وعدههای پوچ فدراسیون و فوتبال رو به قهقرا
فوتبال ایران مدتهاست با درگیری های زشت و حالا دیگر حوصلهسربری دست به گریبان است که روح فوتبال را می خورد. از طرف دیگر به همان اندازه تکراری بودن این اتفاقات شاهد رفتار تکراری فدراسیون بودهایم؛ انفعال و ناتوانی در جمع کردن حواشی.
اتفاقات اخیر در دیدار تراکتور و ملوان فقط یک وقفه در جریان بازی نبود، بلکه بازتابی عریان از وضعیت نابسامان و بحرانی ورزشگاههای ایران است. نتیجه فوتبالی به امان خدا رها شده که هیچ کس آن را گردن نمیگیرد ولی تا دلتان بخواهد مدعی دارد.
به گزارش روزنامه اعتماد، وقتی بازیکنان به دلیل توهینهای بیامان سکوها زمین مسابقه را ترک میکنند و داور در میانه آشوب توانایی مدیریت شرایط را ندارد یعنی فوتبال ما در باتلاق بینظمی ساختاری گیر کرده است.
غمانگیزترین بخش ماجرا اینجاست که این رویداد تلخ نه یک استثنا که به یک بدعادت مزمن تبدیل شده است. فوتبال ایران مدتهاست با چنین درگیریهای زشت و حالا دیگر حوصلهسربری دست به گریبان است که روح فوتبال را میخورد. از طرف دیگر به همان اندازه تکراری بودن این اتفاقات شاهد رفتار تکراری فدراسیون بودهایم؛ انفعال و ناتوانی در جمع کردن حواشی.
سالهاست که فدراسیون فوتبال وعدههای دهان پرکن درباره تجهیز استادیومها میدهد؛ وعدههایی مثل نصب دوربینهای هوشمند، سیستمهای دقیق بلیتفروشی با شماره صندلیهای مشخص و کنترل کامل ورود و خروج تماشاگران، اما در عمل این موارد تنها در حد شعار باقی ماندهاند.
همین دو سال پیش بود که مهدی تاج و مدیران سازمان لیگ با صراحت تمام اعلام کردند اگر از ابتدای فصل در استادیومی تماشاچیان سر جای خودشان ننشینند، تیم میزبان محروم میشود و مسابقه برگزار نخواهد شد. اما در عمل چه اتفاقی رخ داد؟ این مورد هم به صف طولانی وعدههای پوچ تاج و همکارانش اضافه شد. وعدهای که اگر عملی شده بود شاید امروز کسی در استادیوم جرات نمیکرد به راحتی ناسزا و شعار نژادپرستانه و قومیتی سر بدهد. اگر چند تماشاچی با همین تکنولوژی مادامالعمر از ورود به استادیومها منع شده بودند دیگر کسی این رفتار را تکرار نمیکرد.
امروز که این گزارش نوشته میشود در هیچ کدام از ورزشگاههای ما تماشاگر براساس شماره صندلی خود نمینشیند و هیچ سازوکاری برای رصد دقیق خاطیان وجود ندارد.
مشکل اصلی در نگرش فدراسیون نهفته است. اولویت مدیران فوتبال تنها برگزاری لیگ آنهم تحت هر شرایطی و در هر مکان و زمانی است! یعنی صرفا عبور از فصل و به پایان رساندن تقویم بازیها. در این نگاه سطحی ارتقای کیفیت، فرهنگسازی و ایجاد زیرساختهای امنیتی اولویتهای دست چندم محسوب میشوند. وقتی فدراسیون نمیتواند یا نمیخواهد سازوکار شناسایی تماشاگران خاطی را پیاده کند عملا به بیاخلاقیها در سکوها مشروعیت بخشیده است. بازیکنان تراکتور با ترک زمین قربانی همین بیبرنامگی هستند.
آنها در محیطی بازی میکنند که هیچ مرجع نظارتی برای حفظ امنیت روانیشان وجود ندارد. از طرف دیگر ملوان هم قربانی همین ناتوانی است. تیمی که آماده شده بود در زمین خودی با انجام یک بازی باکیفیت از رقیب قدرتمندش امتیاز بگیرد حالا باید منتظر بماند تا نتیجه تلاش و تمرینش را ارکان قضایی و شاید لابیهای پشت پرده تعیین کند.
گرچه نباید فراموش کرد در ورزشگاه همین تراکتور هم مثل اکثریت ورزشگاههای کشور شرایط اصلا گل و بلبل نیست!
فوتبال بدون انضباط و احترام تنها نمایشی است که هر لحظه ممکن است به صحنه درگیری تبدیل شود. مادامی که فدراسیون فوتبال از مسوولیت تجهیز ورزشگاهها شانه خالی و به شعارهای بیسرانجام بسنده کند، شاهد تکرار این حوادث خواهیم بود. فوتبال مدرن در دنیا به سیستمهای دقیق نظارتی وصل است نه به وعدههای بیپشتوانه. اگر قرار است لیگ برتر به استانداردهای حداقلی برسد باید زیرساخت از یک کلمه در مصاحبهها به یک واقعیت میدانی تبدیل شود.
تا زمانی که مدیریت فوتبال تنها به برگزار کردن فکر کند و نه کیفیتبخشی، ما همچنان شاهد فرار بازیکنان از زمین و پیروزی حاشیهها بر متن فوتبال خواهیم بود و همینگونه ادامه خواهد یافت. نباید فراموش کرد این بازی تنها یکی از پردههای نمایش بیمدیریتی در ورزشگاههای ماست.
در پایان بد نیست بگوییم که این گزارش و گزارشهای مشابه سالهاست که در روزنامه اعتماد و سایر رسانهها منتشر میشود، اما هیچ گوش شنوایی برای شنیدن پیدا نمیکند. از همین حالا هم میتوانیم با قاطعیت بگوییم که این بار هم تغییری در اوضاع به وجود نخواهد آمد. دوباره چند هفته بعد، چند ماه بعد یا سال بعد در استادیومی دیگر همین اتفاقات رخ خواهد داد و آن وقت ما دوباره همین متن را تکرار میکنیم.
دیدگاه تان را بنویسید