بسته شدن تنگه بابالمندب امکانپذیر است؟
فریدون مجلسی گفت: به نظر میرسد هرگونه سناریوی مرتبط با بابالمندب، با واکنشهای سریع و بعضا شدید ازسوی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای مواجه خواهد شد و همین امر، تحقق یا تداوم چنین وضعیتی را با دشواریهای جدی روبهرو میکند. از این رو، ارزیابی تحولات این منطقه نیازمند درنظر گرفتن مجموعهای از عوامل میدانی، انسانی و سیاسی به صورت همزمان است.
ایران و ایالاتمتحده فارغ از بیاعتمادی حاکم و خواستهها و امتیازهای متفاوت به دنبال توافق بلندمدت و با ثباتی هستند تا منافع ملی هر دو بازیگر را تامین کند. در این میان تهران گزینهها و فرصتهای بسیاری برای نیل به خواستههای خود دراختیار دارد؛ هر چند تحقق این شروط منوط است به رویکرد واشنگتن. از همین رو آینده روابط دو کشور به راهبرد هر کدام از دو کشور بستگی دارد؛ راهبردی که میتواند بسترساز توافق بلندمدت باشد یا رویارویی پرهزینه.
به گزارش اعتماد، در ساعات میانی روز گذشته (سهشنبه) موجی از گزارشهای رسانهای از احتمال حضور هیات ایرانی در دور دوم مذاکرات تهران-واشنگتن در اسلامآباد با میانجیگری پاکستان منتشر شد؛ ادعایی که به سرعت از سوی منابع داخلی تکذیب شد، اما همزمان گزارشهایی از ورود چند فروند هواپیمای دولتی ایالاتمتحده به اسلامآباد در بامداد دوشنبه بر ابهامها افزود و فضای خبری را وارد مرحلهای از روایتهای متناقض کرد، به گونهای که به ادعای برخی نشریات امریکایی این حجم از پشتیبانی و ورود هیاتهای امریکایی به منظور ورود رییسجمهور امریکا به پاکستان تهیه شده است. این درحالی است که تا لحظه تنظیم این گزارش، همچنان اخبار ضد و نقیض درباره اصل برگزاری و سطح حضور هیاتها ازجمله هیات ایرانی ادامه دارد؛ فضایی که در سایه تداوم محاصره دریایی مورد ادعای واشنگتن و همچنین تداوم کنترل هوشمند تنگه هرمز ازسوی ایران، پیچیدهتر شده است. در همین چارچوب، اظهارنظرهای برخی تحلیلگران نیز بر دامنه ابهامات افزوده است.
محمد مرندی، عضو تیم مذاکرهکننده ایرانی با اشاره به نبود برنامه قطعی سفر، همزمان از احتمال طرح مطالباتی ازسوی ایران برای ورود به مذاکرات، ازجمله اعلام علنی لغو محاصره دریایی ازسوی امریکا سخن گفته است؛ موضوعی که البته میتواند به یکی از نقاط اصلی اختلاف تبدیل شود. ازسوی دیگر، گزارشهایی از سیگنالهای متناقض واشنگتن، اظهارات دونالد ترامپ درباره روند مذاکرات و اختلافات حل نشده بر سر تحریمها، برنامه هستهای و تنگه هرمز منتشر شده که نشان میدهد مسیر گفتوگوها همچنان میان نزدیکی به توافق و احتمال شکست در نوسان است؛ گرهی که هنوز باز نشده، اما هر لحظه میتواند جهت تحولات را تغییر دهد. در مجموع به نظر میرسد آنچه در اسلامآباد در حال شکلگیری است نه یک روند شفاف و قطعی، بلکه یک میدان چندلایه از روایتهای متعارض، فشارهای میدانی و پیامهای سیاسی است؛ میدانی که هنوز مشخص نیست به توافق ختم میشود یا به تشدید دوباره بحران. در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی و تحلیل گزارههای مهم اثرگذار بر نتایج دور دوم مذاکرات احتمالی میان ایران و ایالاتمتحده در اسلامآباد با فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین کشورمان گفتوگو کرده است.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین کشورمان در رابطه با احتمال ازسرگیری دور دوم مذاکرات ایران و امریکا به میزبانی اسلامآباد به «اعتماد» گفت: باید توجه داشت که آقای محمدباقر قالیباف، رییس فعلی مجلس شورای اسلامی به واسطه سوابق نظامی خود، به خوبی با واقعیات میدانی و تفاوت ظرفیتهای نظامی در سطح بینالمللی آشنا هستند. طبیعتا مقایسه توان نظامی ایران با بزرگترین و قدرتمندترین ارتشهای جهان، نیازمند درنظر گرفتن ملاحظات جدی است. ضمن اینکه اخیرا ایشان نیز در اظهارات خود، ضمن اشاره به برخی دستاوردهای میدانی، تاکید کردند که اقداماتی از جنس اختلال در مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز، هر چند ممکن است در کوتاهمدت اثرگذار باشد، اما تداومپذیری آن با چالشهای جدی روبهرو است و میتواند تبعات و واکنشهای گستردهای را به دنبال داشته باشد. به باور مجلسی در چنین شرایطی، حتی برخی کشورهای منطقه ازجمله پاکستان که نقش میانجی را ایفا میکنند، به دلیل تعهدات امنیتی و دفاعی خود، ممکن است در موقعیتهای بحرانی تصمیمات متفاوتی اتخاذ کنند. بنابراین، اتکا به برخی برداشتهای خوشبینانه یا احساسی در عرصه سیاست و امنیت، نمیتواند راهگشای مسائل پیچیده کنونی باشد. این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه خاطرنشان کرد: ازسوی دیگر، بخشی از جامعه که تحت تاثیر فضای احساسی یا شعارهای عمومی قرار میگیرد، ممکن است تصور کند که صرفا با اتکا به چنین رویکردهایی میتوان از بحرانها عبور کرد. درحالی که واقعیتهای اقتصادی و معیشتی نشان میدهد که شرایط کشور نیازمند تصمیمگیریهای دقیق، سنجیده و مبتنی بر درک عمیق از ابعاد مختلف نظامی، اقتصادی و سیاسی و البته افرادی با توجه مانند آقای قالیباف در شرایط کنونی است. به گفته مجلسی بدیهی است که دفاع از کشور، یک اصل پذیرفته شده و طبیعی است، اما این امر مستلزم فراهم بودن زیرساختها و شرایط لازم نیز هست. در غیر این صورت، طرح برخی ادعاها، لزوما به معنای ایجاد توان واقعی در میدان نخواهد بود. لذا این پرسش جدی مطرح است که در صورت بروز درگیری گسترده، ظرفیتها و زیرساختهای لازم برای مواجهه تا چه اندازه فراهم است. از طرفی میدانیم و تجربه نشان داده است که در شرایط تشدید تنش، طرفهای درگیر ممکن است به سمت استفاده از ابزارهای مخربتر حرکت کنند؛ مسیری که میتواند هزینههای سنگینی برای همه طرفها به همراه داشته باشد. از این رو، به نظر میرسد حرکت به سمت کاهش تنش، مدیریت اختلافات و کاستن از سطح تنش و پایان دایمی جنگ گزینهای عقلانیتر و پایدارتر باشد.
مجلسی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درباره نتایج و سناریوهای احتمالی برگزاری دور دوم مذاکرات پس از تجاوز امریکا و اسراییل به کشورمان در مقطع کنونی تشریح کرد: درخصوص نتایج احتمالی این دور از مذاکرات، باید به این واقعیت توجه داشت که از منظر ایالاتمتحده، هرگونه توافقی به ویژه اگر موقتی و کوتاهمدت باشد در چارچوب ملاحظات کلان امنیتی این کشور و همچنین هماهنگی با متحدان منطقهای آن، ازجمله رژیم اسراییل، مورد ارزیابی قرار میگیرد. به همین دلیل، به نظر میرسد پذیرش و شکلگیری توافقی ولو موقت، با پیچیدگیها و محدودیتهایی همراه باشد.
به باور مجلسی در عین حال، تحولات اخیر نشان میدهد که طرفهای مقابل طی سالهای گذشته هزینههای قابلتوجهی در حوزههای مختلف صرف کردهاند و در پی دستیابی به نتایجی پایدارتر نسبت به گذشته هستند. به باور برخی تحلیلگران این هدف در قالب تلاش برای افزایش فشارهای اقتصادی و محدودسازی زیرساختهای حیاتی کشور تفسیر میشود تا درنهایت، شرایط برای تحمیل یک راهحل مطلوب از سوی آنان فراهم شود. البته که باتوجه به دیوار بلند بیاعتمادی میان ایران و امریکا طی سالهای اخیر طبیعی است که چنین تصوری در میان برخی تحلیلگران وجود داشته باشد.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه خاطرنشان کرد: با این حال، آنچه اهمیت دارد این است که ایران همچنان فرصتهایی برای ارایه و پیگیری راهحلهای مبتنی بر منافع ملی خود دراختیار دارد. استفاده از این فرصتها میتواند در جلوگیری از ورود به شرایط پیچیدهتر و پرهزینهتر موثر باشد. ازسوی دیگر، در صورت تداوم روندهای تنشآلود، این نگرانی وجود دارد که بازیگران مختلف منطقهای و فرامنطقهای، هر یک در پی تامین منافع خود، در معادلات آینده نقشآفرینی کنند؛ موضوعی که میتواند بر پیچیدگی وضعیت بیفزاید. در مجموع، به نظر میرسد طرفهای مقابل به دنبال راهحلی با ثبات و بلندمدت هستند و نه صرفا توافقی موقت. در چنین شرایطی، آینده این روند تا حد زیادی به تصمیمات راهبردی طرفین بستگی دارد؛ اینکه مسیر مدیریت تنش و دستیابی به تفاهم انتخاب شود یا اینکه تقابلها به سمت سطوح بالاتری حرکت کند که طبیعتا هزینههای بیشتری برای تمامی طرفها به همراه خواهد داشت.
این تحلیلگر ارشد روابط بینالملل در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با سناریوی بدبینانه انسداد تنگه بابالمندب در صورت عدم رفع محاصره دریایی توسط واشنگتن نیز گفت: درخصوص اینکه پس از تحولات مرتبط با تنگه هرمز، احتمال بروز اختلال یا محدودیت در تنگه بابالمندب نیز مطرح شود، باید توجه داشت که شرایط این گذرگاه با هرمز تفاوتهای قابلتوجهی دارد و کنترل مستقیم آن دراختیار ایران نیست. البته برخی تحلیلها به نقش بازیگران منطقهای، ازجمله نیروهای یمنی، اشاره میکنند و معتقدند این بازیگران ممکن است در چارچوب تحولات منطقهای دست به اقداماتی بزنند، اما این موضوع بهمعنای وجود یک کنترل یا مدیریت یکپارچه بر این مسیر راهبردی نیست.
به گفته مجلسی ازسوی دیگر، شرایط داخلی یمن و وضعیت انسانی و اقتصادی این کشور نیز بسیار پیچیده است. در برخی دیدگاهها تاکید میشود که استمرار تنش در این منطقه میتواند فشارهای مضاعفی بر مردم یمن وارد کند و دامنه درگیریها را افزایش دهد، به ویژه آنکه در صورت تشدید تنشها، احتمال واکنشهای نظامی گسترده علیه برخی مناطق یمن، ازجمله مراکز شهری، دور از ذهن نخواهد بود؛ مسالهای که میتواند پیامدهای انسانی و زیرساختی قابلتوجهی به همراه داشته باشد. همچنین نباید از نظر دور داشت که در یمن، علاوه بر نیروهای درگیر، ساختارهای سیاسی دیگری نیز وجود دارند که در صورت تغییر موازنه میدانی، ممکن است در آینده این کشور نقشآفرینی کنند. برخی تحلیلها بر این باورند که در صورت تداوم روندهای فرسایشی، سناریوهایی مانند تغییر ترتیبات قدرت یا ورود بازیگران جدید به فرآیند بازسازی نیز قابل طرح خواهد بود؛ موضوعی که خود میتواند بر پیچیدگی معادلات بیفزاید.
این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه به «اعتماد» گفت: در مجموع، به نظر میرسد هرگونه سناریوی مرتبط با بابالمندب، با واکنشهای سریع و بعضا شدید ازسوی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای مواجه خواهد شد و همین امر، تحقق یا تداوم چنین وضعیتی را با دشواریهای جدی روبهرو میکند. از این رو، ارزیابی تحولات این منطقه نیازمند درنظر گرفتن مجموعهای از عوامل میدانی، انسانی و سیاسی به صورت همزمان است.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و با اشاره به عمق اختلافات میان تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: واقعیت این است که سطح اختلافات میان ایران و ایالاتمتحده، صرفا به برخی موضوعات مقطعی یا تاکتیکی محدود نمیشود، بلکه ریشه در مجموعهای از مسائل عمیق و چندلایه دارد. علاوه بر موضوعاتی مانند تحولات مرتبط با تنگه هرمز یا بحثهای مربوط به امنیت دریایی، پروندههایی همچون برنامه هستهای ایران، تحولات منطقهای بهویژه در لبنان، و نحوه مواجهه با بازیگران مختلف در منطقه، ازجمله محورهای اصلی این اختلافات به شمار میروند. لذا حتی در مواردی که نوعی آتشبس یا کاهش تنش برای مثال در منازعات مرتبط با اسراییل شکل میگیرد، این وضعیت لزوما به معنای حل و فصل ریشهای اختلافات نیست و ممکن است صرفا جنبه موقتی داشته باشد.
مجلسی در ادامه خاطرنشان کرد: البته از منظر تاریخی نیز روابط دو کشور با پیچیدگیهای قابلتوجهی همراه بوده است. تحولات پس از انقلاب اسلامی، نقطه عطفی در شکلگیری بیاعتمادی متقابل بوده و این ذهنیت در طول دهههای گذشته تداوم یافته است. در کنار این موارد، نوع نگاه امریکا به نقش منطقهای ایران و همچنین حمایت این کشور از اسراییل، به عنوان یکی از مولفههای ثابت سیاست خارجی واشنگتن، بر دامنه این اختلافات افزوده است. به گفته این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در حوزه هستهای نیز، اگرچه ایران همواره بر صلحآمیز بودن برنامه خود تاکید کرده، اما در مقاطعی برخی نهادهای بینالمللی، ازجمله شورای امنیت سازمان ملل، با استنادات ادعایی به نگرانیهایی درباره شفافیت فعالیتها، قطعنامههایی علیه ایران صادر کردهاند. این پیشینه باعث شده است که موضوع هستهای همچنان یکی از محورهای اصلی اختلاف باقی بماند و رفع کامل آن نیازمند اعتمادسازی متقابل و اقدامات مرحلهای باشد.
مجلسی در ادامه تصریح کرد: ازسوی دیگر، تحولات منطقهای و نقش برخی گروههای محور مقاومت نیز همواره در کانون توجه طرفهای مقابل قرار داشته است. این موضوعات، چه در قالب رقابتهای منطقهای و چه در چارچوب ملاحظات امنیتی، به پیچیدگی معادلات افزوده و حل و فصل آنها را دشوارتر کرده است. در مجموع، به نظر میرسد همه این مسیرها به یک نقطه کانونی در اختلافات راهبردی میان دو طرف بازمیگردد؛ اختلافی که تا زمانی که چارچوبی جامع برای مدیریت آن تعریف نشود، همچنان پابرجا خواهد ماند. در چنین شرایطی، برخی تحلیلها بر این باورند که ادامه مسیر تقابل، هزینههای قابلتوجهی به همراه خواهد داشت، در حالی که تمرکز بر کاهش تنش و حرکت به سمت توسعه اقتصادی و صنعتی، میتواند گزینهای کمهزینهتر و پایدارتر برای آینده کشور باشد.
مجلسی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با تشریح شرایط داخلی ایالاتمتحده و شکاف ایجاد شده در میان جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره و تاثیر آن بر عملکرد فعلی دونالد ترامپ گفت: در حال حاضر، سیاستهای ایالاتمتحده درقبال موضوعات بینالمللی، ازجمله پرونده ایران، تحتتاثیر مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی قرار دارد. از یکسو، امریکا به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان انرژی در جهان، در سالهای اخیر از تحولات بازار نفت و گاز نیز بهرهمند شده است، اما ازسوی دیگر نباید نقش افکار عمومی و تحولات سیاسی داخلی این کشور را نادیده گرفت، چراکه در بسیاری از موارد، تصمیمگیریهای سیاست خارجی تحتتاثیر فضای انتخاباتی و رقابتهای حزبی قرار میگیرد. به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان با نزدیک شدن به انتخاباتهای پیشرو در ایالاتمتحده، ازجمله انتخابات میاندورهای کنگره، معمولا فضای سیاسی این کشور دستخوش تغییراتی میشود و ممکن است رویکرد احزاب نسبت به برخی پروندههای سیاست خارجی ازجمله ایران نیز تحتتاثیر قرار گیرد. در چنین شرایطی، برخی تحلیلها بیانگر آنند که دولتها تلاش میکنند در بازههای زمانی کوتاهتر، دستاوردهایی در عرصه سیاست خارجی ارایه دهند تا بتوانند از آن در فضای داخلی بهرهبرداری سیاسی کنند.
این تحلیلگر ارشد روابط بینالملل در ادامه با اشاره به این موضوع که رییسجمهور امریکا چقدر احتمال دارد تحت تاثیر فشار افکار عمومی و همحزبیهای خود قرار گیرد و به سمت دستیابی توافقی فوری با تهران پیش رود خاطرنشان کرد: باید توجه داشت که در مقاطعی، میان ایران و امریکا تلاشهایی برای رسیدن به توافق صورت گرفت و در قالبهایی مانند برجام، نوعی تفاهم حاصل شد. با این حال، تغییر دولتها و رویکردهای سیاسی در امریکا و تا حدودی ایران باعث شد این مسیر با چالشهایی جدی مواجه شود و استمرار آن با وقفه روبهرو گردد که درنهایت شاهد خروج یکطرفه دونالد ترامپ از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال 2018 بودیم. به گفته مجلسی از طرفی در سالهای اخیر نیز منطقه شاهد تحولات امنیتی و نظامی گستردهای بوده است که تبعات آن در حوزههای مختلف قابل مشاهده است. این تحولات، علاوه بر خسارات انسانی و زیرساختی، موجب افزایش سطح بیاعتمادی میان طرفها شده است. در چنین فضایی، هرگونه درگیری جدید میتواند با هزینههای بسیار سنگینتری همراه باشد. با این همه برخی تحلیلگران معتقدند که در صورت گسترش تنشها، احتمال افزایش شدت درگیریها و پیچیدهتر شدن ماهیت جنگهای آینده وجود دارد؛ بهگونهای که کنترل آنها برای طرفهای درگیر دشوارتر خواهد بود. تجربه جنگهای منطقهای در دهههای گذشته نیز نشان داده است که درگیریهای طولانیمدت معمولا با پیامدهای انسانی گسترده همراه هستند. در مجموع، به نظر میرسد تداوم مسیرهای تنشآلود نهتنها به حل اختلافات کمکی نمیکند، از این رو، برخی دیدگاهها بر این نکته تاکید دارند که توجه به پیامدهای بلندمدت تصمیمات سیاسی و نظامی، میتواند در جلوگیری از تشدید بحرانها و کاهش آسیبهای احتمالی نقش مهمی ایفا کند.
دیدگاه تان را بنویسید