«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
روایت زن مجروح از شکنجه هولناک شوهر/ بازگشت از یکقدمی مرگ
زنی که قربانی خشونت خانگی شده و با وجود وارد شدن بیشتر از 40 ضربه چاقو و ضربات قیچی به دست شوهرش زنده مانده، در دادگاه از لحظات هولناک زندگیاش گفت.
زنی که قربانی خشونت خانگی شده و با وجود وارد شدن بیشتر از 40 ضربه چاقو و ضربات قیچی به دست شوهرش زنده مانده، در دادگاه از لحظات هولناک زندگیاش گفت.
به گزارش اعتمادآنلاین، این زن که هنوز هم رد وحشت از خشونت شوهرش روی صورتش باقی است، در جلسه دادگاه درخواست دیه و مجازات برای شوهرش کرد.
یک سال و نیم پیش جسم نیمهجان زنی به نام مینا به بیمارستانی در اطراف تهران منتقل شد. پلیس بیمارستان مطابق گزارشی که ماموران اورژانس ارائه دادند در جریان خشونت شدیدی قرار گرفت که شوهر این زن بر او اعمال کرده بود. گزارش اولیه ماموران پلیس 110 هم نشان میداد این زن ساعتها زیر ضربات سنگین همسرش بوده است.
وضعیت زن به حدی بحرانی بود که پزشکان امیدی به نجات او نداشتند اما بعد از یک هفته وضعیت بحرانی سرانجام زن جوان به زندگی برگشت. او شکایت اولیه علیه شوهرش را در بیمارستان ارائه کرد و بعد از گذشت دو ماه بستری بودن در بیمارستان سرانجام مرخص شد و جزئیات جدیدی برای بازپرس بازگو کرد.
با تکمیل تحقیقات، کیفرخواست علیه بهنام، شوهر این زن، صادر و با توجه به اینکه میزان ضربات زیاد و شدید بود و دیهای که به او تعلق میگرفت بیش از نیمی از دیه یک انسان بود، پرونده برای رسیدگی به شعبه 8 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در جلسه رسیدگی که صبح امروز برگزار شد، زن جوان شکایت خود را مطرح کرد. او گفت: شوهرم سر کار نمیرفت. من و دو بچهام به لحاظ مالی خیلی تحت فشار بودیم اما شوهرم اصلاً تن به کار نمیداد. صبح روز حادثه او را بیدار کردم که سر کار برود. با من جروبحث کرد و عصبانی شد، پسرم خانه نبود و به مدرسه رفته بود اما دختر دوسالهام کنار من داشت بازی میکرد. وقتی به بهنام گفتم بس کن دیگر طاقت کارهایت را ندارم، بلند شد و با کارد میوهخوری به سمتم حمله کرد. پشت سر هم به سر و صورت و بدن من میکوبید و تلاشم برای فرار فایده نداشت. آنقدر مرا زد که دسته چاقو شکست. با همان حالت به سمت حیاط خانه رفتم تا خودم را نجات دهم.
مینا در حالی که صدایش هنوز از وحشت میلرزید و گریه میکرد ادامه داد: بهنام در حیاط شیشه قلیان را برداشت و به سمت من حمله کرد. شیشه را شکست و با شیشه شکسته به جانم افتاد. دیگر نه صدا میشنیدم و نه قدرت فریاد زدن داشتم. فقط سعی میکردم فرار کنم. هر طور شده بود خودم را از زیر دستش بیرون کشیدم و به سمت در حیاط رفتم. همین که در را باز کردم و مردم مرا در آن وضعیت دیدند، دورم جمع شدند. فکر میکردم نجات پیدا کردهام؛ درخواست کردم کسی مرا به بیمارستان برساند. بهنام دوباره آمد. این بار چیزی تیز دستش بود که اول نفهمیدم چیست. یک ضربه به چشمم و یک ضربه به دماغم زد. بیهوش شدم. بعد فهمیدم چیزی که دستش بود قیچی خیاطی خودش بود. با هر دو تیغه قیچی به سر و صورت من کوبید. طوری که حالا شما رد بخیهها را روی صورتم میبینید و حجم جراحتی را هم که به من وارد شده از روی بخیهها میتوانید ببینید.
زن جوان توضیح داد: بهنام حتی اجازه نمیداد مردم به من نزدیک شوند. او همینطور که به من ضربه میزد، میگفت دعوا زن و شوهری است، کنار بروید، به شما ربطی ندارد. اول کسی کمک نکرد اما وقتی دیدند دارد من را میکشد چند مرد جلو آمدند و مرا از دستش گرفتند. من از این مرد شکایت و درخواست اشد مجازات دارم و دیه و خسارت هم میخواهم.
در این هنگام قاضی پرسید: آیا هنوز در زوجیت هستید؟
زن جوان پاسخ داد: دادخواست طلاق دادهام. هنوز حکم طلاق صادر نشده است. اما من دیگر با این مرد در یک خانه زندگی نمیکنم. او خطرناک است.
وقتی نوبت به بهنام رسید او قبول کرد همسرش را زده اما گفت مینا مقصر است. این مرد گفت: من خواب بودم، زنم من را بیدار کرد و گفت بلند شو برو سر کار. من دوباره خوابیدم چون شب دیروقت خوابیده بودم و هنوز خوابم کامل نشده بود. وقتی دید بلند نمیشوم فحش زشت داد و مرا نفرین کرد. آنقدر عصبانی شدم که نتوانستم خودم را کنترل کنم. با کاردی که دم دستم بود او را زدم. آنقدر عصبانی بودم که اصلاً متوجه نشدم چند ضربه زدم.
قاضی گفت: با سه وسیله خطرناک به زنت حمله کردی. اجازه ندادی کسی به او نزدیک شود. بعد میگویی دست خودت نبود و متوجه نشدی؟!
متهم گفت: من خیلی از دست او عصبانی بودم ضمن اینکه زنم بود و نمیخواستم کسی در رابطه ما دخالت کند.
قاضی گفت: حداقل حالا از او عذرخواهی کن و کاری کن تو را ببخشد. این زن را تا پای مرگ بردی.
متهم گفت: اگر گذشت کند و دیه نخواهد من هم به زندگی مشترک برمیگردم و طلاقش نمیدهم اما اگر پافشاری کند من هم نمیبخشم.
در پایان زن جوان گفت: من خواستهای جز مجازات این مرد و طلاق ندارم.
متهم نیز در بیان آخرین دفاع گفت: قصدم آسیب زدن به زنم نبود. حالا هم میگویم ما زندگی خوبی داشتیم ولی آن روز عصبانی شدم.
در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
دیدگاه تان را بنویسید