتوای این شخصیت باید نطقهای قبل از دستور ایشان مطالعه شود. نطقهای قبل از دستوری که هم نکات علمی و فنی دارد و هم راز حکومتداری و بیان مسائل و معضلات ایران در آن گنجانده شده است. مهمتر از همه در این متن راههای برونرفت از مشکلات و راهکارها هم قرار داده شده است.» او با طرح این پرسش که اگر کسی این مطلب را بخواند ممکن است این پرسش برایش شکل بگیرد چرا نکات مورد نظر لاریجانی اجرا نشد؟ پاسخ میدهد: «واقع آن است که در ایران در بسیاری از حوزهها قوانین خوبی وجود دارد، اما شرایط اجرای این قوانین فراهم نمیشود و در برخی موارد هم بخش اجرایی، توان اجرای آن را ندارد. برخی موارد هم توان اجرا و شرایط فراهم میشود، اما ابزار تقنینی مناسب وجود ندارد. اگر قرار باشد ایران به توسعه برسد باید همه اجزا به کار گرفته شوند. یکی از دلایلی که ایشان در مقطعی (سال 84) کاندید ریاستجمهوری شد و رای نیاورد و در مقطع دیگر کاندید و ردصلاحیت شد وجود سلایق افراطی در برابر ایشان بود. در کل میتوان گفت که دکتر علی لاریجانی که در 25اسفند 1404 به شهادت رسید در اوجِ یک سیاستورزی پخته و معتقد به نظام سیاسی قرار داشت. هر چند ایشان در 2دوره انتخابات ریاستجمهوری (1400 و 1403) ردصلاحیت شدند، اما هرگز از مبانی نظام و اعتقاد به نقشآفرینی مردم ردصلاحیت نشد و همه آبرو و افتخار و نهایتا جان شریف خود را برای پیشرفت این کشور و نظام فدا کرد.»
محمدعلی وکیلی: حذف لاریجانی حذف یک نقطه اعتدالی با هدف تقویت افراط بود
محمدعلی وکیلی که در مجلس دهم به عنوان عضو هیات رییسه مجلس فعالیت می کرد در گفتوگو با «اعتماد» در بیان ویژگیهای شخصیتی لاریجانی میگوید: «لاریجانی چند ویژگی منحصربهفرد داشت و مهمترین آنها این بود که او یک رجال ملی به معنای واقعی کلمه بود. ما رجال دارای منصب ملی بدون ویژگیهای ملی زیاد داریم، اما رجال ملی کم داریم. اساسا یکی از مشکلات کشورمان در حوزه حکمرانی ایران این است که افراد دارای منصب ملی الی ماشاءالله وجود دارند، اما رجالی که ویژگی ملی داشته باشند، اندک هستند. یعنی او در بزنگاههای مختلف ظرفیت این را داشت که اولویت را به مصالح عموم بدهد و به نفع مصالح ملی و عمومی از اولویتهای شخصی، حزبی و جناحی خود عبور کند. او کشور را یکپارچه میدید.» وکیلی در ادامه میگوید: «ویژگی دوم ایشان این بود که چون فلسفه خوانده بود فرد مسالهمحور در حکمرانی نبود، بلکه رویکردگرا بود. به دنبال اصلاح رویکردها بود تا اصلاح یک مساله، به همین دلیل گفتمان او رویکردگرایانه بود. این رویکرد چه در حوزه سیاست خارجی و چه در حوزه سیاستهای تقنینی و هم حوزههای مرتبط با امنیت ملی قابل مشاهده بود. شاخص سوم ایشان به زبان حکمت او بازمیگردد، چون زبان حکمت میدانست از این قابلیت برخوردار بود که از مساله عبور کرده و خود را با جزییات گرفتار نکند. مسائل را به صورت کلان میدید تا اینکه مسائل جزیی را مدنظر قرار دهد.» او یادآور میشود: «به همین دلیل در دعواهای سیاسی او هرگز در کتگوری یک انسان حزبی قرار نمیگرفت. هر چند علاقه سیاسی داشت، اما تعلق حزبی نداشت. لذا در کف جریانات سیاسی تعریف میشد. به همین دلیل هم ظرفیت بالایی در تعامل با همه جریانات سیاسی داشت . دغدغه آشتیجویانه داخلی داشت. همانطور که یک دغدغه صلحطلب بیرونی داشت، در عرصه داخلی هم رویکرد آشتیجویانه داشت. به همین دلیل حذف دکتر لاریجانی حذف یک ایده تعادلبخش در صحنه بینالملل، در عین حال که یک ایده آشتیجویانه داخلی بود. به عبارتی او مصداق بارزی از روحیه و رفتار و اندیشه اعتدالی در ایران بود. رویکردی که میتوانست نقطه تعالی و آشتیجویانه تفسیر شود. حذف ایشان هم حمله به نقطه تعادل و اعتدال بود. هر زمان که یک اندیشه اعتدالی حذف میشود فضا برای اندیشههای افراطی بیشتر باز میشود.»
دیدگاه تان را بنویسید