چرا عراقچی در آستانه سفر رئیسجمهور به آمریکا به چین سفر کرد؟
کوروش احمدی گفت: اطلاعیه وزارت خارجه چین درباره دیدار دو وزیر خارجه، از تغییر نسبی در لحن و تاکیدات پکن حکایت دارد. چین اینبار روی سه محور مهم تمرکز کرده است؛ نخست، آمادگی برای ایفای نقش سازندهتر در کمک به برقراری صلح در منطقه خلیجفارس و حمایت از حقوق و منافع مشروع ایران؛ دوم، تاکید روشنتر بر بازگشایی هرچه سریعتر تنگه هرمز و تضمین عبور امن و بدون مانع از آبراههای بینالمللی و زنجیرههای انرژی و تامین؛ و سوم، اشاره به ناکافیبودن ساختار امنیتی خاورمیانه و ضرورت اصلاح و تقویت آن.
سفر وزیر خارجه ایران به پکن را میتوان در چارچوب تلاش تهران برای فعالسازی دیپلماسی شرکای راهبردی و ایجاد ظرفیتهای جدید در برابر فشارهای واشنگتن ارزیابی کرد، آنهم در شرایطی که چین با فاصله از میانجیگری رسمی، در پی مدیریت ریسکهای ناشی از ناامنی مسیرهای انرژی و جلوگیری از تغییر نامطلوب موازنه ژئوپلیتیک منطقه است.
به گزارش اعتماد، این روند، بازتاب رقابت قدرتهای بزرگ بر سر شکلدهی به ترتیبات امنیتی پس از بحران در خاورمیانه است. کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل و کارشناس ارشد روابط بینالملل در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره اهمیت و نتایج سفر اخیر عباس عراقچی به پکن و تماسهای او با وزیر خارجه ترکیه و مقام پاکستانی در حضور وانگیی، گفت: «باتوجه به اینکه تجاوز علیه ایران حدود ۱۶ ماه پیش آغاز شد، طبیعی است که ایران در این مدت تماسهای بیشتری با کشورهای دوست داشته باشد. با این حال، میتوان گفت تماسهای ایران و چین در سطح مقامهای عالیرتبه، کمتر از حد انتظار بوده است.» این دیپلمات پیشین افزود: «در این مدت، تماسها عمدتا به سفر آقای عراقچی به پکن در اردیبهشت و دیدار وزیران خارجه ایران و چین در حاشیه نشستی در بیشکک در تیر ماه محدود بوده است. در نشستهای اخیر سران سازمان همکاری شانگهای و بریکس نیز، با وجود حساسیت شرایط، ملاقات رسمی دوجانبهای میان روسایجمهور ایران و چین انجام نشد.» احمدی در ارزیابی نتایج سفر اخیر رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان گفت: «اطلاعیه وزارت خارجه چین درباره دیدار دو وزیر خارجه، از تغییر نسبی در لحن و تاکیدات پکن حکایت دارد. چین اینبار روی سه محور مهم تمرکز کرده است؛ نخست، آمادگی برای ایفای نقش سازندهتر در کمک به برقراری صلح در منطقه خلیجفارس و حمایت از حقوق و منافع مشروع ایران؛ دوم، تاکید روشنتر بر بازگشایی هرچه سریعتر تنگه هرمز و تضمین عبور امن و بدون مانع از آبراههای بینالمللی و زنجیرههای انرژی و تامین؛ و سوم، اشاره به ناکافیبودن ساختار امنیتی خاورمیانه و ضرورت اصلاح و تقویت آن.» این کارشناس ادامه داد: «چین از ایران و امریکا خواسته خویشتندار باشند، در اسرع وقت به یادداشت تفاهم اسلامآباد بازگردند، سازوکار مذاکراتی را برمبنای توافقهای پیشین بازسازی کنند و درباره موضوعات مورد نگرانی طرفین وارد گفتوگوهای محتوایی شوند. پکن همچنین بر گفتوگو با کشورهای خلیجفارس و جلوگیری از گسترش تنش به یمن و دریای سرخ تاکید کرد: «اینبار اطلاعیه چین صراحت بیشتری دارد و در مقایسه با مواضع قبلی پکن، نکات روشنتر و کمسابقهتری در آن دیده میشود. لحن بیانیه در مجموع از سرخوردگی چین نسبت به طولانی شدن بیش از حد جنگ ایران و امریکا و زیانهای ادامه آن برای منافع چین حکایت دارد. از همین رو تکرار موضع چین درباره هرمز اهمیت ویژهای خواهد داشت. پکن از ۳۱ مارس و در بیانیه مشترک با پاکستان، موضع مشخصی درباره بازگشت هرچه سریعتر عبور عادی از تنگه هرمز داشته و این موضع را چند بار تکرار کرده؛ با این تفاوت که اینبار آن را صریحتر به کلیت جنگ و ضرورت پایان دادن به تنش پیوند زد.» احمدی ادامه داد: «زمانبندی سفر آقای عراقچی به پکن، در آستانه سفر رییسجمهور چین به امریکا نیز مهم است. همچنین گفتوگوی تلفنی وزیر خارجه چین با وزیر خارجه امریکا در روز بعد نیز اهمیت دارد. چین از این مسیر، بهنوعی قدرتنمایی کرده و نفوذ خود بر ایران را به رخ امریکا کشیده است.»
دیپلماسی زیر سایه فشار
کوروش احمدی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره امکان آغاز رایزنی واشنگتن با تهران پیش از انتخابات میاندورهای امریکا و چشمانداز احیای تفاهم اسلامآباد نیز گفت: «در روزهای اخیر، تغییر عمدهای در سیاست ترامپ مشاهده نمیشود. او همچنان سخنان ضد و نقیضی مطرح میکند؛ از یکسو از مذاکره میگوید و از ایران میخواهد به توافق برسد، اما ازسوی دیگر مدعی است ایران هنوز برای توافق آماده نیست.» این دیپلمات پیشین افزود: «ترامپ گفته یا به توافق خوبی دست پیدا میکنیم یا اساسا توافقی در کار نخواهد بود. این مواضع نشان میدهد او قصد دارد سیاست یکی، دو ماه اخیر خود، یعنی تکیه بر محاصره دریایی و فشار اقتصادی را ادامه دهد تا شاید ایران در ماههای آینده با مشکلات بیشتری روبهرو شود و حاضر به امتیازدهی گردد.» احمدی ادامه داد: «بعید به نظر میرسد ترامپ تا انتخابات میاندورهای کنگره تغییر قابلتوجهی در این رویکرد ایجاد کند. او پس از انتخابات، متناسب با شرایط آن زمان تصمیم خواهد گرفت که به سمت جنگی فراگیرتر برود یا همین روند فعلی را ادامه دهد.» از منظر احمدی «عامل مهم در این میان، از یکطرف میزان تابآوری اقتصاد و شرایط اجتماعی ایران و از طرف دیگر وضعیت اقتصاد امریکا و اقتصاد بینالمللی است. به نظر میرسد ترامپ تلاش میکند بیشترین میزان ممکن نفت از مسیرهای غیررسمی از تنگه هرمز خارج شود تا مانع افزایش بیشتر قیمت نفت شود.» این دیپلمات پیشین کشورمان با اشاره به بهای نفت برنت در هفته گذشته گفت، قیمت نفت تا حدود ۱۰۸ دلار به ازای هر بشکه افزایش یافت و پس از آن در مقاطعی به نزدیکی ۱۰۳ دلار بازگشت؛ این نوسانها با تشدید نگرانیها درباره مسیرهای انتقال انرژی در هرمز و آسیب به خط لوله شرق-غرب عربستان همزمان بود، از همین رو ممکن است قیمت نفت در همین حدود، با وجود بحران در دو تنگه مهم، حمله به خط لوله عربستان و تداوم شرایط جنگی در منطقه، فعلا برای ترامپ و ورود او به فضای انتخاباتی قابلقبول باشد.» نماینده پیشین ایران در سازمان ملل ادامه داد: «همزمان به نظر میرسد امریکا تلاش دارد از طریق نوعی کنارآمدن با انصارالله، مانع تشدید تنش در دریای سرخ و افزایش اثر منفی آن بر انتقال نفت شود. اینکه این عوامل چگونه عمل خواهند کرد، عمدتا پس از انتخابات بر تصمیمگیریهای ترامپ اثر خواهد گذاشت.» به گفته احمدی: ترامپ در اظهارات علنی گفته است که ایران خواهان توافق است و جنگ میتواند پس از انتخابات میاندورهای پایان یابد؛ با این حال، این اظهارات به تنهایی به معنای آغاز مذاکرات رسمی یا توافق تازه نیست.
چین میان دو گزینه میانجیگری و موازنهسازی
این کارشناس ارشد روابط بینالملل در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره نقش احتمالی چین در کاهش تنش میان ایران و امریکا، همزمان با سفر قریبالوقوع شی جین پینگ به امریکا، گفت: «چین با اطلاعیه اخیر وزارت خارجه خود پس از ملاقات وانگیی و آقای عراقچی، گام دیگری در اعلام آمادگی برای کمک به حل مساله میان ایران و امریکا برداشته است. گام پیشین نیز سخنان آقای شی در اجلاس بریکس درباره کمک این مجموعه به حل بحران بود. با این حال، چین هنوز حاضر نیست، همانند آنچه پیشتر در مناسبات ایران و عربستان انجام داد، صریحا از میانجیگری سخن بگوید. یکی از دلایل این احتیاط میتواند تردید ایران و امریکا در پذیرش میانجیگری چین باشد.» احمدی ادامه داد: «چین طبیعتا بر منافع خود متمرکز است. بسته ماندن تنگه هرمز و تهدید بابالمندب برای این کشور کم از یک فاجعه نیست، زیرا اقتصاد بزرگ چین بر صادرات کالا استوار است و حدود ۹۰درصد صادراتش از مسیر دریا انجام میشود. بنابراین، ارزان بودن و سرعت دریانوردی بینالمللی برای چین، به عنوان عضو کنوانسیون حقوق دریاها، اهمیت زیادی دارد؛ در غیر این صورت چین در رقابت با کشورهایی که به بازارهای مصرف نزدیکترند، عقب خواهد افتاد.» او همچنین تصریح کرد: «چین برای روابط خود با کشورهای عربی خلیجفارس نیز اهمیت زیادی قائل است. حجم روابط اقتصادی چین با این کشورها حدود ۱۰ برابر روابطش با ایران است و بخش مهمی از نفت موردنیاز چین نیز معمولا از این کشورها تامین میشود. بنابراین، تردیدی نیست که پکن خواهان پایان یافتن بحران و کاهش تنش در تنگه هرمز و بابالمندب است.» این کارشناس افزود: «باوجود این، چین توجه دارد که جنگ جاری نباید به سود امریکا تمام شود، زیرا در آن صورت امریکا در رقابتهای ژئوپلیتیک و اقتصادی با این کشور در موقعیت بهتری قرار میگیرد. از این رو، پکن تاکنون بهنوعی میان ایران و امریکا بندبازی کرده، اما اکنون به نظر میرسد میکوشد برای شکلگیری تفاهمی مورد پذیرش دوطرف، تلاش بیشتری انجام دهد.» از منظری دیگر و به باور احمدی قیمت انرژی و امنیت کشتیرانی در هرمز و بابالمندب از محورهای علنی رایزنی پکن با تهران بوده است: چین در دیدار ۱۶ سپتامبر وانگیی و عراقچی، بازگشت ایران و امریکا به تفاهم اسلامآباد، بازسازی گفتوگوها و اقدام برای بازگشایی سریع هرمز را خواستار شد. دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل ادامه داد: «چین امکانات قابلتوجهی برای اثرگذاری بر مواضع طرفهای درگیر دارد، به ویژه آنکه ایران برای روابطش با چین اهمیت زیادی قائل است. اکنون موضوع مهم دیگر، تهدید امریکا به تحریم کشورهایی است که با ایران معامله میکنند. پرسش این است که آیا امریکا برای عملیکردن این تهدید، درقبال چین اقدام خواهد کرد یا نه.» احمدی در پایان گفت: «اگر امریکا در این مسیر حرکت کند، تنش میان واشنگتن و پکن افزایش خواهد یافت. در این صورت، فعالتر شدن چین برای کمک به حل بحران میتواند تا حدی ناشی از تلاش این کشور برای مصونماندن از پیامدهای منفی بیشتر بحران باشد.»
