چرا نماد شیر و خورشید بعد از انقلاب کنار گذاشته شد؟
محمدجواد حقشناس گفت: پس از انقلاب 57 جمهوری اسلامی برای تثبیت هویت سیاسی جدید، به عناوین و ترتیبات تازهای نیاز داشت، این شد که نشان تازهای را جایگزین پرچم شیر و خورشید کرد. این تغییر بخشی از گسست نمادین با نظام پیشین بود. با این حال، حذف رسمی این نماد به معنای حذف آن از حافظه فرهنگی جامعه ایران نیست.
در پی اظهارات اخیر دکتر علیاکبر صالحی، وزیر اسبق امور خارجه و رییس بنیاد ایرانشناسی، درباره ایرانی بودن نماد شیر و خورشید و ضرورت پرهیز از افراط و تفریط در مواجهه با آن، این پرسش بار دیگر در فضای فکری و فرهنگی کشور مطرح شد که جایگاه این نماد در تاریخ و هویت ملی ایران چیست؟
به گزارش اعتماد،برای نخستینبار این علی یونسی، وزیر اطلاعات دوران اصلاحات بود که در اردیبهشت ماه 93 از ارتباط میان نماد شیر و خورشید و الگوهای تاریخی و مذهبی ایرانیان سخن گفت. دستیار ویژه روحانی در امور اقوام اضافه کرد که «اگر به من باشد، هلالاحمر را تغییر میدهم و شیر و خورشید را جایگزین آن میکنم.» این اظهارات یونسی در آن برهه سر و صدای زیادی به پا کرد و منشا حرف و حدیثهای بسیاری شد. اما با گذشت بیش از 11 سال از اظهارات یونسی اینبار مصاحبه علیاکبر صالحی، وزیر اسبق خارجه کشورمان و رییس بنیاد ایرانشناسی، پرونده قدیمی نماد شیر و خورشید ایرانی را به سطح ناخودآگاه جمعی جامعه کشانده است. در این میان برخی پیشنهاد میدهند ایران در کنار آرم «الله» از نماد شیر و خورشید هم در پرچمش بهره ببرد. در نقطه مقابل اما طیف دیگری از کارشناسان معتقدند با توجه به ارتباط مستقیم سلطنتطلبان با این نماد، هر نوع استفاده از این آرم با حاشیههای بسیاری همراه خواهد شد. به همین بهانه «اعتماد» سراغ محمدجواد حقشناس، فعال سیاسی و فرهنگی اصلاحطلب رفته تا در قالب گفتوگویی تحلیلی، سیر تاریخی، تحولات معنایی و چشمانداز آینده این نماد را بررسی کند. به اعتقاد این تحلیلگر سیاسی و فرهنگی «بیان اینکه شیر و خورشید نمادی ایرانی است و باید با نگاه متعادل به آن نگریست، میتواند گامی مثبت در جهت گفتوگوی ملی درباره تاریخ ایران باشد.»
این روزها بحثهای بسیاری درباره نماد شیر و خورشید شکل گرفته است. برخی آن را مرتبط با نمادهای تاریخ باستانی ایران، گروهی دیگر آن را الگویی مذهبی و طیف دیگری هم آن را ترکیبی از نمادهای تاریخی و مذهبی ایران قلمداد میکنند. از نظر شما ریشههای نماد شیر و خورشید در ایران پیش از اسلام چیست؟
بهطور کلی عناصر تشکیلدهنده این نماد پیشینهای کهن در فرهنگ ایران دارند. شیر در هنر هخامنشی، اشکانی و ساسانی نماد قدرت، شکوه شاهی و پاسداری از نظم بود و خورشید نیز در پیوند با آیین مهر، نماد روشنایی و فرّه ایزدی به شمار میرفت. هر چند ترکیب سیاسی تثبیت شده «شیر و خورشید» به شکل نشان ملی در آن دوره وجود نداشت، اما همنشینی این دو عنصر در سنت تصویری ایران سابقه داشت. این پیشینه سبب شد که در دورههای بعد، این ترکیب قابلیت تبدیل شدن به یک نشان هویتی را پیدا کند. بنابراین میتوان گفت که ریشههای فرهنگی و نمادین آن باستانی است، هر چند تثبیت سیاسی آن مربوط به دورههای بعد است.
این نماد در دوره اسلامی و صفوی و در فضای سیاسی حاکم بر آن برهه چه معنایی یافت؟
در دورههای میانی اسلامی، نماد شیر و خورشید از مسیر نجوم وارد فرهنگ سیاسی شد. قرار گرفتن خورشید در برج اسد معنایی نمادین داشت. در دوره صفویه، این نماد با تفسیری شیعی بازخوانی شد: شیر به امام علی(ع) با عنوان «اسدالله» نسبت داده و خورشید به نور امامت تعبیر شد. مولوی در بیتی مشهور میگوید: «شیر خدا و رستم دستانم آرزوست» که پیوند میان قهرمان دینی و اسطوره ملی را بازتاب میدهد. بدین ترتیب، شیر و خورشید در صفویه به نمادی ایرانی-اسلامی بدل شد که هم ریشه تاریخی داشت و هم خوانش مذهبی و هم به پردههای نقالان راه یافت.
اما جایگاه خورشید و شیر در فرهنگ اسلامی و ایرانی چگونه تبیین میشود؟
خورشید در قرآن کریم جایگاهی والا دارد. خداوند در سوره «شمس» به خورشید سوگند یاد میکند: «والشّمْسِ وضُحاها». در متون اسلامی، خورشید نماد نور، گرما و حیات است. در فرهنگ ایرانی نیز خورشید همواره نماد زندگی، روشنایی و استمرار بوده است. از سوی دیگر، شیر نماد شجاعت و قدرت است و در سنت شیعی با لقب «اسدالله» برای امام علی(ع) پیوند خورده است. افزوده شدن ذوالفقار به دست شیر در دورههای بعد، نشانه ارادت ایرانیان به امام علی(ع) و نماد آزادگی، مروت و جوانمردی شد. بدین سان، ترکیب شیر، خورشید و ذوالفقار آمیزهای از میراث باستانی، معنویت اسلامی و فرهنگ جوانمردی ایرانی را در خود جمع کرده است.
پس از دوره صفوی به عصر قاجار میرسیم، در دوره قاجار چه تحولی در این نماد رخ داد؟
در دوره قاجار، شیر و خورشید به نشان رسمی دولت ایران تبدیل شد و عنصر شمشیر که اغلب به عنوان ذوالفقار تعبیر میشد، به آن افزوده شد. این تحول، نماد را از سطح فرهنگی به سطح رسمی و حکومتی ارتقا داد. از آن پس، این نشان بر پرچم، اسناد رسمی و نشانهای نظامی نقش بست و به نماینده ایران در عرصه بینالمللی بدل شد. در این دوره، نماد هم بار مذهبی داشت و هم کارکرد ملی و به تدریج به نشانه هویت ایرانی در جهان تبدیل شد.
در دوران مشروطه و پس از آن این نماد چه معنا و جایگاهی یافت؟
در انقلاب مشروطه، شیر و خورشید در کنار قانون اساسی قرار گرفت و از نماد سلطنت صرف به نماد ملت-دولت تبدیل شد. این نشان بیانگر وحدت ملی و حاکمیت قانون بود. در دوره پهلوی نیز با وجود بازتعریف گرافیکی و تاکید بیشتر بر هویت ملی مدرن، همین نماد مهمترین نشان رسمی و ملی کشور باقی ماند. در این دوره، جنبه مذهبی آن کمرنگتر و جنبه ملی آن پررنگتر شد، اما همچنان نماینده ایران در سطح جهانی بود.
در دوران پیروزی انقلاب اما چرا این نماد کنار گذاشته شد؟ آیا سیطره تفکر چپ در این تحولات تاثیرگذار بوده یا دلایل دیگری در کار بود؟
پس از انقلاب 57 جمهوری اسلامی برای تثبیت هویت سیاسی جدید، به عناوین و ترتیبات تازهای نیاز داشت، این شد که نشان تازهای را جایگزین پرچم شیر و خورشید کرد. این تغییر بخشی از گسست نمادین با نظام پیشین بود. با این حال، حذف رسمی این نماد به معنای حذف آن از حافظه فرهنگی جامعه ایران نیست. همچنانکه مفهوم ذوالفقار و ارادت به امام علی(ع) در گفتمان رسمی باقی ماند، برخی لایههای معنایی گذشته نیز استمرار یافت. این وضعیت نشان میدهد که نمادهای ریشهدار فراتر از تحولات سیاسی به حیات فرهنگی خود ادامه میدهند.
اظهارات اخیر علیاکبر صالحی، رییس بنیاد ایرانشناسی در خصوص این نماد و احیای آن را چگونه ارزیابی میکنید؟
بیان اینکه شیر و خورشید نمادی ایرانی است و باید با نگاه متعادل به آن نگریست، میتواند گامی مثبت در جهت گفتوگوی ملی درباره تاریخ ایران باشد. چنین رویکردی اگر به پذیرش جامعتر همه ادوار تاریخی بینجامد، در تقویت همبستگی ملی موثر خواهد بود. استقبال از این نگاه به معنای تاکید بر پیوستگی تاریخی ایران است. پیوستگیای که فراتر از تغییر دولتها و دورهها معنا پیدا میکند.
اما نگفتید برای حفظ این میراث ملی، میهنی و شیعی چه باید کرد؟
صیانت از این نماد مستلزم رویکردی فرهنگی و علمی است. پژوهشهای دانشگاهی، مستندسازی تاریخی، بازتاب متوازن در آموزش و پرهیز از قرائتهای حذفی میتواند به حفظ این میراث کمک کند. پذیرش چندلایگی معنا - باستانی، اسلامی و ملی - مهمترین شرط صیانت از آن است.آینده شیر و خورشید به نوع نگاه ما به تاریخ بستگی دارد. اگر تاریخ ایران را به گونهای جامع و غیرگزینشی بپذیریم و نظر مردم، پژوهشگران و هنرمندان را جویا شویم به خوبی درمییابیم این نماد میتواند بخشی از میراث فرهنگی مشترک باقی بماند. تجربه نشان داده است که نمادهای ریشهدار از نظامهای سیاسی فراتر میروند و در حافظه تاریخی ملتها ماندگار میشوند.
دیدگاه تان را بنویسید