روزنامه اصولگرا از برخورد سیاسی با اهالی موسیقی گلایه کرد / چرا مزاحم بازگشت هنرمندان به کشور میشوید؟
اگرقرارباشد هنرواجرای موسیقی به دلیل برخی شرایط هرازچند گاهی متوقف شود، سکوت مطلق تنها کاری است که هنرمندان به آن مشغولند و ازتولید اثرهنری باید برای همیشه منصرف شوند، دراین شرایط چه کسی تشخیص میدهد زمان مناسب برای خواندن چه موقع است؟ ومهمترازآن، چرا باید هزینه اختلافات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... را هنرمند ویا مخاطب بدهد؟چرا هنرمندی مانند همایون شجریان ، علیرضا قربانی، مصطفی راغب، مسعود صادقلو، آرون افشاروبسیاری دیگرباید سکوت کنند وقتی تعداد زیادی ازمردم مشتاق حضوردراین کنسرت ها هستند؟
این روزها همایون شجریان با کنسرت «هرجا که تویی» به شیرازرفته وصدایش دوباره دریک کنسرت رسمی در ایران شنیده میشود؛ اتفاقی که قراراست درشهرهای دیگر کشورهم رخ دهد؛ اما این کنسرت نیزمثل بسیاری ازاتفاقات موسیقی ،خیلی زود ازمسیراصلی خودش که شاید می تواند حال خوب کن باشد، به موضوعی برای جدل وقضاوت تبدیل شده است.
به گزارش روزنامه خراسان، ازیک سو،عدهای میپرسند چرا خوانندهها درچنین شرایطی روی صحنه میروند وازسوی دیگر،هنرمندانی که به ایران برمیگردند یا درخارج ازکشورکنسرت برگزارمیکنند، با موجی ازاعتراض واتهام برخی ازهمین افراد روبهرومیشوند.
دراین میانه هنروهنرمند سنگ زیرین آسیاب هستند. این رفتارها نتیجه قانون نادرست ونانوشته ای است مبنی براین که هر خواننده ای که بخواهد کنسرتی برگزارکند ،باید دربرابر گروههای مختلف ازتصمیمش دفاع کند وبرای ارائه هنرش پای میزمحاکمه برخی افراد که خود را نماینده به حق وصاحب نظر درهمه موضوعات ببیند.
چرا هنرمند نباید سکوت کند؟
چرا باید ازخواننده انتظارداشته باشیم به دلیل نظرشخصی ما ، صدایش را خاموش کند؟
اگرقرارباشد هنرواجرای موسیقی به دلیل برخی شرایط هرازچند گاهی متوقف شود، سکوت مطلق تنها کاری است که هنرمندان به آن مشغولند و ازتولید اثرهنری باید برای همیشه منصرف شوند، دراین شرایط چه کسی تشخیص میدهد زمان مناسب برای خواندن چه موقع است؟ ومهمترازآن، چرا باید هزینه اختلافات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... را هنرمند ویا مخاطب بدهد؟چرا هنرمندی مانند همایون شجریان ، علیرضا قربانی، مصطفی راغب، مسعود صادقلو، آرون افشاروبسیاری دیگرباید سکوت کنند وقتی تعداد زیادی ازمردم مشتاق حضوردراین کنسرت ها هستند؟
هرکسی حق دارد درباره انتخابهای یک خواننده، مواضعش یا محتوای آثارش نظربدهد؛ اما نقد با فشاربرای به تعطیلی کشاندن اجرا وتبدیل کردن ورودی سالن کنسرت به محل تسویهحساب فرق دارد.همانطورکه نمیتوان ازمدیران فرهنگی خواست هنر را به نفع افکارخود سیاسی کنند دیگرمنتقدان نیزباید به این نکته ایمان داشته باشند که اگرهنرمند هنرش را به عنوان تنها نقطه اتکای درآمدی اش تعطیل کند چه کسی هزینه زندگی او را می پردازد؟
ازهمایون شجریان وعلیرضا قربانی و.. که امروزدرمعرض حمله برخی افراد قرارگرفته اند که بگذریم بازگشت هنرمندان و حمله به برخی ازآن ها ازموارد دیگری است که باید به آن بپردازیم. بازگشت قیصر، محسن نامجو، بیژن مرتضوی و... نیز بحثهای فراوانی به راه انداخته است.
درباره هرکدام میتوان پرسش و نقد داشت، اما اصل بازگشت به وطن یا تصمیم به فعالیت هنری را نباید به جرم تبدیل کرد. بازگشت یک هنرمند لزوماً به معنای تأیید همه جانبه اونیست؛همانطورکه اجرای او درخارج ازکشورهم بهتنهایی نشانه مخالفت با اصول ومبانی کشورایران یا مردمش نیست.
بیایید براساس اصل انصاف، این نظر را بپذیریم:کنسرت نباید به میدان تحمیل نظرمان به دیگران تبدیل شود. مخاطب میتواند اعتراض کند،اما اعتراض نباید به ابزاری برای سلب حق اجرا و برهم زدن آرامش خاطردیگرتماشاگران تبدیل شود.
هم ما مردم و هم مسئولان فرهنگی باید به نوعی دموکراسی درهنرپایبند باشیم وسالن های کنسرت را محلی برای تسویه حساب های خود قرار ندهیم.
البته تمام مسائلی که به آن اشاره شد فقط مختص ایران نیست. در فضای موسیقی جهان نیزهنرمندان به دلیل مواضع سیاسیشان از سوی برخی مخاطبان با فشارهایی روبهرو میشوند.
هنربرای زنده ماندن به امکان تجربه،خلق ودرادامه اجرا نیاز دارد. اگر موسیقی راکد بماند وهنرمند مدام نگران قضاوت گروههای مختلف باشد، نمیتوان انتظارداشت آثارتازهای خلق شود که حرفی برای گفتن داشته باشند وحرف دل همه ما درآثار این هنرمندان منعکس شود.میشود با یک هنرمند مخالف بود،ازاوانتقاد کرد وحتی کنسرتش را نپسندید؛اما میان مخالفت با یک انتخاب وتلاش برای خاموش کردن صدای هنرمند، فاصله زیادی وجود دارد.
دیدگاه تان را بنویسید