کد خبر: 798854
|
۱۴۰۵/۰۸/۱۷ ۰۸:۵۱:۰۸
| |

نزاع مرگبار به خاطر چشم تو چشم شدن

همه‌‌چیز از چشم‌‌توچشم شدن 2جوان در پیاده‌رو شروع شد و این ماجرا که با یک درگیری ساده آغاز شده بود با قتلی هولناک پایان یافت.

نزاع مرگبار به خاطر چشم تو چشم شدن
کد خبر: 798854
|
۱۴۰۵/۰۸/۱۷ ۰۸:۵۱:۰۸

همه‌‌چیز از چشم‌‌توچشم شدن 2جوان در پیاده‌رو شروع شد و این ماجرا که با یک درگیری ساده آغاز شده بود با قتلی هولناک پایان یافت.

به گزارش همشهری، حدود 10 روز قبل، گزارش یک درگیری خونین در یکی از خیابان‌های جنوب تهران به پلیس اعلام شد. در جریان این نزاع پسر جوانی که با چاقو زخمی شده بود برای درمان به بیمارستان انتقال یافت اما تلاش پزشکان برای نجات او نتیجه نداد و ساعتی بعد جان باخت. با مرگ این جوان، پرونده قتل تشکیل شد و کارآگاهان تحقیقات خود را برای باز کردن گره این پرونده آغاز کردند.

بررسی‌های میدانی نشان می‌داد مقتول که جوانی 25ساله بود، هنگام عبور از پیاده‌رو با جوانی روبه‌رو شده که کنار موتورش ایستاده بود. آن دو با هم بحث کرده و سپس گلاویز شده بودند. شاهدان، شروع ماجرا را ندیده بودند و از علت اختلاف خبر نداشتند. آنها فقط صدای درگیری را شنیده و سپس دیده بودند که یکی از 2جوان با چاقو ضربه‌ای به دیگری زد، سوار موتورش شد و فرار کرد.

آنچه برای مأموران روشن نبود انگیزه این درگیری بود. تنها سرنخی که می‌توانست مأموران را به متهم فراری برساند، موتور او بود.

ماموران با بررسی پلاک موتور هویت جوان فراری را به‌دست آوردند. او جوانی 27ساله به نام سهیل بود که چند سال قبل به جرم شرکت در یک نزاع دسته‌جمعی دستگیر و مدتی زندانی شده بود. با این سرنخ، مأموران برای دستگیری سهیل وارد عمل شدند اما او پس از درگیری، وسایلش را با عجله جمع کرده و متواری شده بود.

ردیابی‌ها برای شناسایی مخفیگاه متهم و دستگیری او آغاز شد تا اینکه سرانجام رد او در یکی از مناطق حاشیه تهران به‌دست آمد. مأموران سهیل را در خانه یکی از بستگانش، جایی‌که مخفی شده بود، دستگیر کردند. هرچند او ابتدا منکر جنایت بود اما با توجه به مدارک و شواهد موجود، ‌مانند اظهارات شاهدان و بررسی دوربین‌های مداربسته که لحظه جنایت را ثبت کرده بودند، ناچار شد قفل سکوت را بشکند و به قتل اقرار کند. او برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران پلیس آگاهی قرار گرفت.

یک لحظه عصبانیت

متهم به قتل که جوانی 27ساله است، می‌گوید مقتول را نمی‌شناخته و تا به حال او را ندیده‌ اما یک لحظه عصبانیت، ‌سرنوشت او را برای همیشه تغییر داده و ناخواسته تبدیل به قاتل شده است.

*انگیزه‌ات از قتلی که مرتکب شدی، چه بود؟

من اصلا او را نمی‌شناختم، حتی قبل از آن روز او را ندیده بودم. کنار موتورم ایستاده بودم که از پیاده‌رو رد شد و همین موجب شد تا مسیر زندگی هردوی ما عوض شود.

*از روز حادثه بگو. چه اتفاقی آن روز رخ داد که موجب شد سرنوشت شما عوض شود؟

چشممان به هم افتاد. به‌نظرم بد نگاهم کرد. از او پرسیدم چرا این‌طوری نگاه می‌کنی؟ او هم با لحن تندی جواب داد که من با او چشم در چشم شده‌ام. همین چند جمله به ظاهر ساده و جزئی باعث شد با هم بحث کنیم.

*و چطور شد که بحث شما به قتل منجر شد؟

آن لحظه عصبانی بودم و به این فکر نمی‌کردم که بحث چقدر می‌تواند جلو برود. باور می‌کنید، فقط به‌خاطر یک چشم در چشم‌شدن ‌دعوا شروع و به فاجعه ختم شد. حالا که مرورش می‌کنم می‌بینم موضوعی نبود که اصلا ارزش دعوا داشته باشد. بعد که بحثمان بالا گرفت و گلاویز شدیم او مرا هل داد. من هم چاقویی را که همراهم بود بیرون آوردم و یک ضربه زدم. همه‌چیز خیلی سریع و در عرض چند دقیقه اتفاق افتاد.

*چرا چاقو همراهت بود؟

یکی از دوستانم آن را برای تولدم هدیه داده بود. آن روز چاقو همراهم بود. کاش اصلا همراهم نبود. کاش همان موقع از آنجا دور می‌شدم.

*بعد از ضربه چه کردی؟

سوار موتور شدم و رفتم. ترسیده بودم. بعد وسایلم را با عجله جمع کردم و به خانه یکی از بستگانم رفتم. آنجا ماندم تا اینکه مأموران پیدایم کردند.

*می‌دانستی آن جوان جان باخته است؟

متأسفانه همان روز از طریق دوستانم متوجه شدم اما من نمی‌خواستم او بمیرد. فقط یک ضربه زده بودم اما از بخت بد من همان یک ضربه جانش را گرفت. مدام با خودم فکر می‌کنم اگر آن روز خشم خودم را کنترل می‌کردم، اگر چاقو همراهم نبود، اگر از بحث کنار می‌کشیدم، شاید امروز او زنده بود.

*پرونده‌ات نشان می‌دهد قبلا هم درگیر نزاع شده‌ای‌؟

یک بار در یک نزاع دسته‌جمعی، آن هم به‌خاطر رفاقت شرکت کرده بودم اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی به اتهام قتل دستگیر شوم.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها