علیرضا خمسه: در جامعه سالم هنرمند در ۶۶ سالگی فوت نمیکند / من و آقای عبدی برای کمدی زاده شدیم / این روزها منتظریم ببینیم تکلیف جنگ چه میشود؟
علیرضا خمسه گفت: اینگونه نیست که در جامعه سالم هنرمند 66ساله فوت کند، یا کارگردان جوان در آستانه شکوفایی رحلت کند.
تینا جلالی- علیرضا خمسه درباره جهان بازیگری اکبر عبدی با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
- این روزها منتظرم ببینم تکلیفمان چه میشود؟ آیا قرار است دوباره جنگ گسترده شود؟ یا اینکه صلح برقرار میشود؟ آیا ما تعلیقیم، یا هدفمندیم؟ چه داریم میکنیم؟ چون فرهنگ و هنر تابعی است از یک متغیر. اساسا همه ارکان یک جامعه، از اقتصاد و فرهنگ و هنر و... تابع متغیری هستند به نام سیاست.خب کشور ما به کجا میرود؟ به سوی جنگ یا به سوی صلح . این موضوع اگر معلوم شود، تکلیف من بازیگر معلوم میشود، تکلیف برادرم که سوپری دارد هم مشخص میشود و تکلیف خواهرم که آرایشگاه دارد هم معلوم میشود.این روزها همه در حالت تعلیق قرار دارند که چه میشود؟ من هم در همین شرایط هستم.
- اینگونه نیست که در جامعه سالم هنرمند 66ساله فوت کند، یا کارگردان جوان در آستانه شکوفایی رحلت کند و همه غصههایی که این روزها و سالها پشت سر گذاشتیم، بنابراین جامعهای که در آن زندگی میکنیم را باید با نشانههایش تبیین کنیم، بگوییم ما جامعه سالمی داریم به همین دلیل اکثریت مردمانش شادمان هستند، نشانه بارزش این است که وقتی در خیابان حرکت میکنیم مردم لبخند میزنند، اما در جامعهای که در رانندگی، ایست و توقفش یا حرکتش پرخاشجویی و عصبیت میبینید این جامعه را باید به درمانگر سپرد و راه چاره برای آن پیدا کرد، به نظر من یکی از دلایلی که خیلی از هنرمندان و غیر از هنرمندان را از دست میدهیم به این دلیل است که فشار روحی و روانی و استرس به زندگی تکتک ما وارد شده است.
- سوپری محل در 50 سالگی سکته کرده، هنرمند ما در 66 سالگی فوت کرده، کارگردان ما در جوانی فوت میشود، منظور این است که قبل از اینکه دیر شود به تکتک آدمهای پیرامون نگاه کنیم.
- به نکته مهمی اشاره کردید ولی سوالی هم به وجود میآید، خیلی از هنرمندان هستند که سن و سالی ازشان گذشته و با سختی کار میکنند و اموراتشان را میگذرانند، به نظر شما کوچ بعضی هنرمندان چقدر به خودشان وابسته است؟ اگر همه مقصر را جامعه ندانیم، بخشی از آن به نوع زیست و مراقبه خودشان هم تا حدودی برمیگردد، موافقید؟
- فکر کنید که شما در یک جامعهای زندگی میکنید که تصمیم گرفته،[...] (دارم مثال میزنم)، اما تکلیف هنرمند چیست؟ دو تصمیم و راه پیش پای هنرمند قرار میگیرد برای اینکه ادامه دهد به تصمیم مسوولان و سیاستمداران گردن مینهد یا نه راه و رسالتی که هنر برای او قائل است تحقق میبخشد، بنابراین این مثال جواب حرف شما میشود. یعنی مسوولیتهای خودمان کمتر از مسوولیتهای جامعه در قبال ما نیست. همین.
- درباره آقای عبدی صحبت بسیار است، از خلاقیتهایش، از ارزشمندیهایش تحلیل بسیار است، ولی ما باید از آقای عبدی گلایهمند باشیم که چرا به خودش نرسید، چرا توجهی به جسم خودش نکرد، ما به او احتیاج داشتیم، 66 سالگی برای عمر ایشان کم است، اکبر عبدی حداقل باید 20 سال دیگر هنرمندانه و خلاقانه زندگی میکرد و اثربخشی میداشت و در زمینه کار اصلی خود یعنی کمدی ملت را میخنداند، ما از او گلایه داریم که زود ما را ترک کرد.
- نه تنها کارنامه ایشان که درباره تکتک بازیگران حتی کارگردانان کشور هم فراز و نشیب میبینید. فرازها حاصل دوران طلایی اجتماعی است، فرودها حاصل توقف، مانعتراشیها، حاصل بد عمل کردن مدیران سینمایی کشور است. وقتی آدمی مثل اکبر عبدی در کارنامهاش اجارهنشینها، آدمبرفی، ای ایران را دارد، باید از جامعه و مدیر هنری توقع داشته باشیم، وقتی او از اوج شروع میکند به اوج خودش اضافه کند و به فرود نرسد، اگر آدمی از اوج شروع میکند و به فرود میرسد، بخش اصلی مسوولیت، متوجه مسوولان و مدیران فرهنگی مربوط میشود.
- من و آقای عبدی و دیگر بازیگران کمدی داخل و حتی خارج از کشور برای کمدی زاده شدهایم، ما زاده شدهایم برای شادی، ما زاده شدهایم برای اینکه مردم را بخندانیم.
- ما بازیگرها زندگی و امرار معاش ما از طریق حرفهمان که بازیگری است، سپری میشود. مثلا سه کار به من پیشنهاد میشود یکی خوب است، یکی متوسط و دیگری ضعیف است. عقل سلیم به من میگوید کار قوی را انتخاب کن، اما اگر به جای این سه کار، سه کار ضعیف به من پیشنهاد شود و من مجبور شوم هر کدام از این سه کار را انتخاب کنم، من باختم، یعنی من نسبت به مسوولیت خودم کوتاهی کردم ولی به خاطر امرار معاش یکی از این سه کار ضعیف را باید قبول میکردم. مشکل اصلی ما این است.
- در جامعهای مثل ایران که اجارهنشینها کار میشود از آن طرف سه کمدی سطح پایین کار میشود، وقتی فیلمی مثل آپارتمان ساخته میشود در مقابلش سه فیلم لالهزاری کار میشود امان از آن روزی که دوغ و دوشاب یکی شود و همه فیلمها را با هم قاطی کنیم. متاسفانه الان وضعیت اینگونه است.
- و در یک جامعه سالم به مساله آموزش و پژوهش بسیار بها داده میشود. آموزش یعنی چه؟ یعنی اینکه در جامعه امریکا جری لوییس به عنوان کمدین بزرگ دارد ولی حالا که جری لوییس پیر شده جیم کری را ارایه میدهد، یعنی اینکه نسلهای جدید را آموزش و پرورش میدهند تا جای کمدینهای قدیم را کمدینهای بهتری پر کنند.
- اما وقتی جامعهای به این نکات توجه نکند همین میشود که میگوییم اکبر عبدی میرود جایگزینی برایش نیست، اما در جامعه سالم نگران نیستند، چون مدارس بزرگ برای پرورش بازیگری دارند، کمدینهای قدیمی رفتهاند، کمدینهای جدیدتری آموزش میگیرند.
- اول باید کسی به عنوان کمدین زاده شود تا او را آموزش داد. اگر کسی برای بازیگری زاده نشده باشد هیچ تکنیکی نمیتواند به او کمک کند.
دیدگاه تان را بنویسید