اگر ۱۶۸ کودک در یک کشور غربی کشته میشدند کشورهای غربی ائتلاف تشکیل داده و کشور متجاوز را اشغال میکردند
همه حتی غربدوستان داخلی ما به خوبی میدانند که اگر ۱۶۸ کودک در هر موضوع و حادثه و جنگی از طرف هر گروه و کشور ثالثی در یک کشور غربی کشته میشدند حتی ممکن بود اصل جنگ و تجاوز در حاشیه قرار میگرفت و جهان را تبلیغات حقوق بشری پر میکرد و ممکن و عادی بود که کشورهای غربی ائتلافی شکل داده و کشوری را اشغال میکردند.
«۱۰ هفته پس از میناب» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم جعفر گلابی است که در آن آمده؛ دیروز خبرنگار از رییسجمهور امریکا میپرسد: تقریبا ۱۰ هفته از اصابت موشک به یک مدرسه در میناب میگذرد. چه کسی آن موشک را شلیک کرد؟ و او جواب میدهد: «این موضوع الان تحت بررسی است و ما به محض اینکه گزارش را دریافت کنیم، آن را در اختیار شما قرار خواهیم داد.» البته دیگر خبرنگار نپرسید که حمله با یک سلاح جدید به ورزشگاهی در لامرد، چه ؟ همچنین نپرسید که حمله به ناوشکن غیرمسلح دنا که میهمان هندوستان بوده، چه؟ با اینکه چند خبرگزاری امریکا طی یک راستآزمایی از طریق عکسهای ماهوارهای و دیگر شواهد به عمدی بودن جنایت میناب اشاره داشتهاند و همین امروز هم یکی از نمایندگان پارلمان اروپا تاکید کرد که حمله به مدرسه میناب عمدی بوده است، ولی هنوز معلوم نیست که چرا پس از ۱۰ هفته از پرپر شدن ۱۶۸ کودک مینابی تحقیقات امریکا پایان نیافته و بررسیها تا کی ادامه خواهند داشت؟ اگرچه بعید است که چنین تحقیقی بیطرفانه صورت گیرد و نتیجهبخش باشد، ولی دولت جمهوری اسلامی باید موضوع را از کانالهای بینالمللی جدا پیگیری کند. متاسفانه تاکنون نهادهای بینالمللی هیچگونه تحرکی در این زمینه از خود بروز ندادهاند و به ابراز تاسف و بعضا محکومیت بسنده کردهاند. همه حتی غربدوستان داخلی ما به خوبی میدانند که اگر ۱۶۸ کودک در هر موضوع و حادثه و جنگی از طرف هر گروه و کشور ثالثی در یک کشور غربی کشته میشدند حتی ممکن بود اصل جنگ و تجاوز در حاشیه قرار میگرفت و جهان را تبلیغات حقوق بشری پر میکرد و ممکن و عادی بود که کشورهای غربی ائتلافی شکل داده و کشوری را اشغال میکردند. البته حق مطلب هم همین است که جنایت علیه کودکان پیامدهای خشمآلود و عملی داشته باشد ولی اگر مختص دردانههای امریکا و اروپا و اسراییل باشد یا یک آپارتاید شرمآور است یا زیر چتر اهداف سیاسی قرار دارد. روشن است که مناسبات تبعیضآمیز جهانی هنوز خیلی راه دارد تا از نژادپرستی برهد و همه ابنای بشر را به یک چشم نگاه کند .
بر این اساس انتظار اخلاقی از کشورهای اروپایی و حتی دیگر کشورها که هر آن در معرض رفتار دوگانه قرار دارند، انتظار واقعبینانهای نیست. ظاهرا رنگینتر بودن خون شهروندان کشورهای شمال فعلا یک اصل پذیرفته شده است چنانچه خیلیها میتوانستند مستقل از ماجرای جنگ، حداقل در زبان جنایت علیه کودکان را محکوم کنند و از سکوت شنیع در این خصوص دست بردارند. کسانی که در این زمینه سکوت کردهاند، توجیه ندارند، چون حتی عاملان جنایت بهانهای مبنی بر غیرعمدی بودن حمله به دبستان میناب را به دستشان ندادهاند. اما خون کودکان دانشآموز هدر نخواهد رفت و تجربههای چنین جنایاتی در جهان نشان داده است که ریاکاران بینالمللی آبروی دستساز خود را از دست خواهند داد. جز افراد قلیلی که در عمل آپارتاید موجود در مناسبات جهانی را پذیرفتهاند، بعید است که ایرانیان موضوع جنایت هولناک میناب را فراموش کنند و آن را معیاری برای تشخیص دوست از دشمن قرار ندهند. در این زمینه باید از اقدام وزارت آموزش و پروش تشکر کرد که قرار است ۱۶۸ مدرسه به نام دانشآموزان شهید مینابی بسازد . افزون بر آن باید به هر مناسبتی نام آن معصومان را گرامی داشت و با انواع ابتکارات نگذاریم که خاطره این عزیزان از یادها برود. امریکا در این حادثه بد کرد و برای استمالت از مردم ایران کارهای زیادی باید انجام دهد. شخصیتها و مسوولان مستقل مثل اعضای کنگره ایالات متحده میتوانند راسا اقدام کنند و در ابتدا از ملت ایران عذر بخواهند وحتی برای دلجویی از خانوادههای داغدار به ایران سفر کنند. این عدد ۱۶۸ بر روح و جان ملت ایران سنگینی میکند و دلها را میفشرد.در کنار هزاران شهید دیگر این عدد ۱۶۸ را فراموش نمیکنیم .
دیدگاه تان را بنویسید