تنگه بابالمندب بسته میشود؟
مرتضی مکی گفت: باتوجه به افزایش تنشآفرینی امریکاییها در هرمز و تلاش برای جلوگیری از کنترل ایران بر این تنگه، تحولات یمن میتواند به عنوان اقدامی در جهت طرح احتمال بسته شدن تنگه بابالمندب مطرح شود؛ به عنوان یک گزینه و هشدار برای نشان دادن اینکه اگر تنش در هرمز بالا برود، دامنه بحران ممکن است به بابالمندب کشیده شود و ابعاد بحران را بهمراتب گستردهتر کند.
تنگه هرمز به مهمترین میدان رقابت تهران و واشنگتن تبدیل شده و امریکا با تلاش برای تغییر ترتیبات این آبراه، به دنبال کاهش اهرم راهبردی ایران است؛ در مقابل، تهران تلاش دارد با حفظ کنترل خود بر هرمز، هزینه فشارهای امریکا را افزایش دهد. در چنین چارچوبی گسترش بحران از هرمز به بابالمندب میتواند دامنه تنشهای منطقهای را افزایش دهد، اما تداوم این وضعیت در بلندمدت ممکن است به فرسایش توان اقتصادی و اجتماعی ایران و شکلگیری ائتلافهای بیشتر علیه تهران منجر شود. ازهمین رو تنها مسیر خروج از بحران، بازگشت به چارچوب تفاهم اسلامآباد و فعال شدن دیپلماسی است؛ چراکه ادامه رویارویی محدود و فرسایشی میتواند منافع همه طرفها، ازجمله امنیت انرژی جهانی را تهدید کند.
به گزارش اعتماد، درحالیکه بازگشت تهران و واشنگتن به رویارویی نظامی آنهم به دلیل بدعهدیهای امریکا، تنگه هرمز بار دیگر به کانون تازهترین بحران امنیتی جهان تبدیل شده و از همین رو پرسشها درباره آینده این رویارویی، سرنوشت دیپلماسی و پیامدهای منطقهای آن افزایش یافته است.
در همین زمینه، روزنامه اعتماد تلاش کرده تا در گفتوگو با مرتضی مکی، کارشناس ارشد سیاست خارجی ابعاد راهبردی تشدید تنشها، محاسبات بازیگران منطقهای و چشمانداز مسیر پیشرو را بررسی کند. مرتضی مکی، کارشناس مسائل بینالملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره وضعیت تازه تنشها میان ایران و امریکا و نقش تنگه هرمز در این روند، گفت: جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ ۴۰ روزه، استراتژی جدیدی در پیش گرفته و با اعمال کنترل و نظارت بر این آبراه اعلام کرده است تنها ایران و عمان میتوانند درباره چگونگی تردد از آن تصمیمگیری کنند، از همین رو طی چهار تا پنج ماه گذشته، به ویژه در دوره آتشبس، تهران تلاش کرده با هماهنگی و گفتوگوهای مداوم با مقامات عمانی به چارچوبی برای نظارت بر هرمز دست پیدا کند و رفتوآمدهای متعددی میان مسوولان دو کشور انجام شده تا چنین توافقی حاصل شود. این کارشناس روابط بینالملل، در توضیح جایگاه تنگه هرمز در تفاهمنامه اسلامآباد میان ایران و امریکا، یادآور شد: یکی از بندهای این تفاهمنامه به طور مشخص به چگونگی تردد کشتیها از هرمز اشاره دارد و از ایران میخواهد اقداماتی برای بازگرداندن وضعیت به پیش از جنگ ۴۰ روزه انجام دهد؛ به این معنا که عبور و مرور تجاری با ترتیبات مشخصی از سر گرفته شود.
او با اشاره به ابتکار دولت عمان برای ایجاد «کریدور عمانی» و عبور کشتیها از مسیر سواحل این کشور، ادامه داد: حمایت امریکا از این طرح، در عمل، تلاشی برای کمرنگ کردن اهرم هرمز در دست ایران و تداوم کنترل این آبراه ازسوی واشنگتن و همپیمانانش بوده است؛ طرحی که تهران آن را رد کرده و سکوت نسبی مسقط نیز نشان میدهد عمان همچنان زیر فشار امریکا رفتار میکند و موضوع هرمز و تنش میان ایران و امریکا وارد فاز تعقیبی شده که در آن دوطرف با اقدامات نظامی محدود میکوشند توازن قوا را به نفع خود سنگینتر کنند. مرتضی مکی در بخش دیگری از گفتوگو، درباره ادعای اخیر دونالد ترامپ مبنی بر اینکه توانسته تنگه هرمز را «به دست بگیرد» و بر آن کنترل داشته باشد، با اشاره به اینکه گزارشهای داخلی این ادعا را رد کردهاند، گفت: این موضع را باید در چارچوب چالش واشنگتن با سیاست ایران در کنترل و بسته نگهداشتن هرمز تحلیل کرد؛ به این معنا که امریکا میکوشد با چنین ادعایی، کنترل تنگه را به نام خود ثبت کند و سیاست تهران را به چالش بکشد و به احتمال زیاد قصد دارد اقدامات بعدی خود در جهت تنشآفرینی بیشتر در هرمز را از این طریق توجیه و مشروعیتبخشی کند.
او با اشاره به سابقه مواضع ترامپ افزود: رییسجمهور امریکا همواره تلاش کرده از هر رویداد و حادثه کوچکی برای خود دستاوردسازی کند و در عین حال سیاستهای متناقضی اتخاذ کرده است؛ بنابراین با تجربه رفتار امریکا باید سناریوهای مختلف را مدنظر قرار داد، زیرا چنین مواضعی مسیر نزدیک شدن مواضع تهران و واشنگتن را دشوارتر میکند و این پیام را به ایران میدهد که باید با آمادگی بیشتری در برابر هرگونه اقدام نظامی امریکا و واکنشهایی که میتواند بهدنبال داشته باشد، آماده پاسخ باشد. این کارشناس مسائل منطقهای در پاسخ به پرسشی درباره افزایش تنشها در یمن و درگیریهای شدید میان حوثیها و نظامیان سعودی در صنعا نیز خاطرنشان کرد: این تحولات را میتوان تا حدی بخشی از «حمله سیاسی و راهبردی» جمهوری اسلامی ایران تلقی کرد؛ انتظاری وجود دارد که جنگ در منطقه، از غزه تا یمن، باید به نقطهای برسد که پایان پیدا کند و نوعی رفع محاصره رخ دهد، هرچند ممکن است این پایان در کوتاهمدت رقم نخورد. مکی تاکید کرد: باتوجه به افزایش تنشآفرینی امریکاییها در هرمز و تلاش برای جلوگیری از کنترل ایران بر این تنگه، تحولات یمن میتواند به عنوان اقدامی در جهت طرح احتمال بسته شدن تنگه بابالمندب مطرح شود؛ به عنوان یک گزینه و هشدار برای نشان دادن اینکه اگر تنش در هرمز بالا برود، دامنه بحران ممکن است به بابالمندب کشیده شود و ابعاد بحران را بهمراتب گستردهتر کند.
این کارشناس بینالملل درباره نقش ایران و حوثیها در این صحنه افزود: جمهوری اسلامی به دنبال آن است که باتوجه به روند نقشآفرینیاش در منطقه خلیجفارس و دریای عمان، از حقوق و مطالبات حوثیهای یمن به نوعی حمایت شود؛ این حمایت هم در چارچوب مقاومت قابل تبیین است و هم وجهی هشداردهنده به کشورهای منطقه، به ویژه عربستان و امریکا، درباره پیامدهای افزایش تنش و جنگ در سطح منطقه دارد. او با تاکید بر همین نکات گفت که میتوان انتظار داشت و پیشبینی کرد که اگر تنش در هرمز به طور محسوسی افزایش پیدا کند و امریکا فشار خود را بر جمهوری اسلامی افزایش دهد، ممکن است جبهه جدیدی در بابالمندب شکل بگیرد؛ جبههای که به عنوان یکی از اهرمهای فشار ایران و حوثیهای یمن بر کشورهای منطقه و امریکا میتواند فعالتر شود و قوت بگیرد.
این کارشناس مسائل امریکا و اروپا در پاسخ به سوال دیگر «اعتماد» درباره نقش روسیه و چین در تحولات هرمز نیز خاطرنشان کرد: باتوجه به اینکه چین بهطور مشخص از این شاهراه برای صادرات نفت خود استفاده میکند، وضعیت بسیار پیچیده است. از همین رو در آخرین موضعگیری، روسیه و چین درخصوص پیشنهاد امارات درباره ترتیبات هرمز در برابر ابوظبی ایستادند و این پیشنهاد را رد کردند؛ آنها اعلام کردند باید ابتکار عملهایی در جهت کمک به حل مساله از مسیر تهران و گفتوگو با همه طرفها مطرح شود، نه طرحهایی که ایران را دور بزند. مکی این موضع را سیگنالی مهم و قابلتوجه دانست که نشان میدهد این کشورها، باوجود معادلات سیاسی و امنیتی و رقابتهای شدید با امریکا و غرب، تلاش میکنند همچنان در محور ایران باقی بمانند و با روایتهای ضدایرانی درباره هرمز همراهی نکنند. مکی در عین حال خاطرنشان کرد: این همراهی نیز سقف و حدود خود را دارد؛ گفته میشود چینیها نسبت به کنترل مستقیم یا دریافت عوارض از تردد کشتیها در هرمز موافقتی ندارند، هر چند موضع رسمی روشنی از جانب پکن اعلام نشده و باتوجه به جنگی که روسیه در اوکراین درگیر آن است و سیاستهای سختگیرانهای که امریکا در قبال چین اتخاذ کرده، بعید به نظر میرسد این دو قدرت در شرایط فعلی مواضعی اتخاذ کنند که موجب تضعیف ایران در برابر فشارهای امریکا و متحدانش شود. این کارشناس درباره چشمانداز رسیدن به توافقی میان تهران و واشنگتن پیرامون کاهش تنشها در هرمز و سایر مسائل مورداختلاف، با تاکید بر پیچیدگی شرایط فعلی نیز یادآور شد که دو کشور در وضعیت سختی قرار دارند و باتوجه به خواستهها و مطالبات حداکثری امریکا درخصوص نحوه تردد کشتیها از هرمز، رسیدن به یک راهحل بینالمللی مشترک با واشنگتن آسان نیست.
او توضیح داد: نوع اقداماتی که امریکا در هدف قرار دادن مراکز اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی در سواحل جنوبی خلیجفارس و دریای عمان انجام میدهد، نشان میدهد: واشنگتن به دنبال یک عملیات نسبتا محدود و اثرگذار است؛ عملیاتی که با ضربه زدن به پایگاههای نظامی و زیرساختهای اقتصادی در جنوب، ایران را بیشتر زیر فشار اقتصادی قرار دهد و از این طریق تهران را به توافقی وادار کند که منافع امریکا را تامین میکند. این کارشناس مسائل اروپا و امریکا، در ادامه افزود: جمهوری اسلامی در پاسخ به این اقدامات، مراکز نظامی امریکا را در چند کشور منطقه هدف قرار داده تا نشان دهد قصد ندارد موضوع تنگه هرمز را به حاشیه ببرد یا نزاع بر سر کنترل این آبراه را از دست بدهد و تحت فشار واشنگتن به وضعیت «پس از جنگ» بازگردد. مکی با اشاره به اعلام بسته بودن هرمز ازسوی تهران گفت: ایران تلاش میکند از این طریق هزینه اقدامات نظامی امریکا را در سطح منطقه هم برای کشورهای همسایه و هم برای خریداران جهانی انرژی بالا ببرد و روشن سازد هر ماجراجویی نظامی میتواند تبعاتی فراتر از جغرافیای ایران داشته باشد. با این حال، بهزعم او هنوز هیچ نشانه روشنی که نشان دهد واشنگتن آماده بازگشت به اجرای تفاهمنامه و کاهش تنشهاست، دیده نمیشود و به نظر میرسد امریکا در پی آن است که نوعی اجماع منطقهای و جهانی علیه ایران ایجاد کند و تهران را به عنوان مخل آزادی تردد کشتیها در هرمز معرفی کند؛ روندی که اگر طولانی شود، میتواند در بلندمدت پیامدهای منفی قابلتوجهی برای ایران داشته باشد. مرتضی مکی، در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره متغیر رژیم صهیونیستی و نقش لابیهای یهودی و امریکایی در فرآیند گفتوگوهای ایران و امریکا، این متغیر را بسیار مهم و تاثیرگذار توصیف کرد و گفت: هر زمان که تنش و جنگ میان دوطرف اوج گرفته، رژیم صهیونیستی تلاش کرده بر آتش جنگ بیفزاید، زیرا منافعش در این است که ایران و امریکا را از مذاکره و توافق دور نگه دارد و از هر فرصت برای این هدف استفاده میکند. او با اشاره به محاسبات انتخاباتی نتانیاهو افزود: ممکن است نخستوزیر اسراییل نخواهد مستقیما وارد جنگی گسترده شود، اما در عین حال ایران اعلام کرده اگر امریکاییها تخریب زیرساختهای این کشور را ادامه دهند، بسیاری از پاسخهای تهران «مدفون نخواهد ماند» و محدود نخواهد بود؛ با وجود این، رژیم صهیونیستی همچنان بر تنش میافزاید و از اهرم انتظار به عنوان ابزاری کارآمد استفاده میکند تا فضای نااطمینانی و فشار را حفظ کند.
دیدگاه تان را بنویسید