دختر و پسر جوان اعتراف کردند: قتل زن میانسال در خانه برای سرقت طلا
پرونده قتل زن میانسالی که در خانهاش کشته شد، با اعتراف دو متهم اصلی وارد مرحله تازهای شده است.
پرونده قتل زن میانسالی که در خانهاش کشته شد، با اعتراف دو متهم اصلی وارد مرحله تازهای شده است.
به گزارش سایت جنایی، ماجرای تحقیقات این پرونده جنایی زمانی آغاز شد که دختر مقتول با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ تماس گرفت و خبر داد مادرش در خانه به قتل رسیده است.
با حضور ماموران و اعلام موضوع به بازپرس سالار صنعتگر، بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران که آن روز مسئولیت رسیدگی به پروندههای جنایی را برعهده داشت، تحقیقات برای روشن شدن علت مرگ و نحوه وقوع جنایت را کلید زد.
بررسی صحنه نشان داد خانه بههمریخته است و در نگاه نخست این احتمال وجود داشت که قتل در جریان یک سرقت رخ داده باشد. همچنین کارشناسان تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران، آثاری را در محل پیدا کردند که احتمال حضور افراد دیگری در خانه را مطرح میکرد.
در ادامه تحقیقات، شوهر مقتول به دلیل اختلافهای خانوادگی به عنوان یکی از مظنونان اصلی تحت بازجویی قرار گرفت. بررسیهای پلیس و اظهارات اعضای خانواده و همسایهها نشان میداد این زن و شوهر پیش از حادثه اختلافهای متعددی داشتهاند.
شهروز سرانجام در جریان تحقیقات اعتراف کرد با زنی به نام مینا ارتباط عاطفی داشته و همسرش از این رابطه باخبر شده بود.
مینا هم بعد از مدتی خود را به پلیس معرفی کرد و در تحقیقات از ارتباط خود با شهروز و همچنین نقش دخترش لاله در این پرونده گفت: لاله در یک مرکز فیزیوتراپی کار میکرد، در ادامه بازداشت شد و مردی به نام روزبه را که یکی از مراجعهکنندگانش مرکز فیزیوتراپی بود را در تحقیقات به عنوان همدست مطرح شد.
پس از آن روزبه که مدتی فراری بود، دستگیر شده و در مراحل مختلف بازجویی اظهارات متفاوتی داشت. اما او در تازهترین مرحله تحقیقات روایت خود از ماجرا را بیان کرده است.
او مدعی شده بود پیش از این به دلیل مشکل فیزیوتراپی، از طریق یکی از دوستانش با مرکزی در کرج آشنا شده و برای درمان به آنجا رفته است. در همان مرکز با لاله که در زمینه فیزیوتراپی فعالیت میکرد آشنا شده و ارتباط آنها ادامه پیدا کرده است. او همچنین به تدریج با مادر آشنا شد لاله که مینا نام دارد.
روزبه در اعترافات جدیدش مدعی شد لاله و مادرش به او گفته بودند خانهای را میشناسند که کسی در آن حضور ندارد یا دستکم تنها یک زن در آن زندگی میکند و طلا و اموال با ارزشی دارد.
به گفته این متهم، آنها اینطور وانمود کرده بودند که با در اختیار داشتن کلید خانه و اطلاع از شرایط آن، میتوانند به راحتی وارد شوند و سرقت کنند. روزبه مدعی است حتی درباره مقدار طلا هم صحبت کرده بودند و فکر میکردند به هر کدام حدود ۷۰ گرم طلا میرسد.
این متهم تاکید کرده است که در آن زمان از ارتباط مینا با شوهر مقتول و همچنین پیشنهاد مالی که شهروز به آنها را برای انجام این کار داده بود، اطلاعی نداشته و تصور میکرد موضوع تنها یک سرقت است. او مدعی شده لاله و مادرش آن زمان حتی یک کلمه درباره این موضوع چیزی به او نگفته بودند.
به گفته روزبه، روز حادثه او و لاله با استفاده از کلیدی که لاله در اختیار داشت وارد خانه مقتول شدند.همان موقع زن میانسال که در اتاق خواب بود و پس از شنیدن سر و صدا از خواب بیدار شد. روزبه مدعی است در جریان درگیری، مقتول را هل داده و او روی زمین افتاده است. سپس خودش روی سینه زن نشسته و گلوی او را گرفته و لاله برای جلوگیری از داد و فریاد و کمک خواستن مقتول، دهانش را بسته است. همچنین آنها دست و پای زن را بسته بودند تا نتواند حرکت کند و پس از آن شروع به جستوجوی خانه برای پیدا کردن طلا کردند.
با این حال، هر چه خانه را گشتند طلایی پیدا نکردند و تنها یک لپتاپ برداشتند.
روزبه مدعی است در حالی که مشغول جستوجو بوده، زن همچنان تلاش میکرد حرکت کند و قادر به صحبت کردن نبود، ولی زمانی که قصد خروج از خانه را داشتند، متوجه شدند وضعیت زن تغییر کرده و او دیگر هوشیار نیست.
این متهم همچنین درباره تلاش برای گرفتن اثر انگشت مقتول مدعی شده یک بار که برای جستوجوی به اتاق دیگری رفته بود، هنگام بیرون آمدن از آن اتاق دیده است لاله با شوکر و وسیلهای باتوم فلز زن را میزند تا بتواند از او اثر انگشت بگیرد.
به گفته روزبه، مقتول حاضر به همکاری نبوده و به همین دلیل لاله او را بیشتر کتک زده است.
روزبه در ادامه اعترافاتش مدعی شد پس از اینکه دوباره دست و پای زن را محکمتر بستند و طلا پیدا نکردند، فقط لپتاپ را برداشتند و از خانه خارج شدند.
همچنین روزبه درباره نقش شوهر مقتول هم مدعی است که بعد از روشن شدن ماجرا و پس از بازداشت متوجه شده شهروز آنها را برای انجام این کار اجیر کرده و وعده پرداخت پول داده بود، اما در نهایت پولی به آنها پرداخت نشده است.
این اعتراف و ادعای روزبه در حالی است که در بخش دیگری از تحقیقات، لاله روایت خود را درباره ماجرا مطرح کرده و اظهارات او در بخشهایی با گفتههای روزبه مطابقت دارد.
لاله مدعی شده شهروز با او درباره تنبیه و گوشمالی همسرش صحبت کرده و در مقابل انجام این کار وعده پرداخت پول داده بود.
پیش از این، شهروز که در ابتدا منکر هرگونه دخالت در ماجرای مرگ همسرش بود در تحقیقات مدعی شده قصد کشتن همسرش را نداشته و هدفش گرفتن اثر انگشت او برای استفاده در موضوع مهریه و بازگرداندن خانهای بوده که به نام همسرش منتقل شده بود.
او گفته بود قرار بوده همسرش فقط کتک بخورد و بیهوش شود و تصور نمیکرد این نقشه به مرگ او منجر شود.
در تحقیقات قبلی هم لاله گفته بود قرار بوده او و روزبه فقط زن میانسال را بترسانند و «گوشمالی» بدهند، اما ماجرا به مرگ او ختم شد.
دختر مدعی شده بود پس از ورود به خانه و بستن دست و پای مقتول، همراه روزبه از محل خارج شده اما روزبه برای برداشتن وسیلهای دوباره به خانه برگشته است.
لاله همچنین گفته بود پس از انتشار خبر قتل متوجه شده اتفاقی فراتر از یک تنبیه رخ داده و به دلیل عذاب وجدان حتی دو بار اقدام به خودکشی کرده، اما نجات یافته است.
مینا، مادر لاله، هم که خودش به پلیس مراجعه کرد و پس از بازداشت شد؛ پیشتر ارتباط خود با شهروز را تایید کرده بود، اما در آخرین جلسه دفاع برای او مشارکت یا معاونت در قتل در نظر گرفته نشد.
به هر ترتیب اکنون تمامی متهمان پرونده در بازداشت پلیس قرار دارند و لاله و روزبه به مشارکت در قتل متهم شدهاند و شهروز هم اتهام معاونت در قتل دارد. همچنین مادر لاله هنوز متهم پرونده است، اما مشارکت یا معاونتی برای او در قتل مطرح نشده است.
در حال حاضر با صدور کیفرخواست تحقیقات قضایی و پلیسی نقش هر یک از متهمان برای رفتن پای میز محاکمه را روشن کرده است و عامل یا عوامل مستقیم مرگ زن میانسال تکمیل شده است. با این حال، تعیین تکلیف درباره اینکه هر یک از متهمان از ابتدا چه اطلاعی از نقشه قتل داشتهاند و نقش دقیق آنها در مرگ زن میانسال چه بوده به قضات دادگاه کیفری استان تهران سپرده شده است.
دیدگاه تان را بنویسید