کد خبر: 790205
|
۱۴۰۵/۰۶/۲۱ ۰۹:۱۵:۴۸
| |

پشت‌پرده اصرار آمریکا بر ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت / ترامپ به دنبال مذاکره است؟

دیهیم خان‌بیگی گفت: «امریکا از راهبردی چندلایه پیروی می‌کند که محور اصلی‌اش افزایش فشار اقتصادی بر ایران است. ادامه جنگ از نظر اقتصادی و امنیتی پرهزینه شده و تناسب هزینه‌های عملیات نظامی با دستاوردهای آن، بیش از گذشته محل تردید است. از این رو، واشنگتن می‌کوشد با محاصره دریایی، تحریم‌ها و محدودکردن مبادلات، فشار را بر منابع درآمدی و توان اقتصادی ایران متمرکز کند.»

پشت‌پرده اصرار آمریکا بر ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت / ترامپ به دنبال مذاکره است؟
کد خبر: 790205
|
۱۴۰۵/۰۶/۲۱ ۰۹:۱۵:۴۸

امریکا با اتخاذ یک راهبرد چندلایه، تلاش می‌کند از طریق پیوند تحریم‌های اقتصادی، فشارهای دریایی و ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی علیه تهران را افزایش دهد.

به گزارش اعتماد، هدف واشنگتن محدود کردن مسیرهای کاهش اثر تحریم‌ها و ایجاد پشتوانه سیاسی برای تشدید فشارهاست. با این حال، اختلاف میان قدرت‌هایی مانند چین و روسیه و همچنین هزینه‌های ناشی از بحران انرژی، می‌تواند دامنه اثرگذاری این راهبرد را محدود و فشار امریکا را به معادله‌ای پرهزینه برای همه طرف‌ها تبدیل و قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش دهد. دیهیم خان‌بیگی، کارشناس روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره اهداف استراتژی ادعای امریکا که همزمانی دارد با ارجاع پرونده هسته‌ای کشورمان به شورای امنیت در کنار محاصره دریایی و هوایی، تحریم‌ها و تجاوزات نظامی به مناطق جنوبی کشورمان به شورای امنیت گفت: «امریکا از راهبردی چندلایه پیروی می‌کند که محور اصلی‌اش افزایش فشار اقتصادی بر ایران است. ادامه جنگ از نظر اقتصادی و امنیتی پرهزینه شده و تناسب هزینه‌های عملیات نظامی با دستاوردهای آن، بیش از گذشته محل تردید است. از این رو، واشنگتن می‌کوشد با محاصره دریایی، تحریم‌ها و محدودکردن مبادلات، فشار را بر منابع درآمدی و توان اقتصادی ایران متمرکز کند.»این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه افزود: «هدف از گشودن چند جبهه، محدود کردن راه‌های عبور ایران از فشارهاست. محدودیت فروش نفت، دشواری انتقال درآمد و افزایش هزینه تجارت، یکدیگر را تقویت می‌کنند و آثار آنها به بودجه دولت محدود نمی‌ماند، بلکه به تولید، سرمایه‌گذاری و معیشت نیز منتقل می‌شود. پیامد مهم‌تر، مبهم‌شدن چشم‌انداز اقتصادی است؛ زیرا با کاهش امکان پیش‌بینی، تصمیم‌گیری اقتصادی دشوارتر می‌شود.»  خان بیگی تصریح کرد: در چنین شرایطی «ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ اقدامی برای تکمیل پازل جنگ اقتصادی و فراهم‌کردن پشتوانه سیاسی برای گسترش فشارها. امریکا می‌خواهد هزینه همکاری با ایران را برای دیگر کشورها افزایش دهد و راه‌های کاهش اثر تحریم‌ها را محدودتر کند.» خان‌بیگی ادامه داد: «تداوم این وضعیت برای کشورهای فشارآورنده نیز هزینه‌ساز است. اگر اختلال در عرضه و انتقال نفت ادامه یابد، احتمال حرکت قیمت نفت به سمت ۱۲۰ دلار تا پایان ماه جاری مطرح می‌شود. چنین افزایشی، فشار تورمی و هزینه‌های اقتصادی را به امریکا و شرکایش بازمی‌گرداند و ادامه این سیاست را دشوارتر می‌کند.» او در ادامه تاکید کرد: «چین نیز مستقیما از فشار بر جریان نفت ایران متأثر می‌شود، زیرا هزینه تامین انرژی و محاسبات اقتصادی پکن را دگرگون می‌کند، به همین دلیل، احتمال افزایش نقش‌آفرینی چین در روند بحران وجود دارد. تداوم فشار امریکا به میزان تحمل هزینه‌های بازار انرژی و واکنش قدرت‌هایی مانند چین وابسته است؛ هرچه این هزینه‌ها بیشتر شود، فرصت واشنگتن برای ادامه این تاکتیک با شدت کنونی محدودتر خواهد شد.»

خیز امریکا برای اجماع‌سازی علیه ایران

خان‌بیگی در پاسخ به این پرسش که با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و برجسته‌شدن جنبه سیاسی آن، چه تحولاتی محتمل است و ایران چه اهرم‌هایی در اختیار دارد، گفت: «در مرحله پیش رو، تلاش برای اجماع‌سازی علیه ایران تشدید خواهد شد. ارجاع پرونده به شورای امنیت را باید در امتداد همان فشار چندلایه دید؛ اقدامی که هدف آن، ایجاد پشتوانه سیاسی گسترده‌تر برای اقدامات علیه ایران است. در چنین فضایی، مسائل فنی هسته‌ای بیش از گذشته در چارچوب رقابت و چانه‌زنی قدرت‌ها قرار می‌گیرند و تصمیم‌ها نیز تحت‌تاثیر همین مناسبات شکل می‌گیرند.»  او افزود: «چین و روسیه در این میان نقش خود را ایفا خواهند کرد. مخالفت آنها با ارجاع پرونده و مواضع‌شان درباره نامشروع‌بودن بازگشت تحریم‌ها، نشان می‌دهد بر سر مسیر مورد‌نظر امریکا توافقی میان قدرت‌های بزرگ وجود ندارد. اهمیت این اختلاف برای ایران آن است که واشنگتن نمی‌تواند به‌سادگی موضع خود و متحدانش را به عنوان خواست مشترک جامعه بین‌المللی معرفی کند.»این کارشناس روابط بین‌الملل تصریح کرد: «با این حال، قطعات پازل اجماع‌سازی در حال تکمیل‌شدن است. امریکا و شرکایش می‌کوشند با پیوندزدن گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، تصمیم‌های شورای حکام و پیگیری موضوع در شورای امنیت، کشورهای بیشتری را با فشارها همراه کنند. بنابراین، پیش‌بینی من ادامه کشمکش بر سر مشروعیت و دامنه این فشارهاست؛ کشمکشی که هم در نهادهای بین‌المللی و هم در روابط اقتصادی کشورها با ایران جریان خواهد داشت.»  خان‌بیگی ادامه داد: «مهم‌ترین اهرم ایران در این مرحله، استفاده از همین اختلاف مواضع و تبدیل روابط با چین و روسیه به هماهنگی موثر دیپلماتیک و اقتصادی است. گفت‌وگو با کشورهایی که هنوز به سیاست فشار نپیوسته‌اند نیز اهمیت دارد، زیرا نتیجه اجماع‌سازی فقط با موضع قدرت‌های بزرگ تعیین نمی‌شود و رفتار دیگر کشورها نیز بر میزان انزوای اقتصادی ایران اثر می‌گذارد.»  او در ادامه تاکید کرد: «مساله اصلی برای ایران، تبدیل حمایت سیاسی به نتیجه عملی است؛ یعنی حفظ مسیرهای همکاری اقتصادی، افزایش هزینه همراهی با فشارها و جلوگیری از گسترش صف کشورهای همراه امریکا. هرچه پیوند میان دیپلماسی و منافع اقتصادی محکم‌تر باشد، امکان اثرگذاری ایران بر روند پیش رو بیشتر خواهد شد.»

تحریم هوایی؛ تکمیل حلقه فشار اقتصادی

خان‌بیگی در پاسخ به این پرسش که محدودیت‌های هوایی جدید اعمالی علیه کشورمان چه پیامدهایی دارد و امریکا از اعمال آنها چه هدفی را دنبال می‌کند، گفت: «محدودیت‌های هوایی را باید در پیوند با تلاش ایران برای حفظ مسیرهای پشتیبانی از نیروهای همسو در منطقه، به ‌ویژه یمن، بررسی کرد. در شرایطی که مسیرهای دریایی محدود شده‌اند، حمل‌ونقل هوایی برای تامین نیازهای تداوم فعالیت این نیروها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هدف امریکا نیز بستن مسیرهایی است که می‌توانند بخشی از فشار محاصره دریایی را جبران کنند.» او افزود: «اتهام انتقال سلاح و منابع مالی به گروه‌های مقاومت در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. امریکا با برجسته‌کردن این اتهام‌ها می‌کوشد محدودیت‌های هوایی را اقدامی برای مهار تهدیدهای منطقه‌ای معرفی کند و به آنها مقبولیت سیاسی بیشتری بدهد. در بیانیه اخیر خزانه‌داری امریکا نیز ادعای استفاده از صنعت هوانوردی ایران برای انتقال سلاح و نیرو، از دلایل اعمال تحریم‌ها عنوان شده است. پیوندزدن پروازها با پشتیبانی از فعالیت‌های منطقه‌ای، زمینه همراه‌کردن دیگر کشورها با این محدودیت‌ها را تقویت می‌کند.» این کارشناس روابط بین‌الملل تصریح کرد: «پیامد عملی این وضعیت، افزایش هزینه و دشواری جابه‌جایی کالا و افراد و محدودترشدن دسترسی شرکت‌های ایرانی به خدمات و تجهیزات هوایی است. فشار بر شرکت‌های خارجی همکار نیز سبب می‌شود دامنه اثر تحریم از خطوط هوایی ایران فراتر رود. در نتیجه، حتی فعالیت‌های تجاری و مسافری نیز با هزینه و نااطمینانی بیشتری مواجه می‌شوند و فشار اقتصادی به زندگی روزمره مردم منتقل می‌شود.»  خان‌بیگی در پایان تاکید کرد: «در چنین وضعیتی، بازگشایی مسیر دریایی باید در اولویت بالاتر ایران قرار گیرد. حمل‌ونقل دریایی برای صادرات نفت، ورود کالاهای اساسی و تامین مواد اولیه ظرفیتی دارد که مسیر هوایی نمی‌تواند جای آن را بگیرد. گشایش در این مسیر مستقیما بر درآمد کشور، هزینه تجارت و استمرار تولید اثر می‌گذارد؛ بنابراین، تمرکز دیپلماتیک ایران باید بیش از پیش بر رفع محاصره دریایی باشد.»

هرمز؛ ضرورت ابتکار عمل و مهار بحران

خان‌بیگی در پاسخ به این پرسش که با اوج‌گیری تنش در تنگه هرمز و حملات به نفتکش‌ها، چشم‌انداز بحران منطقه‌ای و کنش احتمالی ایران، امریکا و بازیگران منطقه‌ای چیست، گفت: «در شرایط کنونی ایران باید ابتکار عمل را در دست بگیرد. اگر طرف مقابل اقدام کند و ایران صرفا درباره چگونگی پاسخ تصمیم بگیرد، به‌ تدریج زمان و قواعد رویارویی نیز ازسوی طرف مقابل تعیین می‌شود. ادامه این وضعیت، ایران را در موقعیتی واکنشی نگه می‌دارد و امکان اثرگذاری بر مسیر بحران را محدود می‌کند. اقدام اولیه و تعیین دستور کار باید با هدف تغییر شرایط محاصره و افزایش قدرت چانه‌زنی ایران، بخشی از محاسبات کشور باشد.» او افزود: «با وجود تشدید برخوردها، دو طرف همچنان می‌کوشند دامنه رویارویی را محدود نگه دارند. تمرکز بر مسیرهای تجارت و انتقال انرژی، تلاشی برای تحمیل هزینه و گرفتن امتیاز است، زیرا هر دوطرف می‌دانند گسترش تخریب، هزینه‌هایی ایجاد می‌کند که مهار آنها دشوارتر از آغاز درگیری خواهد بود. از این رو، چشم‌انداز کوتاه‌مدت، ادامه فشار و برخوردهای محدود همراه با سنجش واکنش طرف مقابل است.» این کارشناس روابط بین‌الملل تصریح کرد: «امریکا احتمالا با حفظ محدودیت تردد و تهدید به اقدام‌های بیشتر، فشار اقتصادی را ادامه می‌دهد. ایران نیز برای تغییر این محاسبه، به ابتکاری نیاز دارد که تداوم وضعیت موجود را برای واشنگتن پرهزینه کند و امکان گشایش در مسیر دریایی را افزایش دهد. ارزش چنین ابتکاری به نتیجه سیاسی و اقتصادی آن وابسته است.» خان‌بیگی ادامه داد: «بازیگران منطقه‌ای نیز امنیت بنادر، صادرات انرژی و مسیرهای تجاری خود را در معرض آسیب می‌بینند. انتظار می‌رود بخشی از آنها، همزمان با تقویت حفاظت از منافع خود، برای محدودشدن تنش و بازماندن مسیر گفت‌وگو تلاش کنند.»او در پایان تاکید کرد: «خطر اصلی، خطای محاسباتی در همین برخوردهای محدود است. ممکن است اقدامی با هدف ارسال پیام انجام شود، اما واکنشی فراتر از انتظار ایجاد کند. برای ایران، در دست‌گرفتن ابتکار عمل باید با توان کنترل دامنه بحران همراه باشد تا اقدام اولیه به گشایش منجر شود.»

یمن و عراق؛ اهرم مهار تشدید تنش

خان‌بیگی در پاسخ به این پرسش که فعال‌شدن جبهه‌های دیگر، به‌ ویژه دو جبهه یمن و عراق، تا چه اندازه محتمل است و آیا تشدید تنش می‌تواند دریای سرخ و باب‌المندب را ناامن و فشارهای انرژی را بیشتر کند، گفت: «احتمال گسترش درگیری در یمن و فعال‌تر شدن جبهه عراق جدی است و همین احتمال، تا حدی امریکا را به کنترل دامنه تنش وادار می‌کند. واشنگتن باید در محاسبات خود درنظر بگیرد که افزایش فشار بر ایران می‌تواند هزینه‌های رویارویی را در چند جبهه بالا ببرد و منافع شرکای منطقه‌ای آن را نیز درگیر کند. ظرفیت این دو محور برای اثرگذاری بر بحران، بخشی از موازنه فشار است.» او افزود: «اهمیت عراق برای ایران، به‌ ویژه پس از ضربات سنگین به حزب‌الله در لبنان، بیشتر شده است. تضعیف نیروهای همسو با ایران در عراق می‌تواند عمق راهبردی کشور را کاهش دهد و زمینه نزدیک ‌شدن تهدیدها به مرزهای ایران را فراهم کند. از این رو، سرنوشت این جبهه مستقیما با محاسبات امنیت ملی ایران پیوند دارد و حفظ ظرفیت آن، از نگاه تهران، برای جلوگیری از انتقال فشار از محیط منطقه‌ای به پیرامون مرزهای کشور اهمیت دارد.»  این کارشناس روابط بین‌الملل تصریح کرد: «در یمن، مساله اصلی توان انصارالله برای اثرگذاری بر امنیت باب‌المندب و دریای سرخ است. پیشروی به سمت این گذرگاه، وزن یمن را در معادلات فراتر از درگیری داخلی و تنش با عربستان افزایش می‌دهد. حفظ این ظرفیت به معنای باقی‌ماندن اهرمی است که امریکا نمی‌تواند پیامدهای اقتصادی آن را در تصمیم‌های خود نادیده بگیرد.» خان‌بیگی ادامه داد: «اگر اقدام نسنجیده امریکا به اختلال گسترده و همزمان در هرمز و باب‌المندب منجر شود، تجارت جهانی با وقفه‌ای پرهزینه مواجه خواهد شد. طولانی‌ شدن مسیر حمل، افزایش هزینه بیمه و تاخیر در تحویل محموله‌ها، آثار بحران را به اقتصادهای دور از منطقه نیز منتقل می‌کند. در چنین سناریویی، احتمال عبور نفت از ۱۲۰ دلار مطرح می‌شود، زیرا بازار با فشار همزمان بر چند مسیر مهم انتقال انرژی روبه‌رو خواهد بود.»  او در پایان تاکید کرد: «یمن و عراق در محاسبات واشنگتن نقش مهارکننده دارند. احتمال فعال‌ترشدن این جبهه‌ها، هزینه تشدید فشار را افزایش می‌دهد و می‌تواند امریکا را به احتیاط بیشتر در انتخاب اقدام‌های بعدی سوق دهد.»

موضع ترامپ؛ فشار پیش از مذاکره

خان‌بیگی در پاسخ به این پرسش که در شرایطی که ترامپ از پایان جنگ تا انتخابات میان‌دوره‌ای سخن می‌گوید، اما همزمان بی‌میلی به مذاکره با ایران را نشان می‌دهد، چشم‌انداز آینده به چه شکل خواهد بود، گفت: «اعلام بی‌میلی ترامپ به راهکار دیپلماتیک، بخشی از تلاش او برای همراه نگه‌ داشتن کشورهای همسو با سیاست فشار است. پیام واشنگتن به این کشورها آن است که فشارها باید ادامه یابد و هنوز زمان تعدیل مواضع نرسیده است. این موضع کارکرد چانه‌زنی نیز دارد، زیرا امریکا می‌خواهد این تصور را در تهران تقویت کند که برای بازشدن مسیر مذاکره، ایران باید امتیاز بیشتری بدهد.»  او افزود: «میان وعده پایان جنگ و اعلام بی‌میلی به مذاکره، الزاما تناقضی وجود ندارد. ترامپ می‌کوشد پیش از آغاز گفت‌وگو، شرایط را به سود خود شکل دهد تا ایران با فشار اقتصادی بیشتر و گزینه‌های محدودتر وارد مذاکره شود و امریکا مطالبات حداکثری خود را مبنای بحث قرار دهد. به بیان روشن‌تر، واشنگتن می‌خواهد امتیازگیری را پیش از نشستن پشت میز مذاکره آغاز کند.»  این کارشناس روابط بین‌الملل تصریح کرد: «پیوندزدن پایان جنگ با انتخابات میان‌دوره‌ای، مخاطب داخلی نیز دارد. ترامپ می‌کوشد به رای‌دهندگان اطمینان دهد که این وضعیت پایان‌پذیر است و دولت او بر روند تحولات تسلط دارد. این وعده برای همراهان خارجی امریکا نیز این پیام را دربر دارد که تحمل فشارهای کنونی، درنهایت به نتیجه خواهد رسید.»  خان‌بیگی ادامه داد: «اما تداوم این مسیر، به‌ویژه اگر راه‌حل سیاسی همچنان مسدود بماند، مشروعیت سیاست خارجی امریکا را با بحران مواجه می‌کند. کشورهایی که هزینه ناامنی، اختلال در تجارت و افزایش قیمت انرژی را می‌پردازند، درباره ضرورت ادامه این وضعیت و امکان پایان ‌دادن به آن پرسش خواهند کرد؛ درنتیجه، همراه نگه ‌داشتن آنها دشوارتر می‌شود.»او در ادامه تاکید کرد: «امریکا در پی آغاز مذاکره از موضع حداکثری است. مساله برای واشنگتن این است که چگونه فشارهای انباشته ‌شده را به بیشترین امتیاز از ایران تبدیل کند و سپس نتیجه را به عنوان موفقیت سیاست خود ارایه دهد.»

احتمال تغییر محاسبات تهران

خان‌بیگی در پاسخ به این پرسش که باتوجه به مواضع اخیر نتانیاهو، احتمال حمله پیش‌دستانه اسراییل تا چه اندازه وجود دارد، خاطرنشان کرد: «احتمال اقدام پیش‌دستانه اسراییل را نمی‌توان منتفی دانست، اما در ارزیابی وضعیت پیش رو، باید احتمال اقدام اولیه ایران علیه اسراییل را جدی‌تر گرفت. فشار بر پیکره اصلی حزب‌الله، به ‌ویژه تشدید تحرکات در نقاط حساسی مانند تپه‌های علی‌الطاهر، می‌تواند محاسبات تهران را درباره زمان و ضرورت ورود مستقیم تغییر دهد.» او افزود: «بقای حزب‌الله برای ایران اهمیت راهبردی دارد. حزب‌الله یکی از مولفه‌های بازدارندگی منطقه‌ای ایران است و از دست‌ رفتن ظرفیت موثر آن، توازن فشار میان ایران و اسراییل را تغییر می‌دهد. از نگاه تهران، مساله به سرنوشت یک متحد در لبنان محدود نیست؛ تضعیف پی‌درپی حلقه‌های بازدارندگی می‌تواند آزادی عمل بیشتری به اسراییل بدهد و در مراحل بعد، تهدیدها را به محیط پیرامونی و مرزهای ایران نزدیک‌تر کند.»  این کارشناس روابط بین‌الملل تصریح کرد: «اگر ایران به این ارزیابی برسد که ادامه حملات، موجودیت یا توان باقی‌مانده حزب‌الله را در معرض خطر جدی قرار داده است، ممکن است انتظار برای اقدام بعدی اسراییل را پرهزینه‌تر از ورود زودهنگام خود بداند. در چنین شرایطی، اقدام پیش‌دستانه می‌تواند در محاسبات تهران راهی برای جلوگیری از تغییر بیشتر موازنه تلقی شود. این همان نقطه‌ای است که تحولات میدانی لبنان مستقیما بر احتمال رویارویی ایران و اسراییل اثر می‌گذارد.» خان‌بیگی در پایان تاکید کرد: «مواضع نتانیاهو را باید در کنار دامنه و جهت عملیات اسراییل سنجید. هرچه فشار از محدودکردن توان حزب‌الله به سمت تهدید بقای آن حرکت کند، احتمال تغییر رفتار ایران بیشتر می‌شود. تداوم این روند، خطر اقدام مستقیم ایران علیه اسراییل را افزایش می‌دهد، زیرا تهران ممکن است هزینه از دست ‌دادن این ظرفیت راهبردی را از هزینه ورود به رویارویی بالاتر ارزیابی کند.»

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها