کد خبر: 785670
|
۱۴۰۵/۰۵/۱۶ ۲۲:۱۲:۴۸
| |

آسیا تایمز: واشنگتن نه می‌تواند ایران را شکست دهد و نه از جنگ خارج شود

یک تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل می‌نویسد: «واشنگتن باید بپذیرد یک توافق محدود اما قابل راستی‌آزمایی بر سر تنگه هرمز، خودش یک هدف واقعی و دست‌یافتنی است، نه این که آن را پله‌ای برای تسلیم کامل ایران بداند؛ تسلیمی که ایران زیر سایه تهدید به بمباران هرگز زیر بار آن نخواهد رفت.»

آسیا تایمز: واشنگتن نه می‌تواند ایران را شکست دهد و نه از جنگ خارج شود
کد خبر: 785670
|
۱۴۰۵/۰۵/۱۶ ۲۲:۱۲:۴۸

لئون هادار، تحلیل‌گر برجسته مسائل بین‌الملل در آسیا تایمز نوشت: پنج ماه پس از آغاز آنچه مورخان احتمالاً «جنگ ۲۰۲۶ ایران» خواهند نامید، واشنگتن خود را در همان بن‌بست آشنایی می‌بیند که پیش‌تر در ویتنام، عراق و افغانستان تجربه کرده بود: نه می‌تواند به آسانی دست بکشد و کنار برود، و نه آن‌قدر پیش رفته که بتواند ادعای پیروزی کند.

به گزارش ایرنا، تهدیدهای پاندولی دونالد ترامپ برای راه انداختن «بزرگ‌ترین حمله از زمان جنگ جهانی دوم»، و به دنبال آن ادعای روزهای بعد مبنی بر «نزدیک بودن توافق»، و سپس تکذیب اصلِ مذاکرات از سوی تهران، استراتژی دیپلماسی نیست؛ بلکه صدای ابرقدرتی است که تازه در عمل دارد می‌فهمد ضربات هوایی، شاید کشوری را ویران کند، اما هرگز تسلیم و توافق سیاسی دلخواه را به همراه نمی‌آورد.

این همان الگویی است که تحلیل‌گران واقع‌گرا از زمان تقویت نیروها نسبت به آن هشدار می‌دادند: فاصله‌ای عمیق میان آنچه با زور نظامی می‌توان ویران کرد با آنچه واقعاً می‌توان به دست آورد، وجود دارد. ایالات متحده و اسرائیل زیرساخت‌های نظامی ایران را تضعیف کرده‌اند، به تأسیسات مرتبط با برنامه هسته‌ای آسیب زده‌اند و فرماندهان را از پا درآورده‌اند.

اما آنچه نتوانسته‌اند بسازند، حکومت یا دولتی در ایران است که حاضر باشد طبق شروط دلخواه واشنگتن تسلیم شود، یا نظم منطقه‌ای جدیدی که نیروی دریایی آمریکا را مجبور نکند برای باز نگه داشتن تنگه هرمز مدام به زور متوسل شود. همین حالا هم نفت‌کش‌ها در حال دور زدن آفریقا هستند؛ همین یک نشانه کافی است تا سیاست‌گذاران بفهمند این جنگ تا چه حد «مهار شده» است.

تردید ترامپ و تمایلش برای یافتن راه خروج، اشتباه نیست. هر نقدی که به او وارد باشد، بارها از حمله همه‌جانبه‌ای که مدام تهدیدش را می‌کندی عقب نشسته است؛ آن هم با استناد به درخواست‌های کشورهای خلیج فارس. کشورهایی که بسیار بهتر از بیشتر واشنگتن‌نشین‌ها می‌دانند یک جنگ گسترده‌تر فقط به نفع تهران و شرکت‌های تسلیحاتی است.

مشکل اینجاست که ترامپ مدام از این تهدیدها به‌عنوان اهرم فشار استفاده می‌کند، اما اهرمی که هیچ‌وقت نقد نشود، بالاخره اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی کاخ سفید اصرار دارد گفتگوها از دوشنبه شروع می‌شود اما وزارت خارجه ایران اصل مذاکره را تکذیب می‌کند، یعنی یک تهدید آن‌قدر تکرار شده که دیگر طرف مقابل را نمی‌ترساند.

یک خروج واقعی و آبرومندانه، نیازمند کنار گذاشتن سه فرض نادرستی است که سال‌هاست بر این جنگ و دیگر ماجراجویی‌های واشنگتن در خاورمیانه سایه انداخته است:

    نخست: سر بریدنِ امکانات و توانمندی‌های یک حکومت، به جای شفافیت استراتژیک، سردرگمی به بار می‌آورد. تجربه عراق، لیبی و حالا همین جنگ نشان داده که ویران کردن، بخش آسان داستان است؛ اما هرچه بمباران‌ها طولانی‌تر شود، رسیدن به میز مذاکره سخت‌تر می‌شود، چون تندروهای هر دو طرف از تداوم جنگ نفع می‌برند.

    دوم: متحدان منطقه‌ای آن‌قدر تشنه نفوذ و نظارت آمریکا نیستند که حاضر باشند هزینه‌اش را بدهند. وقتی ولیعهد عربستان علناً ترامپ را به دیپلماسی دعوت می‌کند، پیام واضح است. کشورهای خلیج فارس که زمانی چراغ‌خاموش از فشار بر تهران استقبال می‌کردند، حالا دست به عصا شده‌اند؛ چرا که دیوار به دیوار تنگه هرمز زندگی می‌کنند و بر خلاف آمریکا، نمی‌توانند پس از بسته‌شدن آن به آن‌سوی اقیانوس پناه ببرند.

    سوم: سخت‌ترین واقعیت برای واشنگتن این است که «عدم توافق» در طول جنگ، یک حالت بی‌طرف و بی‌ضرر نیست. هر هفته‌ای که بدون توافق بگذرد، «جنگ ۲۰۲۶ ایران» به جای یک بحران موقت، به روال عادی و روزمره منطقه تبدیل می‌شود. جنگ‌هایی که نقطه پایان مشخصی ندارند، عادت دارند خودشان را بر سیاست‌ها دیکته کنند.

راه خروج واقعی همان ماه مه و ژوئن پیدا بود؛ زمانی که کشورهای منطقه ترامپ را از حمله منصرف کردند و چارچوب اولیه توافق شکل گرفت. حالا هم در گفتگوهای مقدماتی با میانجی‌گری عمان درباره امنیت کشتیرانی در هرمز، این راه خروج روشن است.

آنچه کم است، فرصت نیست بلکه «اراده و انضباط» است: این که واشنگتن بپذیرد یک توافق محدود اما قابل راستی‌آزمایی بر سر تنگه هرمز، خودش یک هدف واقعی و دست‌یافتنی است، نه این که آن را پله‌ای برای تسلیم کامل ایران بداند؛ تسلیمی که حکومت ایران زیر سایه تهدید به بمباران هرگز زیر بار آن نخواهد رفت.

ترامپ بخشی از اعتبار سیاسی خود را بر پایه نقد جنگ‌های بی‌سرانجام پیشینیانش ساخت. بیرون آمدن از این بحران با وضعیتی بهتر از یک بن‌بست، نیازمند تصمیم سختی است: پذیرفتن یک توافق واقعی و کوچک در حال حاضر، به جای دل خوش کردن به رویای شیرین اما غیرواقعی تسلیم کامل دشمن در آینده.

امپراتوری‌هایی که مدام منتظر ضربه نهایی می‌مانند تا طرف مقابل را زانو بزنند، معمولاً پس از سال‌ها می‌بینند که هنوز چشم‌انتظار همان ضربه‌اند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها