هشدار یادداشتنویس روزنامه اعتماد نسبت به محوریت دادن به حجاب زنان در میانه جنگ با آمریکا
محوریت دادن به موضوع پوشش بانوان آنهم با تندترین ادبیات خطر چالشآفرینی را به همراه دارد و بر دفاع از کشور حاشیه مخرب ایجاد میکند. اگر فردی متوجه سوءاستفاده و خطا و خلاف بزرگی شد آیا بهتر نیست ابتدا آن را با مسوولان مربوطه در میان بگذارد و در صورتی به رسانهای کردن موضوع بپردازد که مسوولان گوش شنوایی نداشته باشند؟
جعفر گلابی در یادداشتی با عنوان «مسالهسازی و مسالهپروری ناقض استحکام داخلی» برای روزنامه اعتماد نوشت: اگرچه تکرار هر نکته و موضوعی اغلب ملالآور است ولی انسان موجودی بهشدت فراموشکار است برای همین همه ما در زندگی روزمره انواع توصیهها را به یکدیگر تکرار میکنیم و در بعدی کلانتر رییسجمهور بارها مجبور میشود یادآوری کند که شرایط کشور شرایط جنگی است. بیتردید یکی از دلایل استمرار وضعیت جنگی ازسوی دشمنان، امید و تلاش آنان برای وقوع اتفاقی در کشور و ایجاد مناقشه و تبدیل آن به تنشهای داخلی است. معنای مقابل این نکته بدیهی این است که اگر از داخل ایران پیامهای اجماع و انسجام و اتحاد بر سر دفاع از میهن به جهان مخابره شود قطعا در پایان جنگ تاثیر تعیینکننده خواهد داشت. با این حال ظاهرا این معنای روشن، همگانی نشده و برخی اعتنایی به آن ندارند. سربسته باید گفت که این افراد یا دچار جهل مفرط هستند یا از ادامه وضع موجود احساس خطر نمیکنند! بر همین اساس یادآوری ضرورتهای دفاع از کشور ضروری است. اگر سایه شوم جنگ و محاصره و تحریمهای اقتصادی بر سر ایران عزیز نبود، میشد در مناقشههای موجود ورود و برای جامعه روشنگری کرد و آنان را به قضاوت دعوت نمود. ولی حتی اگر کسی احساس ظلم و جفا میکند و نسبت به برخی از روشها و تصمیمها انتقاد دارد با درنظر گرفتن شرایط موجود و برای ایران گذشت و فداکاری را اقدامی در جهت میهندوستی قرار میدهد. اگر گذشت و فداکاری و دقت و شناخت و آگاهی و دلسوزی نیاز مبرم ایران در همین روزها نباشد پس کی زمان ملاحظه و خویشتنداری است؟ مگر میتوان ادعای میهندوستی داشت و با فراغ بال مسالهسازی و مسالهپروری کرد؟ این مهم ابتدا باید ازسوی همه تصمیمگیران در سطوح مختلف کاملا رعایت شود و پیوست همه سیاستها و مدیریتها و برنامهها باشد. هر موضوعی که در دفاع از کشور خلل ایجاد کند قابل طرح و اجرا نیست و دستگاههای نظارتی باید در این خصوص با حساسیت فوقالعاده به وظایف خود عمل کنند و جلوی قطبیسازی روی هر موضوعی را در نطفه بگیرند. مسوولی که با دیگر همکاران و بالادستیهای خود هماهنگ نیست و برای دولت مشکلآفرینی میکند ادامه مسوولیتش خطرساز است. ریخت و پاش منابع محدود دولتی در شرایط حاد کنونی دیگر یک عمل غیراخلاقی صرف نیست و مخل انضباط مالی در شرایط جنگی است. برنامههای حساسیتبرانگیز با احتیاط و رعایت همه جوانب امر قابل اجرا است ولی هنوز معلوم نشده که برگزاری دوی ماراتن درست در روز رزمایش جانفدایان ایران با کدام صلاحدید صورت گرفته است و آیا تعقیب قضایی برگزارکنندگان خود چالشی بر چالشهای دیگر اضافه نمیکند؟ باوجود مسوولیت اصلی مدیران و دستاندرکاران حکومتی و دولتی در رعایت شرایط جنگی دیگران هم از قاعده بدیهی رعایت وضعیت کشور مبرا و رها نیستند و هر کس به میزان نفوذ خود در جامعه
نه تنها مسوولیت دارد بلکه وظایف میهنیاش اقتضا میکند که در حمایت از نیروهای مسلح و نمایندگان دیپلماتیک و همه مدافعان وطن در عرصههای مختلف کمکاری نکند. حملههای تند و تهدیدآسا به دولت و شخص رییسجمهور قطعا موافق انسجام ملی نیست. محوریت دادن به موضوع پوشش بانوان آنهم با تندترین ادبیات خطر چالشآفرینی را به همراه دارد و بر دفاع از کشور حاشیه مخرب ایجاد میکند. اگر فردی متوجه سوءاستفاده و خطا و خلاف بزرگی شد آیا بهتر نیست ابتدا آن را با مسوولان مربوطه در میان بگذارد و در صورتی به رسانهای کردن موضوع بپردازد که مسوولان گوش شنوایی نداشته باشند؟ فردی در ونیز در یک کمیته فرعی جایزه میبرد و بحق در فضای مجازی مورد سوال قرار میگیرد که چرا یادی از میهن مظلوم و شهدایش نکرده است؟
رییس یک جبهه سیاسی صراحتا به دفاع از او برمیخیزد و انتقادها را دیگرسازی خطرناک مینامد! وی فراموش میکند خطر آنجاست که از فعل و بیان کسی این معنا مخابره شود که در ایران بخشی از جامعه اعتنایی به خطرات موجودیتی وجود ندارد. فردی خود با اغیار همراه شده و واهمهای از دیگر بودن نشان نمیدهد ولی اینجا نماینده ۲۷ حزب و سازمان سیاسی از انتقاد به او برمیآشوبد و حتی اعلام نمیکند که این موضع شخصی وی است! گویی نمیداند که غرب از این ابزارها بسیار در چنته دارد و همواره از آنها استفاده سیاسی میکند. آری ما خطر موحشی که پیرامون ایران عزیز وجود دارد را جدی نگرفتهایم ولی بر سر بسیاری از موضوعات کوچک خطرتراشی میکنیم! عقیده شخصی بنده این است که جنگ تحمیلی اول به دلیل عدم تمرکز کافی و اولویتبخشی تام و تمام تا ۸ سال ادامه یافت. اکنون هم این خطر وجود دارد که همه فکرها و اندیشهها و انرژیها و ارادهها و منابع و بیانها روی دفع خطر از کشور متمرکز نشود و دشمنان اگر راهی برای خسارتهای بزرگ نیافتند فرسایش تحمیلی و بلندمدت ایجاد کنند.
اگر کلیگویی خنثی و بیاثر نبود صاحب این سطور از اشاره به مصادیق بالا هم صرفنظر میکرد تا احتمال نشستن گردی بر وفاق و همدلی و استحکام داخلی هم به وجود نیاید، همه ما در معرض یک قضاوت تاریخی بزرگ قرار داریم.
دیدگاه تان را بنویسید