اختصاصی «اعتماد آنلاین»:
چرا سعودیها در جنگ با ایران، کنار ایستادهاند؟
به نظر میرسد ریاض بهتر است برای حفاظت از منافع خود گامهای عملیتری بردارد. همان ضربالمثل معروف که میگوید: «بهتر است سر میز باشی تا اینکه خودت بخشی از غذا باشی.» با این حال، باید انصاف داد که جنگ با ایران برای سعودیها پیچیده است.
عربستان که از قبل با فشارهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکرد، مجبور شده هزینههایش را کاهش دهد و زمانبندی پروژههای بزرگ را که قرار بود نماد فیزیکی تحول این کشور باشند، به تعویق بیندازد. صندوق سرمایهگذاری عمومی اکنون تمرکز خود را بر انرژیهای جایگزین، تولید پیشرفته، لجستیک، آب و انرژیهای تجدیدپذیر، گردشگری و «نئوم» شهر آیندهگرایانهای که در ساحل شمالغربی کشور در حال ساخت است معطوف کرده است. همچنین، با توجه به شرایط کنونی، جای تعجب نیست که ریاض به سرمایهگذاری در صنعت دفاعی داخلی خود ادامه خواهد داد و منابع خرید تسلیحات خود را متنوعتر خواهد کرد. مقامات سعودی همچنین قصد دارند پروژه گلف نوپای ولیعهد را متوقف کنند و پیشتر نیز ۷۰ درصد از باشگاه ارزشمند فوتبال الهلال را فروختهاند. در مورد خود جنگ، عربستان در اواخر فوریه با ضربهای در عرصه افکار عمومی مواجه شد، زمانی که روزنامه واشنگتن پست مدعی شد محمد بن سلمان مانند بنیامین نتانیاهو نخستوزیر رژیم اسرائیل از دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا خواسته بود به ایران حمله کند. عربستان اما این موضوع را تکذیب کرد. چند هفته بعد، زمانی که ترامپ ادعا میکرد جنگ ظرف چند روز تمام خواهد شد، نیویورک تایمز در گزارشی مدعی شد که ولیعهد دوباره در حال لابیگری با رئیسجمهور آمریکا درباره ایران بوده است. اما باز هم عربستان این موضوع را رد کرد. با این حال، با وجود تأکید علنی ریاض بر اینکه خواهان جنگ نیست و از راهحل دیپلماتیک حمایت میکند، همچنان پایگاههای آمریکا در این کشور هدف حملات مشروع ایران و مقاومت عراق قرار گرفته است.
به گزارش «اعتماد آنلاین» و به نوشته فارن پالسی این موضوع نشاندهنده این واقعیت است که کشوری که خود را قدرتی در حال ظهور و مهمترین کشور خاورمیانه معرفی کرده، در زمانی که منطقه در آتش است، در وضعیتی بلاتکلیف قرار دارد. سعودیها آشکارا منافع مهمی در این وضعیت دارند، اما به جای اقدام عملی، صرفاً بیانیههای تند صادر میکنند، در حالی که دیگران از جمله دشمنانشان در حال شکل دادن به آینده منطقه هستند. به نظر میرسد ریاض بهتر است برای حفاظت از منافع خود گامهای عملیتری بردارد. همان ضربالمثل معروف که میگوید: «بهتر است سر میز باشی تا اینکه خودت بخشی از غذا باشی.» با این حال، باید انصاف داد که جنگ با ایران برای سعودیها پیچیده است. رهبران عربستان که روی تحول اقتصادی یک تریلیون دلاری خود شرطبندی کردهاند، بیش از هر چیز به دنبال ثبات منطقهای هستند. از دید آنها، هیچکس کمککننده نیست: نه حماس، نه سوریه، نه امارات، نه ایران، و بهویژه نه رژیم اسرائیل و ایالات متحده. در شرایطی که مهمترین شریک ریاض یعنی واشنگتن (به همراه رژیم اسرائیل) منطقه را بیثبات کرده، سعودیها در تلاشاند بفهمند چگونه باید از خود محافظت کنند؛ در شرایطی خارج از کنترلشان که احتمالاً به یکی از سه نتیجه منجر خواهد شد.
به ادعای این نشریه آمریکایی اولین سناریو بنبست است: در این سناریو ترامپ از جنگ خسته میشود و بدون تبدیل دستاوردهای تاکتیکی به پیروزی راهبردی، پایان جنگ را اعلام میکند، در حالی که نیروهای آمریکا در منطقه باقی میمانند و تحریمها علیه ایران پابرجا میماند. این بدترین نتیجه برای سعودیها نیست. سناریوی دوم پیروزی واقعی آمریکا است؛ که میتواند از طیفی از نتایج شامل ناتوان شدن ایران در تهدید همسایگانش تا تغییر ادعای کامل حکومت در این کشور را در بر بگیرد. این بهترین نتیجه ممکن برای عربستان سعودی (و سایر کشورهای منطقه) خواهد بود. در ادامه این گزارش همچنین آمده است که سناریوی سوم نیز محتمل است و آن پیروزی ایران است که شامل لغو تحریمها، نقشآفرینی تهران در مدیریت تنگه هرمز و عقبنشینی آمریکا از منطقه باشد. هر یک از این سناریوها ممکن است رخ دهد، اما با توجه به رویکرد سعودیها تاکنون، به نظر میرسد آنها احتمال پیروزی آمریکا را کمتر در نظر میگیرند و بیشتر به سمت بنبست یا حتی پیروزی ایران متمایل شدهاند. به همین دلیل، آنها در حال حرکت روی باریکترین خط ممکن هستند؛ از یک سو منکر حمایت از جنگ از ابتدا میشوند، از سوی دیگر از گزارشهایی که میگوید نمیخواهند ترامپ جنگ را زود پایان دهد فاصله میگیرند، و در عین حال گاهی ایران را به تلافی تهدید میکنند.
به نوشته فارن پالسی، این شیوه انکار و پنهانکاری در برخورد با مسائل منطقه قرار بود مربوط به گذشته رهبران سعودی باشد. هرچند وسوسهانگیز است که این وضعیت را ناشی از عادتهای قدیمی بدانیم، اما واقعیت دقیقتر این است که سعودیها در موقعیتی نسبتاً دشوار قرار گرفتهاند. عربستان سعودی به اندازهای که در گفتار خود ادعا میکند، قدرتمند و اثرگذار نیست و همین موضوع باعث شده به ایالات متحده وابسته باشد؛ کشوری که همراه با رژیم اسرائیل در تلاش برای تغییر شکل خاورمیانه است. محمد بن سلمان ممکن است با هدف کلی این تغییرات موافق باشد، اما نه با شیوهای که آمریکا و اسرائیل در پیش گرفتهاند. در چنین شرایطی، ریاض تلاش میکند برای همه سناریوهای ممکن، همزمان نقشهای متفاوتی بازی کند. با توجه به پیامدهای سنگین از جمله اینکه «چشمانداز ۲۰۳۰» و تمام پروژههای مرتبط با آن در معرض خطر قرار دارند سعودیها بهتر است از این وضعیت مبهم خارج شوند و موضعی روشن در قبال جنگ اتخاذ کنند. تا بتوانند به عنوان کشوری قدرتمند، اثرگذار و قادر به شکلدهی به منطقه شناخته شوند. اگر چنین است، پس ریاض دقیقاً چگونه این نقش را ایفا میکند بدون تردید، عربستان از اقدامات آمریکا و رژیم اسرائیل خشمگین است. تا پیش از ۲۸ فوریه، منطقه کاملاً باثبات نبود، اما قابل مدیریت بود. اکنون اما آمریکا و رژیم اسرائیل نیروهایی را آزاد کردهاند که قادر به کنترل آنها نیستند. سعودیها تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران را به فهرست طولانی اقدامات نیمهتمام واشنگتن اضافه خواهند کرد که به نفع ایران تمام شدهاند؛ از جمله حمله سال ۲۰۰۳ به عراق، توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۵، عدم واکنش به حمله صورت گرفته به تأسیسات نفتی عربستان در ۲۰۱۹ و موارد دیگر. بنابراین جنگ ایران بهزودی به بخشی از انتقادات همیشگی سعودیها از آمریکا تبدیل خواهد شد و نمیتوان آنها را به خاطر این گلایهها سرزنش کرد. تصمیم برای ورود به جنگ، تصمیمی بیملاحظه و پرخطر بود. با این حال، بهترین راه برای کاهش پیامدهای ماجراجویی اشتباه ترامپ، اتخاذ موضعی روشن، پذیرش بخشی از ریسک و قبول مسئولیت است. اما به نظر میرسد سعودیها قادر به انجام این کار نیستند. در عوض، آنها نشان میدهند که در سطحی برابر با رژیم اسرائیل یا ایران قرار ندارند.
دیدگاه تان را بنویسید