محسن پاکآیین: جنگ ایران و آمریکا پایان نیافته؛ ماهیت آن تغییر کرده است
به گفته پاکآیین واقعیت این است که شکل درگیریها تغییر کرده است. اگر در مقطعی جنگ بیشتر در قالب حملات موشکی و پهپادی دنبال میشد، اکنون بخشی از آن به عرصه دریا و امنیت کشتیرانی منتقل شده، اما ماهیت آن همچنان جنگ است.
حدیثروشنی-در حالی که فضای ملتهب منطقه همچنان در سایه سنگین تهدید، تحریم و احتمال آغاز مجدد درگیری مستقیم میان تهران و واشنگتن قرار دارد، مجموعهای از تحرکات دیپلماتیک تازه نشان میدهد دوطرف، همزمان با حفظ ادبیات تهاجمی، در حال نزدیک شدن به یک چارچوب موقت برای مهار بحران هستند؛ چارچوبی که اگرچه هنوز رسمی نشده، اما نشانههای آن از واشنگتن، دوحه، اسلامآباد، ریاض و حتی مسکو بهطور همزمان مخابره میشود.
به گزارش اعتماد، در این میان گزارش ادعایی نشریه والاستریت ژورنال درباره احتمال ازسرگیری مذاکرات ایران و امریکا در اسلامآباد، ادعای اکسیوس درباره نقش فعال قطر در میانجیگری پشت پرده، اظهارات دونالد ترامپ درباره «پروژه آزادی پلاس» در تنگه هرمز و همزمان خبر بررسی یک توافق ۳۰روزه میان تهران و واشنگتن، همگی قطعات پازلی هستند که از تغییر فاز بحران حکایت دارند؛ تغییری از «آستانه برخورد» به «مدیریت تنش.» در هر حال بر اساس گزارشات ادعایی منتشر شده دوطرف اکنون روی یک طرح کوتاهمدت متمرکز شدهاند؛ توافقی موقت که هدف فوری آن بازگشایی تنگههرمز، توقف خصومتها و ایجاد یک فرصت زمانی برای رسیدن به توافقی جامعتر است. به باور برخی ناظران اهمیت این تحول در آنجاست که برای نخستینبار پس از هفتهها تهدید نظامی، طرفین نه درباره «واکنش» بلکه درباره «چارچوب پایان بحران» گفتوگو میکنند. با این حال، اختلافات اصلی همچنان پابرجاست. امریکا خواهان تعلیق بلندمدت غنیسازی، تعطیلی برخی تاسیسات هستهای و انتقال ذخایر اورانیوم ایران است؛ شروطی که تهران آن را عبور از خطوط قرمز خود میداند. در مقابل به ادعای برخی نشریات غربی و به نقل از برخی منابع آگاه، ایران تلاش میکند با مدل تعلیق محدود و انتقال بخشی از ذخایر به کشور ثالث از جمله روسیه، مسیر توافق را بدون عقبنشینی کامل باز نگه دارد. ادعایی که همچنان به تایید مقامات رسمی کشورمان نرسیده و حتی گفته شده که مذاکرات صرفا در چارچوب پایان جنگ و رفع محاصره دریایی انجام خواهد شد. همزمان با این تحولات اما رفتار بازیگران منطقهای نیز معنای مهمی دارد. در این میان عربستان با رد گزارشهای مربوط به استفاده امریکا از حریم هواییاش علیه ایران، عملا پیام روشنی درباره پرهیز از ورود به جنگ ارسال کرده و روسیه نیز با مخالفت با پیشنویس قطعنامه امریکا و بحرین علیه تهران، نشان داده مایل نیست موازنه فعلی به سود واشنگتن تغییر کند. به ادعای برخی تحلیلگران در چنین شرایطی، به نظر میرسد منطقه وارد مرحلهای حساس از دیپلماسی تحت فشار شده؛ جایی که همه طرفها همچنان از ابزار تهدید استفاده میکنند، اما در عمل بیش از هر زمان دیگری نگران هزینههای یک درگیری گسترده هستند. در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی و واکاوی مولفههای مهم و اثرگذار بر تشدید یا کاسته شدن از سطح تنشها میان تهران و واشنگتن با محسن پاکآیین، سفیر اسبق کشورمان در باکو گفتوگو کرده است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
محسن پاکآیین دیپلمات پیشین کشورمان در باکو در پاسخ به پرسش «اعتماد» در خصوص ارزیابیاش از تشدید تنشها در آبهای هرمز و همزمان تداوم تحرکات دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن تشریح کرد: واقعیت این است که آنچه این روزها شاهد آن هستیم، تداوم رویکرد غیرصادقانه و بهنوعی منافقانه امریکا، هم در حوزه دیپلماسی و هم در عرصه جنگ هستیم؛ مسالهای که باعث شده همچنان اعتماد جدی نسبت به رفتار واشنگتن شکل نگیرد. به گفته پاکآیین به واقع، در حوزه دیپلماسی تغییر محسوسی در رویکرد امریکا دیده نمیشود، این درحالی است که در میدان، جمهوری اسلامی ایران دست برتر را دارد و همین مساله امریکا را وادار کرده بارها از مسیرهای مختلف درخواست مذاکره و گفتوگو را مطرح کند؛ درخواستهایی که البته ازسوی ایران با دقت بررسی شده اما در بسیاری موارد به دلیل رویکرد غیرواقعبینانه و غیرمنصفانه واشنگتن، مورد پذیرش قرار نگرفته است. سفیر اسبق کشورمان در باکو در ادامه به «اعتماد» گفت: واقعیت این است که امریکا به دنبال بهرسمیت شناختن حقوق ملت ایران نیست، بلکه تلاش میکند از ابزار مذاکره برای تحمیل خواستههای خود و تحت فشار قرار دادن ایران استفاده کند. پیامهایی که از طریق برخی واسطهها، از جمله پاکستان، میان دوطرف رد و بدل میشود نیز نشان میدهد واشنگتن همچنان با نگاه از بالا و با هدف امتیازگیری وارد روند دیپلماتیک شده است. به همین دلیل، برخورد امریکا در حوزه دیپلماسی را نمیتوان صادقانه ارزیابی کرد. به نظر میرسد دونالد ترامپ اساسا اعتقاد واقعی به دیپلماسی ندارد و بیشتر از مذاکره به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف جنگطلبانه خود بهره میبرد. پاکآیین در ادامه این گفتوگو خاطرنشان کرد: در عرصه میدانی نیز همین تناقض رفتاری کاملا قابل مشاهده است. با وجود اینکه شخص ترامپ پس از حدود 40 روز درگیری خواستار توقف جنگ و برقراری آتشبس 14 روزه شد و سپس این آتشبس را برای مدتی نامعلوم تمدید کرد، اما در عمل نهتنها رژیم صهیونیستی به این آتشبس پایبند نماند، بلکه حملات و فشارها علیه ایران ادامه پیدا کرد. نمونه روشن آن، تشدید محاصره دریایی و حمله به کشتیهای ایرانی است؛ اقداماتی که عملا به معنای نقض آشکار آتشبس محسوب میشود. این رفتارها نشان میدهد امریکا نه به دیپلماسی باور دارد و نه حتی نسبت به تعهداتی که خود مطرح میکند پایبند است. بنابراین در چنین شرایطی، طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران نسبت به شعارهای امریکا درباره مذاکره و حلوفصل مسائل با دیده تردید نگاه کند. به اعتقاد من، امروز عامل اصلی بنبست در روند دیپلماسی، خود امریکا و شخص دونالد ترامپ است؛ زیرا همزمان که از مذاکره سخن میگوید، رویکرد جنگطلبانهاش را نیز حفظ کرده است. بر همین اساس، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، اعم از سپاه و ارتش، در آمادگی کامل قرار دارند و در مقاطع مختلف نیز نشان دادهاند که در برابر هرگونه اقدام خصمانه، پاسخ قاطع و محکمی خواهند داد. پاکآیین در ادامه این گفتوگو و در رابطه با ادعاها درخصوص پیش کشیدن مساله غنیسازی در طرح پیشنهادی واشنگتن به تهران گفت: واقعیت این است که در شرایط فعلی اساسا مذاکرهای با امریکا درباره برنامه هستهای ایران در جریان نیست. پیامهایی که میان دوطرف رد و بدل میشود، عمدتا مربوط به وضعیت جنگ و نحوه مدیریت تنشهاست. از نگاه ایران، آتشبسهای مقطعی و موقتی آن هم در شرایطی که بارها نقض میشوند نمیتوانند راهحل واقعی برای پایان بحران باشند. آنچه جمهوری اسلامی ایران بر آن تاکید دارد، توقف دایمی جنگ همراه با تضمینهای مشخص و بینالمللی است؛ تضمینهایی که مانع از تکرار دوباره درگیریها شود. به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان، ایران همچنین معتقد است امریکا به عنوان طرفی که نقش مستقیم در تشدید تنشها و اقدامات خصمانه داشته، باید مسوولیت خسارات واردشده به ملت ایران را بپذیرد و آن را جبران کند. از این منظر، پایان جنگ صرفا با اعلام یا خواست امریکا محقق نمیشود و این تصور که واشنگتن میتواند یکجانبه درباره زمان و نحوه پایان بحران تصمیمگیری کند، ازسوی ایران پذیرفته نیست. تهران تاکید دارد که پایان واقعی جنگ زمانی شکل میگیرد که حقوق و مطالبات ایران بهصورت عادلانه در نظر گرفته شود. به همین دلیل، رویکرد ایران در مذاکرات و رایزنیهای غیرمستقیم، مبتنی بر دستیابی به یک توافق عادلانه و پایدار است، نه توافقی موقت و شکننده. با این حال، به نظر میرسد امریکا همچنان با همان ذهنیت سنتی قدرتمحور و از موضع یک ابرقدرت با مسائل برخورد میکند و تلاش دارد خواستههای خود را بهصورت حداکثری تحمیل کند. طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران چنین رویکردی را نمیپذیرد. به گفته این کارشناس مسائل سیاست خارجی، یکی از ویژگیهای سیاست خارجی امریکا این است که معمولا تلاش میکند امتیازات اصلی را بهصورت فوری و نقد از ایران دریافت کند، اما در مقابل، تعهدات و امتیازاتی حداقلی و زماندار ارایه دهد؛ روشی که واشنگتن در قبال بسیاری از کشورها دنبال کرده است. اما ایران تاکید دارد که تعامل و توافق تنها در چارچوب احترام متقابل، عدالت و توازن واقعی در تعهدات امکانپذیر خواهد بود. سفیر اسبق کشورمان در آذربایجان در پاسخ به پرسش «اعتماد» در رابطه با سناریوهای احتمالی تداوم تنشها در تنگه استراتژیک هرمز به واسطه ماجراجوییهای واشنگتن خاطرنشان کرد: محاصره دریایی، بهطور واضح، به معنای نقض آتشبس است و ایران نیز چنین وضعیتی را قابل پذیرش نمیداند. به هر میزان که امریکا بخواهد با بهانههایی مانند کنترل دریایی یا اعمال محدودیت علیه کشتیهای ایرانی دست به اقدام بزند، از نگاه ایران این اقدامات بخشی از همان جنگ و ادامه رفتار خصمانه محسوب میشود. لذا نمیتوان ادعا کرد که جنگ پایان یافته، زیرا همزمان نوعی محاصره نظامی علیه ایران در جریان است؛ محاصره دریایی خود مصداقی از جنگ است. به گفته پاکآیین واقعیت این است که شکل درگیریها تغییر کرده است. اگر در مقطعی جنگ بیشتر در قالب حملات موشکی و پهپادی دنبال میشد، اکنون بخشی از آن به عرصه دریا و امنیت کشتیرانی منتقل شده، اما ماهیت آن همچنان جنگ است. اقدام علیه کشتیهای ایرانی، ایجاد محدودیت در مسیرهای تجاری و تهدید امنیت دریایی ایران، بهمعنای تعرض به حقوق و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران تلقی میشود و طبیعی است که تهران چنین رفتاری را نادیده نگیرد. بر همین اساس، از دیدگاه ایران هنوز نمیتوان گفت جنگ به پایان رسیده یا آتشبس واقعی برقرار شده است. شاید شکل و ابزار درگیری تغییر کرده باشد، اما اصل تقابل و اقدامات خصمانه همچنان ادامه دارد و به همین دلیل، ایران وضعیت موجود را ادامه همان جنگ، با مختصات و ابعاد جدید، ارزیابی میکند. پاکآیین در ادامه و درخصوص سفر مهم ترامپ به چین و دیدار رهبران دو کشور به «اعتماد» گفت: سفر دونالد ترامپ به چین را نمیتوان صرفا در ارتباط با موضوع ایران تحلیل کرد، زیرا این سفر ابعاد گستردهتری در حوزه رقابتهای اقتصادی، تجاری و ژئوپلیتیکی میان دو کشور دارد. با این حال، بدون تردید تحولات مربوط به ایران و امنیت خلیجفارس نیز یکی از موضوعات مهم مورد توجه طرفین خواهد بود؛ بهویژه اینکه چین به عنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان انرژی از منطقه خلیجفارس، نسبت به هرگونه ناامنی در این منطقه حساسیت جدی دارد. به گفته این تحلیلگر ارشد روابط بینالملل، طبیعتا پکن با اقداماتی که موجب بیثباتی در خلیجفارس و دریای عمان شود، موافق نیست و به همین دلیل انتظار میرود مقامات چینی در گفتوگو با طرف امریکایی، نگرانیهای خود را درباره تبعات امنیتی و اقتصادی تشدید تنشها مطرح کنند. مواضع چین در ماههای اخیر نیز نشان داده که این کشور حاضر نیست بهراحتی در چارچوب سیاست فشار حداکثری امریکا علیه ایران حرکت کند. پاکآیین در ادامه تاکید کرد: اینکه چین تحریمهای یکجانبه امریکا علیه ایران را بهطور کامل نپذیرفته، همکاریهای اقتصادی خود با تهران را ادامه داده و در شورای امنیت نیز از همراهی با برخی قطعنامههای ضدایرانی خودداری کرده، همگی نشان میدهد که در بسیاری از حوزهها، منافع راهبردی ایران و چین با یکدیگر همپوشانی دارد، به همین دلیل نیز انتظار میرود چین در برابر فشارهای واشنگتن برای همراهسازی کامل پکن علیه تهران مقاومت کند. این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه به «اعتماد» گفت: در موضوع میانجیگری نیز همچنان پاکستان نقش فعالی ایفا میکند، اما جمهوری اسلامی ایران از هر اقدامی که بتواند به کاهش تنش، برقراری امنیت و توقف تجاوزها در خلیجفارس و دریای عمان کمک کند، استقبال خواهد کرد. آنچه برای ایران اهمیت دارد، پایان اقدامات خصمانه و شکلگیری ثباتی پایدار در منطقه است؛ ثباتی که منافع همه کشورهای منطقه و بازیگران اقتصادی بینالمللی را تامین کند. این دیپلمات پیشین کشورمان در باکو در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با سفر قریبالوقوع وزیر خارجه قطر به واشنگتن و دیدارش با جیدیونس، معاون دونالد ترامپ گفت: موضوع ایران و تحولات منطقهای، امروز به یکی از محورهای اصلی گفتوگوها میان امریکا و بسیاری از کشورهای عرب تبدیل شده است؛ بنابراین طبیعی است هر زمان که روسای کشورها با مقامات امریکایی دیدار میکنند یا بالعکس، بخشی از مذاکرات و تبادلنظرها به این پرونده اختصاص پیدا کند. با این حال، نباید هرگونه رایزنی یا اعلام موضع سیاسی را به معنای «میانجیگری» تلقی کرد، چراکه میانجیگری مفهوم مشخصی دارد؛ یعنی کشوری بهصورت رسمی یا عملی، پیامهای دوطرف را منتقل کند و نقش مستقیم در مدیریت ارتباطات و پیشبرد مذاکرات ایفا کند. در شرایط فعلی، این نقش بهطور متمرکز برعهده پاکستان قرار دارد و بخش عمده پیامها و ارتباطات غیرمستقیم میان ایران و امریکا از این مسیر منتقل میشود. به گفته پاکآیین البته این مساله مانع از آن نیست که سایر کشورها، بهویژه کشورهای عرب منطقه، در دیدارهای خود با مقامات امریکایی درباره تحولات مربوط به ایران، جنگ و امنیت منطقه گفتوگو نکنند. طبیعی است که بسیاری از دولتها بهدلیل نگرانی از گسترش بحران و تبعات امنیتی و اقتصادی آن، تلاش کنند مواضع خود را مطرح کرده و امریکا را به سمت کاهش تنش و توقف اقدامات خصمانه سوق دهند. لذا این رویکرد، اقدامی مثبت و قابل استقبال است، زیرا هر تلاشی که به کاهش تنش و جلوگیری از ادامه تجاوز و بیثباتی کمک کند، میتواند در راستای منافع منطقه باشد. با این حال، چنین اقداماتی را نباید با نقش میانجیگری اشتباه گرفت. این امر در حال حاضر از طریق کانال پاکستان در حال پیگیری است، اما رایزنیها و موضعگیریهای سایر کشورها بیشتر در چارچوب تلاشهای سیاسی برای مهار بحران و جلوگیری از تشدید درگیریها قابل ارزیابی است. این کارشناس مسائل سیاست خارجی در پایان این گفتوگو و در رابطه با ادعای ایجاد واگرایی میان پادشاهیهای خلیجفارس بالاخص امارات و عربستان به واسطه تشدید تنشها میان تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: واقعیت این است که اختلافات میان عربستان و امارات موضوعی است که به روابط دوجانبه و محاسبات داخلی و منطقهای خودشان مربوط میشود، اما در سطح کلانتر تحولات خلیجفارس، برخی رفتارها و مواضع کشورها نسبت به ایران نیز مورد توجه قرار دارد. در این میان، بهزعم برخی تحلیلها، امارات متحده عربی در سالهای اخیر در مقایسه با دیگر کشورهای عربی حوزه خلیجفارس، رویکردی نزدیکتر به سیاستهای امریکا، اسراییل و همزمان رویکردی خصمانهتر نسبت به ایران اتخاذ کرده است. لذا از نگاه تهران، همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی برخی کشورها ازجمله امارات با ایالاتمتحده و اسراییل در چارچوب فشار بر ایران، بخشی از مجموعه اقداماتی است که در جهت افزایش تنش در منطقه تلقی میشود. در همین چارچوب، ایران معتقد است هرگونه اقدام خصمانه، چه در سطح سیاسی، چه امنیتی و چه اقتصادی، نمیتواند بدون پاسخ باقی بماند و طبیعتا متناسب با آن، واکنشهای لازم نیز در دستور کار قرار گرفته و در آینده نیز خواهد گرفت. به گفته پاکآیین در عین حال، جمهوری اسلامی ایران همواره تاکید داشته که سیاست اصولیاش در منطقه بر پایه تعامل با همسایگان و حفظ ثبات است، اما این موضوع به معنای چشمپوشی از اقدامات خصمانه یا پذیرش فشارهای خارجی نیست. از این منظر، هرگونه همکاری امنیتی یا نظامی که علیه منافع ایران تعریف شود، در چارچوب محاسبات دفاعی تهران قرار میگیرد.
دیدگاه تان را بنویسید