آیا ایالات متحده واقعاً باران ایران را دزدیده است؟
یک تحلیلگر ترک در توییتر نوشت: آیا ایالات متحده واقعاً باران ایران را دزدیده است؟ یا کسانی که این نظریه را ترویج میدهند ناخواسته در خدمت منافع ایالات متحده هستند؟!
یک تحلیلگر ترک در توییتر نوشت: آیا ایالات متحده واقعاً باران ایران را دزدیده است؟
یا کسانی که این نظریه را ترویج میدهند ناخواسته در خدمت منافع ایالات متحده هستند؟!
در واقعیت، وقتی سعی میکنید مردم منطقه را متقاعد کنید که ایالات متحده باران را مهار میکند،
بزرگترین سلاح روانی در تاریخ مدرن را به ایالات متحده میدهید.
این به آمریکا اجازه میدهد تا به عنوان یک "قدرت مطلق" ظاهر شود که میتواند با فشار یک دکمه باران را از کل کشورها مهار کند.
این یک تبلیغات رایگان است که باعث میشود دشمنان در مواجهه با فناوری به ظاهر شکستناپذیر کاملاً احساس درماندگی کنند!
از یک طرف، گفته میشود که رادارهای آمریکایی ابرها را "مسدود" میکنند و از طرف دیگر،
ایالات متحده خود در سالهای اخیر از خشکسالی تاریخی در کالیفرنیا و آتشسوزیهای گسترده جنگلها رنج برده است.
اگر قرار باشد برای استدلال فرض کنیم که رادارها از باران جلوگیری میکنند، این بدان معناست که آنها باید جو را گرم کنند. به دماهایی که از تراکم جلوگیری میکنند.
و برای اینکه رادارها از باران جلوگیری کنند..." بارش باران در منطقهای به وسعت کشورهایی مانند ایران یا ترکیه که اخیراً از کمبود آب رنج میبرند،
به انرژی معادل هزاران بمب هستهای به طور مداوم نیاز دارد.
این چیزی است که هیچ فناوری انسانی در حال حاضر ندارد.
رادارهای نظامی برای مقابله با اجسام جامد طراحی شدهاند، نه گازها و رطوبت.
ابرها از قدرتمندترین رادارهای جهان عبور میکنند و باران مستقیماً بالای آنها بدون هیچ تأثیری میبارد.
رادار امواجی را برای تشخیص اجسام فلزی منتشر میکند،
و انرژی لازم برای تجزیه تودههای هوایی به وزن میلیونها تن را ندارد.
چه کسی از متقاعد کردن شما به اینکه دشمن شما میتواند ابرها را کنترل کند، سود میبرد؟
ذینفع کسی است که میخواهد شما باور کنید که مقابله با آنها یک نبرد شکستخورده است، زیرا سلاح آب و هوایی آنها بسیار برتر از سلاح نظامی آنهاست.
او همان کسی است که وقتی تحلیلگران منطقه ما را میبیند لبخند میزند
قدرتهای الهی را که فراتر از قوانین فیزیک و ترمودینامیک هستند به او نسبت میدهد.
من معتقدم که این ادعاها عمداً مطرح میشوند.
و من معتقدم که ایالات متحده، که در مرکز این ادعاها قرار دارد، منبع آنهاست.
زیرا وقتی مردم را وادار به باور چنین ادعایی میکنید، به سه چیز دست مییابید و در جنگ روانی، این سه چیز به شما مزیت قابل توجهی میدهد.
اول، شما شروع به دیدن قدرت قدرتهای خارجی بسیار بیشتر از آنچه در واقع است، میکنید.
تصور کنید، ما در مورد توانایی آمریکا در کنترل آب و هوا صحبت میکنیم.
چگونه کسی میتواند در چنین موردی موفق شود؟
وقتی این طرز فکر را در یک جامعه القا میکنید، کنترل آن جامعه یا آن جوامع آسانتر میشود.
زیرا حس درماندگی آموخته شده ایجاد میشود.
من معتقدم که هدف ایالات متحده از انتشار چنین ادعاهایی همین است. البته، محدود به این نیست.
چنین ادعاهایی همچنین بیاعتمادی نهادی را در جوامع ایجاد میکند.
به عبارت دیگر، مردم شروع به باور این میکنند که دولتها و دانشمندانشان دروغ میگویند.
و این باعث ایجاد فضایی از بیاعتمادی میشود.
در نهایت، و من معتقدم خطرناکترین تهدید برای ملت ما، القای حس ناتوانی دولت در مردم است.
تصور کنید ایالات متحده از آن سوی اقیانوس بیاید.
فضای شما را مسموم کند و دولت شما قادر به متوقف کردن آن نباشد.
در چنین سناریویی، شما چیزی جز ناتوانی دولت خود احساس نخواهید کرد.
اگر ایالات متحده سعی کند این حس را از طریق رسانههای اجتماعی در جوامع القا کند،
به بودجههایی در حد صدها میلیارد دلار نیاز خواهد داشت.
اما آنها میتوانند از طریق تئوریهای توطئه بسیار آسانتر به این هدف دست یابند.
دیدگاه تان را بنویسید