پشتپرده حمله به عباس عبدی و روزنامه اعتماد به روایت احمد زیدآبادی / جنجالها بهانهای برای تسویه حساب سیاسی است
احمد زیدآبادی نوشت: یعنی یک تعدادی هستند که با اصل مذاکره مخالفند و چون تصمیم نظام هم فعلا انجام مذاکره است و تندروها نمیتوانند نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی و مجلس و... را هدف قرار بدهند با هدف قراردادن افراد و رسانههایی که در این مسیر نقشی ندارند و تنها تلاش میکنند نظراتشان در راستای منافع ملی مطرح کنند، تلاش میکنند فضای سیاسی، رسانهای و عمومی را به دست بگیرند.
احمد زیدآبادی درباره یادداشت اخیر عباس عبدی با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
- این جنجالها بیش از آنکه مربوط به خود یادداشت باشد، بهانهای است برای تسویه حسابهای سیاسی و مخالفت با روند مذاکراتی که در سطح کلان نظام در جریان است.
- عباس عبدی در یادداشت خود به هیچ وجه قصد تعرض به همه شرکتکنندگان در تجمعات را نداشت و صراحتا توضیح داد منظورش تنها گروه کوچکی است که با توهین به سران کشور و مقامات عالیرتبه نه تنها با اصل مذاکرات مخالفت میکنند، بلکه سبب ایجاد تحرکات افراطی و برخلاف منافع ملی شدند.
- این موضوع توسط مقامهای رسمی و حتی روزنامه کیهان هم محکوم شد؛ روزنامه کیهان رسما طی مقالهای نوشت که اینها منافق هستند، در راستای منافع عوامل خارجی است و نهایتا هم تاکید کرد که باید هوشیار باشیم. ولی برخی گروهها با بهانه قرار دادن این مساله، تلاش دارند با بزرگنمایی آن، فضا را متشنج کنند و به دنبال تسویهحسابهای سیاسی باشند.
- واقع آن است که یادداشت عبدی در این فضای بسته اینترنتی، نه انسجامی را بر هم زده نه وحدتی را خدشهدار کرده و نه بحرانی درست کرده. وقتی چنین تاثیراتی نداشته تا این اندازه دامن زدن به آن، شعارنویسی علیه روزنامه و بهرغم توضیحاتی که منتشر شده توهین و فحاشی کردن و مدام با این چهره تندرو و آن چهره افراطی مصاحبه کردن فکر را به این سمت میبرد که این رخداد بهانهای شده برای فشار آوردن به اصل مذاکره.
- یعنی یک تعدادی هستند که با اصل مذاکره مخالفند و چون تصمیم نظام هم فعلا انجام مذاکره است و تندروها نمیتوانند نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی و مجلس و... را هدف قرار بدهند با هدف قراردادن افراد و رسانههایی که در این مسیر نقشی ندارند و تنها تلاش میکنند نظراتشان در راستای منافع ملی مطرح کنند، تلاش میکنند فضای سیاسی، رسانهای و عمومی را به دست بگیرند. این روشی است که مسبوق به سابقه است و در دوران آقایان هاشمی، خاتمی و روحانی نیز تکرار شده است. در این برههها، وقتی تندروها با روسای جمهور میانهرو و اصلاحطلب مشکل داشتند میآمدند جملهای از نوشته یک روزنامهنگاری را بولد میکردند و به بهانه آن جو را متشنج کرده و به خیال خود از این طریق با دولتها تسویهحساب میکردند! برخی شاید تصور میکردند با وقوع جنگ و اهمیت ویژه منافع ملی و تمامیت ارضی این نوع روشها هم خاتمه پیدا کند اما این افراد اصرار دارند که در هنوز بر پاشنه سابق میچرخد!
- امروز که این طیفها نمیتوانند به آقای پزشکیان انتقادی وارد کنند چرا که رییسجمهور همه تصمیماتش را با هماهنگی سایر قوا و ارکان اتخاذ میکند، ضمن اینکه داستان مذاکرات هم مرتبط با تصمیمات شعام و آقای قالیباف و ارکان حاکمیت است، سعی میکنند در روزنامههای مستقل بگردند جملهای که بهرغم توضیحات تکمیلی که دربارهاش داده شده را پیدا کنند و با آن جنجال درست کنند. مثل اظهاراتی که اخیرا آقای قاسمیان راجع به ظریف و روحانی مطرح کرده و خواستار اعدام آنها شده بود! کسی هم نیست از این افراد بپرسد مگر ظریف و روحانی در مقام تصمیمگیری هستند؟ اینها را هدف قرار میدهند تا هشداری به بقیه بدهند که مبادا به سمت مذاکره حرکت کنید.
- منظور این طیفها که با مذاکره و توافق مخالفت میکنند این است که این جنگ با همان شدت قبلی ادامه پیدا کند. عواقب این جنگ را چه کسانی تحمل میکنند؟ به نظر میرسد عواقب این نگاه برای کشور و به نام کشور باشد، معتقدم هیچ طیف و گروهی حق ندارد به نام اکثریت مردم برای کشور هزینهسازی کند.
- این طیفها خود را مخالف مذاکره میدانند اما چون مرکز تصمیمگیری مذاکره شورای عالی امنیت ملی است و افراد دیگری آن را هدایت میکنند و تندروها به دلیل داشتن هزینه نمیتوانند به طور مستقیم به این نهادهای حاکمیتی و تصمیمساز حمله کنند، بنابراین با هدف قرار دادن نویسندگانی مانند عباس عبدی و فشار بر روزنامه «اعتماد» تلاش میکنند فضای رسانهای را تحت کنترل بگیرند.
دیدگاه تان را بنویسید