«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
دسیسه زن جوان برای قتل شوهر بداخلاق
زنی که مدعی است به خاطر خشونت شوهرش برای به قتل رساندن او آدمکش اجیر کرده، جزئیاتی از آنچه را اتفاق افتاده بود توضیح داد.
زنی که مدعی است به خاطر خشونت شوهرش برای به قتل رساندن او آدمکش اجیر کرده، جزئیاتی از آنچه را اتفاق افتاده بود توضیح داد.
به گزارش اعتمادآنلاین، ماموران سه سال قبل متوجه شدند مردی در خانهاش با چکش به قتل رسیده است. این گزارش از طرف یکی از اقوام مقتول به پلیس داده شد. او گفت: مرد میانسالی که رحیم نام دارد به قتل رسیده و جسدش در خانه است.
با انتقال جسد به پزشکی قانونی همسر رحیم که از ماجرا مطلع بود بازداشت شد. او در تحقیقات گفت با همدستی مردی به نام مجید نقشه قتل شوهرش را کشیده و آن مرد رحیم را به قتل رسانده است.
تحقیقات پلیس برای دستگیری متهم اصلی پرونده آغاز شد اما با توجه به اینکه او از کشور خارج شده بود، تلاشها راه به جایی نبرد تا اینکه یک سال پیش ماموران متوجه شدند مجید وارد کشور شده است. بنابراین بلافاصله او را بازداشت کردند.
مجید در تحقیقات منکر همهچیز شد و گفت از ماجرای قتل چیزی نمیداند. با این حال با توجه به مدارک موجود در پرونده کیفرخواست علیه مجید و مینا صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در جلسه رسیدگی که صبح امروز برگزار شد، فرزندان مقتول درخواست قصاص کردند. سپس همسر مقتول در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من و شوهرم افغان هستیم اما سالهای زیادی بود که ایران زندگی میکردیم. خانهای دوبلکس داشتیم و وضع مالی بدی نداشتیم. اگر شوهرم مرا اذیت نمیکرد، زندگیمان میتوانست خوب باشد. من خیاط ماهری هستم و با خیاطی زندگی خودم و بچهها را اداره میکردم. شوهرم اصلاً توجهی به ما نمیکرد و از بس بداخلاق بود، زندگی را برای ما سیاه کرده بود. مدتی بود که با مجید آشنا شده بودم. او پیک موتوری بود، وسایل من را جابهجا میکرد. یک روز که برای بردن لباس چند مشتری آمده بود، وقتی دید خیلی ناراحت هستم احوالم را پرسید و گفتم شوهرم اذیتم کرده است. مجید خیلی ناراحت شد و گفت تو که زن خوبی هستی، چرا اذیتت میکند. به مجید گفتم من را از دست این مرد خلاص کن. کلید خانه را به او دادم. روز حادثه ما در طبقه پایین بودیم و با بچهها داشتیم کار میکردیم. شوهرم طبقه بالا خوابیده بود. مجید با کلیدی که به او داده بودم وارد خانه شد. به طبقه بالا رفت و شوهرم را با چکش به قتل رساند. بعد هم از خانه خارج شد. من اصلاً نرفتم ببینم چه شده است. دست بچهها را گرفتم و از خانه خارج شدیم. به خانه عمهام رفتم، چون نمیتوانستم با یک جسد در خانه زندگی کنم و در پارک هم نمیشد خوابید. وقتی عمهام موضوع را فهمید به پلیس گزارش داد.
سپس مجید در جایگاه قرار گرفت. او گفت: اصلاً اتهام را قبول ندارم. این زن دروغ میگوید، نه به من کلید داده و نه من شوهرش را کشتهام.
متهم در جواب این سوال که چرا از کشور فرار کرده بود گفت: از کشور فرار نکردم. چون مهاجر غیرقانونی بودم به کشور خودم افغانستان برگشتم و بعد هم دوباره به ایران آمدم. من خودم زن و بچه دارم و سرم به زندگی خودم گرم است.
قضات در نهایت بعد از پایان جلسه دادگاه برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
دیدگاه تان را بنویسید