«اعتمادآنلاین» از پیگیری یک پرونده گزارش میدهد:
معمای قتل یا خودکشی زنی که شوهرش به او خیانت کرد
آخرین دفاعیات از مردی که متهم است همسرش را با خوراندن سیانور کشته اخذ شد و قضات دادگاه کیفری استان برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
آخرین دفاعیات از مردی که متهم است همسرش را با خوراندن سیانور کشته اخذ شد و قضات دادگاه کیفری استان برای تصمیمگیری شور شدند.
به گزارش اعتمادآنلاین، این مرد از سوی خانواده همسرش متهم به آدمکشی شده است و آنها گفتهاند یقین پیدا کردهاند مرگ زن جوان خودکشی نبوده بلکه شوهرش او را کشته است.
شک خانواده زمانی به داماد سابقشان بیشتر شد که این مرد پس از فوت همسرش بلافاصله با دوست او ازدواج کرد. به همین دلیل تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی تهران برای کشف حقیقت و بررسی احتمال وقوع قتل در این پرونده مرموز آغاز شد.
شش سال پیش زنی جوان که همراه همسرش و یکی از دوستانشان در شرکتی خصوصی مشغول کار بود ناگهان بر اثر مسمومیت با قرص سیانور جان خود را از دست داد. در آن زمان، با توجه به شواهد اولیه و نبود دلایل کافی برای اثبات وقوع جرم، پرونده به سمت احتمال خودکشی سوق پیدا کرد و از روند تحقیقات جنایی خارج شد. خانواده متوفی نیز در آن برهه به دلیل شوک ناشی از این اتفاق، نتوانستند به طور جدی پیگیر ماجرا شوند.
با گذشت زمان و کم شدن شوک و غم اولیه، همچنین اتفاقات جدید، خانواده دختر فوتشده تردیدهایی جدی درباره مرگ فرزندشان پیدا کردند. آنها خبردار شدند داماد سابقشان، پس از فوت همسرش، در فاصله زمانی کوتاهی با همان دوست او که در شرکت خصوصی همکارشان بود ازدواج کرده است. این ازدواج زودهنگام و سوالبرانگیز، خانواده متوفی را بهشدت مشکوک کرد تا جایی که باور پیدا کردند این اقدام داماد نشانهای از ارتباط پنهانی پیش از مرگ دخترشان و احتمالاً دست داشتن او در ماجرای مرگ فرزندشان است. با مطرح شدن این شبههها، خانواده زن فوتشده بهتازگی با مراجعه به مراجع قضایی، شکایتی علیه داماد سابق خود مطرح کردند و خواستار بازگشایی پرونده و تحقیقات مجدد شدند.
با ورود تیم جنایی به پرونده و بررسیهای اولیه، سرنخهایی به دست آمد که احتمال وقوع قتل را افزایش میداد. تحقیقات نشان داد داماد در زمان زنده بودن همسرش، با دوست او ارتباط دوستانهای داشته است. این ارتباط، پس از فوت همسر، در فاصله کوتاهی منجر به ازدواج آنها شده است. همچنین، بررسی روابط زناشویی زن فوتشده و شوهرش نیز حکایت از وجود اختلاف بین آنها داشت. کارآگاهان به این نتیجه رسیدند که اختلافها میتواند انگیزه کافی برای وقوع قتل را فراهم کرده باشد. جمعبندی این اطلاعات، فرضیه خودکشی را کمرنگتر و احتمال وقوع جنایت را پررنگتر کرد.
در نهایت با توجه به اطلاعات و شواهد بهدستآمده، مرد جوان بازداشت شد. در حالی که او بهشدت منکر هرگونه دخالتی در مرگ همسرش بود و بر خودکشی او اصرار داشت، خانواده زن فوتشده موضوع جدیدی را بازگو کردند که تحقیقات را وارد فاز جدیدی کرد.
خانواده مقتول به تیم جنایی گفتند: «از یکی از اقوام داماد سابقمان شنیدهایم که او پس از فوت دخترمان، در موقعیتی تصادفی، دست در جیب داماد سابقمان کرده و پودر سفیدرنگی پیدا کرده است. ما گمان میکنیم این پودر همان سیانوری بوده که باعث مرگ دخترمان شده است.»
این شهادت جدید، زوایای تاریکی از پرونده را روشن کرد و احتمال وقوع قتل را قوت بخشید. یافتن پودر سفیدرنگ مشکوک در جیب داماد، آن هم پس از مرگ همسرش بر اثر مسمومیت سیانور، سرنخی کلیدی و بسیار مهم تلقی شد که بر شک ماموران پلیس دامن زد.
در نهایت، با توجه به مجموع اطلاعات پیداشده، از جمله ازدواج زودهنگام داماد با دوست همسرش، اختلافات زناشویی و مهمتر از همه، کشف پودر سفیدرنگ مشکوک در جیب او، احتمال وقوع قتل بهشدت افزایش یافت. اگرچه مرد جوان همچنان بر بیگناهی خود اصرار داشت و منکر قتل بود اما در نهایت اعتراف کرد و گفت در شربت همسرش سیانور ریخته و او را کشته است. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه دادگاه، اولیای دم مقتول درخواست قصاص کردند. سپس مرد جوان به عنوان متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من و همسرم سالهای زیادی بود که با هم اختلاف داشتیم. من به او میگفتم بیا جدا شویم اما قبول نمیکرد. چندین سال بود که صحبت از جدایی میکردم. در نهایت گفتم از این شرکت که داریم هم چیزی نمیخواهم، خانه و زندگی و شرکت برای تو، بیا جدا شویم. زنم قبول نمیکرد و من هم به خاطر اینکه آرامش دخترم به هم نریزد نمیخواستم یکدفعه طلاق بگیرم و بروم. در این مدت هم با روژین، دوست همسرم، ارتباط عاطفی داشتم و زنم هم این موضوع را فهمیده بود. با این حال باز هم جدا نمیشد. آن روز مرا به اتاقش صدا کرد و گفت چرا اینقدر دیر سر کار میآیی و همیشه میخوابی. گفتم من همینطور هستم، میخواهم جدا شوم، اصلاً دیگر سر کار هم نمیآیم. ناگهان حالش خراب شد و به سمت دستشویی رفت و همانجا تمام کرد. من هم اورژانس خبر کردم. من او را نکشتم.
متهم درباره اعترافاتش گفت: من مدتهای زیادی بود که بازداشت بودم. آنقدر به من فشار آوردند تا اعتراف کنم. آن اعترافها درست نیست. ما زندگی خوبی نداشتیم. من زنم را دوست نداشتم ولی او دستبردار نبود.
سپس روژین، متهم ردیف دوم، در جایگاه قرار گرفت. او که متهم به اختفای ادله جرم و برهم زدن نظم عمومی شده است گفت: این اتهامات را قبول ندارم. من اصلاً در جریان مرگ نبودم، چطور میتوانستم ادله جرم را مخفی کنم؟
قاضی گفت: دلیل دادستان حرفی است که در اداره آگاهی به شوهرت زدی و از او خواستی اعترافاتش را پس بگیرد. بعد هم با برادر مقتول درگیر شدی.
زن جوان گفت: ما با هم ازدواج کرده بودیم. من از شوهرم حمایت کردم و گفتم وقتی حرفی واقعیت ندارد نباید قبول کنی. ضمن اینکه من با برادر مقتول دعوا نکردم. او به سمت دختر مقتول حمله کرد که بزندش. من خودم را سپر کردم. دختر مقتول اینجاست و میتوانید بپرسید.
در پایان هر دو متهم آخرین دفاعیات خود را مطرح کردند و قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
دیدگاه تان را بنویسید