کد خبر: 791827
|
۱۴۰۵/۰۷/۰۱ ۱۳:۲۰:۱۶
| |

چه کسی و با چه قواعدی قرار است نظم پس از جنگ را تعریف کند؟

چین با صراحت بیشتری از بازگشت تهران و واشنگتن به تفاهم اسلام‌آباد، بازگشایی تنگه هرمز و اصلاح ساختار امنیتی خاورمیانه سخن می‌گوید. روسیه و چین نیز در شورای امنیت در برابر تلاش امریکا برای تمدید سازوکار نظارت بر تحریم‌های ایران ایستاده‌اند، بنابراین پزشکیان وارد نیویورکی می‌شود که مساله اصلی آن فقط جنگ نیست، مساله اصلی این است که چه کسی و با چه قواعدی قرار است نظم پس از جنگ را تعریف کند.

چه کسی و با چه قواعدی قرار است نظم پس از جنگ را تعریف کند؟
کد خبر: 791827
|
۱۴۰۵/۰۷/۰۱ ۱۳:۲۰:۱۶

«روز بعد جنگ» عنوان یادداشت مرتضی مکی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ جنگ هنوز تمام نشده است، اما نبرد بر سر «روز بعد از جنگ» آغاز شده است.

مسعود پزشکیان درحالی برای سومین‌بار راهی نیویورک می‌شود که مجمع عمومی سازمان ملل امسال به یکی از مهم‌ترین میدان‌های دیپلماتیک بحران ایران و امریکا تبدیل شده است. هفت ماه پس از آغاز جنگ، واشنگتن دیگر فقط درباره ادامه عملیات نظامی سخن نمی‌گوید؛ همزمان در حال رایزنی با کشورهای عربی خلیج‌فارس درباره مرحله بعدی بحران و شکل نظم منطقه‌ای پس از جنگ است.

همزمان چین با صراحت بیشتری از بازگشت تهران و واشنگتن به تفاهم اسلام‌آباد، بازگشایی تنگه هرمز و اصلاح ساختار امنیتی خاورمیانه سخن می‌گوید. روسیه و چین نیز در شورای امنیت در برابر تلاش امریکا برای تمدید سازوکار نظارت بر تحریم‌های ایران ایستاده‌اند، بنابراین پزشکیان وارد نیویورکی می‌شود که مساله اصلی آن فقط جنگ نیست، مساله اصلی این است که چه کسی و با چه قواعدی قرار است نظم پس از جنگ را تعریف کند.

اهمیت این سفر دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود. امریکا صدور روادید برای پزشکیان و عباس عراقچی را تایید کرده است، اما همزمان محدودیت‌های شدیدی برای رفت‌وآمد هیات ایرانی در نیویورک اعمال می‌کند.

از منظر حقوق کشور میزبان، واشنگتن نمی‌تواند به آسانی حضور هیات رسمی ایران در مقر سازمان ملل را منتفی کند. با این حال، مساله اصلی سفر پزشکیان سخنرانی در مجمع عمومی نیست. مساله، تبدیل دستاوردهای میدان جنگ به ظرفیت دیپلماتیک است.

ایران در هفت ماه گذشته با یک جنگ چندلایه مواجه بوده است. جنگ فقط به حملات مستقیم نظامی محدود نمانده؛ تحریم، فشار اقتصادی، جنگ انرژی، محدودیت کشتیرانی و تلاش برای منزوی کردن تهران نیز بخشی از این منظومه بوده است.

پاسخ ایران نیز فقط نظامی نبوده است. تهران همزمان تلاش کرده مناسبات خود با چین، روسیه، کشورهای عضو بریکس و سازمان همکاری شانگهای را فعال‌تر کند و نشان دهد بحران ایران صرفا یک مناقشه دوجانبه میان تهران و واشنگتن نیست.

سفر عراقچی به پکن در این چارچوب اهمیت ویژه دارد. وانگ‌یی در دیدار با وزیر خارجه ایران در 25 شهریور اعلام کرد که چین خواهان بازگشت تهران و واشنگتن به تفاهم اسلام‌آباد و بازسازی سازوکار گفت‌وگو است و بر بازگشایی هرچه سریع‌تر تنگه هرمز تاکید کرد. پکن همچنین درباره سرریز بحران به یمن و دریای سرخ هشدار داد.

این تغییر لحن را نباید صرفا به معنای قرار گرفتن چین در کنار ایران تفسیر کرد. چین منافع مستقیمی در پایان بحران دارد. تنگه هرمز و باب‌المندب دو گلوگاه دریایی مهم در اقتصاد جهانی هستند و اختلال همزمان در این دو مسیر، هزینه تجارت، انرژی و بیمه کشتیرانی را افزایش می‌دهد.

بنابراین سیاست چین را می‌توان در نقطه تلاقی دو هدف فهم کرد: جلوگیری از تغییر نامطلوب موازنه ژئوپلیتیک منطقه به سود امریکا و جلوگیری از طولانی شدن بحرانی که هزینه‌های مستقیم اقتصادی برای چین ایجاد می‌کند.

در اینجا یک تحول مهم دیگر رخ داده است. در 26 شهریور، روسیه و چین قطعنامه امریکا برای تمدید ماموریت هیات کارشناسان ناظر بر تحریم‌های ایران را وتو کردند. قطعنامه ۱۱ رای موافق داشت، دو کشور رای منفی دادند و دو کشور نیز ممتنع بودند. اختلاف اصلی به وضعیت حقوقی تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران و اعتبار سازوکار «اسنپ‌بک» بازمی‌گردد؛ غرب احیای تحریم‌ها را معتبر می‌داند، درحالی‌که روسیه و چین درباره مبنای حقوقی آن اختلاف دارند.

این رای‌گیری را نباید از بحران بزرگ‌تر نظم بین‌المللی جدا کرد. ایران اکنون در مرکز یک مناقشه حقوقی و ژئوپلیتیک قرار گرفته که در آن امریکا و متحدان اروپایی‌اش یک قرائت از تعهدات هسته‌ای و تحریم‌ها دارند و روسیه و چین قرائتی متفاوت. به همین دلیل، مجمع عمومی امسال فقط محل طرح مساله جنگ نیست؛ صحنه‌ای برای رقابت دو نگاه درباره آینده سازوکارهای امنیتی و حقوقی بین‌المللی نیز هست. در طرف مقابل، واشنگتن در حال ساختن روایت خود از «روز بعد» است.

براساس گزارش اکسیوس، دونالد ترامپ قرار است در حاشیه مجمع عمومی با رهبران یا مقام‌های ارشد عربستان‌سعودی، امارات، قطر، بحرین، کویت و عمان درباره مراحل بعدی جنگ و راهبرد امریکا برای دوره پس از جنگ گفت‌وگو کند. این گزارش‌ها نشان می‌دهد واشنگتن همزمان با ادامه فشار بر ایران، در حال رایزنی برای شکل دادن به ترتیبات منطقه‌ای آینده است.

بنابراین یک تقابل مهم شکل گرفته است: امریکا می‌خواهد درباره «روز بعد» با شرکای منطقه‌ای خود گفت‌وگو کند؛ ایران باید درباره همان «روز بعد» مستقیما با جامعه بین‌المللی سخن بگوید. این نقطه، مهم‌ترین ماموریت دیپلماتیک پزشکیان در نیویورک است.

ایران نمی‌تواند اجازه دهد آینده خلیج‌فارس در اتاقی میان واشنگتن و شش پایتخت عربی تعریف شود. امنیت منطقه بدون ایران قابل طراحی نیست، جغرافیا، جمعیت، ظرفیت نظامی، موقعیت انرژی و جایگاه ایران در دو سوی مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی منطقه. هر طرحی درباره تنگه هرمز، امنیت انرژی و ترتیبات منطقه‌ای ناگزیر باید ایران را در خود جای دهد. 

حتی موضع اخیر چین نیز عملا همین واقعیت را نشان می‌دهد: پکن از یک طرف خواهان بازگشایی تنگه هرمز است و از طرف دیگر تاکید می‌کند ساختار امنیتی خاورمیانه نیازمند اصلاح است. در این میان، باب‌المندب یک متغیر تازه به معادله اضافه کرده است.

تحولات یمن در هفته‌های اخیر نشان داده است که بحران دیگر محدود به تنگه هرمز نیست. نیروهای انصارالله دامنه عملیات خود را علیه اهدافی در عربستان افزایش داده‌اند و پیشروی آنها در امتداد ساحل دریای سرخ، موقعیت باب‌المندب را نیز حساس‌تر کرده است. عربستان در روزهای اخیر با موج تازه‌ای از حملات موشکی و پهپادی مواجه شده و حملات به زیرساخت‌های انرژی نیز نگرانی‌ها درباره مسیرهای صادرات نفت را افزایش داده است.

این تحول از نظر ژئوپلیتیک بسیار مهم است. تنگه هرمز و باب‌المندب دو نقطه جدا از یکدیگر نیستند؛ آنها دو گلوگاه متصل به یک شبکه واحد انرژی و تجارت جهانی‌ هستند. اختلال همزمان در این دو مسیر می‌تواند اثرات زنجیره‌ای بر قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل، بیمه دریایی، تورم و امنیت انرژی اروپا و آسیا ایجاد کند. تحلیل‌های اخیر درباره تحولات یمن نیز هشدار داده‌اند که تشدید درگیری پیرامون باب‌المندب می‌تواند فشار بیشتری بر بازار جهانی نفت وارد کند. اینجا یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های جنگ کنونی با دوره‌های قبلی فشار علیه ایران آشکار می‌شود.

در تحریم‌های گذشته، واشنگتن تلاش می‌کرد هزینه فشار را عمدتا بر اقتصاد ایران تحمیل کند و اثرات آن را از اقتصاد امریکا و متحدانش جدا نگه دارد. امروز چنین جداسازی‌ای دشوارتر شده است. هر چه بحران تنگه هرمز و باب‌المندب طولانی‌تر شود، هزینه آن به بازار جهانی انرژی منتقل می‌شود و از طریق قیمت نفت، حمل ‌و نقل و تورم به مصرف‌کنندگان و اقتصادهای مختلف بازمی‌گردد. گزارش‌های بازار در روزهای اخیر نیز جهش قیمت نفت به بالای ۱۰۰دلار در پی افزایش نگرانی درباره امنیت مسیرهای انرژی را نشان می‌دهد. همزمان حملات به زیرساخت‌های انرژی عربستان و تشدید ناامنی باب‌المندب، ریسک عرضه جهانی را افزایش داده است.

بنابراین تهران در نیویورک یک فرصت مهم برای تغییر چارچوب بحث دارد. بحث نباید فقط این باشد که «ایران چگونه باید فشار امریکا را تحمل کند؟» پرسش دقیق‌تر این است که «چرا معماری امنیتی موجود نتوانسته امنیت انرژی و کشتیرانی را تضمین کند و چه ترتیباتی می‌تواند جایگزین آن شود؟»

این تغییر چارچوب اهمیت اساسی دارد. ایران باید میان «جنگ» و «صلح» یک پل دیپلماتیک ایجاد کند. قدرت نظامی، هر اندازه تعیین‌کننده باشد، به خودی خود نظم سیاسی پایدار ایجاد نمی‌کند. تجربه روابط ایران و غرب نیز نشان داده است که حتی توافق‌های مهم، بدون تضمین‌های اجرایی و سازوکارهای پایدار، می‌توانند در برابر تغییر دولت‌ها و محاسبات قدرت‌های بزرگ آسیب‌پذیر شوند.

از این رو سفر پزشکیان باید حامل یک پیشنهاد سیاسی روشن برای «روز بعد» باشد: امنیت منطقه‌ای به جای امنیت وابسته؛ گفت‌وگوی منطقه‌ای به جای ائتلاف‌های نظامی فرامنطقه‌ای؛ تعهد در برابر تعهد به جای امتیازدهی یک‌طرفه و سازوکاری برای امنیت انرژی و آزادی کشتیرانی که همه کشورهای منطقه در طراحی و اجرای آن نقش داشته باشند.

این رویکرد با تحولات دیپلماتیک اخیر نیز قابل پیوند است. چین از بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد و بازسازی مذاکرات سخن می‌گوید. روسیه و چین در شورای امنیت در برابر قطعنامه امریکا ایستاده‌اند. کشورهای عربی نیز همزمان با تشدید هزینه‌های جنگ، با مساله دشوار امنیت زیرساخت‌های انرژی خود مواجه هستند. در چنین شرایطی، مساله دیگر فقط «آیا جنگ ادامه پیدا می‌کند؟» نیست، مساله این است که پس از پایان جنگ چه ترتیباتی جایگزین وضعیت موجود خواهد شد. پزشکیان باید همین پرسش را به مرکز دیپلماسی ایران در نیویورک تبدیل کند.

واشنگتن در حال مذاکره درباره روز بعد است. پکن درباره نظم امنیتی جدید سخن می‌گوید. مسکو در شورای امنیت در برابر سازوکارهای تحریمی امریکا ایستاده است.خلیج‌فارس و باب‌المندب نیز نشان داده‌اند که امنیت منطقه دیگر با حضور نیروهای خارجی قابل تضمین نیست. در چنین شرایطی، سفر پزشکیان نه فقط فرصت دفاع از عملکرد ایران در جنگ، بلکه فرصت تعریف آینده است.

ایران در میدان جنگ معادلات قدرت را تغییر داده است، اکنون باید در میدان دیپلماسی این تغییر را به یک چارچوب سیاسی تبدیل کند. نیویورک دقیقا همان‌جایی است که این گذار باید آغاز شود. جنگ، موازنه را تغییر می‌دهد؛ دیپلماسی تعیین می‌کند این تغییر چگونه به نظم پس از جنگ تبدیل شود.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها