شفافسازی ماجرای دایی و احمدینژاد توسط رییس پیشین فدراسیون فوتبال / عابدینی: استوریهای بیرانوند را کسی برایش نوشته است
امیر عابدینی، مدیرعامل پیشین پرسپولیس در رابطه با اقدام بیرانوند به روزنامه اعتماد گفت: «بهتر است من سکوت کنم. گاهی اوقات سکوت، حرفهای زیادی در خود دارد.» او ادامه داد: من در عجبم. باور کنید! اولا، این انشا و این دیکته، برای یک آدمی هست که در حدی باسواد است. من متوجه شدم که ایشان متاسفانه از این امکان برخوردار نیست و این موارد را برایش گفتهاند. کما اینکه میشود تلفنی از او پرسید چند تا از این لغاتی که استفاده کردی، معنی و مفهومش را بگو. من در یک برنامهای دیدم که ایشان نمیداند فامیل پدر یعنی چه، فامیل عروس یعنی چه. طبیعت کارش هم بوده، زندگیاش بوده و هیچ خردهای هم من نمیگیرم. فقط میگویم اینجا تناقض دارد. حس میکنم برایش نوشتند و او هم منتشر کرده است.
امیر عابدینی، رییس پیشین فدراسیون فوتبال و مدیرعامل باشگاه پرسپولیس با حمایت تمام قد از علی دایی خطاب به بیرانوند گفت: جمع کردن این ماجرا به این سادگی نخواهد بود.
به گزارش روزنامه اعتماد، علی دایی چند روزی است سیبل برخی جریانات سیاسی و رسانهای شده است. این حملات از انتقاد علی دایی از امیر قلعهنویی و نتایج تیم ملی در جام جهانی و شوخی با مدرک دکترای بیرانوند شروع شد. در نهایت جمعه شب بیرانوند دو استوری توهینآمیز و بارونکردنی علیه علی دایی منتشر کرد و با یادآوری برخی شکستهای فوتبالی دایی به او اتهام رانتخواری و همسفره شدن با کسانی که آرزوی بمباران ایران را دارند، زد.
این استوریها طبق انتظار بسیار واکنشبرانگیز شده و در رسانههای مختلف پیرامون آن صحبت انجام میشود. ما نیز دقایقی با امیر عابدینی، مدیر باسابقه فوتبال همکلام شدیم.
استوری بیرانوند را خودش ننوشته
امیر عابدینی، مدیرعامل پیشین پرسپولیس در رابطه با اقدام بیرانوند به روزنامه اعتماد گفت: «بهتر است من سکوت کنم. گاهی اوقات سکوت، حرفهای زیادی در خود دارد.» او ادامه داد: من در عجبم. باور کنید! اولا، این انشا و این دیکته، برای یک آدمی هست که در حدی باسواد است. من متوجه شدم که ایشان متاسفانه از این امکان برخوردار نیست و این موارد را برایش گفتهاند. کما اینکه میشود تلفنی از او پرسید چند تا از این لغاتی که استفاده کردی، معنی و مفهومش را بگو. من در یک برنامهای دیدم که ایشان نمیداند فامیل پدر یعنی چه، فامیل عروس یعنی چه. طبیعت کارش هم بوده، زندگیاش بوده و هیچ خردهای هم من نمیگیرم. فقط میگویم اینجا تناقض دارد. حس میکنم برایش نوشتند و او هم منتشر کرده است.
نمیتوانی کاری که کردی را جمع کنی!
عابدینی در ادامه گفتوگو با روزنامه اعتماد اظهار داشت: اما ای کاش در شرایطی که فکر میکنیم میخواهیم جواب یک نفر را بدهیم، متوجه این عناصر باشیم؛ یک: شخصیت، دو: احترام به مخاطب و جامعه. احترام به خود. اگر اینها را رعایت نکنیم، هم به خودمان توهین کردهایم، هم به قاموس جامعه که قاموس قابل احترامی است، هم به آن شخصی که مخاطب ماست و میخواهیم با او برخورد کنیم. آن وقت جمع کردن این موضوع با این حجم دیگر غیرممکن است.
او تصریح کرد: ایجاد عداوت میشود، ایجاد کینه میشود، ایجاد ستم میشود به جامعه؛ مخصوصا از سوی کسانی که فرصت طلایی دارند در ورزش کشور که بدرخشند و حرفی برای گفتن داشته باشند. هر کسی میتواند ضربه بزند، اما آن کسی که میخواهد حرف بزند باید متوجه باشد. هر کسی نمیتواند حرف بزند، هرگز نمیتواند هر حرفی را بزند.
برخی افراد الکی فقط حرف میزنند!
عابدینی در ادامه به بررسی نکاتی در مورد ویژگیهای شخصیتی دایی پرداخت و اظهار داشت: «بزرگان ورزش دنیا را ببینید. برای چه بزرگ شدند؟ آیا همین آقای دایی یا آقای کریم باقری فقط به خاطر اینکه آمدند لابی کردند - به قول شما- بزرگ شدند یا نه، آن روزی که ناصرخان حجازی تشخیص میدهد یک بزرگی در فوتبال دیده نمیشود، میرود ایشان را میآورد، تجارت و سپس مراقبت و هدایت میکند تا علی دایی جلوه کند به چنین شرایطی میرسد؟
بعد حالا بیاییم بگوییم چون فرشاد پیوس در آن روز رفت بیرون، علی دایی جای او را گرفت. اصلا پست علی دایی با فرشاد پیوس فرق داشت. اخیرا یک کسی این را گفته بود، من شنیدم. نمیدانم چقدر آدمها باید الکی حرف بزنند.»
شفافسازی ماجرای دایی و احمدینژاد
عابدینی ادامه داد: «یا اینکه میگویند علی دایی با لابی سرمربی شد! بگذارید در مورد این مساله شفاف حرف بزنم. علی دایی را چند بار درخواست کرده بودند که سرمربی شود. من که در فوتبال این مملکت بالاخره زحماتی کشیدهام و مردم مرا میشناسند، اعتقاد دارم علی دایی دانش مربیگری دارد. دانش هدایت عمومی دارد، جذبهاش را دارد، توانایی کنترل تیم را دارد و آدمی است که کاریزما دارد. بابا طرف فوق لیسانس مهندسی متالوژی است. با لیسانس مهندسی که از دانشگاه شریف گرفته؛ یعنی دانشگاهی نیست که بیایند به من دکترا بدهند و من ندانم چه رشتهای بوده و چه خواندهام! ولی علی دایی میداند چه خوانده است. دانشکده افسری رفته، خدمت کرده به خاطر داشتن مدرک فوق لیسانس و زمانی که کنار من فوتبال میکرد، اخلاقش را دیدم. یک وجدان بیدار دارد، نمیشود او را با این تهمتها خراب کرد.»
تناقض روایت حضور دایی در تیم ملی با دستور احمدینژاد
مدیرعامل پیشین پرسپولیس گفت: در ضمن این را هم بگویم؛ آن زمان دفتر آقای احمدینژاد شدیدا با سازمان تربیتبدنی یا وزارت ورزش فعلی شدیدا هماهنگ بود و ورزش را به جد دنبال میکرد. به همین خاطر دو جلسه در ریاستجمهوری داشتم و نظرات مرا پرسیدند. از ما نظرخواهی میکردند. خیلی هم از آقای دادکان خوششان میآمد و اعتقاد داشتند آقای دادکان بسیار توانمند است. بنده هم آنجا از آقای دادکان تعریف و تمجید کردم و قرار نبود آقای دادکان از فوتبال کنار برود. حالا مگر میشود ما بگوییم آقای احمدینژاد گفت علی دایی سرمربی شود، بعد هم بگوییم آقای دایی همین آقا را راه نداد؟ تناقض تا کجاست؟ من اگر به آقای رییسجمهور بدهکارم همین آقای رییس جمهور را راه نمیدهم؟ چنین چیزی امکان دارد؟ حتما ندارد. یک بنده خدایی، یک سرمربی، یک بار گفته بود من عابدینی را در رختکن راه ندادم. به حضرت عباس، اگر چنین چیزی اتفاق افتاده باشد. این همه بازیکن وجود داشته. یعنی یک نفر ندیده؟ مگر کسی جرات داشت مرا راه ندهد؟ خودش پشت در رختکن حبس میشد. راجع به آقای احمدینژاد، راجع به آقای ایکس یا ایگرگ، میگوییم بابا، این آدمها در این مملکت جان کندند، زحمت کشیدند. علی دایی در این مملکت زحمت کشیده است.
علی دایی با وجود جراحی سنگین میگفت میخواهم برای تیم ملی بازی کنم!
امیر عابدینی در ادامه خاطرهای شنیده شده از دایی اینبار با جزییات تازهتر تعریف کرد. عابدینی گفت: من یک خاطره از علی دایی میگویم. به همان قرآن، من بازیکنی از نظر دلسوزی برای این مملکت ندیدم. به کسی برنخورد. من در هیروشیما کنار علی بودم. وقتی آن دروازهبان ناجوانمردانه با لگد رفت در هوا بلند شد و مثل حرکت کاراته ضربه زد. بعد دنده علی دایی را شکست، دندهاش رفت تو و طحال را پاره کرد. من آنجا بودم و رفتم بالای سرش. من خودم رییس فدراسیون بودم، اما این را مظهر حرکت تیم میدانستم.
علی را در وسط زمین دیدم و با پزشک دویدم. گفتم: «علیآقا، بیا بیرون.» وقتی رنگ و رویش را دیدم، متوجه شدم که رنگ به رو ندارد. به دکتر گفتم: «چه میبینی؟» گفت: «باید بیاید بیرون.» گفت: «تو را خدا، تو را قرآن، مرا بیرون نبرید. بگذارید ادامه بدهم. درد دارم، ولی ادامه میدهم.»
آن فیلم را نگاه کنید؛ دستش روی پهلویش است. آخر بازی آمد، در رختکن دراز کشید و خونریزی شدیدی داشت. او را به بیمارستان بردند و اوضاع در ابتدا وحشتناک بود و یک عمل جراحی سنگین روی او انجام شد. به دکتر میگفت: «مورفین نزن، چون میخواهم بازی بعدی را بازی کنم.» الان برایش بغض کردم.
دکتر به من گفت: «نمیتوانیم مورفین نزنیم، باید بزنیم.» گفتم: «آقا، بزنید. دردش آرام شود، اولویت همین است.» چهل تا بخیه خورد، اما این آدم به روی هیچ کسی نیاورد. شما دیدید یک مصاحبه درباره این قضیه انجام بدهد؟ از بچهها بپرسید. بهزاد غلامپور در بیمارستان روی پایش افتاده بود و گریه میکرد. اینقدر بچهها دوستش داشتند. یک اپسیلون هم غرور نداشت و ادامه داد. من این آدم را دیدم. سرش میشکست و برای تیم ملی همچنان میجنگید.
فقط کسانی که منفعت دارند، میگویند نتایج تیم ملی خوب بوده
طی 24 ساعت گذشته بسیاری از رسانهها و کارشناسان استوری بیرانوند را بخشی از پروژه تخریب دایی ارزیابی کردند و نوشتند وقتی علی دایی گفت تیم ملی نتیجه نگرفته، حملات به او آغاز شد. از آنجایی که پس از حذف تیم ملی ایران، امیر عابدینی هیچ مصاحبهای انجام نداده بود، ضمن مطرح کردن این موضوع از او پرسیدیم عملکرد تیم ملی در جام جهانی چطور بود؟
ایشان پاسخ داد: «ببینید، من برنامههای تلویزیونی متعددی را دیدهام و در فضای مجازی هم مطالب زیادی را دنبال کردهام. ندیدم جایی تیم ملی را تایید کرده باشند. آنهایی که تایید میکنند، قبل از رفتن تایید کردند، در دوران مسابقات تایید کردند، در اردو تایید کردند و حالا هم تایید میکنند. خب معلوم است چرا؛ تصمیمشان را از قبل گرفته بودند. من از خانواده خودم که از آن ارتزاق میکنم، نمیتوانم بد بگویم؛ نانش را میخورم، پس طبیعی است که خوب بگویم. اما کسانی که کارشناس، دلسوز و واقعیتبین هستند، انتقاد دارند.»
صعود نکردن از این گروه به هر دلیلی بیمعناست!
عابدینی تصریح کرد: آقا! فدراسیون فوتبال! منتقدان را جمع کنید، همانجا پشت یک میزگرد بنشانید. برنامه ضبط و پخش شود، اما به شکل گفتمان؛ کاری که در همه دنیا انجام میدهند. آنجا نقاط ضعف و قوت بررسی شود. این کار را نمیکنیم و نتیجهاش پراکندهگویی است. در پراکندهگویی هم تقابل اندیشه شکل نمیگیرد؛ متاسفانه تقابل احساس شکل میگیرد. جنجال رسانهای بیشتر میشود و مفهوم کارشناسی از بین میرود. اما اگر از من بپرسید به تیم ملی نمره میدهید یا نه، میگویم: خیر، نمره نمیدهم. به هیچوجه! آخر صعود به جمع 32 تیم یعنی چه؟ با هر دلیلی! معنا ندارد اصلا.
این همه وقت داشتی آقای قلعهنویی!
عابدینی با یادآوری خاطرهای از ایویچ افزود: یک چیزی از زمان آقای ایویچ بگویم. آقای صفاییفراهانی از من خواسته بودند مربیان کارآمد را معرفی کنم. من سه نفر را معرفی کردم. بعد بررسی کردند و یکی را انتخاب کردند. ایویچ آمد ایران.
از آن مربی پرسیدند: «جام جهانی را چطور میبینی؟» باور نمیکنید؛ رفت پای تخته. تیم امریکا را نوشت، اسامی بازیکنان و ارنج تیم را هم نوشت. اولینبار بود به ایران آمده بود. تیم ما را هم نوشت با ارنج و بعد گفت: «ما امریکا را به این دلایل میبریم.» اما گفت مقابل یوگسلاوی یک بازیکن دارند به اسم سینیشا میهایلویچ. گفت نباید در این محدوده توپ را به حریف بدهد تا صاحب کاشته شوند. گفت: «نباید پشت محوطه به آنها فول بدهیم اگر این اتفاق بیفتد، حتی اگر دو دروازهبان هم بگذاریم او توپ را گل میکند.» سپس به ما اطمینان داد از یوگسلای مساوی میگیریم امریکا را هم میبریم با 4 امتیاز صعود میکنیم.
ایشان در آن بازی دوستانه از رم هفت تا گل خورد. آیا خودش نمیدانست ممکن است این همه گل بخورد؟ چند سال بعد من یکبار رفتم کرواسی. تیم ملی ایران با کرواسی یک بازی دوستانه داشت. جلسه گذاشتم با ایویچ و گفتم: «این چه بازیای بود؟ این چه وضعیت دفاعیای بود که چیده بودی؟»
گفت: «من میخواستم ببازم. میخواستم همه دنیا فکر کنند ما اصلا فوتبال نداریم.» میخواست همه تصور کنند ما تیمی هستیم که دفاع ندارد. رضا ترابیان را گذاشته بود دفاع وسط! رضا توی عمرش دفاع بازی نکرده بود. مربی برای بلندمدت برنامهریزی میکند؛ برای سه ماه، نه برای یک بازی. او برای صعود برنامهریزی کرده بود.
آقای امیرِ قلعهنویی! شما از چه زمانی فهمیدی حریف اول ما نیوزیلند است؟ بیش از 6 ماه گذشته بود. آیا نمیشد همان موقع فقط برنامه بریزید نیوزیلند را ببریم؟ تیمی که همه شکستش دادند. ما نیوزیلند را برده بودیم راحت میرفتیم بالا! با افتخار! خب برنامهریزی نداشتیم. فقط از خوشحالی نمیدانستیم چه مصاحبهای انجام بدهیم که در این گروه افتادهایم. گفتیم خب، نیوزیلند را میبریم و با مصر مساوی میگیریم و تمام؛ چهار امتیاز.
فقط میثاقی میگوید تیم ملی خوب بوده!
این مدیر قدیمی فوتبال ایران در پایان گفت: من واقعا فکر میکنم اگر انتقاد میکنیم، به خدا نود درصد آدمها دلسوز هستند. دلشان سوخته است. آقا بگذارید حرف بزنند مردن. انتقاد کنند! شما جمعبندی بکنید. ببینید چه خبر است. جلسه بگذارید، بررسی کنید، تجزیه و تحلیل کنید. با لجبازی که نمیشود کار کرد. برای اینکه جلوی انتقاد را بگیریم، بگوییم آقای امیر قلعهنویی ماندگار شد. خب بشود. آقای بیرانوند هم یک مهر روی کارتش زدند. گفتم: «مادامالعمر تو دروازهبان هستی.» خب او هم بشود. ولی خب نتیجهاش این میشود توی خیابان به شما بد میگویند. روی سکو شعار میدهند. در مجازی هم همینطور. در جراید و برنامههای تلویزیونی هم بد میگویند. سوالم این است که جز میثاقی چه کسی از شما حمایت کرد؟ بگویید! چه کسی؟ هیچ کس. حالا پاسخ بدهید یعنی فقط میثاقی درست میگوید؟ همین!
دیدگاه تان را بنویسید