هشدار فعال سیاسی اصلاحطلب: تصور اینکه میتوان بدون مذاکره و صرفا با اتکا به فاز نظامی تا ابد بازدارندگی ایجاد کرد، توهمی آسیبرسان به منافع ملی است
اسماعیل گرامیمقدم گفت: تصور اینکه میتوان بدون مذاکره و صرفا با اتکا به فاز نظامی تا ابد بازدارندگی ایجاد کرد، توهمی آسیبرسان به منافع ملی است.
مهدی بیکاوغلی-اسماعیل گرامیمقدم با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
محاسبات واشنگتن در تحمیل اراده به تهران با بنبست کامل روبهرو شده است.
- ناکامی طرف مقابل در تحقق اهداف راهبردی، به معنای تحمیل یک شکست محاسباتی بر حریف بود؛ شکستی که نشان داد هرگونه اقدام تجاوزکارانه علیه تمامیت ارضی ایران، تاوانی سنگین و فراتر از توان پیشبینی پنتاگون به دنبال دارد.
- پیروز نهایی نه لزوما دارنده موشکهای دقیقتر، بلکه طرفی خواهد بود که تابآوری اجتماعی و اقتصادی بالاتری در برابر ضربات متقابل داشته باشد. امروز آثار این رویارویی در هر دو جغرافیا هویداست: در تهران، تداوم فشارهای تحریمی، حصر دریایی و التهابات معیشتی، زندگی روزمره تودههای مردم را در تنگنایی کمسابقه قرار داده است و در واشنگتن، جهش بهای بنزین، شوک در زنجیره حملونقل جهانی و تورم اقلام مصرفی، دولت مستقر را در آستانه بحرانهای گسترده اجتماعی و سیاسی قرار داده است. در چنین فضایی که فرسایش دوجانبه منافع هر دو ملت را نشانه رفته، ادامه انفعال و ماندن در تله «نه جنگ، نه صلح» بازی در زمین باخت-باخت تلقی میشود و رجوع فوری به منطق دیپلماسی را به یک ضرورت اجتنابناپذیر بدل میسازد.
- تاکید بر دیپلماسی در لحظه اوج اقتدار، ریشه در تجارب تاریخی و پرهزینه چهار دهه گذشته دارد. بازخوانی تاریخ معاصر روابط خارجی ایران موید آن است که اتکا به برتری میدانی بدون تثبیت آن در ساختارهای حقوقی بینالمللی، اغلب به مستهلک شدن فرصتها انجامیده است.
- ایران بارها در «موقعیتهای برتر» و با دستی کاملا پر قرار داشته، اما تعلل در تبدیل این اهرمها به امتیازات عینی، فرصت بهرهبرداری حداکثری را از دیپلماتها سلب کرد. اکنون نیز شلیک موشکها، پایداری نیروهای مسلح و نمایش سلاحهای تست شده در رزمایشها و صحنه واقعی، دست برتر را در میدان آفریده است؛ اما اگر این اقتدار به فوریت در چارچوب یک سند دیپلماتیک متبلور نشود، ارزش استراتژیک خود را در طول زمان و زیر بار فشارهای خردکننده اقتصادی از دست خواهد داد.
- تصور اینکه میتوان بدون مذاکره و صرفا با اتکا به فاز نظامی تا ابد بازدارندگی ایجاد کرد، توهمی آسیبرسان به منافع ملی است. در برابر گزینه مذاکره، تنها دو حالت وجود دارد: یا لغزش ناخواسته به سمت جنگ ویرانگر یا ماندن در بلاتکلیفی برزخگونه؛ دو وضعیتی که خروجی هر دو جز خسران اقتصادی و تحلیل رفتن سرمایههای استراتژیک کشور نخواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید