کد خبر: 770899
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۸ ۱۳:۱۵:۰۰
| |

اختصاصی «اعتماد آنلاین»:

از خلیج فارس تا دریای چین جنوبی؛ «ترامپ» چگونه با یک جنگ، تمام اهرم‌های نفوذ آمریکا را از دست داد؟

ایالات متحده دیگر مانند گذشته نمی‌تواند روی متحدان خود حساب کند، به‌ویژه پس از جنگی که ضربه‌ای سنگین به بنیان‌های در حال فروپاشی اتحادهای جهانی واشنگتن وارد کرده است. ناتو پیش‌تر نیز در پی بحران ناشی از تهدید ترامپ به تصاحب گرینلند در اوایل سال جاری و سایر تنش‌ها دچار تزلزل شده بود. اما جنگ ایران ممکن است به‌عنوان نقطه اوج جدایی میان ایالات متحده و متحدان اروپایی‌اش تلقی شود.

از خلیج فارس تا دریای چین جنوبی؛ «ترامپ» چگونه با یک جنگ، تمام اهرم‌های نفوذ آمریکا را از دست داد؟
کد خبر: 770899
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۸ ۱۳:۱۵:۰۰

حتی با وجود یک آتش‌بس شکننده که تا حد زیادی برقرار مانده و از سرگیری مذاکرات میان طرف‌ها، هزینه‌های فوری جنگ در ایران در سطح اقتصاد بین‌الملل از هم‌اکنون آشکار شده است. قیمت نفت و گاز به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. صندوق بین‌المللی پول درباره احتمال وقوع یک رکود جهانی هشدار می‌دهد. طرفین درگیری به لحاظ نظامی و خسارات مادی متحمل خساراتی شده‌اند. ایالات متحده ۱۳ کشته در میان نیروهای نظامی خود و بیش از ۳۸۰ مجروح داشته و ذخایر نظامی‌اش کاهش یافته است. همزمان محبوبیت دونالد ترامپ نیز کاهش یافته است. این نتایج کوتاه‌مدت همگی مهم هستند. اما در بلندمدت، ممکن است در برابر پیامدهای راهبردی عمیقی که از این درگیری ناشی می‌شود، کم‌رنگ به نظر برسند.

به گزارش «اعتماد آنلاین» و به نوشته فارن پالسی، جنگ‌ها می‌توانند نقاط عطفی در تاریخ باشند، زلزله‌هایی ژئوپلیتیکی که تغییرات جهانی را تسریع می‌کنند، واقعیت‌های جدیدی می‌آفرینند و مدت‌ها پس از پایان درگیری‌ها اثراتشان باقی می‌ماند. جنگ ایران دقیقاً چنین زلزله‌ای است و ایالات متحده و جهان سال‌ها با پیامدهای راهبردی آن زندگی خواهند کرد. جنگ ایران  همچنین ضربه‌ای بالقوه به نظم بین‌المللی وارد کرد که تحت رهبری ایالات متحده شکل گرفته بود و پیش از این نیز در وضعیت وخیمی قرار داشت. اکنون اما ایالات متحده به تهدید اصلی همان نظمی تبدیل شده که زمانی رهبری آن را بر عهده داشت نظمی مبتنی بر اتحادهای تحت رهبری آمریکا و اصولی تثبیت‌کننده مانند عدم تجاوز، حاکمیت ملی و آزادی کشتیرانی.

به گزارش فارن پالسی، با آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران آن هم بدون هیچ مبنای حقوقی قابل قبول چه در حقوق داخلی و چه در حقوق بین‌الملل این جنگ به عادی‌سازی تجاوز به‌عنوان ابزاری برای حل‌وفصل اختلافات میان کشورها کمک کرده است. و این تنها آغاز ماجراست. با تهدید به نابودی نیروگاه‌ها، زیرساخت‌های غیرنظامی و حتی یک تمدن کامل، ترامپ به عادی‌سازی جنایات جنگی به‌عنوان یک تاکتیک نظامی و ابزار چانه‌زنی دیپلماتیک کمک کرده است، حتی بدون اجرای این تهدیدها. او همچنین به عادی‌سازی استفاده ابزاری از گلوگاه‌های جغرافیایی حیاتی برای اقتصاد جهانی، از جمله با مسدود کردن تنگه هرمز، دامن زده است. یک رئیس‌جمهور آینده ممکن است تلاش کند اصولی را که ترامپ کنار گذاشته احیا کند، مثلا بسیج جهان برای مقابله با تجاوز چین علیه تایوان، حمایت از اوکراین و محکوم کردن جنایات جنگی روسیه در آنجا، یا دفاع از آزادی کشتیرانی در دریای چین جنوبی. اما آسیب وارد شده پیشاپیش رخ داده است. حتی پس از فروکش کردن درگیری با ایران، برای ایالات متحده بسیار دشوارتر خواهد بود که به‌طور معتبر در دفاع از نظمی که سال‌ها بر آن نظارت داشت، عمل کند.

در ادامه این گزارش همچنین آمده ایالات متحده دیگر مانند گذشته نمی‌تواند روی متحدان خود حساب کند، به‌ویژه پس از جنگی که ضربه‌ای سنگین به بنیان‌های در حال فروپاشی اتحادهای جهانی واشنگتن وارد کرده است. ناتو پیش‌تر نیز در پی بحران ناشی از تهدید ترامپ به تصاحب گرینلند در اوایل سال جاری و سایر تنش‌ها دچار تزلزل شده بود. اما جنگ ایران ممکن است به‌عنوان نقطه اوج جدایی میان ایالات متحده و متحدان اروپایی‌اش تلقی شود؛ متحدانی که نه در مورد این درگیری مورد مشورت قرار گرفتند و نه با آن موافق بودند. ترامپ اما رهبران اروپایی را «بزدل» خواند و پس از آنکه برخی کشورها از اعزام نیروهای دریایی برای باز کردن تنگه هرمز خودداری کردند و برخی دیگر محدودیت‌هایی برای استفاده آمریکا از پایگاه‌های اروپایی جهت تجاوز  به ایران اعمال کردند، تهدید کرد که ایالات متحده را از ناتو خارج خواهد کرد. با این همه چه ترامپ این تهدید را عملی کند یا نه، صرف مطرح شدن آن تعهد دفاع جمعی این ائتلاف را بیش از پیش تضعیف می‌کند. این امر احتمالاً حرکت اروپا به‌سوی استقلال دفاعی و حتی هسته‌ای را تسریع خواهد کرد.

به ادعای این نشریه آمریکایی، این جنگ همچنین پیامدهای مهمی برای اتحادهای آمریکا در منطقه هند-اقیانوسیه خواهد داشت. با وجود تمام صحبت‌ها درباره اولویت دادن به این منطقه و به‌ویژه چین، جنگ ایران نتیجه‌ای معکوس داشته است. برای اجرای یک تجاوز طولانی‌مدت در ایران، دفاع از متحدان منطقه‌ای در برابر موشک‌ها و پهپادهای ایرانی، مقابله با بسته شدن تنگه هرمز و آماده‌سازی برای عملیات زمینی احتمالی، ترامپ ناچار شد مقدار عظیمی از منابع محدود نظامی را از منطقه هند-اقیانوسیه به خاورمیانه منتقل کند. درگیری مجدد آمریکا در خاورمیانه، توجه و منابعی را که در غیر این صورت می‌توانست صرف منطقه هند-اقیانوسیه شود، مصرف می‌کند. این در حالی است که فشار جنگ بر ارتش ایالات متحده بدان معناست که آمادگی آن برای یک درگیری احتمالی با چین تضعیف شده است.

به نوشته فارن پالسی، این جنگ ذخایر موشکی و سامانه‌های دفاع موشکی آمریکا که برای دفاع از تایوان، کره جنوبی یا ژاپن ضروری هستند را کاهش داده و تحویل تسلیحات به شرکای کلیدی آسیایی را به تأخیر انداخته است. همزمان با یک بحران شدید انرژی که در نتیجه جنگ انتخابی واشنگتن ایجاد شده، متحدان در منطقه هند-اقیانوسیه در حال تردید هستند که آیا ایالات متحده از منافع آن‌ها و در صورت لزوم از امنیتشان دفاع خواهد کرد یا نه. در نتیجه، ممکن است این متحدان از آمریکا فاصله بگیرند، با چین سازگار شوند، یا هر دو.

در ادامه گزارش این نشریه آمریکایی تاکید شده است که آسیب واردشده به شراکت راهبردی آمریکا با اسرائیل حتی بیشتر بوده است. پیش از جنگ نیز نگرش‌های عمومی در آمریکا نسبت به اسرائیل به‌شدت منفی شده بود؛ امری که ناشی از پیامدهای فاجعه‌بار جنگ در غزه و گرایش‌های راست افراطی دولت اسرائیل بود. اما نقش ادراک‌شده اسرائیل در آغاز جنگی که بسیاری از آمریکایی‌ها آن را غیرضروری و پرهزینه می‌دانند، این روند را در میان هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، از جمله حامیان جریان «ماگا» به‌طور چشمگیری تسریع کرده است. بر اساس نظرسنجی‌های مؤسسه پیو، حدود ۶۰ درصد آمریکایی‌ها اکنون دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارند و طبق نظرسنجی NBC در ماه آوریل، ۷۴ درصد از جوانان آمریکایی بیشتر با فلسطینی‌ها همدلی دارند تا اسرائیلی‌ها. درخواست‌هایی که زمانی جنجالی محسوب می‌شد مانند توقف حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل اکنون به امری رایج تبدیل شده است. از جمله، طرحی در کنگره در هفته گذشته برای جلوگیری از انتقال برخی انواع بمب‌ها به اسرائیل، حمایت بی‌سابقه ۳۶ سناتور را جلب کرد؛ یعنی ۱۲ نفر بیشتر از طرح مشابهی که پیش از جنگ ایران به رأی گذاشته شده بود. اکنون احتمال اینکه ایالات متحده به‌طور کامل به کمک‌های امنیتی به اسرائیل پایان دهد، بسیار واقعی است. به ادعای فارن پالسی، اگر جنگ ایران تلاش‌های متحدان آمریکا برای کاهش ریسک و فاصله گرفتن از وابستگی به ایالات متحده را تسریع کند، در عین حال دشمنان آمریکا را نیز به یکدیگر نزدیک‌تر خواهد کرد. در این رابطه ادعا شده که روسیه و چین با مشاهده فرصتی برای تضعیف رقیب آمریکایی خود، حمایت دیپلماتیک، اطلاعات هدف‌گیری و سایر داده‌های اطلاعاتی را در اختیار تهران قرار داده‌اند و در مورد روسیه، حتی تسلیحات نیز فراهم شده است. در مقابل، ایران نیز برای جبران این حمایت‌ها، به تأمین پهپاد برای روسیه در جنگ اوکراین ادامه داده، نفت ارزان‌تری به چین ارائه کرده و تجربیات خود در مقابله با ارتش آمریکا را با هر دو کشور به اشتراک گذاشته است. اگر یکی از اهداف اصلی راهبرد امنیت ملی آمریکا در سال‌های اخیر جلوگیری از شکل‌گیری یک محور میان چین، روسیه، ایران و کره شمالی بوده، به نظر می‌رسد جنگ ایران نتیجه‌ای معکوس داشته است.

فارن پالسی در ادامه نوشت: راهبرد واشنگتن در ایران همچنین به تقویت نقش چین به‌عنوان یک قدرت جهانی منجر خواهد شد. ایالات متحده نه‌تنها نشان داده که همچنان مستعد درگیر شدن در بحران‌های خاورمیانه است، بلکه نیاز ترامپ به تثبیت اقتصاد جهانی، دست پکن را در آستانه دیدارش با شی جین‌پینگ در ماه آینده تقویت می‌کند. این امر احتمال آن را افزایش می‌دهد که هرگونه توافق در زمینه تجارت، فناوری‌های پیشرفته و حتی سیاست آمریکا در قبال تایوان، به نفع چین باشد. همچنین نیاز جهانی به جایگزین‌هایی برای هیدروکربن‌ها، تقاضا برای فناوری‌های پاک را افزایش خواهد داد؛ حوزه‌ای که چین در آن بر جهان تسلط دارد. از طرفی روسیه نیز به شیوه‌هایی سود برده که می‌تواند مسیر راهبردی جنگ در اوکراین را تغییر دهد. پیش از جنگ ایران، روسیه پیشرفت چندانی در میدان نبرد نداشت و با فشار اقتصادی شدید از جمله کسری بودجه حدود ۶۰ میلیارد دلاری در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ و تلفات سنگین ماهانه مواجه بود. اما افزایش حدود ۵۰ درصدی قیمت نفت در پی این جنگ، درآمد عظیمی را برای مسکو فراهم کرده است در حد صدها میلیون دلار در روز، که می‌تواند ماه‌ها یا حتی سال‌ها ادامه یابد. افزایش قیمت نفت آن‌قدر فشار بر واشنگتن وارد کرد که در ماه مارس، تحریم‌ها بر خرید نفت روسیه را به حالت تعلیق درآورد و اگر قیمت‌ها همچنان بالا بمانند، ممکن است این تعلیق نامحدود شود. این جنگ همچنین سامانه‌های محدود دفاع موشکی را از اوکراین منحرف کرده و شهرها و زیرساخت‌های این کشور را در برابر حملات موشکی و پهپادی روسیه آسیب‌پذیرتر ساخته است و این امر به مسکو امیدی تازه داده است که می‌تواند در نهایت پیروز شود.  جنگ با ایران هنوز تمام نشده است اما اختلافات میان دو طرف بر سر مسئله هسته‌ای، آینده تنگه هرمز، برنامه موشک‌های بالستیک ایران و منطقه همچنان قابل‌توجه است. هر دو طرف در هر لحظه توان از سرگیری درگیری را دارند.اما چه جنگ دوباره شعله‌ور شود و چه فردا توافقی حاصل گردد، این جنگ پیشاپیش نیروهای قدرتمندی را آزاد کرده است. تأثیرات راهبردی این نیروها مدت‌ها پس از پایان خود جنگ، در سراسر جهان طنین‌انداز خواهد بود.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها