کد خبر: 771029
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۹ ۱۰:۵۵:۰۰
| |

انتقاد منصور حقیقت‌پور از خانه‌نشین شدن علی لاریجانی توسط تندروها؛ حذف او خسارتی برای کشور بود

منصور حقیقت‌پور نوشت: دکتر لاریجانی سال‌ها به ناحق تخریب شد، اجازه نیافت در عرصه‌هایی چون انتخابات ریاست‌جمهوری نقش‌آفرینی کند و به نوعی خانه‌نشین شد. کشور از توان مدیریتی و تجربه او محروم ماند. این حذف نه ظلم به یک فرد، بلکه خسارتی برای کشور است.

انتقاد منصور حقیقت‌پور از خانه‌نشین شدن علی لاریجانی توسط تندروها؛ حذف او خسارتی برای کشور بود
کد خبر: 771029
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۹ ۱۰:۵۵:۰۰

منصور حقیقت‌پور در یادداشتی با عنوان «علی لاریجانی مکتب عقلانیت در سیاست ایران» در روزنامه اعتماد نوشت: از علی لاریجانی به عنوان «ستاره‌ای در سپهر سیاست ایران» باید یاد کرد؛ سیاستمداری که عقلانیت، نظم فکری و نگاه فراجناحی را به عرصه تصمیم‌گیری ‌های کشور آورد، اما قربانی کژ‌فهمی‌ها و حذف‌‌های سیاسی شد. مکتب فکری لاریجانی هنوز می‌تواند راهی برای خروج کشور از بن‌‌بست‌ها باشد، اگر عقلانیت و میانه‌روی، بار دیگر در سیاست ایران رایج شود. ما نظیر ایشان را یا نداریم یا اگر هم نظایری مانند ایشان در کشور وجود داشته باشد، بسیار اندک و انگشت‌شمار هستند.

1) علی لاریجانی فردی بود که با تمام جریانات سیاسی می‌توانست بر پایه تامین منافع ملی کشور، توسعه ایران، ثبات سیاسی و امنیتی و... کار کند. او هم تعلیمات مناسب دینی داشت و هم اینکه به علوم روز مسلط بود. ضمن اینکه رشته ریاضی خواند و این رشته افکار ایشان را پایه‌ریزی کرد به دروس انسانی و فلسفه نیز اهتمام ویژه‌ای داشت. بر پایه علوم ریاضی برای حل هر مشکلی از مشکلات جمهوری اسلامی ایران فرمول و راهکار ارایه کرد و با سلاح فلسفه اندیشه را وارد نظام تصمیم‌سازی‌های کلان کرد. در روزگاری که سیاست به میدان جدال جناح‌ها و حذف رقبا تبدیل شده، لاریجانی نمونه‌ای از رفتاری متفاوت است: کسی که با وجود اختلاف سلیقه‌ها، توانسته در میان جریان‌‌های گوناگون به عنوان حلقه واسط عمل کند، گفت‌وگو برقرار سازد و تصمیم‌‌هایی بگیرد که به نفع «کل کشور» باشد نه گروه یا حزب خاصی. او از آن دسته افراد نادری است که منافع ملی را محور سیاست خود قرار داد و هرجا لازم بوده برای حفظ آن، از محبوبیت زودگذر سیاسی گذشته است. او چهره‌‌ای کم ‌نظیر در ترکیب عقل و تجربه است. 

2) لاریجانی سه بُعد علمی متفاوت را در هم آمیخته است: تعهد دینی، ذهن منظم ریاضی و عمق فلسفی. این ترکیب باعث شده تا درک دقیقی از ساختار و نظام تصمیم‌گیری داشته باشد. ذهن ریاضی به او توان نظم و تحلیل داده و فلسفه عمق نگاه و تعادل فکری بخشیده است. او مسائلی را که دیگران با هیجان سیاسی می‌دیدند، با فرمول‌ و مدل‌های منطقی حل می‌کرد. 

ریاست صدا و سیما، ریاست مجلس شورای اسلامی و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی سه بخش از مهم‌ترین کنشگری لاریجانی در عرصه سیاسی کشور است. در دوران ریاست او بر مجلس، لاریجانی تلاش کرد مجلس را به کانون گفت‌وگو و تعقل تبدیل کند. او ضمن شناخت دقیق از محدودیت‌ها و امکانات نظام، سعی داشت پل ارتباطی میان قوا باشد و نه عامل شکاف. این ویژگی همان حلقه گمشده‌ای است که سیاست ایران امروز بیشتر از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد؛ عقلانیتی که قدرت را هزینه گفت‌وگو می‌کند، نه  ابزار حذف  دیگران.

3) اما بخش چشمگیرتر این حضور مربوط به دوران مسوولیت لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی است؛ نهادی که در حساس‌ترین برهه‌های امنیتی و دیپلماتیک کشور نقشی کلیدی داشته است. در آن دوران، لاریجانی ساختار شورا را بازآرایی کرد، ارتباطات میان نهادهای امنیتی و سیاسی را منظم ساخت و شورا را از انزوا خارج کرد. این یکی از روشن‌ترین برهه‌های تاریخ آن نهاد است: «او شورای عالی امنیت ملی را از یک جلسه تشریفاتی به نهاد کاربردی و تصمیم‌ساز تبدیل کرد. برای اولین‌بار تعامل دستگاه‌های اجرایی، نظامی و فرهنگی زیر چتر امنیت ملی هماهنگ‌تر شد.»  افسوس که سیاست ما به جای استفاده از عقلانیت، گرفتار کژ‌فهمی و افراط شد. 

4) دکتر لاریجانی سال‌ها به ناحق تخریب شد، اجازه نیافت در عرصه‌هایی چون انتخابات ریاست‌جمهوری نقش‌آفرینی کند و به نوعی خانه‌نشین شد. کشور از توان مدیریتی و تجربه او محروم ماند. این حذف نه ظلم به یک فرد، بلکه خسارتی برای کشور است. هر نظام سیاسی برای بقا نیازمند حضور جریان تفکر عقلانی است؛ حذف این جریان به معنای بازگشت به تصمیم‌های هیجانی و سیاست‌های مقطعی است. درست از همین‌جاست که باید از «مکتب لاریجانی» سخن گفت. مکتبی که می‌خواهد عقلانیت و تعادل را به عرصه قدرت بازگرداند. لاریجانی در تعامل با دیگران اهل مدارا و گفت‌وگوست، اما در دفاع از اصول دینی و ملی صریح و قاطع.

 این ترکیب، او را به سیاستمداری «فراجناحی» تبدیل کرده است: او از چپ و راست، اصولگرا و اصلاح‌طلب عبور کرده و تنها معیارش منافع ملی بوده است. کمتر سیاستمداری را می‌توان یافت که تا این اندازه توانسته با جناح‌های مختلف تعامل کند و در عین‌حال استقلال رأی خود را حفظ کند.

5) کشور در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری به مکتب عقلانیت نیاز دارد. الگوی لاریجانی می‌تواند راهکاری برای خروج از بحران‌های امروز باشد؛ از سیاست تا اقتصاد، از مدیریت تا امنیت. او از نسلی است که تصمیم‌گیری را بر پایه خرد جمعی می‌بیند نه سلیقه فردی. شاید روزی فرابرسد که جامعه سیاسی ایران، قدر عقلانیت را بیشتر بداند و در آن روز، «مکتب لاریجانی» دوباره به عنوان الگویی برای سیاست‌ورزی مدرن و ملی احیا شود.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها