اختصاصی «اعتمادآنلاین»:
رقابت قدرتها در قطب شمال؛ چرا گرینلند به نقطه کانونی تبدیل شده است؟
گرینلند از اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک بسیار بالایی برخوردار است. افزون بر منابع معدنی نادر، گفته میشود ذخایر قابل توجه نفت و گاز نیز در اعماق این جزیره وجود دارد. از سوی دیگر ذوب شدن یخهای قطب شمال به افزایش اهمیت این منطقه دامن زده و مسیرهای جدید کشتیرانی در اقیانوس منجمد شمالی ایجاد کرده که میتواند فاصله اروپا را بهطور محسوسی کاهش دهد.
لیلا پایدار- مرتضی مکی کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با اعتمادآنلاین به بررسی توافق ناتو و آمریکا درباره گرینلند پرداخت و گفت: رفتار دونالد ترامپ در قبال تحولات سیاسی چه در دوران ریاستجمهوری و چه پس از آن مبتنی بر طرح خواستههای حداکثری و سپس عقبنشینی تدریجی از طریق چانهزنی و مذاکره برای دستیابی به اهداف حداقلی بوده است الگویی که در این پرونده نیز بهوضوح قابل مشاهده است.
وی افزود: پیشتر دولتهای اروپایی نسبت به هشدارهای آمریکا واکنش جدی نشان دادند و حتی برخی کشورها اقدام به برگزاری مانورهای نظامی کردند. در سطح افکار عمومی نیز بازخوردهای بسیار منفی بهویژه در کشورهای اروپایی، نسبت به این خواسته آمریکا شکل گرفت چرا که اساساً انتظار نمیرفت از چنین مطالبهای حمایت شود. در این شرایط ترامپ و همچنین دبیرکل ناتو به دنبال ارائه راهحلی میانه و بینابینی در حوزه نظامی و امنیتی هستند.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به موضعگیری دانمارک مبنی بر اینکه حاکمیت ارضی قابل مذاکره نیست تصریح کرد: گرینلند از اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک بسیار بالایی برخوردار است. افزون بر منابع معدنی نادر، گفته میشود ذخایر قابل توجه نفت و گاز نیز در اعماق این جزیره وجود دارد. از سوی دیگر ذوب شدن یخهای قطب شمال به افزایش اهمیت این منطقه دامن زده و مسیرهای جدید کشتیرانی در اقیانوس منجمد شمالی ایجاد کرده که میتواند فاصله اروپا را بهطور محسوسی کاهش دهد.
مکی ادامه داد: همین تحولات موجب تشدید رقابت میان قدرتهای بزرگ برای حضور گستردهتر در قطب شمال شده و در نتیجه این منطقه برای آمریکا اهمیتی حیاتی یافته است. البته پیش از ریاستجمهوری ترامپ نیز ادعاهایی درباره گرینلند از سوی برخی مقامات آمریکایی مطرح شده بود و حتی در چند دهه گذشته نیز چنین بحثهایی وجود داشت، اما این ترامپ بود که موضوع را با صراحت و شدت بیشتری مطرح کرد.
وی یادآور شد: در سال ۱۳۵۱ توافقنامهای میان آمریکا و دانمارک درباره حضور نظامی آمریکا در گرینلند به امضا رسید. یکی از پیشنهادهای مطرحشده در شرایط کنونی نیز این است که بر اساس همین توافقنامه آمریکا و اروپا به یک راهحل سازشی درباره تداوم حضور نظامی آمریکا با حفظ حاکمیت دانمارک، دست پیدا کنند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل درباره احتمال تقابل میان اروپا و آمریکا گفت: یکی از نگرانیهای جدی این بود که این مسئله بتواند به تضعیف یا حتی پایان اتحاد ناتو منجر شود. این موضوع بهصورت جدی در سطح اروپا مطرح شد و واکنشهای تند و گستردهای نسبت به خواستههای آمریکا شکل گرفت. اگر آمریکا بخواهد به خاک یکی از اعضای ناتو که تحت حاکمیت دانمارک است تعرض کند عملاً مفهوم امنیت جمعی در پیمان ناتو بهطور جدی زیر سؤال خواهد رفت و تبعات سیاسی و امنیتی گستردهای در روابط میان اتحادیه اروپا و آمریکا به دنبال خواهد داشت.
مکی در پایان تأکید کرد: به نظر میرسد فشارها و هزینههای سیاسی و امنیتی ناشی از این ادعاها، ترامپ را به این جمعبندی رسانده که دستیابی به بخشی از اهداف خود، تنها از مسیر راهکارهای سیاسی و توافقی امکانپذیر است.
دیدگاه تان را بنویسید