پشت پرده نشستهای محرمانه اسراییل و اعراب با امریکا
کوروش احمدی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره همزمانی سفر شیجینپینگ، رییسجمهور چین و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسراییل به واشنگتن و نیز نشست احتمالی امریکا با کشورهای حاشیه خلیجفارس گفت: «صحبت از نشستی است که قرار است در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، در ۲۲ سپتامبر و به میزبانی ترامپ برگزار شود. سران یا وزیران خارجه شش کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس و شاید برخی مقامهای دیگر کشورهای عربی نیز در آن شرکت دارند.» این دیپلمات پیشین افزود: «برخی گزارشها حاکی از آن است که امریکا قصد دارد در این نشست درباره راهبرد منطقهای خود در دوره پس از جنگ و گامهای بعدی در قبال بحران جاری گفتوگو کند. شاید این جلسه با گزارشهایی که از تدوین طرح دولت امریکا برای شرایط پس از پایان درگیریها و پیشبردن آن پس از انتخابات میاندورهای منتشر شده، بیارتباط نباشد.» احمدی ادامه داد: «با این حال، تا این لحظه موضعگیری رسمی روشنی درباره هدف، دستورکار و نتایج احتمالی نشست مطرح نشده و بخش عمده مطالب منتشرشده در حد گمانهزنی رسانهای است. با این همه گزارشها حاکی از آن است که ترامپ قصد دارد با مقامهای عربستان، امارات، قطر، بحرین، کویت و عمان دیدار کند. دستورکار احتمالی این نشست، مرحله بعدی درگیری با ایران و طرح واشنگتن برای نظم منطقهای پس از جنگ عنوان شده؛ با این حال، این اطلاعات بر پایه گزارشهای رسانهای و منابع آگاه منتشر شده و جزییات رسمی آن تایید نشده است.»
تحولات یمن و احتیاط واشنگتن
این دیپلمات پیشین در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره علت پیشرویهای انصارالله در مسیر بابالمندب، ناتوانی نیروهای همسو با عربستان در مهار آن و چرایی واکنش محدود امریکا، گفت: «از آنجا که تحلیلگر نظامی نیستم، نمیتوانم درباره دلایل پیشروی انصارالله و عقبنشینی گروههای وابسته به عربستان اظهارنظر کنم. اما نتیجه این پیشرویها، دسترسی انصارالله به بابالمندب و تصرف جزیره پریم در داخل تنگه و یکی، دو جزیره کوچک دیگر بوده است. با این حال این پیشرویها به انصارالله امکان میدهد حتی بدون تجهیزات پیشرفته، تردد کشتیها در تنگه را پایش کند و در صورت تمایل، آسانتر آنها را هدف قرار دهد.» احمدی ادامه داد: «فکر میکنم دولت ترامپ مایل نیست وضعیت عاری از تنش حاد و آتشبسی را که از دور اول ریاستجمهوری ترامپ با انصارالله برقرار بوده، برهم بزند، به ویژه آنکه در جریان جنگ ۴۰روزه نیز این آتشبس برقرار بود و انصارالله، برخلاف حزبالله لبنان، از ورود به جنگ به نفع ایران خودداری کرد.» او تصریح کرد: «دلیل دیگر تمایل امریکا به حفظ آتشبس میتواند این باشد که واشنگتن دستکم فعلا تهدیدی مستقیم ازسوی انصارالله علیه خود احساس نمیکند و بیشتر این مساله را جنگ قدرتی در داخل یمن و میان عربستان و انصارالله میبیند.»
دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل گفت: «همچنین ممکن است امریکا بر این باور باشد که پیشرویهای انصارالله و تسلط آن بر تنگه، الزاما به معنای تهدید بیشتر برای کشتیرانی در دریای سرخ نیست، زیرا انصارالله پیشتر نیز از مواضع خود در کرانههای دریای سرخ، امکان تهدید کشتیرانی را داشت و از این منظر، تحول تعیینکنندهای رخ نداده است.»
دیدگاه تان را بنویسید