کوروش احمدی: جنگ بعدی با جنگ ۴۰ روزه متفاوت خواهد بود
کوروش احمدی تاکید کرد: اگر جنگ سومی رخ دهد، به لحاظ طرح عملیاتی و نوع اهداف قاعدتا و منطقا باید با جنگ 40 روزه متفاوت باشد. به عبارت دیگر یک جنگ دیگر قاعدتا نباید کپی همان جنگ 40روزه باشد، چراکه در آن جنگ امریکا در رسیدن به اهدافش شکست خورد.
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در سازمان ملل در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره تشریح و تحلیل شرایط اخیر منطقه و گمانهزنیها پیرامون تشدید درگیریها یا حصول توافق گفت: من تردید دارم که وضعیت بعد از جنگ 40 روزه را به جز دورههای چند روزهای بتوان خارج از وضعیت «نه جنگ نه صلح» توصیف کرد. از همین رو حداقل بعد از منتفی شدن یادداشت تفاهم اسلامآباد و از سرگیری حمله به کشتیها در تنگه هرمز و به ویژه بعد از اعمال مجدد محاصره دریایی در 18 تیر ماه کاملا در شرایط جنگی بهسر میبریم. حداقل در حقوق بینالملل محاصره دریایی در حکم اعلان جنگ است. بنابراین، ما قطعا از 18 تیر به این سو در وضعیت جنگ با شدت کم هستیم.
احمدی در ادامه به «اعتماد» گفت: اکنون سوال مهم این است که آیا در افق خروج از این وضعیت، خواه به سمت آتش بس با دوام و خواه به سوی جنگ تمامعیار دیگر را میتوان دید و اگر میتوان دید با چه شرایطی و در چه زمانی. احمدی خاطرنشان کرد: نشانهها در مورد اینکه جنگی دیگر ممکن است در راه باشد، فراوان است. هم شاهد شاخصهای نظامی در قالب تقویت و بازآرایی نیروی نظامی امریکا در منطقه هستیم و هم طی دوره اخیر اظهارات ترامپ و نتانیاهو مستمرا در حال تندتر شدن است. اما هنوز قطعی نیست که آیا این نشانهها و اظهارات با هدف بازدارندگی و چانهزنی در مذاکرات است یا اینکه طرف مقابل تصمیم خود را با هدف شروع جنگی دیگر گرفته است. به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان، بازدارندگی از این جهت برجسته شده که مسوولانی در ایران صحبت از اقدام نظامی پیش دستانه کردهاند. با این حال به گفته احمدی دیپلماسی نیز همچنان در قالب طرح 7 روزه و پاسخ امریکا به آن و پاسخی که ایران باید به پاسخ امریکا بدهد، کاملا منتفی نشده هر چند که بسیار کم فروغ است. این دیپلمات پیشین کشورمان در این باره گفت: از قول مقامات قطری نقل شده که ایران هنوز به پاسخ امریکا پاسخ نداده است. اگر چنین باشد روشن نیست که آیا مقامات در تهران هنوز به نتیجه نرسیدهاند یا تصمیم آن است که جواب به بعد از انتخابات اسراییل و امریکا موکول شود. بهعلاوه به طور کلی، مشکل میتواند در مورد زمان جنگ ازجمله وقوع آن تا قبل از انتخابات امریکا و اسراییل پیشبینی کرد. این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه خاطرنشان کرد: یکی از عناصر در هر جنگی عنصر غافلگیری است؛ خاصه آنکه ترامپ برای این عنصر اهمیت زیادی قائل است. لذا مشکل میتوان مواضع ترامپ در مورد اینکه تا قبل از انتخابات اقدام نظامی علیه ایران نخواهد کرد را جدی و قطعی تصور کرد، اما یک چیز روشن است و آن اینکه اگر جنگ سومی رخ دهد، به لحاظ طرح عملیاتی و نوع اهداف قاعدتا و منطقا باید با جنگ 40 روزه متفاوت باشد. به عبارت دیگر یک جنگ دیگر قاعدتا نباید کپی همان جنگ 40روزه باشد، چراکه در آن جنگ امریکا در رسیدن به اهدافش شکست خورد.
دستان روسیه برای میانجیگری چندان باز نیست
احمدی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درباره چرایی سفر وزیر خارجه روسیه به تهران در مقطع فعلی گفت: سخنگوی وزارت خارجه روسیه تایید کرده که وضعیت پیرامون ایران و گامهای روسیه برای کاهش تنش نیز در دستور کار سفر لاوروف به تهران است. ضمنا توجه به این نکته مهم است که لاوروف پیش از سفر به تهران روز یکشنبه در بحرین با وزرای خارجه کشورهای عربی جنوب خلیجفارس ملاقات کرده است. اخیرا هم پوتین به آقای پزشکیان گفته که آماده کمک به ایران و امریکا برای تخفیف تنش است. به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان با این حال دایره مانور روسیه در قضیه ایران و امریکا چندان وسیع نیست. غربیها روسیه را متهم به نزدیکی به ایران میکنند و از این نظر مسکو را بیطرف نمیدانند. به علاوه، روسیه در تداوم نوعی بحران مهار شده و کنترل شده بین ایران و امریکا ذینفع است، چراکه از بالا بودن بهای نفت سود میبرد؛ هر چند که نمیخواهد بحران از حدی فراتر رود. مساله اوکراین هم یک مساله جدی است به این معنا که اوکراین با فاصله زیادی در صدر اولویتهای پوتین قرار دارد و این خطر وجود دارد که روسها وسوسه شوند که از کارت ایران برای حل مشکل خودشان استفاده کنند. با این حال سفر لاوروف به بحرین قبل از سفر به تهران حکایت از تلاش مسکو برای ایجاد توازن بین ایران و شورای همکاری خلیجفارس دارد. احمدی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درباره رفع شکافهای هستهای حاکم میان تهران و واشنگتن به واسطه بازیگری مسکو و دیگر بازیگران تاثیرگذار تشریح کرد: روسیه بار دیگر میتواند مانند دوره پسابرجام، از نظر دریافت اقلام هستهای و نیز در رابطه با همکاری بین ایران و آژانس بینالمللی هستهای کمک کند،اما دست روسیه از نظر کمک به ترامپ و جمهوریخواهان در آستانه انتخابات ازجمله از طریق کاهش بهای سوخت خیلی باز نیست. روسیه خود به خاطر حملات اوکراین به پالایشگاهها و دیگر تاسیسات نفتی روسیه با مشکل سوخت در داخل و صدور نفت مواجه است و واردکننده سوخت به ویژه از هند است. به گفته این تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل، رقم 300 هزار تن گازوییل که با امریکا توافق کرده، ظاهرا در حد مصرف یک روز امریکا است و تاثیر چندانی نمیتواند داشته باشد. البته ترامپ به تازگی تحریم کنگره علیه روسیه را ظاهرا به این خاطر تعلیق کرده که این تحریمها میتواند موانع بیشتری در راه صدور نفت خام روسیه ایجاد کند و از این جهت موجب افزایش بیشتر قیمت نفت شود. در مجموع، روابط امریکا و روسیه دارای پیچیدگیهای بسیار زیادی است و هر گونه تلاشی ازسوی روسیه برای کمک به دیپلماسی بین ایران و امریکا با موانع متعددی مواجه است و در شرایطی که این روزها قطر نقش اصلی را در میانجیگری دارد و واسطه مبادله پیامها است بعید است که کار چندانی از دست روسیه برآید.
اسراییل بدون چراغ سبز امریکا قادر به آغاز جنگ فراگیر علیه ایران نیست
احمدی در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره رویکرد تلآویو در رابطه با فعل و انفعالات اخیر حاکم بر منطقه گفت: نقش اسراییل نقش تابع است بدین معنا که اسراییل نه مجاز است و نه قادر است که به تنهایی و حداقل بدون مجوز صریح و همکاری نزدیک امریکا و شماری دیگر از کشورها جنگی فراگیری را علیه ایران آغاز کند. اسراییل جنگ 12 روزه را اگر چه در ا بتدا بدون مشارکت امریکا در عملیات تهاجمی شروع کرد اما برای دفاع در برابر موشکهای ایران حتما به همکاری بسیار نزدیک امریکا و دیگر متحدان امریکا در منطقه نیاز مبرم داشت. در نتیجه اسراییل همیشه سعی داشته که امریکا را در جهت جنگ با ایران سوق دهد و تنها در صورت آمادگی امریکا برای جنگ، نیروی نظامی اسراییل نیز میتواند فعال شود. به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان به نظر میرسد که بعد از القائات کاملا غلط نتانیاهو که موجب اغفال ترامپ و ورود تمام عیار امریکا به جنگ 40 روزه، اکنون اعتماد بین ترامپ و نتانیاهو به حداقل رسیده و ترامپ مستقل از اسراییل مشغول برنامهریزی سیاسی است و تنها در صورت تصمیم به شروع جنگ فراگیر اسراییل را هم وارد جنگ خواهد کرد. با این حال، اسراییل همیشه میتواند جنگ با شدت کم را علیه ایران شروع کند. منظور از این نوع جنگ، جنگی است که تروریستهای اسراییلی از طریق انجام ترور و خرابکاری در ایران و حمله به اهداف مرتبط با ایران در سوریه در زمان بشار اسد و نیز در لبنان انجام میدادند.
دیدگاه تان را بنویسید