در گفت و گو با «اعتماد» مطرح شد؛
افشاگری صادق درودگر: سیاست کلی کشور هزینه زیاد در فوتبال است/ فیرپلی مالی هم مثل سقف بودجه نمایشی است
مدیر باسابقه فوتبال ایران در مورد تغییر قانون سقف بودجه به فیرپلی مالی در لیگ برتر با روزنامه اعتماد گفت و گو کرد.
روزبه دلاور| قانون سقف بودجه که روزی به عنوان عصای جادویی مدیریت بحران فوتبال ایران معرفی شد حالا در چرخشی ناگهانی زیر عنوان پرطمطراق فیرپلی مالی بازتعریف شده است.
به گزارش روزنامه اعتماد، اما آیا این تغییر نام مرهمی بر دردهای کهنه باشگاههای زیانده است یا صرفا تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانی فدراسیون در کنترل هزینههای سرسامآور؟ در شرایطی که سایه نوسانات اقتصادی و تنشهای منطقهای بر کشور سنگینی میکند، پرسش اصلی اینجاست که بعضی تیمها با چه منطقی قراردادهای نجومی میبندند؟ برای واکاوی این پارادوکس مدیریتی و بررسی واقعیتهای اقتصادی فوتبال کشور با صادق درودگر از مدیران باسابقه و صریح فوتبال ایران به گفتوگو نشستیم که حاصل آن را در ادامه میخوانید.
باتوجه به اینکه قانون سقف بودجه هم باعث پنهانکاریهایی شده بود با تغییر نام به فیرپلی مالی بدون اصلاحات واقعی تفاوتی ایجاد میکند یا در همین حد تغییر نام است؟
میگویند «خشت اول چون نهد معمار کج/ تا ثریا میرود دیوار کج» تیمهای ما متاسفانه از روز اولی که وارد لیگ قهرمانان آسیا شدند از ما یک سری اطلاعات خواستند برای اینکه نظام باشگاهداری ما نظام مبتنی بر اصول حرفهای باشد و ما هم آمدیم و نشستیم و بررسی کردیم و راهکارمان چه بود؟ سندسازی کنیم! یعنی گفتیم باشگاههایمان شرکتهای سهامی هستند و یک سری شماره ثبت دروغکی با یک سری فرمهای فتوشاپی ارسال کردیم که این باشگاههای ما ثبت شده و به طور رسمی فعالیت مستقل انجام میدهند؛ از کانال شرکتها و کارخانهها و موسسات اما در عمل اینطور نبوده و باشگاهها چنین ساختاری نداشتند. از آن به بعد هم رایزنیها شروع شد و یواشیواش ما را جریمه و ممیزی کردند بعد ما به صورت شکلی یک سری موسسه تشکیل دادیم مثلا ذوبآهن اصفهان یک موسسه تشکیل داد به نام موسسه باشگاه ذوبآهن یا نفت تهران و نفت آبادان هم همین کار را کردند اما باز هم زیرمجموعه شرکتهای ذوبآهن و نفت بودند یعنی از درون خودشان درآمدزا نبودند. به بیان دیگر به صورت باشگاههای حرفهای عمل نمیکردند و به اینها پول تزریق میشد. بعد هم با فشارهایی که به این باشگاهها و سازمانها آمد سعی کردند اینها را به شکلی درآمدزا کنند که عملا امکان نداشت چون تمام انتخابها انتصابی بودند از جانب همان شرکتهای بالادستی.
راهکار واقعی چیست؟
نظام باشگاهداری ما باید اصلاح شود. مهمترینش این است که باشگاهها یک مجمع واقعی داشته باشند. باشگاههای فوتبال مثل کارخانه نیست که سهامداران بیایند براساس سهام در مجمع و هیات مدیره قرار بگیرند، باشگاههای فوتبال چیزی دارند به اسم «فن» که دلبسته باشگاه است و باید چنین چیزی درست کنند بعد مجمع از درون خودش یک هیات مدیره توانا انتخاب کند نه اینکه از نزدیکان خودشان بگذارند. هیات مدیره باشگاههای ورزشی حرفهای نیازمند دارا بودن اطلاعاتی درخصوص قوانین نقل و انتقالات، مناسبات مالی، مناسبات حقوقی و قوانین مدیریتی برای کار اجرایی در فوتبال و مقررات بینالمللی در فوتبال و سیستمهای درآمدزایی در فوتبال است. همه اینها را باید اعضای هیات مدیره بیاورند که وقتی مدیرعامل بر سر کار آمد اینها اطلاعاتی داشته باشند تا راهکار دهند و کمک کنند و فقط ماشین امضا نباشند. اگر این مجموعه را داشته باشید و از درونش چنین هیات مدیرهای بیاید آن هیات مدیره یک مدیرعامل انتخاب میکند. خیلی عذر میخواهم این مثال را میزنم اما من اسکوچیچ را با ص120 هزار دلار آوردم و بعد نتوانست از باشگاه شکایت کند در صورتی که مبلغ قابلتوجهی از آن مانده بود بعد در تیم ملی هم قراردادش را من تنظیم کردم و در آستانه جام جهانی هم او را کنار گذاشتند اما نتوانست شکایتی علیه فدراسیون کند اما قراردادی که با ویلموتس بستند سه ماه سر کار بود. ویلموتس تیم را در بدترین شرایط تحویل داد و جدا شد اما فکر کنم هزار میلیارد تومان از ما پول گرفت که رقم قابلتوجهی است چون آن نحوه قرارداد بستن و توجه به قوانین و کلمات مهم است. یک کلمه در قرارداد ویلموتس ایراد داشت که باعث شد هزار میلیارد تومان جابهجا شود. حالا بگوییم سقف قرارداد که اگر همان هم واقعا انجام میشد راهکار بود، اما در کشور ما چیزی که مینویسیم همان اجرا نمیشود.
در دنیا فیرپلی براساس تراز مثبت درآمدها و هزینهها نیست؟
بله هست اما ما در ایران سندسازی میکنیم. درآمدها را نشان میدهیم از محل اسپانسرها که از همان شرکتهای بالادستی خودمان است. یعنی درآمد قابلتوجهی نیست. راهحل این است که مجامع درست باشند و افراد کارآمد را بیاورند. مثلا فدراسیون اعلام میکند هر باشگاهی برای بازاریابی یکی را داشته باشد اما بروید ببینید چند تا باشگاه رفته سراغ این موضوع و یک متخصص جذب کرده. فقط یک نفر را معرفی میکنند مثل افسر امنیتی تا فقط آن پست پُر شود، اما این کارها تخصصی است و باید از افرادی که شایستگی و توانایی آن کار را دارند، جذب کنند تا درآمدزا شوند. اصلیترین درآمد ما از حق پخش تلویزیونی و کپیرایت است اما در کشور ما نیست و رعایت نمیشود. در زمان آقای کفاشیان چند تا بازی را متوقف کردند به خاطر نبود حق پخش اما او را جایی بردند و پلاک روی سینهاش انداختند و با سند بیرون آمد! درباره کپیرایت هم هیچ اتفاق خاصی نیفتاده. شما حتی نمیتوانید محصولات خود را به طور انحصاری بفروشی که نشاندهنده این است که فیرپلی مالی باز به طور شکلی انجام میشود و محتوایی نیست.
ساز و کار تنبیهی هم بخواهند بگذارند نود درصد تیمها پشتوانه دولتی دارند که شرایط در مقابل تیمهای خصوصی یکسان نیست!
من راهکاری به مجلس دادم و فکر میکنم یک زمانی مجلس میخواست نظام باشگاهداری را تغییر بدهد. چهار سال وقت گذاشتم و طرحی به مجلس دادم که نزدیک به طرحی بود که در کشور ترکیه اجرا شده بود. دولت دارد یک پولی هزینه میکند حالا برای یک باشگاه هزار میلیارد و باشگاهی دیگر سه هزار میلیارد و باشگاهی دیگر ده هزار میلیارد که عدالت در فوتبال و پرورش مدیران نخبه را موجب نمیشود. طرحی که در سال ۹۰ داده بودم این بود که یک برنامه 10 ساله به باشگاهها بدهد و 50درصد هزینه همه باشگاهها با دولت باشد به شریط اینکه از 50درصد، 20درصدش صرف زیرساخت شود و مابقی هزینهها هم مدیران بروند دنبالش تا تامین کنند. اینجاست که مدیران باید توانایی داشته باشند تا این کار را انجام بدهند. ما باید برای مدیران خود مثل مربیان خود لایسنس A وB وC بگذاریم و دوره و آموزش بگذاریم اما آموزشی برای مدیران نداریم و هر کسی امروز میتواند مدیرعامل بزرگترین باشگاههای ما شود که قبلا نظامی بوده یا معلم و نجار بوده یا مثلا دکترای حقوق یا ریاضی داشته! فرقی نمیکند هر کدام میتوانند مدیرعامل بزرگترین باشگاههای ما شوند چون از بالا تعیین میشوند. باید بروند دوره ببینند و آزمون بدهند و در صورت قبولی مدیر شوند. لیگهای یک و دو و سه هم به همین شکل با دورههای دیگر.
باتوجه به وضعیت جنگی و در این شرایط اقتصادی، ریخت و پاشها در فوتبال مدیریت میشود؟
چون هیچ ارزیابی و اعتباریابی در مدیریت افراد نمیشود. در کشور ما مدیریت نقرهای و طلایی فرقی نمیکند فقط آخر سال کاری انجام بدهد، کافی است. اینکه خروجیاش چی بوده هیچ کسی بررسی و ارزیابی نمیکند. نمیآیند بگویند این مدیر چی تحویل گرفته و چی داده است.
به نظر شما این ریخت و پاشها حاصل مدیریت غیرحرفهای است یا فرار از تورم؟
بعضی از این باشگاهها در چارچوب یک برنامه حرفهای کار میکنند. تیمهایی که در رتبههای سوم و چهارم و پنجم جدول هستند اما هر سال 300 ، 400 میلیارد فروش بازیکن دارند و در این چند ساله این اتفاق برایشان افتاده اما بعضی باشگاهها هیچ خروجی ندارند مثلا باشگاهی مثل ملوان که فقط یک شخص به عنوان مالک هزینه میکند و مدیری که از درآمدها تیم را به سود برساند ما ندیدیم. مثلا گلگهر دو، سه میلیون دلار از فروش بازیکن پول در میآورد اما ملوان و نساجی این کار را نکردند. مدل آلومینیوم و گلگهر مدل خوبی است که از فروش بازیکنان خود بخشی از هزینهها را تامین میکنند. حرکت بر مداری روی ریل برای رسیدن به هدف اما برخی باشگاهها فقط حضور دارند مثلا نفت آبادان یا استقلال خوزستان چه بازیکنی فروختند؟ حتی پول بیفوما را نتوانستند بگیرند یا شمسآذر، فخریان را به پرسپولیس فروخت که صحبت از برگشت پول پرسپولیس بود. باید فوتبال ایران از ماساژور تا پزشک و تدارکاتش تا مدیرش باید حرفهای باشد. همانطور که کتب آسمانی مقدس هستند، مدیریت هم از نظر من مقدس است. مدیریت یک امر مقدس است که باید به آن توجه و دقت داشته باشیم.
سوالمان به ریخت و پاشهای فعلی در فوتبال را طور دیگری مطرح میکنیم تا پاسخ شما را بدانیم! باتوجه به شرایط اقتصادی فعلی این هزینهها در فوتبال پیامدهای منفی اجتماعی نخواهد داشت؟
فعلا آن چیزی که هست سیاست کلی نظام است. یعنی اگر شرایط طوری بود که نمیشد، راهکارهای دیگری میدادند. الان آنچه فهمیدم یک فکر و اندیشهای این اجازه را داده است که این مسیر طی شود چون این به آرامش کشور هم میتواند کمک کند. اگر شرایط را سخت کنیم آرامشی که هست شاید لطمه بخورد. این روندی نیست که بتوانیم قطعش کنیم اما بهتر است سازماندهی و مدیریتش کنیم. به افرادی این بودجهها داده شود که آن را افزایش بدهند.
دیدگاه تان را بنویسید