یک نقد به پیشنهاد برگزاری رفراندوم برای ادامه جنگ با آمریکا
در برخی موضوعات مطلقا در هیچ جای دنیا، حل مساله را به رفراندم نمیسپارند. یعنی حتی اگر سوال زیرکانه «انتخاب بین جنگ و صلح» هم نبود و سوال درست «انتخاب بین دفاع یا تسلیم» نیز مطرح میشد، باز هم چنین سوالی را به رفراندم نمیگذارند.
«جنگ و صلح یا تجاوز و دفاع» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم مهرداد احمدیشیخانی است که در آن آمده: میدانم که سنگ بنای اصلی تمدن بشری کدام یک از این دو است، زبان یا کشف آتش؟ اما چون سر و کار من بیشتر با کلمه است، شاید گرایشم بیشتر آن باشد که زبان را به عنوان سنگ بنای تمدن بشری بدانم، چنانکه در تعریف انسان هم این تعبیر را داریم که میگویند «حیوان ناطق» یا به عبارتی نطق و سخن را که از انسان بگیری، چون ابزار اصلی ارتباط از دست میرود، آن وقت ما هم تفاوت چندانی با حیوانات نداریم. برای همین هم کلمه در این وسیله ارتباطی، جایگاه بسیار مهمی پیدا میکند، جایگاهی که هم میتوان به کمک آن، منظورمان را به دیگران منتقل کنیم و هم در پس آن، منظور واقعی خود را پنهان سازیم. مثالی بزنم؛ وقتی میگوییم «شیر»، مخاطب چه منظوری از این کلمه را متوجه میشود، شیر دستشویی، شیر سلطان حیوانات یا شیر نوشیدنی؟ با این دو بیت احتمالا آشنایید: «آن یکی شیر است اندر بادیه/ وان دگر شیر است اندر بادیه/آن یکی شیر است کآدم میخورد/وان دگر شیر است کآدم میخورد» که نه معلوم است بادیه کدام است و شیر کدام؟ اما فقط این نیست، گاهی مطلب مشخص ممکن است اشاره به دو موضوع متفاوت داشته باشد. من دو رفیق قدیمی دارم که هر دو به بیماری روده دچار شدند، محل بیماری یکی بود ولی نوع بیماری و در نتیجه درمان آنها متفاوت بود. یکی دچار چسبندگی روده بود و دیگر سرطان روده داشت و البته وقتی میشود به درمان درست اقدام کرد که دقیقا بفهمیم با چه نوع بیماری روبهروییم یا بهتر است بگویم برای رسیدن به پاسخ درست، ابتدا لازم است صورت مساله را درست طرح کرده باشیم و معلوم باشد شیر کدام شیر است، درد روده حاصل از کدام بیماری.
چند روزی است که دوباره بحث برگزاری رفراندوم بر سر زبانها افتاده و آنطور که شنیدهام و البته خود ندیدهام، میگویند یکی از مسوولان ارشد سابق، آن را طرح کرده و برخی از هممسلکان خود من هم این موضوع را در جاهایی تکرار کردهاند و خلاصهاش اینکه «رفراندوم برگزار کنیم تا معلوم شود مردم جنگ میخواهند یا صلح»؟ بعضی هم از من پرسیدهاند که نظر تو در مورد برگزاری چنین رفراندومی که فلانی پیشنهاد کرده، چیست؟ جواب و نظر من در مقابل این پرسش، یکطورهایی برمیگردد به مقدمهای که در بالا اشاره کردم. ابتدا لازم است توجه داشته باشیم که برای رسیدن به جواب درست دسترسی به بسیاری از متغیرها و شواهد ضروری است، اما گاهی شواهد موجود و در دسترس همگانی هم میتواند یک تصویر کلی و قابل فهم ارایه کند که در اینجا با اتکا به همان شواهد که در اختیار همه هست، سعی میکنم به نکاتی که میتواند، مبنایی هم باشد، اشاره کنم.
اول) اینکه چه کسی طراح موضوع رفراندوم است، شاید از جنبه ایجاد پروپاگاندا اهمیت داشته باشد، ولی بهتر است به جای اینکه درگیر سلبریتیگرایی در امر سیاسی باشیم و مهم باشد که چه کسی چه گفته، به این توجه کنیم که آیا آن سخن درست است یا نادرست و به عبارتی، به جای اینکه حرف را به مرد بسنجیم، مرد را به حرف بسنجیم، فارغ از اینکه چه کسی گوینده آن است.
دوم) نکته اینجاست؛ همانطور که در بالا اشاره کردم برای رسیدن به پاسخ درست لازم است تا ابتدا طرح مساله درست انجام شود. به گمان من آن کس یا کسانی که بحث رفراندوم را در این ماجرا طرح کردهاند، بسیار «زیرکانه» و (قطعا نمیگویم موذیانه) آن را مطرح کردهاند و بعد احتمالا به ترفندی آن را بر زبان افراد شناختهشدهتر جاری ساختهاند با این هدف که به جوابی که خودشان دوست دارند برسند و موضوع را به این شکل طرح کردهاند، چون قطعا و حتما اگر از مردم بپرسیم بین جنگ و صلح کدام را انتخاب میکنید، حتما اکثریت میگویند صلح. ولی مساله این است که این سوال به دلایلی واضح، از بنیان غلط است، زیرا ما با جنگ روبهرو نیستیم که در مقابلش بتوان صلح را مطرح کرد. در ماجرای بین ایران و مجموعه امریکا-اسراییل که حمایت و همراهی کشورهای منطقه و پشتیبانی پیدا و پنهان اکثر کشورهای عضو ناتو را نیز به همراه دارد، ما با «تجاوز» روبهروییم، نه با جنگ و جنگ و در مقابل تجاوز نمیپرسند با جنگ موافقی یا صلح، بلکه میپرسند با دفاع موافقی یا تسلیم؟ و داستان دقیقا همین است که ایران که نمیجنگد تا پرسش از جنگ یا صلح باشد. ایران در حال دفاع از خود است و دست برداشتن از دفاع در مقابل تجاوز، یعنی انتخاب تسلیم. برای همین هم اگر زیرکی افراد اصلی و (نه افراد پشت ویترین) طراح رفراندم نبود و به جای طرحکردن انتخاب بین جنگ و صلح، مساله واقعی بین ما و امریکا-اسراییل در این تجاوز را مطرح میکردند که بین تسلیم (که دقیقا ترامپ هم از ابتدا تسلیم بیقید و شرط ما را خواسته) و دفاع از کیان کشور کدام را انتخاب میکنی؟ قطعا جوابها با انتخاب بین جنگ و صلح متفاوت خواهد شد و حتی شک ندارم آن سلبریتیهای عرصه سیاستورزی کشور نیز که نامشان در این موضوع بر سر زبانهاست، اگر ازشان بپرسی که بین دفاع در مقابل تجاوز و تسلیم به کدام رای میدهی؟ قطعا میگویند به دفاع رای میدهم. موضوع هم پیچیده نیست و زمان زیادی هم نگذشته که در جنگ ۱۳روزه، پس از آتشبس که مناطق جنوبی کشور مورد تهاجم گسترده قرار گرفت و تلویزیونهای فارسی زبان ضدایرانی که همیشه از این میگفتند زدن زیرساختها برای نجات مردم ایران است، ناگهان دایه بهتر از مادر شدند و از ضرورت حفظ زیرساختها با شعار درخواست صلح گفتند. یعنی وقتی به کشور تجاوز میشود، تو از دفاع در مقابل تجاوز نگو، از صلح بگو. اما خب مخاطب این درخواست صلح کیست، متجاوز یا مدافع؟ درست مثل همین طرح رفراندم که قرار است متجاوز به نتیجه این رفراندم عمل کند یا مدافع در مقابل تجاوز؟ و البته مثل همان جنگ ۱۳روزه که عدهای دانسته و بسیار بیشتر، ندانسته، درخواست صلح را مطرح کردند، آنچه آن تجاوز را متوقف کرد، دفاع بود و نه صلح که صلح با متجاوز، چه خوشمان بیاید یا نه، با تسلیم شدن میسر میشود.
سوم) و اما نکته بسیار بسیار مهمتر این است که در برخی موضوعات مطلقا در هیچ جای دنیا، حل مساله را به رفراندم نمیسپارند. یعنی حتی اگر سوال زیرکانه «انتخاب بین جنگ و صلح» هم نبود و سوال درست «انتخاب بین دفاع یا تسلیم» نیز مطرح میشد، باز هم چنین سوالی را به رفراندم نمیگذارند. مثالی میزنم که قطعا برای همه، موضوع روشن است. در زمستان ۹۸، جهان و از جمله ایران با پاندمی کرونا روبهرو شد. آیا در هیچ جای جهان و از جمله ایران این موضوع مطرح شد که در ماجرای پاندمی کرونا (که تجاوز ویروس به سلامتی و جان انسانها بود)، رفراندم برگزار کنیم که برای درمان، واکسن بزنیم یا بگذاریم خودش ایمنی عمومی ایجاد شود و به پایان برسد؟ همان موقع هم بودند کسانی که هم در ایران و هم در جهان معتقد به عدم تزریق واکسن بودند که مشهورترینشان تنیسور معروف، نواک جوکوویچ صربستانی بود که واکسن تزریق نکرد و کلی هم برایش مشکل پیش آمد و برای مسابقات اوپن، به استرالیا راهش ندادند، اما مطلقا کسی نگفت برای کرونا و اینکه واکسن بزنیم یا نه، رفراندم برگزار کنیم. موضوع دقیقا همین است که برخی مسائل اصلا قابل طرح در رفراندم نیستند که از جمله آنها دفاع از کیان کشور است و همانطور که مقابله کردن یا نکردن با کرونا (که تجاوز به سلامتی انسان است) را به رفراندم نمیگذارند، دفاع در مقابل تجاوز را هم به رفراندم نمیگذارند. برای همین میگویم کسانی که طرحکننده موضوع رفراندم بودهاند (چه مدیران رده بالای سابق کشور باشند و چه نزدیکترین هممسلکان خودم) احتمالا با هدایت افرادی که زیرکانه و دانسته، طرح موضوع را با تغییر کلمات از دفاع به جنگ و از تسلیم به صلح، به ایده رفراندم رساندهاند و شیر را شیر و بادیه را بادیه کردهاند، مطرحکننده رفراندم شدهاند. حواسمان باشد که اینجا نه بادیه، بادیه است و نه شیر، شیر. دوست داشته باشیم یا نه، تمدن غرب در طول تاریخ، از ۷ تمدن باستانی مصر، آزتک، اینکا، هند، ایران و چین، چهار تا را از بین برده و حالا در تجاوز برای نابودی پنجمین تمدن به مشکل خورده. جنگ یعنی تقابل دو نیرو برای رسیدن به یک هدف بیرون از خود، مانند مقابله دو تیم فوتبال برای رسیدن به جام. اما تجاوز یعنی هجوم به وجود تو و آنچه مال تو است و درون تو است. جواب تجاوز یا دفاع است یا تسلیم و صلح با متجاوز تا وقتی در حال تجاوز است، یعنی تسلیم. مذاکره هم با متجاوز برای آن است که دست از تجاوز بردارد که خودش بخشی از دفاع است و البته این را هم بگویم که طرفداران جنگ، مذاکره را دفاع نمیدانند و حواسمان باشد که یکجورهایی آن که میگوید جنگ و آن که میگوید صلح، امیدوارم تیغ تجاوز را تیز نکنند که ایران نه برای حسینیه کردن کاخ سفید میجنگد و نه برای صلح مذاکره میکند. ایران برای دفاع از خود و برای پایان تجاوز مذاکره میکند. این خط باریکی است که لازم است حواسمان باشد که در دو چاه جنگ و تسلیم نیفتیم.
دیدگاه تان را بنویسید