احمد مازنی: باید از وابستگی تجمعات خیابانی به نهادهای حکومتی و احزاب و چهرههای خاص جلوگیری کرد
احمد مازنی نوشت: حضور مردم در خیابانها خودجوش آغاز شده و باید خودجوش باقی بماند؛ هر چند کمک و یاری متولیان امر در استمرار و نوآوری در برگزاری آن خوب است اما به شدت باید از وابستگی آن به نهادهای حکومتی، احزاب و چهرههای خاص جلوگیری کرد. همگان باید همچنان پشت سر مردم حرکت کنند و از آنان پشتیبانی و صیانت کنند.
احمد مازنی در یادداشتی با عنوان «خیابان ۷۰ شب ایستادگی و تابآوری» در روزنامه اعتماد نوشت: این شبها خیابانها و میدانها در تصرف مردان، زنان و کودکانی است که اکنون ۷۰ شب است که پرچم ایران را در دست دارند و شعار میدهند؛ این حضور فراگیر و خودجوش از زمانی آغاز شد که رژیمهای متجاوز امریکا و اسراییل، ایران عزیز را مورد حمله قرار دادند و در اولین تجاوز ناجوانمردانه رهبر معظم را در محل کار و دانشآموزان را در مدرسه به شهادت رساندند؛ تا آنجا که به خاطر دارم در همان ابتدای جنگ تحمیلی سوم حرکت مردم کاملا خودجوش و دعوت بزرگان در پی آن بوده است و ازجمله شخصیتهایی که در همان شب اعلام شهادت رهبر شهید در رسانه ملی حاضر شدند و بر حضور مردم در خیابان و مساجد تاکید کردند یادگار امام خمینی (ره) آیتالله سید حسن خمینی بودند و ضمن آن به نقش تاریخی جدّ بزرگوارشان در تاسیس ارتش ۲۰ میلیونی تصریح کردند و رهبر جدید نظام در نخستین پیام خود پس از انتخاب خبرگان بر تداوم این حضور تاکید کردند و تاکنون این اجتماعات ادامه دارد و هر کس به طریقی سعی میکند تا در این حرکت تاریخی حضور و نقشی ایفا کند. اما آنچه برای این پدیده مبارک و مفید نیاز به ملاحظه دارد مراقبت بر حفظ و تقویت ابعاد مثبت و پرهیز از ورود عناصر مخرّب در این پدیده است. عوامل و موانع حفظ و تقویت حضور اثرگذار مردم در «خیابان» عبارتند از:
۱. چنانکه اشاره شد این حرکت، خودجوش آغاز شده و باید خودجوش باقی بماند؛ هر چند کمک و یاری متولیان امر در استمرار و نوآوری در برگزاری آن خوب است اما به شدت باید از وابستگی آن به نهادهای حکومتی، احزاب و چهرههای خاص جلوگیری کرد. همگان باید همچنان پشت سر مردم حرکت کنند و از آنان پشتیبانی و صیانت کنند.
۲. خیابان نماد وحدت ملی و مظهر انسجام اجتماعی گروهها، اقشار، اقوام و در حقیقت محل حضور بیش از ۹۰ میلیون ایرانی است، این پدیده مقدس را به رفتار جناحی آلوده نکنیم و از دو قطبی شدن جامعه ایران به شدت پرهیز کنیم.
کاری که اخیرا از دو سو دیده میشود، دامن زدن به دو قطبی است که بهشدت باید از آن پرهیز کنیم. به یاد داشته باشیم که دو قطبی به معنای وجود دو دیدگاه نیست بلکه دوقطبی آن است که :
اگر قطب الف گفت ماست سفید است، قطب ب باید بگوید ماست سیاه است! و چه زیانهایی از این بازیهای قطبی و جناحی بر کشورمان وارد شد!
۳. حضور فعالتر زنان چادری حاکی از عمق باور جامعه ایران به سبک زندگی منطبق با شعائر دینی بوده و نشانهای از نگرانی زنان ایرانی از تاثیر فرهنگ منحط غرب بر جامعه ایران است که پس از واقعه تلخ دی ماه سال گذشته این نگرانی بیشتر شد.
چنانکه نتیجه رفرم خاندان پهلوی منجر به قیام زنان متدین در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ شد، اما فراموش نکنیم که در همان سالها زنان ایرانی با سبک زندگیهای متفاوت به انقلاب اسلامی پیوستند و از عوامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی ایران شدند.
اکنون نیز شاهد همراهی دختران و زنان ایرانی از طیفهای مختلف و با پوششهای گوناگون در خیابان هستیم، مراقبت از این انسجام ملی و پیشتازی زنان ایرانی در مقابله با مداخله خارجی را غنیمت بدانیم و در تحکیم آن بکوشیم.
دیدگاه تان را بنویسید