کد خبر: 791636
|
۱۴۰۵/۰۶/۳۱ ۰۹:۰۵:۰۵
| |

ایران چگونه می‌تواند از فرصت نشست سازمان ملل برای کاهش تنش‌ها استفاده کند؟

سیدحنایی درباره ظرفیت نشست مجمع عمومی سازمان ملل برای کاهش تنش‌ها به «اعتماد» گفت: «سازمان ملل، به عنوان مهم‌ترین نهاد بین‌المللی در حوزه روابط و حقوق بین‌الملل، فرصت مناسبی برای اعلام مواضع رسمی ایران و پیگیری حقوق کشور در سطح جهانی است. مجمع عمومی به‌ویژه از این جهت اهمیت دارد که افزون بر تریبون رسمی، ده‌ها دیدار دوجانبه و چندجانبه در یک بازه کوتاه در حاشیه نشست انجام خواهد شد.»

ایران چگونه می‌تواند از فرصت نشست سازمان ملل برای کاهش تنش‌ها استفاده کند؟
کد خبر: 791636
|
۱۴۰۵/۰۶/۳۱ ۰۹:۰۵:۰۵

دیپلماسی ایران در شرایط پساجنگ باید بر بهره‌برداری به‌موقع از اهرم‌های ژئوپلیتیکی، واقع‌بینی در محاسبه توازن قوا و حفظ کانال‌های مذاکره استوار باشد. در همین راستا نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل نیز فرصتی برای ترسیم روایت ایران، فعال‌سازی دیپلماسی چندجانبه و جلوگیری از شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای علیه کشورمان فراهم خواهد کرد.

به گزارش اعتماد، سید محمدعلی سیدحنایی، رییس اندیشکده دیپلماسی ملل و کارشناس ارشد مسائل سیاست خارجی، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره امکان احیای دیپلماسی میان ایران و امریکا و شروط تهران گفت: «اهرم‌ها و کارت‌های دیپلماتیک معمولا عمر کوتاهی دارند و زمان در دیپلماسی عنصر تعیین‌کننده‌ای است. کشورها باید از فرصت‌ها و امتیازهایی که دراختیار دارند، در زمان مناسب استفاده کنند، زیرا تاخیر می‌تواند این اهرم‌ها را بی‌اثر کند یا حتی به زیان آنها تمام شود.»  این کارشناس ارشد مسائل سیاست خارحی با اشاره به تنش‌های اخیر افزود: «برخی تصور می‌کردند ایران ظرف چند روز شکست می‌خورد، اما ایران با تکیه بر مزیت‌های ژئوپلیتیکی و اجتماعی خود از این وضعیت عبور کرد و اهرم‌هایی به دست آورد. هنر دیپلماسی آن است که این اهرم‌ها در مذاکره‌ای برابر و جهت تامین منافع ملی به‌کار گرفته شوند؛ در غیر این صورت، دست مذاکره‌‌کننده خالی‌ می‌شود.»  سیدحنایی با تاکید بر ضرورت پرهیز از خطای محاسباتی خاطرنشان کرد: «تاریخ ایران نمونه‌هایی از فاصله‌گرفتن انتظارات از واقعیت را نشان می‌دهد. جنگ دوم ایران و روسیه، که پس از عهدنامه گلستان رخ داد و به عهدنامه ترکمانچای در ۱۸۲۸ انجامید، نمونه‌ای از این وضعیت بود. در آن بازه زمانی، ایران نتوانست توازن قوا با روسیه را به‌درستی محاسبه کند و پس از شکست، امتیازهای ارضی و مالی بیشتری واگذار شد.»  رییس اندیشکده دیپلماسی ملل در ادامه گفت: «تهران باید بر پایه توان واقعی خود، شرایط طرف مقابل و تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی مذاکره کند. نه می‌توان آنچه در جنگ به دست نیامده را صرفا از راه دیپلماسی مطالبه کرد و نه ناکامی دیپلماتیک را با جنگ جبران کرد؛ واقع‌بینی شرط کسب بیشترین منافع ملی است.»

نشست سالانه سازمان ملل برای ایران فرصت‌ساز است

سیدحنایی درباره ظرفیت نشست مجمع عمومی سازمان ملل برای کاهش تنش‌ها نیز به «اعتماد» گفت: «سازمان ملل، به عنوان مهم‌ترین نهاد بین‌المللی در حوزه روابط و حقوق بین‌الملل، فرصت مناسبی برای اعلام مواضع رسمی ایران و پیگیری حقوق کشور در سطح جهانی است. مجمع عمومی به‌ویژه از این جهت اهمیت دارد که افزون بر تریبون رسمی، ده‌ها دیدار دوجانبه و چندجانبه در یک بازه کوتاه در حاشیه نشست انجام خواهد شد.»

او با اشاره به نقض حقوق بین‌الملل در جنگ‌های اخیر افزود: «ایران باید با اتکا به منشور ملل متحد، قواعد حقوق بین‌الملل و اسناد معتبر، روایت خود از حملات، خسارت‌های وارد شده به زیرساخت‌ها و آثار تحریم‌های یک‌جانبه را به زبان حقوقی و قابل طرح در مجامع بین‌المللی ارایه کند. به عنوان نمونه ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد، تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دولت‌ها را منع می‌کند؛ هرچند ارزیابی حقوقی هر درگیری نیازمند بررسی جزییات آن است.»  این کارشناس ارشد حوزه سیاست خارجی ادامه داد: «اگر ایران در ارایه روایت و پیگیری حقوقی خود فعال نباشد، روایت‌های یک‌جانبه علیه کشور تقویت می‌شود. به همین دلیل، دیدار با مقام‌های کشورهای مختلف باید فراتر از بیان مواضع باشد و به جلب حمایت، توسعه همکاری‌های مشترک و رفع سوءتفاهم‌ها منتهی شود.»

 سیدحنایی در ادامه گفت: «از منظری دیگر نشست‌های دوجانبه زمانی ثمربخش هستند که خروجی مشخص داشته باشند؛ از توافق برای پیگیری حقوقی تا پروژه‌های مشترک و سازوکارهای همکاری. دیپلماسی فعال در مجمع عمومی باید بتواند موضع ایران را مستقیما به دولت‌ها منتقل و زمینه حل مسائل با بازیگران مختلف را فراهم کند.»

محاسبات ترامپ غیرقابل پیش‌بینی است

سیدحنایی در پاسخ به این سوال که آیا ایران و امریکا تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا به مسیر دیپلماسی بازمی‌گردد یا شاهد تشدید تنش‌ها یا رویارویی فراگیر خواهیم بود، گفت: «ترامپ نشان داده بازیگری غیرقابل پیش‌بینی است؛ بنابراین نمی‌توان با قطعیت درباره رویکرد بعدی او داوری کرد. با این حال، اقدام نظامی در میانه برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل و نزدیک ‌شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، می‌تواند از نظر سیاسی برای او هزینه‌زا باشد.»

این کارشناس ارشد سیاست خارجی در ادامه افزود: «بخشی از تحرکات و تهدیدهای اخیر را می‌توان تلاشی برای افزایش قدرت چانه‌زنی امریکا در مذاکرات با چین و حتی ایران دانست. در این چارچوب، فشار و نمایش آمادگی برای تشدید تنش، بیش از آنکه الزاما مقدمه اقدام نظامی باشد، می‌تواند ابزاری برای کسب اهرم‌های بیشتر در مذاکره تلقی شود.»

رییس اندیشکده دیپلماسی ملل در ادامه تصریح کرد: «باوجود این، غیرقابل پیش‌بینی ‌بودن رفتار ترامپ همچنان متغیری تعیین‌کننده است و نمی‌توان احتمال تغییر ناگهانی محاسبات او یا وقوع تحولات پیش‌بینی‌نشده را نادیده گرفت.»

چین و ضرورت ثبات منطقه‌ای

سیدحنایی در ارزیابی نقش چین و سفر رییس‌جمهوری این کشور به امریکا نیز خاطرنشان کرد: «چین به‌دلیل پروژه‌های بلندمدت اقتصادی و فناورانه در خاورمیانه و نیز وابستگی به ثبات بازار انرژی، خواهان کاهش تنش در منطقه است. افزایش ناامنی می‌تواند قیمت انرژی را بالا ببرد و به منافع پکن آسیب بزند؛ از این رو، چین این هدف را از مسیر ارتباط با شرکایی مانند عربستان و پاکستان نیز دنبال می‌کند.»  او افزود: «اگر ایران به‌ دنبال همکاری راهبردی با چین است، باید توجه داشته باشد که هر اقدامی که ثبات منطقه‌ای را در بلندمدت تضعیف کند، می‌تواند تهران و پکن را از یکدیگر دور کند. چین به منطقه‌ای باثبات و فعال در حوزه اقتصاد و فناوری نیاز دارد و ایران باید در تعریف نقش خود، منافع چین را نیز مدنظر قرار دهد.»  این کارشناس ارشد مسائل سیاست خارجی با اشاره به احتمال طرح موضوع ایران در دیدار رهبران چین و امریکا تصریح کرد: «یکی از محورهای گفت‌وگو میان پکن و واشنگتن احتمالا ایران خواهد بود؛ اما تهران باید با نقش‌آفرینی فعال، مانع از آن شود که دیگران درباره سرنوشت ایران تصمیم بگیرند. استقلال واقعی یعنی ایران موضوع معامله میان قدرت‌ها نباشد و خود در تعیین سرنوشتش نقش اصلی را ایفا کند.»

سیدحنایی ادامه داد: «امریکا نیز از منظر خود به‌دنبال ثبات در خاورمیانه، تمرکز بیشتر بر رقابت با چین و تثبیت جایگاه اسراییل در منطقه است. در چنین وضعیتی، ایران باید سیاستی در پیش بگیرد که ضمن لحاظ منافع چین، استقلال کشور را حفظ کند.»

رییس اندیشکده دیپلماسی ملل در ادامه گفت: «چین مایل به کمک برای مساعدشدن فضاست، اما احتمالا تمایلی به درگیری مستقیم در معادلات منطقه ندارد. اگر ایران منافع پکن را نادیده بگیرد، ممکن است چین در موضوعات منطقه‌ای به مواضع امریکا نزدیک‌تر شود، زیرا از ناامنی خاورمیانه و افزایش قیمت انرژی آسیب می‌بیند.»

شکستن اجماع امنیتی علیه ایران

سیدحنایی درباره نشست‌های سنتکام با کشورهای عربی و هدف امریکا از این رایزنی‌ها گفت: «در سال‌های گذشته، امریکا و اسراییل کوشیده‌اند ایران را به‌جای اسراییل به عنوان تهدید اصلی امنیتی منطقه معرفی کنند. این برداشت در بخشی از کشورهای عربی خلیج‌فارس نیز تقویت شده؛ کشورهایی که با توجه به عدم توازن جمعیتی، سرزمینی و توانمندی‌های ایران، به‌دنبال شریکی بیرونی برای تامین امنیت خود بوده‌اند. همگرایی‌های امنیتی اسراییل و برخی کشورهای عربی نیز تاحدی بر تهدید ادراک‌شده ازسوی ایران استوار بوده است.»  این کارشناس ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه افزود: «ایران باید مراقب باشد در تله امنیتی‌سازی طراحی‌شده ازسوی امریکا و اسراییل قرار نگیرد و در ذهن همسایگان به عنوان عامل ناامنی تثبیت نشود. از این رو، حفظ گفت‌وگو و ارتباط با کشورهایی مانند عمان، قطر، عربستان و امارات اهمیت دارد تا اجماعی منطقه‌ای علیه تهران شکل نگیرد. در میان اعضای شورای همکاری نیز رویکردها یکسان نیست؛ قطر و عمان بیشتر بر تعامل دیپلماتیک تاکید دارند و عربستان نیز میان بازدارندگی و انعطاف دیپلماتیک توازن برقرار می‌کند.» ‌رییس اندیشکده دیپلماسی ملل ادامه داد: «جنگ دیر یا زود پایان می‌یابد، اما جغرافیا تغییر نمی‌کند و ایران و همسایگان عرب آن ناگزیر از همزیستی‌اند. تهران باید با تاکید بر حسن همجواری، کانال‌های ارتباطی را باز نگه دارد، روایت خود را مستقیم منتقل کند و اجازه ندهد بازیگران بیرونی میان ایران و کشورهای منطقه فاصله‌گذاری کنند.»

سیدحنایی درباره حق پاسخ ایران در صورت حمله احتمالی نیز تصریح کرد: «اگر کشوری علیه ایران وارد اقدام نظامی شود، تهران حق دارد در چارچوب دفاع مشروع پاسخ دهد؛ اما این حق در حقوق بین‌الملل به وقوع حمله مسلحانه و رعایت الزامات حقوقی آن گره خورده است.» ماده ۵۱ منشور ملل متحد، حق ذاتی دفاع فردی یا جمعی را در صورت وقوع حمله مسلحانه به‌رسمیت می‌شناسد.

حفظ مسیرهای غیررسمی دیپلماسی

سیدحنایی درباره دیدار احتمالی بنیامین نتانیاهو با مارکو روبیو و تاثیر آن بر تحولات ایران گفت: «نتانیاهو با ترامپ و طیف موسوم به شاهین‌های فعال در حوزه سیاست خارجی در دولت امریکا ارتباط نزدیکی دارد و افرادی مانند روبیو و پیت هگست نیز عموما مواضع سخت‌گیرانه‌تری درقبال ایران اتخاذ کرده‌اند. در مقابل، گزارش‌ها و مواضع علنی نشان می‌دهد جی‌دی ونس نسبت به درگیری نظامی طولانی‌مدت محتاط‌تر است و در مقاطعی بر خویشتنداری تاکید داشته است؛ هر چند این تفاوت‌ها نباید به معنای شکافی قطعی و پایدار در دولت امریکا تلقی شود.» رییس اندیشکده دیپلماسی ملل در ادامه افزود: «در چنین شرایطی ایران باید از ظرفیت دیپلماسی غیررسمی استفاده کند و مسیرهای ارتباطی خود را با طیف‌هایی که به مذاکره و پایان جنگ تمایل بیشتری دارند، باز نگه دارد. هدف، ایجاد یا تشدید اختلاف در دولت امریکا نیست، بلکه جلوگیری از شکل‌گیری اجماع کامل علیه ایران و فراهم‌ کردن امکان گفت‌وگو در زمان مناسب است.»  این کارشناس ارشد مسائل سیاست خارجی ادامه داد: «جنگ می‌تواند اختلاف دیدگاه‌ها را در درون دولت امریکا آشکارتر کرده و تهران باید با شناخت دقیق این تفاوت‌ها، گزینه‌های دیپلماتیک را زنده نگه دارد. دیپلماسی عرصه بده‌بستان و یافتن راه‌حل است و نمی‌توان در هیچ مقطعی، درهای گفت‌وگو را به‌طور کامل بسته تلقی کرد.»  سیدحنایی در پایان گفت: «پایان دیپلماسی، احتمال غلبه منطق جنگ را بیشتر می‌کند. هر چند ایران باید برای دفاع از خود آمادگی داشته باشد، حل‌وفصل مسائل از راه دیپلماسی در قیاس با جنگ کم‌هزینه‌تر است و باید در اولویت بماند.»

باب‌المندب و نظم در حال گذار

سیدحنایی در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره پیشروی حوثی‌ها در یمن و چرایی پرهیز امریکا از مداخله مستقیم به نفع عربستان گفت: «پیشروی حوثی‌ها برگ برنده‌ای است که اکنون دراختیار ایران قرار دارد. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره کردم، مهم است از همه کارت‌ها و ابزارهای دیپلماتیک برای بهره‌برداری از شرایط ایجادشده و کسب حداکثر منافع برای کشور استفاده کنیم. پیشروی حوثی‌ها در یمن، بدون هماهنگی با ایران و به‌صورت خودجوش، نشان می‌دهد منطق مقاومت در منطقه همچنان زنده است. مقاومت ممکن است ضعیف شود، اما چون یک اندیشه و ایدئولوژی است، به‌طور کامل از بین نمی‌رود.»

او افزود: «سیاست امریکا در قبال عربستان را می‌توان با سه عامل توضیح داد: نخست، توافق اخیر مکه که می‌توان آن را در تقابل با جبهه غربی و اسراییل ارزیابی کرد و شاید واشنگتن می‌خواهد به عربستان نشان دهد بدون امریکا با مشکل مواجه می‌شود. دوم، نزدیکی عربستان به چین در سال‌های اخیر و سوم، تلاش امریکا برای تبدیل اسراییل به قدرت منطقه‌ای. در این چارچوب، کشورهای قدرتمند منطقه، ازجمله ایران، عربستان و ترکیه، تضعیف می‌شوند.»

رییس اندیشکده دیپلماسی ملل در پایان گفت: «منطقه و جهان در حال گذار به نظمی جدید هستند؛ نظمی که تحولات در آن به سرعت، گاه خشونت‌بار و شرایط دیپلماتیک در آن شکننده است. در چنین وضعیتی، بازماندن کانال‌های دیپلماتیک ضروری است. همان‌قدر که آمادگی برای جنگ و بازدارندگی اهمیت دارد، آمادگی برای گفت‌وگو، مذاکره و حل مسائل از مسیر دیپلماسی نیز لازم است. ایران باید با نقش‌آفرینی فعال، در نظم منطقه‌ای و جهانی آینده که اقتصاد و فناوری نیز در آن اهمیت خواهد داشت، از منافع کشور و ملت صیانت کند.»

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها