کد خبر: 775810
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۱ ۱۰:۰۶:۱۰
| |

خالقان ویدیوهای لِگو: ما ترسناک نیستیم

در جریان گفت‌وگوهایم با گروه تولیدکنندگان ویدیوهای لِگو از آنها پرسیدم چرا از ماسک «وندتا» برای پوشاندن صورت خود در مصاحبه‌ها استفاده نمی‌کنند. ماسک وندتا به جنبش آنارشیستی اشاره دارد که به خصوص بعد از تظاهرات اشغال در سرتاسر دنیا و بعدا در آنچه که به عنوان بهار عربی شناخته می‌شود، محبوبیتی پیدا کرد و در اقلا دو دهه اخیر به عنوان سمبل اعتراض علیه قدرت شناخته شده است. یکی از اعضای گروه در پاسخ به این سوال گفت: «وندتا ترسناک است، ما ترسناک نیستیم.»

خالقان ویدیوهای لِگو: ما ترسناک نیستیم
کد خبر: 775810
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۱ ۱۰:۰۶:۱۰

فاطمه کریم‌خان-ویدیوهای لِگو به همان اندازه که در بین کاربران عادی در شبکه‌های اجتماعی محبوبیت پیدا کرده‌، در بین مفسران سیاسی ترس و وحشت ایجاد کرده است. حساب‌های منتشر کننده ویدیوهای لِگو به صورت سیستماتیک در شبکه‌های اجتماعی از قبیل تیک‌تاک، اینستاگرام و یوتیوب حذف می‌شوند. هم در رسانه‌ها و هم در شبکه‌های اجتماعی، رهبران افکار این ویدیوها را اسلپوگاندا، جنگ ایران در جبهه آنلاین و حتی متجاوز تعریف  می‌کنند.

به گزارش اعتماد، ویدیوهای لِگو با هوش مصنوعی ساخته می‌شوند، محتوای سیاسی دارند، از مواضع ایران در جنگ طرفداری می‌کنند و به صورت ویروسی در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند. تهدید تلقی کردن آنها آنقدرها هم کار سختی نیست، هر چند دقیقا مشخص نباشد که تولیدکنندگان همان کسانی نباشند که رسانه‌ها تلاش می‌کنند جا بیندازند. 

ویدیوهای لِگو را باید به دو قسمت تقسیم کرد؛ بخشی از آنها ویدیوهایی هستند که توسط یک گروه 20 تا 25 نفری در ایران تولید می‌شوند و بخشی دیگر ویدیوهایی هستند که با داغ شدن قابل ‌ملاحظه ویدیوهای اولی و با تقلید از سبک آنها تولید و به شبکه‌های اجتماعی سرازیر شدند.  ویدیوهای  دسته اول را جایی به نام «رسانه انفجاری»  منتشر می‌کند.

رسانه انفجاری، هویت خود را از رسم ایرانی «توپ در کردن» گرفته است. قبل از دوران رسانه‌های اجتماعی و قبل از دوران رسانه، در شهرهای ایران برای اطلاع دادن اخبار مهم «توپ» در می‌کردند تا مردم را جمع کنند و تحویل سال نو، مرگ حاکم یا چیزهای دیگری از این قبیل را به اطلاع همه برسانند. اصطلاح «مثل توپ ترکیدن خبر» از همین جا آمده و کنایه‌ای به پخش شدن سریع خبری در بین مردمی است که دسترسی به رسانه‌های دیگر ندارند.

متخصصان هوش مصنوعی می‌گویند «رسانه انفجاری» برای تولید انیمیشن‌ها از ابزار RunwayML و برای موسیقی از Suno استفاده می‌کند. هر دوی اینها اشتراکی بین ماهانه چند ده دلار تا نزدیک به صد دلار دارند. در حالی که حداقل حقوق در ایران به سختی به حدود ماهانه ۱۰۰ دلار می‌رسد. تولیدکنندگان این ویدیوها امکان پرداخت هزینه اشتراک برنامه‌های هوش مصنوعی که برای تولید ویدیوهایی به این کیفیت لازم است را دارند و در حالی که ایران هفته‌هاست در یک خاموشی سراسری اینترنت به سر می‌برد، روشن است که تولیدکنندگان ویدیوهای لِگو به اینترنت پایدار و با کیفیتی دسترسی دارند‌. با چنین وضعیتی چندان بعید نیست که بسیاری از کسانی که به این ویدیوها پرداختند به شکل وسواس‌گونه‌ای تلاش می‌کنند در مورد اینکه چه گروه یا نهادی در داخل ایران از ساخت این ویدیوها حمایت می‌کند، حدس‌هایی را عرضه کنند.

گروه تولید‌کنندگان ویدیوهای لِگو در مصاحبه‌های متعدد از جمله گفت‌وگو با نویسنده این مطلب‌، خودشان را گروهی گرس روت، «جهادی» و بدون وابستگی‌های دولتی معرفی می‌کنند که از منظری درست و از منظری دیگر نادقیق است. بعد از شکست پروژه ساخت سازمان‌های مدنی در ایران از طریق پرداخت پول خارجی به اکتیویست‌های جوان و جویای نام، کل پروژه افزایش مشارکت مدنی از طریق جذب همکاری جوانان و فرهنگ ساخت سمن‌ها تعطیل نشد. جریان قدرت حاکم در ایران این ظرفیت را داشت که ایده عموما امریکایی به کارگیری ان‌جی‌اوها برای افزایش مشارکت مدنی را با تجربه‌های تاریخی پیش و پس از انقلاب هماهنگ کند و به کار بگیرد. «گروه‌های جهادی» که  طی دو دهه گذشته بخشی از زندگی و آیین‌های ورود به بزرگسالی برای بسیاری از جوانان ایرانی بودند، با پشتوانه تجربیات به‌کارگیری جوانان در طول جنگ 8ساله ایران و عراق و با تکیه بر تئوری‌پردازی‌های منطق ایجاد و حمایت  از ngo‌ها  شکل گرفتند.

هسته‌های این گروه‌ها در دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها، به‌خصوص مردان جوان را جذب و برای انجام کار ارزان‌قیمت در مناطق روستایی دورافتاده بسیج می‌کردند. هسته‌های زنان این گروه‌ها بیشتر در حوزه‌های خدمات اجتماعی و آموزش کار می‌کنند، اما بروز آنها به وضوح از بروز هسته‌های مردان جوان کمتر  است.

این هسته‌ها به مرور نوعی ساختار نیمه ‌مستقل پیدا کردند. بسیاری از آنها  الزاما وابستگی مستقیم سازمانی به سپاه نداشتند، اما می‌توانستند با معرفی خود به عنوان «گروه جهادی» از امکانات نهادهای دولتی یا حتی بخش خصوصی استفاده کنند: دفتر کار،  اینترنت، حمل‌ونقل، امکانات لجستیکی یا دسترسی به مناطق مختلف .

به همین دلیل، این گروه‌ها را نمی‌توان کاملا مستقل یا کاملا حکومتی توصیف کرد. آنها روی طیفی از استقلال و وابستگی جابه‌جا می‌شوند. شبکه‌هایی نیمه‌خودمختار که درون اکوسیستم قدرت جمهوری اسلامی عمل می‌کنند، اما در عین حال می‌توانند تا حدی هویت و سبک خود را  هم حفظ کنند.

این گروه‌ها به مرور حضور خود را از حوزه‌های «سازندگی» به بخش‌های فرهنگی‌تر از جمله رسانه گسترش دادند، اما منطق تشکیلاتی آنها همان منطق ان‌جی‌اویی که گاهی در خدمت اهداف سیاسی قرار می‌گیرد، باقی ماند. به‌رغم اینکه تولیدکنندگان ویدیوهای لِگو، خودشان را گرس روت معرفی می‌کنند، احتمال اینکه دستگاهی آنها را جذب کرده باشد، دور از نظر نیست. وقتی از آنها پرسیدم آیا کسی از نهادی در ایران با آنها تماس گرفته و به آنها پیشنهاد همکاری داده است یا نه، ترجیح دادند در پاسخ به این سوال سکوت کنند. اخیرا تیم پژوهشگرانی که در موسسه ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد کار می‌کنند هم ادعا کرده‌اند که به نظر می‌رسد تیم تولیدکنندگان ویدیوهای لِگو توسط قرارگاه قرب بقیه‌الله که شاخه فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و متاثر از شخصیت فرهنگی «سیدمرتضی آوینی» است جذب شده باشد. آوینی که در ایران به «سید شهدای اهل قلم» مشهور است، فرزند یک خانواده تکنوکرات در ایران پیش از انقلاب بود.‌ پدرش مهندس معدن بود و به آزادی‌های جوانانه فرزندش احترام می‌گذاشت.‌ از ابتدای تولد او را «کامران» صدا می‌کردند که در تضاد با اسم مذهبی «مرتضی» ریشه‌ای ایرانی دارد و به معنی «کامجو و خوشگذران» است. آوینی در اوایل دهه ۴۰ پانزده سال قبل از انقلاب اسلامی در تهران دانشجوی دانشگاه هنر بود.‌ سبک زندگی هیپی‌وار،  نقاشی و شاعری و تجربه‌های استان‌های که در دهه ۶۰ میلادی در میان جوانان عمومیت داشت، تجربه زیسته او هم بود. با طنین پیدا کردن جنبش جوانان دهه ۶۰ او هم به ردیف انقلابیون پیوست و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به تولید هنر انقلابی مشغول شد. یک سال بعد با بروز جنگ به جبهه رفت تا آنچه در جبهه‌ها رخ می‌دهد را ثبت کند و در نهایت پنج سال بعد از پایان جنگ در حالی که هنوز مشغول فیلمبرداری در مناطق عملیاتی جنگ ایران و عراق بود، بر اثر انفجار یک مین عمل نکرده کشته  شد.

موضوع مهم در مورد زندگی و تولیدات هنری آوینی که بعدا در «روایت فتح» هم به شکل گل‌درشتی دیده می‌شود، «رمانتیسم» این محصولات بود. جنگ در آثار آوینی فقط نبرد نظامی نبود؛ تجربه‌ای عرفانی، تراژیک و شاعرانه بود. همین ویژگی باعث شد برخی منتقدان او را متهم کنند که با زیبایی‌شناختی کردن جنگ، خشونت آن را سفیدشویی می‌کند. تصادفی نیست که عنوان اولین ویدیوی لِگویی منتشر شده توسط تیم رسانه انفجاری «روایت فتح»  است و یکی از این تصاویر لِگویی منتشر شده در حساب این گروه تصویری از «شهید مرتضی آوینی»  است.

رمانتیسم زندگی و جهان‌بینی آوینی که متاثر از جهان‌بینی جنبش‌های اعتراضی دهه شصت است هم در سرتاسر ویدیوهای لِگو جاری است. در حالی که ویدیوهای اولیه رسانه انفجاری که در هفته‌های اول جنگ منتشر شده، پر از المان‌های فرهنگ شیعه است که به صورت محدود در ایران، جنوب عراق، لبنان و گاهی در پاکستان قابل شناسایی است و به «جنگ آخرالزمانی شیعیان برای آماده کردن زمینه ظهور امام آخر شیعیان و پر شدن جهان از عدل و داد و انصاف» اشاره دارد.‌ از ویدیوی سوم و چهارم به بعد محتوای محصولات عمدتا به جنگ‌های متعدد امریکا در منطقه خاورمیانه و آسیا، کشتار بومیان، تبعیض نژادی و خشونت پلیس و رها کردن جانبازان جنگ‌های امریکا بعد از پایان جنگ متمرکز بوده است. همان نگرانی‌های جنبش‌های دانشجویی و ضد جنگ دهه شصت میلادی که به‌طور قابل ملاحظه‌ای با رمانتیسم انقلابی گره خورده، نه با ایدئولوژی ایران بعد یا قبل از انقلاب. همین رمانتیسم انقلابی به شکل عمیق‌تر در ویدیوهایی که بدون مارک رسانه انفجاری منتشر می‌شود هم دیده می‌شود. به‌طور خاص یک ویدیوی جدید لِگو که رسانه انفجاری می‌گوید تولید آنها نیست، مادران عزادار جنگ در ایران و امریکا را دست در دست هم نشان می‌دهد و با این اسلوگان که «عزاداری به پاسپورت شما کاری ندارد» محتوای ضدجنگی را تبلیغ می‌کند که در یونورسالیسم چپ جنگ‌های ضدجنگ سراغ داریم.

در جریان گفت‌وگوهایم با گروه تولیدکنندگان ویدیوهای لِگو از آنها پرسیدم چرا از ماسک «وندتا» برای پوشاندن صورت خود در مصاحبه‌ها استفاده نمی‌کنند. ماسک وندتا به جنبش آنارشیستی اشاره دارد که به خصوص بعد از تظاهرات اشغال در سرتاسر دنیا و بعدا در آنچه که به عنوان بهار عربی شناخته می‌شود، محبوبیتی پیدا کرد و در اقلا دو دهه اخیر به عنوان سمبل اعتراض علیه قدرت شناخته شده است. یکی از اعضای گروه در پاسخ به این سوال گفت: «وندتا  ترسناک است، ما  ترسناک نیستیم.»

حتی اگر گروهی تلاش کنند ویدیوهای لِگو را نوعی تجاوز به ذهن یا ارزش‌های امریکایی در نظر بگیرند  به نظر می‌رسد ویدیوهای لِگو چه آنها که در ایران ساخته می‌شود، چه آنهایی که در سایر نقاط جهان و با الهام از این پیام‌های رپ و رنگ‌های براق و کنتراست‌های شدید ساخته می‌شود، بیشتر از آنکه ارزش‌های یک سازمان نظامی را بازتولید کند، به ارزش‌های گروه‌های مذهبی مانند Religious  Society of  Friends مدیون است که اتفاقا در بنیانگذاری ایالات متحده امریکا و شکل‌گیری قانون اساسی و ارزش‌های اولیه آن، نقش قابل ملاحظه‌ای داشتند.  اشارات طعنه‌آمیز ویدیوهای لِگو به اسلوگان‌هایی مانند «سرزمین مردم آزاد  و شجاع» بیشتر از آنکه پیامی در مورد «نابودی یک تمدن» باشد، پیامی در مورد درخواست بازگشت به ارزش‌های اولیه آن تمدن است. از این نظر ویدیوهای لِگو چه در ارزش‌هایی که از آنها سرچشمه گرفته است، چه در شیوه تولید، چه در محتوایی که عرضه می‌کند و چه حتی در ابزاری که برای تولید و انتشار استفاده می‌کند، بسیار امریکایی‌تر از چیزی است که در نگاه  اول به نظر می‌رسد!

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها