کد خبر: 771752
|
۱۴۰۵/۰۲/۱۴ ۱۱:۱۵:۰۰
| |

اختصاصی «اعتماد آنلاین»:

چرا ترامپ ممکن است از جنگ با ایران پشیمان شود؟

ایالات متحده، یک قدرت جهانی با نیروی نظامی عظیم، نتوانسته است یک قدرت متوسط را که گزینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی نامتقارن دارد، شکست دهد. ایران با دولت‌های قبلی ایالات متحده بازی کشتی کاغذی کرده است و اکنون با رئیس‌جمهوری که به گفته «کریم سجادپور» عضو موسسه کارنگی به دنبال یک «دلسی رودریگز» ایرانی بود، درگیر شده است. این همان چیزی است که در جنگ‌های انتخابی اتفاق می‌افتد که یک رئیس‌جمهور شتاب‌زده که به دنبال پیروزی‌های سریع و نتایج آسان است، ممکن است روزی آرزو کند که ای کاش هرگز جنگ را شروع نکرده بود!

چرا ترامپ ممکن است از جنگ با ایران پشیمان شود؟
کد خبر: 771752
|
۱۴۰۵/۰۲/۱۴ ۱۱:۱۵:۰۰

جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران اکنون وارد ماه سوم خود شده است. متوسط مدت زمان یک درگیری میان‌دولتی در ۲۰۰ سال گذشته سه تا چهار ماه بوده است، گرچه بسیاری از جنگ‌ها بسیار طولانی‌تر از این مدت ادامه پیدا کرده‌اند. با این همه این جنگ علائم کمی از کاهش نشان می‌دهد. برخی ناظران مدعی‌اند اما ممکن است جنگ وارد مرحله جدیدی شود که در آن چشم‌انداز تغییرات بنیادی در میدان نبرد یا در میز مذاکره در حال محو شدن است. ما باید قاب مرجع خود را به این ترتیب تطبیق دهیم. به جای جست‌وجو برای یک پایان قطعی، یک راه‌حل نهایی یا توافق مذاکره‌شده، این جنگ ممکن است به یک دور دیگر در درگیری نیم‌قرنی جاری بین ایالات متحده و ایران تبدیل شود. در هرحال به نظر می‌رسد اکنون نیز پنج واقعیت سیاسی ناخوشایند وضعیت کنونی را تعریف می‌کنند.

بن‌بست نامحدود

به گزارش «اعتماد آنلاین» و به نوشته فارن پالسی، اگرچه ایالات متحده هنوز امیدوار است که توافقی با ایران حاصل کند، بن‌بستی که اکنون وضعیت منطقه را تعریف می‌کند، ممکن است وضعیت جدید و عادی باشد. ایران با مدیریت هموشمند تنگه هرمز به ایالات متحده و متحدانش آسیب وارد می‌کند. از طرفی محاصره دریایی ایالات متحده بر ایران نیز تأثیرات خود را داشته است. با این حال، نه جنگ اقتصادی و نه تشدید نظامی موفقیتی در میدان نبرد یا در مذاکرات به همراه نداشته است. به نظر می‌رسد که دولت ترامپ پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در ازای پایان محاصره آمریکا را رد کرده است و مذاکرات در خصوص مسائل وسیع‌تر نیز مد نظر رئیس‌جمهور ایالات متحده است. اما ترامپ هنوز رویکرد جایگزینی را انتخاب نکرده است. با این همه برای هر کسی که به دقت روند روابط ایالات متحده و ایران در پنج دهه گذشته را دنبال کرده باشد، این چرخه آشنا به نظر می‌رسد: درگیری، تقابل و گاهی پذیرش. البته این دور از بازی، بازیگران متفاوتی دارد، تاکتیک‌های سخت‌تری استفاده می‌شود و پیامدهای اقتصادی و سیاسی ثانویه و سوم که از هر فصل قبلی مهم‌تر است، در این مرحله نقش دارند. اما می‌توان با اطمینان گفت که این دور، مانند پیشینیان خود، تعیین‌کننده نخواهد بود.

جمهوری اسلامی همچنان با استراتژی مورد نظر خود ادامه خواهد داد

به ادعای این نشریه آمریکایی، مسئله هسته‌ای حل نخواهد شد، هرچند ایران به زمان نیاز دارد تا برنامه هسته‌ای خود را بازسازی کند. از طرفی به نظر می‌رسد محور مقاومت از جمله حزب‌الله و حماس اگرچه تحت تاثیر تحولات یکی دوساله اخیر منطقه قرار گرفته‌اند اما همچنان به قوت خود باقی هستند. انصارالله در یمن نیز همچنان تهدیدی برای کشتیرانی در دریای سرخ هستند. در هر حال آنچه که امروز به وضوح مشاهده می‌شود این است که تجاوز آمریکا و اسرائیل، اگر چه ایران را متحمل خساراتی کرده است اما همچنان تمایل به پذیرش هر توافقی که فاقد تعریف یا نهایی‌سازی باشد، ندارد. ایالات متحده و اسرائیل ضمن عقب نشینی، هیچ موفقیت استراتژیکی نیز نداشتند. این روند دقیقاً تکرار نمی‌شود، اما الگو کاملاً واضح است. ایالات متحده و ایران هر کدام ادعا خواهند کرد که این دور را برده‌اند اما این فقط یک دور است. احتمالاً دور دیگری در پی خواهد آمد!

 هیچ توافق خوبی نیست

به گزارش فارن‌پالسی، البته هیچ‌کدام از این‌ها نباید تعجب‌آور باشد. به این دلیل که ماهیت جمهوری اسلامی ایران، به گونه‌ای است که هیچ توافق خوبی که مورد نظر آمریکا باشد برایش وجود ندارد، چه برسد به پایان‌های تحول‌آفرین و شبیه هالیوود. به همین دلیل است که دولت‌های مختلف ایالات متحده همواره به دنبال معاملات سیاسی یا نظامی زیاده‌خواهانه بوده‌اند. از طرفی تهران تمایلی به تغییر روابط خود با ایالات متحده در صورت ثبات زیاده خواهی‌های این کشور ندارد. حال نیز که دو  جنگ آن هم درست در میانه مذاکرات رخ داده است، باعث سخت‌تر شدن نگرش‌های ایران شده و عزم کشور را برای اجتناب از هر توافقی که ممکن است قدرت آن را تضعیف کند، تقویت کرده است.

واشنگتن ابتکار عمل را از دست داد

در ادامه این گزارش و در مولفه دیگری آمده است که تنها جنبه تحول‌آفرین این جنگ، تصمیم ایران برای بستن تنگه هرمز بود. پس از اینکه ایران مدیریت هوشمند تنگه استراتژیک هرمز را به دست گرفته است اکنون نیز می‌خواهد این نفوذ را حفظ کند. «ری تاکیه« از شورای روابط خارجی، اخیراً اشاره کرده است: «ایران نمی‌خواهد کنترل چیزی را که اکنون به آن کانال پاناما خود می‌نگرد، نه دائماً و نه با قیمت ارزان، رها کند.» به ادعای ناظران این مسأله، دولت ترامپ را با گزینه‌های ناخوشایند زیادی روبه‌رو کرده است: حفظ محاصره با امید به اینکه ایران تسلیم شود یا شکست بخورد؛ راه‌اندازی یک کمپین بزرگ دریایی، زمینی و هوایی برای بازگشایی تنگه و نگه داشتن حضور نظامی دائمی برای حفظ آن؛ یا انجام یک معامله محدود با ایران برای مبادله باز کردن تنگه هرمز در ازای برداشتن محاصره و احتمال مذاکره بر سر مسائل وسیع‌تر. همزمان خبرگزاری رویترز گزارش داد که «جامعه اطلاعاتی ایالات متحده در حال آماده‌سازی تحلیلی است تا ببیند ایران چگونه یک وضعیت را که در آن ترامپ به‌طور یک‌جانبه پیروزی خود را اعلام کند، پردازش خواهد کرد. اما ما شک داریم که چنین خروجی یک‌جانبه‌ای ممکن باشد.» در هر صورت به نظر می‌رسد این گزینه‌ها به واقعیت ناخوشایندی اشاره دارند که ایالات متحده ابتکار عمل را از دست داده است؛ این کشور اکنون در بازی ایران در زمین ایران بازی می‌کند.

عامل نتانیاهو

به گزارش این نشریه آمریکایی، هر تأثیری که بنیامین نتانیاهو  نخست‌وزیر رژیم اسرائیل بر آغاز جنگ داشته، حال نیز او تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر نحوه پایان این دور نخواهد داشت. با این حال، اسرائیل همچنان در موقعیتی است که می‌تواند تضمین کند که درگیری ایالات متحده و ایران در برخی اشکال در دورهای آینده ادامه خواهد یافت. بنابراین وقتی صحبت از ایران می‌شود، ایالات متحده و اسرائیل در بسیاری از جنبه‌ها شباهت زیادی به هم دارند. اما در یک مسأله، آن‌ها مانند مریخ و زهره هستند. برای اسرائیل، ایران هسته‌ای تهدیدی وجودی است؛ اما برای ایالات متحده، این تهدید وجود ندارد. همزمان اما محدودیت‌هایی نیز وجود خواهد داشت. اعتبار نتانیاهو و سازمان جاسوسی موساد اسرائیل در حال کاهش است، زیرا رژیم از طریق این جنگ به اهداف خود دست نیافته است. چرا که بمباران‌های مستمر اسرائیل در لبنان نیز به زودی ترامپ را عصبی خواهد کرد، زیرا این امر بعد جدیدی به معمایی که او در داخل و خارج با آن روبه‌روست، می‌افزاید.

مزیت ایران

در ادامه گزارش فارن پالسی با اشاره به نظریه‌پردازی «ای. ویلیام زارتمن» محقق سیاسی برجسته آمده است: «تلاش‌های حل و فصل درگیری‌ها زمانی بهترین شانس موفقیت را دارند که طرفین درگیر به بن‌بست متقابل آسیب‌رسان برسند؛ بدان معنا که هیچ‌یک از طرفین قادر به تشدید جنگ به سمت پیروزی نباشد، هزینه‌های ادامه درگیری به شدت بالا باشد و هر دو طرف شروع به دیدن مذاکره به عنوان راهی برای خروج از وضعیت کنند. تنها در این زمان است که درگیری ممکن است آماده برای کاهش تنش یا حل و فصل دیده شود. در حال حاضر، هم ایالات متحده و هم ایران معتقدند که دست بالا را دارند، هر دو به طور سرسختانه‌ای آماده به تحمل هزینه‌ها هستند و هیچ‌کدام از طرفین راهی از طریق توافق نمی‌بینند.» با این حال به ادعای این نظریه‌پرداز، اما وقتی صحبت از تعاریف پیروزی می‌شود، یک نامتقارنی بحرانی وجود دارد که به تهران برتری می‌دهد. ایران اگرچه خسارات قابل توجهی در میدان نبرد متعارف متحمل شده است. اما معنای پیروزی برای واشنگتن و تل‌آویو چیز دیگری است. چرا که علاوه بر بازگشایی آبراه استراتژیک هرمز، هدف ترامپ محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران به گونه‌ای است که  از پیشینیانش قاطع‌تر باشد. تعریف پیروزی ایالات متحده در صورتی که ایران همچنان در قدرت باشد، حتی اگر ضعیف‌تر شده باشد، سخت به نظر می‌رسد!

حال نیز این پزسش مطرح است که آیا راهی دیپلماتیک برای خروج از این وضعیت وجود دارد یا خیر، واقعیت این است که به وضوح مشخص نیست. تلاش‌ها برای یافتن زمینه مشترک همچنان از طریق واسطه‌های پاکستانی ادامه دارد، اما شکاف‌ها همچنان قابل توجه هستند. در واقع، این مذاکرات نمی‌توانند به صورت نیمه‌وقت توسط «جارد کوشنر» «استیو ویتکاف« و «جِی‌دی وِنس» و تماس تلفنی یا از طریق واسطه‌ها با طرح‌های ۲۰‌نکته‌ای انجام شوند. این مذاکرات طولانی، دقیق و سخت خواهند بود.

در پایان این گزارش آمده است که این نکته روشن است: ایالات متحده، یک قدرت جهانی با نیروی نظامی عظیم، نتوانسته است یک قدرت متوسط را که گزینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی نامتقارن دارد، شکست دهد. ایران با دولت‌های قبلی ایالات متحده بازی کشتی کاغذی کرده است و اکنون با رئیس‌جمهوری که به گفته «کریم سجادپور» عضو موسسه کارنگی به دنبال یک
«دلسی رودریگز» ایرانی بود، درگیر شده است. این همان چیزی است که در جنگ‌های انتخابی اتفاق می‌افتد که یک رئیس‌جمهور شتاب‌زده که به دنبال پیروزی‌های سریع و نتایج آسان است، ممکن است روزی آرزو کند که ای کاش هرگز جنگ را شروع نکرده بود!

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها