کد خبر: 792751
|
۱۴۰۵/۰۷/۰۷ ۰۸:۱۵:۲۱
| |

آینده تنش‌های میان تهران و واشنگتن / رحمن قهرمانپور: وقوع جنگ منتفی نیست

رحمن قهرمانپور گفت: در یک تعبیر بدبینانه می‌توان گفت اعمال فشار و تشدید محاصره دریایی، فرصتی است که امریکا از نظر نظامی نیز خود را برای اقدام نظامی مجدد آماده کند. بنابراین، در شرایط فعلی، هم موضوع دیپلماسی همچنان موضوعیت دارد و هم امکان وقوع جنگ منتفی نیست.

آینده تنش‌های میان تهران و واشنگتن / رحمن قهرمانپور: وقوع جنگ منتفی نیست
کد خبر: 792751
|
۱۴۰۵/۰۷/۰۷ ۰۸:۱۵:۲۱

موضع اخیر واشنگتن را می‌توان در چارچوب «راهبرد اجبار ترکیبی» تحلیل کرد؛ الگویی که در آن فشار اقتصادی، تهدید نظامی و کانال‌های دیپلماتیک به‌صورت همزمان برای بازتعریف موازنه میان چانه‌زنی و وادار کردن تهران به پذیرش شروط جدید به کار گرفته می‌شود.

به گزارش اعتماد، در این میان، مناقشه اصلی تهران و واشنگتن بر سر کنترل دستورکار مذاکرات شکل گرفته؛ ایران تلاش دارد اهرم‌های ژئوپلیتیکی خود ازجمله هرمز را به عنوان ابزار بازدارندگی حفظ کند، درحالی‌که امریکا می‌کوشد پرونده هسته‌ای را به محور تعیین‌کننده توافق احتمالی تبدیل کند. برآیند این تقابل نشان می‌دهد که مسیر آینده نه صرفا تابع چانه‌زنی، بلکه منوط به ارزیابی دو‌طرف از کارآمدی فشار، ظرفیت مقاومت و نقش‌آفرینی بازیگران میانجی در تغییر محاسبات راهبردی است. رحمن قهرمانپور، کارشناس ارشد مسائل سیاست خارجی در پاسخ به پرسش «اعتماد» در رابطه آینده تنش‌های میان تهران و واشنگتن با لحاظ کردن مواضع اخیر ترامپ گفت: براساس شناختی که از رفتار سیاسی دونالد ترامپ به دست آمده، می‌توان گفت این رفتار نه ناشناخته است و نه عجیب. ترامپ در چارچوب «دیپلماسی معاملاتی» خود و به تعبیری «دیپلماسی اجبار» از دیپلماسی و تعامل می‌گوید و به موازاتش به اهرم فشار و جنگ نیز متوسل می‌شود. به باور قهرمانپور اجرای این الگو را تقریبا در قبال ونزوئلا، کوبا و ایران و همچنین سایر کشورها شاهد بوده‌ایم، به گونه‌ای که ترامپ از یک‌سو تهدید می‌کند و ازسوی دیگر فرصتی دراختیار طرف مقابل، که آن را دشمن خود تلقی می‌کند، قرار می‌دهد تا امتیازات بیشتری به او ارایه کند. در مورد ایران نیز همین الگو دنبال شده و پیش از این هم شاهد آن بوده‌ایم. حتی پیش از جنگ ۴۰ روزه، بارها شاهد بودیم که ترامپ همزمان از امکان مصالحه و معامله و ازسرگیری دیپلماسی سخن می‌گفت و در عین حال، از احتمال جنگ نیز صحبت می‌کرد. این رویکرد به‌ ویژه در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش پررنگ‌تر شده است. این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: در شرایط کنونی نیز ترامپ هم از امکان مذاکره سخن می‌گوید و هم از امکان جنگ. منظور او از مذاکره این است که ایران امتیازات بیشتری ارایه دهد. در واقع، او از زبان تهدید استفاده می‌کند تا ایران را به ارایه امتیازات جدید و بیشتر ترغیب کند و از این طریق بتواند به خواسته‌های خود دست یابد. بنابراین، این اظهارات لزوما به معنای پایان دیپلماسی یا آغاز جنگ نیست، بلکه ادامه همان رفتار آشنایی است که ترامپ در قبال سایر کشورها نیز به کار گرفته؛ یعنی استفاده همزمان از تهدید و نشان دادن «در باغ سبز» برای پیشبرد و به نتیجه رساندن دیپلماسی معاملاتی خود.

از محاصره تا رویارویی

قهرمانپور در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» در رابطه با سناریوهای احتمالی حاصل از تشدید تنش‌های ایران و امریکا گفت: به نظر می‌رسد در شرایط فعلی، ارزیابی نهادهای امریکایی این است که ادامه فشارهای اقتصادی و تشدید محاصره دریایی و هوایی، بیش از جنگ می‌تواند ایران را به ارایه امتیازات بیشتر وادار کند. اخیرا اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا، اعلام کرد ایران طی دو هفته آینده نفتی برای فروش نخواهد داشت و نفتی که هم‌اکنون در دریا دارد نیز طی دو هفته به پایان خواهد رسید. به باور قهرمانپور یکی از تحلیلگران گفته فشاری که امریکا طی یک ماه گذشته بر ایران وارد کرده، معادل فشاری است که در طول ۱۰ سال گذشته به ایران وارد شده بود. تاحدی که شاهد بودیم امارات، عمان، ترکیه، ترکمنستان، آذربایجان و حتی عراق، که به نوعی متحد ایران در منطقه محسوب می‌شود، تحت فشار امریکا مجبور شدند بخشی از محاصره هوایی علیه ایران را اجرا کنند. این موضوع نشان می‌دهد که امریکا تلاش بسیار زیادی به خرج می‌دهد تا این محاصره نتیجه‌بخش باشد. برخی نیز مدعی شده‌اند که امریکا با ۵۰ کشور درباره اعمال این محاصره دریایی علیه ایران گفت‌وگو کرده است. البته این موضوع چندان عجیب نیست؛ چراکه پیش از این نیز ترامپ، در روزی که اصطلاحا «روز دی دی»(D-Day) اعلام شد، گفته بود مذاکرات پشت‌پرده‌ای با همه کشورها انجام خواهد شد تا آنها به این سیاست فشار بپیوندند. این پژوهشگر روابط بین‌الملل در ادامه خاطرنشان کرد: بنابراین، به نظر می‌رسد در حال حاضر امریکا حساب ویژه‌ای روی اثرگذاری تشدید محاصره دریایی و هوایی باز کرده و شاید به همین دلیل، فعلا اقدام نظامی را به تاخیر انداخته است. البته در یک تعبیر بدبینانه می‌توان گفت اعمال فشار و تشدید محاصره دریایی، فرصتی است که امریکا از نظر نظامی نیز خود را برای اقدام نظامی مجدد آماده کند. بنابراین، در شرایط فعلی، هم موضوع دیپلماسی همچنان موضوعیت دارد و هم امکان وقوع جنگ منتفی نیست. این دو خط موازی است که ترامپ از سال ۲۰۲۴ همواره دنبال کرده؛ یعنی هیچ‌گاه نه جنگ را به ‌طور کامل منتفی کرده و نه دیپلماسی را. با این حال، مشخصا منظور او از دیپلماسی و توافق، توافقی است که ترامپ بتواند از آن در داخل امریکا دفاع کند و برای او امتیاز اقتصادی داشته باشد.  به باور این کارشناس مسائل بین‌الملل همان‌طور که در مورد ونزوئلا نیز دولت ترامپ درمورد قراردادهای نفتی با این کشور بسیار مانور داد و آن را به عنوان دستاورد و پیروزی برای خود جلوه داد. بنابراین، در شرایط فعلی تشدید محاصره دریایی و هوایی در دستور کار امریکا قرار دارد و تا زمانی که دولت ترامپ بر این باور باشد که تشدید فشار و محاصره موجب تغییر رفتار ایران شده، این مسیر را ادامه خواهد داد. اما اگر به هر دلیلی به این جمع‌بندی برسد که مسیر محاصره نیز نتیجه‌بخش نیست، ممکن است به سمت گزینه نظامی حرکت کند.

ترامپ در سودای میراثی بزرگ‌تر از اسلاف

قهرمانپور در رابطه با گمانه‌زنی‌ها پیرامون دو متغیر انتخابات امریکا و تجهیز نیروهای نظامی به عنوان عواملی اثرگذار بر تصمیمات احتمالی دونالد ترامپ به «اعتماد» گفت: نخست باید درنظر داشت که معمولا روسای جمهور مستقر در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره با شکست مواجه می‌شوند. دلایل متعددی برای این مساله وجود دارد. برای مثال، گفته می‌شود در فرهنگ سیاسی امریکا، مردم برای ایجاد موازنه میان دو حزب، معمولا در انتخابات میان‌دوره‌ای به حزبی رای می‌دهند که در قدرت نیست تا توازن برقرار شود، یک حزب بیش از حد قدرتمند نشود و در برابر عملکرد خود پاسخگو باقی بماند. قهرمانپور در ادامه خاطرنشان کرد: نکته دوم این است که ظاهرا ترامپ در شرایط فعلی، بیش از آنکه به دنبال پیروزی حزب جمهوری‌خواه باشد، تلاش می‌کند عامل شکست قطعی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای نباشد.  به عبارت دیگر، او نمی‌خواهد جمهوری‌خواهان، ترامپ را عامل شکست قطعی خود در برابر دموکرات‌ها بدانند. این مساله به ترامپ فرصت می‌دهد که حتی در صورت شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، همچنان رهبری حزب جمهوری‌خواه را در دست داشته باشد، اقتدار خود را اعمال و بتواند در انتخابات مهم‌تر سال ۲۰۲۸، یعنی انتخابات ریاست‌جمهوری، در تعیین نامزدها نقش ایفا کند. این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه تاکید کرد: ازسوی دیگر، باید درنظر داشت که شخص ترامپ نیز بارها اعلام کرده که این‌بار نام او در برگه‌های رای نیست. بنابراین، اگرچه شکست جمهوری‌خواهان به هر حال می‌تواند به ترامپ مرتبط شود، اما معنای آن این نیست که شخص ترامپ شکست خورده است. با شناختی که از ترامپ وجود دارد، می‌دانیم که او نسبت به شخص خود بسیار حساس است. ترامپ بارها مدعی شده در انتخاباتی که در آنها شرکت کرده، پیروز شده و می‌دانیم که اصولا هر زمان با شکست مواجه شود، تلاش می‌کند مسوولیت آن را متوجه دیگران کند. این رفتار را در موارد دیگری نیز شاهد بوده‌ایم. برای مثال، درباره توافق اسلام‌آباد گفته بود اگر این توافق به نتیجه برسد، خواهد گفت که خودش آن را به سرانجام رسانده و اگر شکست بخورد، مسوولیت آن را متوجه دیگران خواهد کرد. به گفته قهرمانپور بنابراین، اگر جمهوری‌خواهان این‌بار نیز به هر دلیلی موفقیت موردانتظار را در انتخابات میان‌دوره‌ای به دست نیاورند، ترامپ می‌تواند این مساله را به این شکل مطرح کند که جمهوری‌خواهان به حرف او گوش نکرده‌اند یا خودشان ضعیف عمل کرده‌اند. در واقع، حساسیت اصلی ترامپ بیشتر متوجه شخص خودش است و از آنجا که در حال حاضر نام او در برگه‌های رای ثبت نشده، شکست در این انتخابات لزوما برای او مساله‌ای سرنوشت‌ساز نخواهد بود. آنچه برای ترامپ اهمیت بیشتری دارد، حفظ اثرگذاری‌اش در صحنه سیاست امریکا و در درون حزب جمهوری‌خواه است. بر این اساس، فارغ از نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای، ترامپ تلاش خواهد کرد میراث بزرگی را که در ذهن خود ترسیم کرده، محقق کند. همواره گفته می‌شود دور دوم ریاست‌جمهوری روسای جمهور امریکا، دوره شکل دادن به میراث آنهاست؛ یعنی رییس‌جمهور باید میراثی ماندگار از خود بر جای بگذارد تا سال‌ها بعد، هنگامی که به دوره ریاست‌جمهوری او نگاه می‌شود، بتوان چند اقدام بزرگ را به عنوان مهم‌ترین دستاوردهای او برشمرد.  قهرمانپور در ادامه یادآورد شد: اگر امروز به دوره ریاست‌جمهوری جورج دبلیو بوش نگاه کنیم، از مهم‌ترین اقدامات او می‌توان به حمله به عراق و افغانستان اشاره کرد. درباره باراک اوباما نیز توافق با ایران و کوبا ازجمله اقداماتی است که در ارزیابی میراث ریاست‌جمهوری او موردتوجه قرار می‌گیرد. بنابراین، برای ترامپ نیز بسیار مهم است که میراثی از خود به‌جا بگذارد. از‌سوی دیگر، این میراث از نظر خود ترامپ باید مهم‌تر، بزرگ‌تر و موثرتر از میراث روسای جمهور پیشین، به‌ویژه جو بایدن و باراک اوباما، باشد.

کشورهای منطقه فعال در سه جبهه

قهرمانپور در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با مواضع متفاوت کشورهای منطقه درقبال تشدید فشارها علیه کشورمان ازسوی واشنگتن تشریح کرد: واقعیت این است کشورهای همسایه و کشورهای منطقه موضع واحدی در قبال این منازعه ندارند. برخی از آنها تا حدی توان ایستادگی در برابر امریکا را دارند، اما برخی دیگر چنین توانی ندارند و در مقابل فشارهای امریکا کوتاه آمده‌اند. از این منظر، نقش کشورهای منطقه اهمیت دارد؛ چراکه اگر این کشورها موافق حمله باشند، به نوعی ترامپ را تشویق می‌کنند. البته موافقت آنها عامل تعیین‌کننده و نهایی نیست. همچنان می‌دانیم که وزن لابی طرفدار اسراییل در امریکا از وزن مجموع کشورهای منطقه نیز بیشتر است. بنابراین، با وجود اینکه موافقت یا مخالفت کشورهای منطقه مهم است، این موضع را نمی‌توان متغیر تعیین‌کننده و نهایی در تصمیم ترامپ دانست. به باور قهرمانپور در حال حاضر می‌توان گفت در کشورهای منطقه سه رویکرد نسبت به منازعه ایران و امریکا وجود دارد؛ گروه نخست معتقدند امریکا باید با ایران تعیین تکلیف کند. استدلال آنها این است که اگر ایران در وضعیت فعلی باقی بماند، به‌تدریج قوی‌تر خواهد شد و به تهدید بزرگ‌تری برای این کشورها تبدیل می‌شود؛ بنابراین خواهان همکاری با امریکا برای دفع تهدید ایران هستند. البته این کشورها ممکن است در سیاست رسمی و مواضع اعلامی خود چنین دیدگاهی را صراحتا بیان نکنند، اما موضع‌گیری عملی آنها در این جهت است. گروه دوم، ازجمله قطر و عمان، خواهان آن هستند که امریکا به میانجیگری اهمیت بیشتری بدهد، جنگ را از دستور کار خارج کند و از طریق مذاکره بتواند با ایران به توافق برسد. گروه سوم، ازجمله عربستان، خواهان آن هستند که امریکا هم فشار خود را ادامه دهد و هم به یک توافق مطلوب با ایران دست پیدا کند؛ توافقی که در آن، ایران بار دیگر تهدیدی برای این کشورها نباشد و آنها بتوانند با خیال راحت، به تعبیر خودشان، برنامه‌هایشان را در منطقه پیش ببرند.  به گفته این کارشناس مسائل سیاست خارجی، حال اینکه ترامپ درنهایت کدام‌یک از این مواضع را انتخاب خواهد کرد، تابع عوامل متعددی است. با این حال، خواست کشورهای منطقه، به‌ ویژه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس، برای ترامپ اهمیت زیادی دارد؛ چراکه وعده سرمایه‌گذاری حدود ۳ هزار میلیارد دلاری این کشورها برای ترامپ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

زورآزمایی بر سر دو کارت ایران

این تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در ادامه و در رابطه با مطالبات زیاده‌خواهانه ترامپ و رد پیشنهادات تهران ازجمله گنجاندن مساله هسته‌ای در کنار کارت «هرمز» به «اعتماد» گفت: یکی از سیاست‌هایی که ایران پس از جنگ دنبال کرد، این بود که با استفاده از کارت تنگه هرمز بتواند در موضوع هسته‌ای از امریکا امتیاز بگیرد و واشنگتن را به عقب‌نشینی در این مساله وادار کند. در نقطه مقابل، امریکا نیز تلاش کرد این برگ برنده ایران یا کارت تنگه هرمز را به نوعی خنثی کند. از همان ابتدا نیز تلاش کرد «کریدور جنوبی» را راه‌اندازی کند. باوجود هزینه‌هایی که اسکورت کشتی‌های عبوری از این کریدور برای امریکا دارد و گفته می‌شود به چندین میلیارد دلار می‌رسد، واشنگتن تلاش می‌کند از طریق ایجاد این کریدور، تامین امنیت و عبور دادن نفت، از میزان اثرگذاری ایران بر بازار جهانی نفت و انرژی بکاهد.  اینکه آیا زمانی فرا خواهد رسید که تنگه هرمز کاملا به شرایط اولیه خود بازگردد و ایران دیگر نتواند در آن اعمال قدرت کند، تا حدی دور از ذهن است. به هر حال، تحت هر شرایطی ایران می‌تواند رفت‌وآمد کشتی‌ها را در این منطقه کنترل کند. با این حال، نباید فراموش کرد که ایران به ایجاد این اقدام  به عنوان یک هدف نگاه نمی‌کند، بلکه آن را ابزاری می‌داند که درنهایت امریکا را وادار کند به ایران امتیاز بدهد.  قهرمانپور در ادامه با اشاره به دو کارت مهم ایران یعنی مساله هسته‌ای و تنگه هرمز یادآور شد: آنچه مشخص است، این است که رابطه‌ای که برای مثال سه ماه پیش میان این دو موضوع وجود داشت، در حال تغییر است و طبیعتا قدرت چانه‌زنی ایران برای مرتبط کردن این دو موضوع به یکدیگر نیز تغییر پیدا می‌کند. از طرفی رد پیشنهاد جدید ایران ازسوی ترامپ نیز نشانه‌ای از همین تغییر است. به نظر می‌رسد از دید امریکایی‌ها، رابطه‌ای که پیش از این میان مساله تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای ایران وجود داشت، تغییر کرده و در شرایط جدید، ایران باید امتیازات بیشتری در موضوع هسته‌ای ارایه کند.

چین؛ میانجی محتاط

قهرمانپور در ادامه و در رابطه با نقش چین در میانه تنش‌های تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: واقعیت این است که چین در ایفای نقش میانجیگری با محدودیت‌ها و ملاحظات زیادی مواجه است و به همین دلیل، با احتیاط عمل می‌کند. از یک‌سو نگران است که امریکا این نقش را نپذیرد و از‌سوی دیگر، این نگرانی را دارد که ایران نیز به درخواست‌های چین برای کاهش تنش پاسخ مثبت ندهد. به باور قهرمانپور نکته مهم این است که اخیرا آقای عراقچی پیش از برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل به چین سفر کرد. رسانه‌ها گزارش داده‌اند که پیشنهاد جدید ایران با مشورت چین تهیه شده است. این مساله نشان می‌دهد که چین مایل است در این روند نقشی ایفا کند و این موضوع برای پکن، به‌ویژه از منظر اعتبار جهانی، اهمیت دارد. با این حال، همزمان نگرانی‌هایی نیز درباره موفقیت میانجیگری خود دارد. این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه خاطرنشان کرد: اما هنوز مشخص نیست که آیا پس از دیدار دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ، موضع چین تغییر کرده است یا خیر. آنچه از گزارش‌های رسانه‌ای و اطلاعات علنی منتشرشده، می‌توان دریافت‌ ‌که ظاهرا امریکا چراغ سبزی نشان نداده و همان مواضع کلی که چین پیش از این دیدار مطرح می‌کرد، به نوعی تکرار شده است. ازجمله این مواضع می‌توان به توافق بر سر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و همچنین باز بودن آبراه‌های بین‌المللی و عدم دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری اشاره کرد. این مساله نشان می‌دهد که احتمالا چین و امریکا یا درخصوص موضوعات اختلاف‌برانگیز مرتبط با ایران وارد گفت‌وگو نشده‌اند یا اگر چنین بحثی مطرح شده، نتیجه مشخصی حاصل نشده است. بنابراین، محدودیت‌های چین بار دیگر خود را نشان داده است. ضمن اینکه نباید فراموش کرد چین مسائل و اختلافات متعددی با امریکا دارد و در وهله نخست، برای پکن مهم است که چنین دیداری در سطح جهانی چه تبعاتی خواهد داشت. تا زمانی که چین از بابت ایران اطمینان کافی نداشته باشد، طبیعتا نمی‌تواند در این زمینه ریسک کند.

خطر گسترش جنگ از یمن تا شاخ آفریقا

قهرمانپور در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با اثرگذاری احتمالی توافق مکه بر تشدید تنش‌ها در منطقه در صورت از سرگیری دور جدیدی از درگیری‌های نظامی علیه کشورمان گفت: در روزهای اخیر، بحث درباره امکان مداخله نظامی ترکیه و پاکستان به نفع عربستان مطرح شده و حتی فرانسه نیز اعلام کرده که نیروهای نظامی خود را برای کمک به عربستان اعزام می‌کند. طبیعتا بازیگران مختلف دغدغه‌های متفاوتی دارند و بسته شدن احتمالی باب‌المندب می‌تواند یکی از مهم‌ترین این دغدغه‌ها باشد؛ موضوعی که به‌ویژه برای اروپا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چراکه باب‌المندب و کانال سوئز نقشی کلیدی در تجارت میان اروپا و آسیا دارند. به گفته قهرمانپور واکنش فرانسه نشان می‌دهد که اگر بحران به باب‌المندب کشیده شود، ممکن است اروپا نیز در حمایت از امریکا وارد صحنه شود و ائتلافی را که ترامپ به دنبال شکل دادن به آن برای مقابله با ایران بوده، ایجاد کند. از این منظر می‌توان درک کرد که چرا ایران در تنگه هرمز با احتیاط رفتار می‌کند. ازسوی دیگر، باید درنظر داشت که عربستان خود با محدودیت‌های زیادی مواجه است. پاکستان و ترکیه نیز اگر بخواهند وارد منازعه با حوثی‌ها شوند، طبیعتا نگران هستند که چنین مداخله‌ای نتیجه‌بخش نباشد و به یک جنگ فرسایشی منجر شود. این نگرانی به‌ ویژه در داخل ترکیه جدی است. هر چند در حال حاضر بحث مداخله نظامی جدی است، اما به نظر می‌رسد حتی در صورت وقوع، این مداخله محدود خواهد بود، ضمن اینکه در آن منطقه، همزمان شاهد تشدید درگیری‌ها در اتیوپی میان دولت فدرال و جنبش خلق تیگرای هستیم که با حمایت اریتره و سودان نیز همراه است. این پژوهشگر روابط بین‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: بنابراین، باید درنظر داشت که مداخله نظامی در یمن می‌تواند بحران را به شاخ آفریقا گسترش دهد و در چنین شرایطی، کنترل بحران بسیار دشوارتر خواهد شد. در حال حاضر سودان درگیر جنگ داخلی است، یمن نیز به نوعی با جنگ داخلی مواجه است، میان اریتره و اتیوپی اختلافات و تنش وجود دارد و سومالی نیز با مساله سومالی‌لند مواجه است. بنابراین باید تاکید کرد که بازیگرانی مانند پاکستان، ترکیه و حتی فرانسه برای مداخله در یمن با ملاحظات و محدودیت‌های متعددی روبه‌رو هستند.

کارت امنیتی نتانیاهو در انتخابات

قهرمانپور در ادامه این گفت‌وگو و در رابطه با مواضع و ادعاهای اخیر نخست‌وزیر اسراییل در رابطه با ایران به «اعتماد» گفت: در مورد چرایی رفتار اسراییل و مشخصا بنیامین نتانیاهو جهت تشدید تنش‌ها باید به چند نکته توجه کرد؛ نخست اینکه اسراییل، فارغ از شخص نتانیاهو، بر این باور است که یک فرصت طلایی و البته محدود برای دفع تهدید ایران دراختیار دارد. این فرصت طلایی نیز ناشی از حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید است. بنابراین، اسراییل تلاش می‌کند طی دو سال آینده تهدید ایران، به‌ ویژه تهدید هسته‌ای این کشور، را دفع کند.  به گفته قهرمانپور ازسوی دیگر، متغیر انتخابات پارلمانی اسراییل نیز می‌تواند عامل مهمی باشد؛ به‌خصوص از آنجا که موضوع ایران به یکی از محورهای کارزار انتخاباتی میان بلوک مخالف نتانیاهو و خود او تبدیل شده است. در چنین شرایطی این احتمال وجود دارد که نتانیاهو برای پررنگ‌تر کردن موضوع امنیت در انتخابات، اقدامی علیه ایران انجام دهد، چراکه امتیاز ویژه او در برابر رقبایش این است که خود را، به تعبیر خودش، «مرد امنیت» معرفی می‌کند؛ فردی که می‌تواند امنیت اسراییل را تامین کند. بنابراین، کسانی که معتقدند نتانیاهو ممکن است دست به ماجراجویی علیه ایران بزند، این استدلال را مطرح می‌کنند؛ استدلالی که قابل تأمل است. نتانیاهو برای پیروز شدن در انتخابات معمولا به شیوه‌های مختلفی متوسل می‌شود و این‌بار نیز ممکن است دست به اقداماتی علیه ایران بزند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها