کد خبر: 775118
|
۱۴۰۵/۰۳/۰۶ ۱۰:۰۵:۰۰
| |

مذاکره زیر سایه موشک؛ ترامپ، معماری فشار و نظم جدید از تنگه هرمز تا پیمان ابراهیم

قدرت وقتی ساده روایت شود، فریبنده است. وقتی چندلایه روایت شود، ترسناک و واقعی. ما در خرداد ۱۴۰۵ نه درگیر یک بحران ساده، بلکه درگیر «سیستم بحران‌سازی دائمی» شده‌ایم. در این سیستم، ترامپ تنها رئیس‌جمهور آمریکا نیست؛ او یک معماریِ روانی‌سیاسی به نام «آشوب به مثابه روش» است.

مذاکره زیر سایه موشک؛ ترامپ، معماری فشار و نظم جدید از تنگه هرمز تا پیمان ابراهیم
کد خبر: 775118
|
۱۴۰۵/۰۳/۰۶ ۱۰:۰۵:۰۰

علیرضا رجایی- قدرت وقتی ساده روایت شود، فریبنده است. وقتی چندلایه روایت شود، ترسناک و واقعی. ما در خرداد ۱۴۰۵ نه درگیر یک بحران ساده، بلکه درگیر «سیستم بحران‌سازی دائمی» شده‌ایم. در این سیستم، ترامپ تنها رئیس‌جمهور آمریکا نیست؛ او یک معماریِ روانی‌سیاسی به نام «آشوب به مثابه روش» است. این یادداشت در چهار لایه نوشته شده: ژئوپلیتیک، فلسفهٔ قدرت، روان‌شناسی سیاسی و منطق جنگ/مذاکره. هدف نه پیش‌بینی صرف، بلکه درک «مکانیسم» است.

لایهٔ اول: ژئوپلیتیک فشار – مثلثی که چهار گوشه دارد

۱. ترامپ و معماری غیرقابل پیش‌بینی

بگذارید صریح بگویم: ترامپ به توافق پایدار اعتقاد ندارد. او به «ابهام دائمی در محاسبهٔ هزینهٔ طرف مقابل» اعتقاد دارد. در این الگو، شما هرگز نمی‌دانید کدام تهدید جدی است و کدام تاکتیک چانه‌زنی. این نوع مذاکره، شما را خسته می‌کند؛ نه با زور، بلکه با بی‌خوابی راهبردی. تفاوت ترامپ با بوش پسر یا اوباما در همین جاست: آنها به دنبال «نظم» بودند، او به دنبال «بی‌نظمیِ حساب‌شده».

۲. محور مقاومت و بازی پاکستان و چین

در خرداد ۱۴۰۵، دو ابربازیگر همسایهٔ شرقی ایران را جدی بگیریم:

· پاکستان دیگر صرفاً همسایهٔ شرقی نیست. پاکستان با چابهار (که ایران توسعه می‌دهد) و گوادر (که چین ساخته) وارد یک «رقابت ـ مکملی» شده. نکتهٔ مهم: پاکستان از نفوذ خود در طالبان و بلوچستان به عنوان اهرم فشار علیه ایران استفاده نمی‌کند، اما همیشه این امکان در کشو باقی است. در مذاکرات محرمانهٔ عمان، پاکستان نقش «رسانندهٔ پیام بین ایران و برخی بازیگران عرب» را داشته.· چین دیگر صرفاً بانکدار توافق نیست. چین در ۱۴۰۵ وارد فاز «ضامن بازدارندگی» شده. یعنی به ایران می‌گوید: «اگر آمریکا از توافق خارج شد، ما خرید نفت را قطع نمی‌کنیم و یک خط اعتباری ویژه در اختیارت می‌گذاریم». این «بازدارندگی اقتصادی» شبیه چتر حمایت نظامی نیست، اما در عمل، هزینهٔ کرنش آمریکا را کاهش می‌دهد.

۳. پیمان ابراهیم در هاله‌ای از فرسایش

پیمان ادعایی موسوم ابراهیم (عادی‌سازی روابط اعراب با اسرائیل) در ۱۴۰۵ نفس‌گیر شده. دلیل ساده است: جنگ غزه نشان داد که عادی‌سازی بدون حل مسئله فلسطین، ریسک امنیتی بزرگی برای رهبران عرب دارد. عربستان امروز محاسبه کرده که «عادی‌سازی کامل» در ازای «بازدارندگی نظامی صریح آمریکا علیه ایران» کافی نیست؛ آنها می‌خواهند تضمین هسته‌ای هم بگیرند. از سوی دیگر، اسرائیل به این جمع‌بندی رسیده که حمله به ایران بدون هماهنگی کامل عربستان ممکن نیست. پس پیمان ابراهیم نه مرده، نه زنده؛ در کما به سر می‌برد.

لایهٔ دوم: فلسفهٔ قدرت – مذاکره یا مجادله؟

۴. سه روایت از مذاکره

در ادبیات کلاسیک (کلازویتس)، مذاکره ادامهٔ جنگ با ابزارهای دیگر است. در روایت سازه‌انگارانه، مذاکره فرصتی برای ساختن هویت مشترک است. در رئالیسم تهاجمی، مذاکره فقط پس از کرنش کامل طرف مقابل معنا دارد.

اما آنچه ترامپ اجرا کرده، فراتر از این سه است: مذاکره به مثابه مجادلهٔ عمومی. هدف، تغییر رفتار نیست؛ هدف، «تضعیف مشروعیت طرف مقابل در افکار عمومی خودش» است. هر دور مذاکره، یک نمایش است. هر پیشنهادی، یک تلهٔ رسانه‌ای. ایران در این بازی، یا باید «مذاکره را از سر ناچاری بپذیرد» (که ضعف نشان می‌دهد) یا «رد کند» (که جنگ‌طلب نشان می‌دهد).

۵. کرنش، یاغی‌گری و سلامت سیاسی

اجازه دهید صریح بگویم: کرنش، همیشه بد نیست. «کرنش تاکتیکی» – یعنی عقب‌نشینی در حاشیه برای حفظ مرکز – گاهی اوقات هوشمندانه است. مثال واقعی: ایران در ماجرای آزادسازی منابع بلوکه‌شده در قطر و عراق کرنش کرد (پذیرفت که پولها در یک صندوق محدود باقی بماند)، اما در مقابل، تحریم فروش نفت شکسته شد. این کرنش، زمان خرید.

لایهٔ سوم: روان‌شناسی سیاسی ترامپ – آشوب به مثابه روش

۶. ویژگی‌های اختلال‌گونه در معماری قدرت

روان‌شناسی سیاسی، سه ویژگی کلیدی در ترامپ تشخیص می‌دهد که برای تحلیل ما حیاتی است:

· نامشروع‌سازی پیش‌دستانه از هر توافقی: حتی اگر خودش توافق را امضا کند، بعداً آن را «بدترین توافق تاریخ» می‌نامد. هدف این است که توافق موقتی بماند.· بازی با گزینهٔ جنگ به عنوان ابزار چانه‌زنی: در الگوی ترامپ، تهدید نظامی نه آخرین راه‌حل، بلکه «اولین ابزار مذاکره» است. این وارونه‌سازی منطق، باعث می‌شود طرف مقابل هرگز نداند تهدید جدی است یا تاکتیک قطبی‌سازی داخلی آمریکا به سود سیاست خارجی انعطاف‌ناپذیر: ترامپ می‌داند اگر دموکراتها سر کار بیایند، توافق قبلی را برمی‌گردانند. پس او توافقی می‌سازد که حتی خودش هم به آن پایبند نباشد.

۷. ترس و مذاکره: هرمونیک قدرت

به این بازی دقت کنید: ترامپ مثل یک شطرنج‌باز «تعادل هراس» را شبیه‌سازی می‌کند. گام اول: تهدیدی بزرگ (بمب‌باران تأسیسات هسته‌ای). گام دوم: پیشنهاد مذاکره بی‌قیدوشرط. گام سوم: اگر ایران بپذیرد، در رسانه‌ها «شکست ایران» تبلیغ می‌شود. اگر رد کند، «دلیل مشروعیت اقدام نظامی». ایران در یک بن‌بست دوگانه (double bind) گرفتار می‌شود. راه خروج؟ تغییر قواعد بازی – نه «بله» محض و نه «نه» محض، بلکه «بله، اما با میانجی ثالث» یا «نه، اما با پیشنهاد جدید»

لایهٔ چهارم: منطق جنگ و مذاکره – سناریوهای تنگه هرمز

۸. خط قرمزهای چهارگانه

بیایید جدولی شفاف بسازیم:

بازیگر خط قرمز واقعی نقطهٔ گسلایران بسته شدن تنگه هرمز فقط در صورت تحریم صفر نفت حمله به نفت‌کش خارجی و غرق شدن آنآمریکا عبور آزاد کشتیرانی غرق شدن یک ناو آمریکایی به دست ایران اسرائیل رسیدن ایران به آستانهٔ ۹۰٪ غنی‌سازی هرگونه حملهٔ ترکیبی سایبری+هوایی بدون هماهنگی با واشنگتنچین اختلال در مسیر انرژی گوادر – چابهار مداخلهٔ نظامی مستقیم آمریکا (نه اسرائیل)

۹. سه سناریوی محتمل در خرداد ۱۴۰۵

سناریوی طلایی (احتمال ۳۵٪)مذاکرهٔ غیرمستقیم از طریق عمان. توافق موقت: آزادسازی بخشی از دارایی‌ها (حدود ۱۰ میلیارد دلار) در برابر توقف غنی‌سازی ۶۰٪ و عدم نصب سانتریفیوژهای جدید. تنش کنترل‌شده ادامه می‌یابد، اما جنگ رخ نمی‌دهد. هر دو طرف می‌توانند به افکار عمومی خود بگویند «پیروز شدیم».

سناریوی خاکستری (احتمال ۵۰٪)ادامهٔ فشار حداکثری ضعیف‌شده. آمریکا درگیر جنگ اوکراین و رقابت با چین است، پس توان کافی برای جنگ جدید ندارد. ایران هم تحریم را مدیریت می‌کند اما رونق ندارد. بدون جنگ، بدون توافق. فرسایشی که به نفع کسی نیست، اما هیچ‌کس جرات تغییر آن را ندارد.

سناریوی سیاه (احتمال ۱۵٪)حوادث ناوبری در تنگه هرمز. مثلاً یک نفت‌کش در برخورد با مین (واقعی یا صحنه‌سازی‌شده) دچار آتش‌سوزی می‌شود. آمریکا یک تأسیسات موشکی ساحلی ایران را می‌زند. ایران با موشک‌های دوربرد پاسخ می‌دهد. پس از ۴۸ ساعت، چین و قطر میانجیگری می‌کنند و آتش‌بس برقرار می‌شود. جنگی محدود، با پیامدهای سیاسی بزرگ.

جمع‌بندی هرمونیک: قدرت، انصاف و زیاده‌خواهی

نظم جدید نه «انصاف» محور است و نه «زیاده‌خواهی» محض. بلکه «قدرت ترکیبی» یعنی توانایی سه چیز:

اول: بازتولید بحران با هزینهٔ کمتر از طرف مقابل. کسی برنده است که ارزانتر بحران بسازد.دوم: حفظ چندین جبههٔ مذاکره به طور همزمان. ایران باید همزمان با اروپا، چین، روسیه، عمان، قطر و حتی ژاپن گفتگو کند تا وابستگی به یک مسیر کاهش یابد.سوم: فروش «مذاکره» به عنوان دستاورد به افکار عمومی داخلی، حتی اگر محتوای توافق ناچیز باشد. این سخت‌ترین بخش است.

زیاده‌خواهی – از سوی هر بازیگری – نه خطای اخلاقی، بلکه خطای محاسباتی است. «سلامت سیاسی» امروز یعنی تشخیص دقیق لحظه‌ای که «نه» گفتن از «آری» گفتن راهبردی‌تر است. ایران در این آزمون، نمرهٔ قبولی دارد اما نه عالی. ترامپ هم همین‌طور. شاید به همین دلیل است که خرداد ۱۴۰۵ نه ماه صلح است، نه ماه جنگ؛ ماه «مذاکره در سایهٔ موشک» است.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها