هشدار عباس عبدی به حاکمیت: حکومت باید دیگران را به رسمیت بشناسد وگرنه دیگران هم او را به رسمیت نمیشناسند / زنان در این اعتراضان خیلی کمتر از گذشته حضور دارند
عباس عبدی گفت: واقعیت این است که حکومت باید تصمیم سرنوشتسازی بگیرد. اینکه آیا میخواهد دیگران را به رسمیت بشناسد یا خیر؟ اگر دیگران را به رسمیت نشناسد، مجوز به رسمیت نشناختن خود را هم صادر کرده است. در گذشته «دیگران» اقلیت بودند، ولی اکنون« دیگران »اکثریت هستند. موازنه واقعی قوا به سود دیگران است.
باس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی درباره اعتراضات با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
- در ایران به دلیل ممانعت از انجام اعتراضات قانونی و با هدف مشخص، همه اعتراضات ظرفیت آن را دارند که سیاسی شوند و شعارهای کلان سیاسی و براندازی سر دهند. این پدیده در اعتراضات اخیر بسیار صریحتر و روشنتر از موارد قبلی بود و به سرعت به این مرحله رسید.
- نظرات مردم پس از جنگ به نحو بسیار ملموسی نسبت به پیش از آن مثبت و در حوزههای گوناگون بهبود یافته بود. حکومت به جای آنکه این را فرصت تلقی کند و با تثبیت آنها روند جامعه را تغییر دهد، آن را به حساب خود گذاشت و به جای انجام اصلاحات همسو با مطالبات مردم، بر سیاستهای نادرست گذشته تاکید کرد، لذا خیلی سریعتر از آنچه تصور میشد، نظرات مردم به دوران پیش از جنگ باز گشت و در مواردی حتی بدتر از گذشته شد. به نظر میرسد هنوز هم درس نگرفتهاند، چرا که از فرصت پیش آمده استفاده نکردند.
- دادههای موجود نشان میدهد که زنان خیلی کمتر از گذشته در اعتراضات حضور دارند، این ویژگی در کنار همه تفاوتها شاید به تشدید وجه خشن اعتراضات هم انجامیده است. البته مواردی بوده که زنان و دختران در نقش فعالان و جلودارهای اعتراضات در ایران حضور داشتهاند. اما کماکان پسران جوان فعالتر هستند. یک علت مهم که در کنار سایر علتها باید در نظر گرفته شود، مرتبط با وضع فکری و رفتاری این جوانان است که اغلب خارج از هنجارهای رسمی، اجتماعی شدهاند و بیگانه و حتی دشمن با نهادها و هنجاری رسمی بار آمدهاند. البته مسوولیت روشن این وضع مستقیما به عهده ساختار سیاسی است.
- به احتمال فراوان برخورد دولت و شخص پزشکیان مانع از تشدید بحران شده است. رفتاری که در گذشته معکوس آن اتفاق میافتاد. به نظر من سکوت نسبیتر شهرهای بزرگ تا حدی محصول این رفتار دولت است. البته نباید روی این مساله خیلی حساب باز کرد، زیرا با شدید شدن احتمالی اعتراضات، ممکن است شکل ماجرا عوض شود. اگر خشونتها و برخوردها زیاد شود، اثر این موضعگیری دولت زایل خواهد شد. نکته دیگر اینکه اگر اعتراضات تشدید نشود، به احتمال فراوان فرسایشی میشود و در این مسیر قدرت مهار و مقابله، دچار خستگی خواهد شد. باید اقدامی برای حل مساله کلی کشور کرد. ضمن اینکه نزولی شدن اعتراضات میتواند با یک درگیری نظامی، دو باره بحران را تشدید کند.
- درباره یارانهها گمان نمیکنم که ربط مستقیمی به این اتفاقات داشته باشد. پرداخت آن یارانهها را از مدتی پیش برای حذف ارز ترجیحی پیگیری کرده بودند و با این اعتراضات تقارن یافت، لذا تصور عمومی این شد که این پرداختها برای آرام کردن اعتراضات است. البته این برداشت طبیعی بود ولی واقعیت این نبود. در مجموع رفتار دولت و شخص آقای پزشکیان در این ماجرا و اعتراضات احتمالی دیگر به گونهای است که حداقلی از آرامش خاطر را به مردم میدهد و این خیلی مهم است. ادبیات دولت در برخورد با اعتراضات نقطه قوت آن است.
- واقعیت این است که حکومت باید تصمیم سرنوشتسازی بگیرد. اینکه آیا میخواهد دیگران را به رسمیت بشناسد یا خیر؟ اگر دیگران را به رسمیت نشناسد، مجوز به رسمیت نشناختن خود را هم صادر کرده است. در گذشته «دیگران» اقلیت بودند، ولی اکنون« دیگران »اکثریت هستند. موازنه واقعی قوا به سود دیگران است.
دیدگاه تان را بنویسید