کد خبر: 772718
|
۱۴۰۵/۰۲/۲۱ ۰۸:۵۳:۱۶
| |

اعتماد گزارش داد:

مصائب مادران باردار در دوران جنگ / مریم: خودم را سرزنش می‌کنم که بچه‌دار شدن تصمیم درستی بود؟

مریم می‌گوید: تقریبا از آذر سال گذشته متوجه بارداری‌ام شدم، که ابتدا مصادف شد با حوادث دی ماه، حتی اطرافیان اجازه نمی‌دادند برای یک کار کوچک به خیابان بروم و خیلی مراقبم بودند. دچار افسردگی شده بودم، از این بابت که اصلا بچه‌دار شدن تصمیم درستی بود؟ خودم را سرزنش می‌کردم. حال جسمی و روحی خوبی نداشتم و با این وجود به بعد اقتصادی بچه‌دار شدن کمتر فکر می‌کردم. اما از اواخر سال گذشته دیگر کم‌کم باید یک‌سری وسایل را خریداری می‌کردیم که جنگ شد و فشار روانی من تشدید شد و دوباره آن سرزنش‌ها برگشت.

مصائب مادران باردار در دوران جنگ / مریم: خودم را سرزنش می‌کنم که بچه‌دار شدن تصمیم درستی بود؟
کد خبر: 772718
|
۱۴۰۵/۰۲/۲۱ ۰۸:۵۳:۱۶

شفق محمدحسینی-سال گذشته به هر کس با توجه به شرایط فردی خود با هر میزان تاب‌آوری، سخت گذشت. اما آنها که فرزند کوچک داشتند یا در انتظار به دنیا آمدن فرزند خود بودند، با پیچیدگی‌ها و چالش‌های متفاوتی مواجه بودند.

به گزارش اعتماد، از یک طرف مادران باردار نمی‌دانستند که یک ساعت دیگر چه خواهد شد و با این شرایط اغلب مجبور به سفر به شهری دیگر و معاینه توسط پزشکی که نمی‌شناختند، شدند. در حالی که در شرایط عادی یک مادر در انتظار فرزند، به پزشکی که انتخاب کرده و کل 9 ماه قرار است او را مرتب چک کند و شرایط خود و فرزندش را بسنجد، مراجعه می‌کند و کمی از پیچیدگی‌های زایمان و چالش‌های بارداری یک زن را می‌کاهد. اما مادران بارداری که سال گذشته فرزندشان را به دنیا آوردند یا حالا در ماه‌های پایانی بارداری در انتظار فرزند هستند، شرایط روحی پیچیده‌ای دارند. مساله فقط شرایط روانی و تغییرات هورمونی خودشان نیست، وضعیت اقتصادی و افزایش چندبرابری قیمت‌های همه اقلامی که یک کودک در بدو تولد به آن نیاز دارد، شرایط کل خانواده را به‌ طور غریبی تحت‌الشعاع قرار داده است. از قیمت پوشک گرفته تا هزینه‌های بیمارستان و وسایل نوزاد. از ویتامین‌های مادر تا تغذیه‌ای که مدام سبدش آب می‌رود. پزشکان می‌گویند برای رشد کافی نوزاد، آجیل و انواع مغزها را بخورید، در حالی که یک کیلو آجیل معمولی فقط چند میلیون تمام می‌شود. این میان خانواده‌ها مدام در حال قیچی کردن خرج‌های‌شان هستند تا جگرگوشه‌شان شرایط بهتری داشته باشد. هرچند هزینه‌های سرسام‌آور زایمان و بیمارستان به تنهایی سبب شده است بسیاری از مادران باردار که تا پیش از جنگ، قصد زایمان در بیمارستان خصوصی را داشتند، حالا به دنبال وضع حمل در بیمارستان دولتی باشند. این شرایط، آینده همه اعضای یک خانواده حتی کوچک را هم تحت‌تاثیر قرار خواهد داد. به‌ طوری که یک مادر باردار تا لحظه نگارش این گزارش اصلا نمی‌داند که تا چند روز دیگر چه خواهد شد. باز قرار است جنگ شود؟ فرزندش را می‌تواند با آرامش به دنیا بیاورد؟ بعد از به دنیا آمدن وضعیت چه خواهد شد؟ همه این مسائل به بحران‌های بارداری و فرزندآوری می‌افزاید؛ به‌ گونه‌ای که برخی از مادران که تازه نوزادشان متولد شده است، می‌گویند به افسردگی بعد از زایمان، فکر اینکه آیا اصلا واجب بود در این شرایط کودکی را به دنیا بیاوریم هم افزوده شده است. همه اینها هرچند آرام و قرار مادران را گرفته، اما از طرفی هم زنان آنقدر قوی و نیرومند هستند که این شرایط را تاب بیاورند و برای آرامش زندگی خود و خانواده بجنگند و نور امید را حتی در دل تاریکی روشن نگاه دارند. 

مریم - مادری که هفت ماهه باردار و شاغل است - درباره تجربه خودش از شرایط پیچیده سال گذشته و گذراندن دو جنگ در یک سال، با توجه به اینکه مجبور به ماندن در تهران بود به «اعتماد» می‌گوید: «تقریبا از آذر سال گذشته متوجه بارداری‌ام شدم، که ابتدا مصادف شد با حوادث دی ماه، حتی اطرافیان اجازه نمی‌دادند برای یک کار کوچک به خیابان بروم و خیلی مراقبم بودند. دچار افسردگی شده بودم، از این بابت که اصلا بچه‌دار شدن تصمیم درستی بود؟ خودم را سرزنش می‌کردم. حال جسمی و روحی خوبی نداشتم و با این وجود به بعد اقتصادی بچه‌دار شدن کمتر فکر می‌کردم. اما از اواخر سال گذشته دیگر کم‌کم باید یک‌سری وسایل را خریداری می‌کردیم که جنگ شد و فشار روانی من تشدید شد و دوباره آن سرزنش‌ها برگشت. حالا امروز به علاوه این فشار روانی که مرتب تشدید شده است، باید کم‌کم وسایل نوزاد را هم خریداری می‌کردم. برخی می‌گفتند تا قبل از سال جدید بخر که به دلیل شرایط جنگی نمی‌شد و مدام باید جابه‌جا می‌شدیم. اوایل فروردین بالاخره تصمیم به خرید گرفتم. در همین بازه زمانی کم از اواسط فروردین تا امروز، قیمت‌ها به ‌شدت افزایش پیدا کرده است، تا جایی که حتی یک سری وسایل ضروری را هم که الزاما برای اوایل تولد شاید واجب نباشد را حذف کردم.»

او با اشاره به اینکه حتی قیمت دو عدد پستانک با کیفیت حدود دو میلیون تومان است، گفت: «من خودم حداقل حدود 20 روز است که مناطق مختلف تهران را می‌گردم تا ببینم کجا می‌توانم وسایلم را با قیمت مناسب خریداری کنم. نه اینکه یک‌باره و چند صد میلیون تومان هزینه کنم. ولی واقعا همین هم معضل شده و چاره‌ای نیست و فشار می‌آید. به دلیل اینکه اغلب وسایل نوزاد هم، حداقل اغلب لوازم حمام و شست‌وشو که نمی‌توان آنها را نخرید، سیلیکونی و پلاستیکی است که به دلیل آسیب صنایع پتروشیمی و فولاد در جنگ، قطعا با افزایش قیمت بیشتری در ماه‌های آینده همراه خواهد بود و اینها مدام بر بار فشار روانی می‌افزاید.» 

هزینه‌های آزمایشگاه و سونوگرافی‌های متعدد هم برای مادرانی که تحت پوشش بیمه نیستند، از سال گذشته افزایش پیدا کرده است. او درباره تجربه خودش گفت: «اواخر فروردین ماه، غربالگری سوم بود و آزمایشی که باید با توجه به اینکه بیمه بودم، حدود 400 هزار تومان می‌شد، را گفتند باید آزاد پرداخت کنی و یک میلیون و 800 هزار تومان پرداخت کردم. گفتند به دلیل اینکه بیمه تکمیلی قیمت‌هایش را آپدیت نکرده است، باید آزاد پرداخت کنی. درکنار آن من حدود 6 میلیون تومان هزینه مکمل‌هایی را دادم که تحت پوشش بیمه نیست و مدام باید مصرف کنم. این فشار روحی در کنار مسائل اقتصادی، ترس از آینده را تشدید می‌کند و این یک مادر را آزار می‌دهد. در حالی که خود بارداری به اندازه کافی فشار روحی به مادر وارد می‌کند.» 

کابوس قطعی برق و آب با وجود یک نوزاد  در خانه 

الهام، مادر یک فرزند چهار ماهه هم درباره تجربه خودش از بارداری در جنگ به «اعتماد» می‌گوید: «آذر سال گذشته فرزندم به دنیا آمد. بارداری مقوله پیچیده‌ای است. به‌خصوص بعد از زایمان دنیای فرد تغییر می‌کند و وارد یک چاه افسردگی می‌شوید. بعد از زایمان یکی، دو ماهی زنان نیاز به مراقبت بیشتری دارند. فضای جامعه بعد از اتفاق‌های دی ماه در کنار نبود اینترنت، تاریک و سیاه و اندوه‌بار شد و ما زنانی که تازه زایمان را پشت سر گذاشته بودیم و خودمان هم شرایط پرچالشی داشتیم، با این شرایط جامعه فشار روانی بیشتری را متحمل شدیم. تا آمدیم آن را پشت سربگذاریم، دوباره جنگ شد. یک رعب و وحشت از آینده نامعلوم، قطعی اینترنت و افزایش بیکاری. احساس می‌کنی ارتباط تو با همه دنیا قطع است. مدام خودت را سرزنش می‌کنی به عنوان یک زن. یکی از سرزنش‌هایی که آدم بعد از بچه‌دار شدن با خودش تکرار می‌کند این است که چرا نظمی را که داشتم برهم زدم و هم فرزندی را به این دنیا آوردم تا رنجی را به او تحمیل کنم و هم خودم را اذیت کردم. حالا این افکار بیشتر از قبل به سراغت می‌آید. مدام تصور آدم این می‌شود که اگر آب نباشد، برق نباشد، چگونه فرزندم را شست‌وشو بدهم و تمیز کنم و گرم کنم؟ وقتی همه این افکار به سراغ آدم می‌آید، قاعدتا بر روح و روان آدم هم اثرمی‌گذارد. هر شب با این کابوس می‌خوابیدیم که اگر نیروگاه‌ها را بزنند چه می‌شود یا مثلا من موعد واکسن کودکم است و واکسن باید در یخچال باشد، اگر نتوانم واکسنش را بزنم چه؟ به همه اینها ترس از شرایط اقتصادی را اضافه کنید. من با سختی به دلیل اینکه از قبل زمزمه‌های جنگ بود، از قبل تا 6 ماه شیرخشک فرزندم را با سختی خریده بودم. کل فامیل از همه داروخانه‌های سطح شهر و حتی شهرستان‌ها برای ما شیرخشک می‌گرفتند. قیمت پوشک بچه ناگهان قبل از جنگ افزایش بسیاری پیدا کرد. حالا ما از قبل خریده بودیم. مثلا من دستمال مرطوب زیاد خریده بودم که اگر آب قطع شد استفاده کنم.»

تحمیل شرایط پیچیده روانی و اقتصادی به مادر

اپلیکیشن‌هایی برای مادران باردار وجود دارد که با پرداخت هزینه و خرید اشتراک می‌توانند عضو شوند و در تجربه مادران دیگر سهیم شوند و از زمان تخمک‌گذاری تا پس از به دنیا آمدن کودک از آن استفاده کنند. با کمک آنها می‌شود مثلا ساعت خواب کودک را تنظیم کرد، به تغذیه و سلامت روان خود و کودک رسید. در طول این دوره وضعیت جنین را به ‌طور کامل توضیح خواهند داد. برخی از آنها حتی موزیک مناسب برای نوزاد هم دارند. بسیاری از مادران در دوران بارداری خود تجربه استفاده از آنها را دارند.

اما استفاده از این اپلیکیشن‌ها در شرایط پیچیده سال گذشته و قطعی‌های چندباره اینترنت، سبب شد مادرانی که دسترسی به اینترنت و در مواقعی حتی به پزشک خود نداشتند، توسط این اپلیکیشن از دیگران کمک بگیرند. خیلی از آنها مجبور به سفر به روستاهای دورافتاده‌ای شده بودند. اگر مشکلی برایشان رخ می‌داد، دسترسی به پزشک خود نداشتند. خیلی از این زنان که آغاز جنگ مصادف با زمان زایمان‌شان بود، مجبور شدند به‌رغم برنامه‌ریزی‌ها و انتخاب‌های‌شان فرزند خود را در بیمارستان و شهری دیگر با پزشکی که شناختی از او و محیطی که با آن آشنایی نداشتند، به دنیا آورند. با توجه به اینکه زایمان خودش شرایط سختی است، تحمیل این شرایط پیچیده به مادر، آن هم در محلی که پشتوانه و حمایت همیشگی ات را نداشته باشی، شرایط را برای او باچالش بیشتری روبه‌رو خواهد کرد.

کیمیا - مادری که کمتر از 30 سال سن دارد - از تجربه حضور در این اپلیکیشن‌ها در سال گذشته و تغییراتی که با شروع جنگ دوم در نهم اسفندماه رخ داد، به «اعتماد» می‌گوید: «با خرید یک ساله این اپلیکیشن، با توجه به سن و زمان تقریبی بارداری، افراد را در دسته‌بندی و زمان‌بندی که زنان همسن فرد در بارداری هستند، قرار می‌دهد و در شبکه اجتماعی آن، افرادی با شرایط خودت را مشاهده می‌کنی. در آبان و آذر سال گذشته، خیلی از مادران به دنبال خرید سیسمونی‌های باکیفیت، پزشکان متبحر و بیمارستان‌های خصوصی بودند. نهم اسفندماه که جنگ آغاز شد، قرار بود من دوشنبه همان هفته برای ویزیت پزشکم بروم، اما به دلیل اینکه مجبور به نقل مکان شدم و بسیاری از مادران دیگر هم مشابه من مجبور به این تغییر شده بودند، طبق تجربه‌ای که در اپلیکیشن می‌نوشتند، دسترسی به پزشک خود که سوابق‌شان نزد آنها بود را نداشتند. خیلی از آنها مجبور به سفر به روستاهای دورافتاده‌ای شده بودند. اگر مشکلی برایشان رخ می‌داد، دسترسی به پزشک خود نداشتند. در نهایت اینترنت قطع و اپلیکیشن هم تقریبا به مدت یک هفته از دسترس خارج شد. بعد از یک هفته که دوباره فعال شد، باتوجه به اینکه شبکه‌های اجتماعی و حتی سرچ گوگل هم قطع بود، بسیاری از مادران باردار یا آنها که نوزاد تازه متولد شده داشتند، حتی نمی‌توانستند شماره مطب‌ها و بیمارستان‌ها را پیدا کنند. در این اپلیکیشن از هم کمک می‌گرفتند که مثلا کسی در فلان شهر شماره فلان دکتر را می‌تواند پیدا کند؟ گاهی ساعت‌ها منتظر می‌ماندند که آیا کسی پاسخ مناسبی می‌دهد یا نه؟ در این میان برخی هم درگیر خرافات و ترس‌های بیش از حد شده بودند که آنجا مطرح می‌کردند. از طرفی این شبکه برای بسیاری از این زنان تبدیل به یک مونس و همدم شده بود تا در دورانی که اینترنت قطع بود و دسترسی‌ها محدود با کسانی در ارتباط باشند که شرایط مشابهی چون خود دارند و بیشتر وقت‌شان را آنجا می‌گذراندند. اما هرچه که گذشت و جنگ ادامه پیدا کرد و بعد از اینکه آتش‌بس شد و موج تعدیل‌ها و بیکاری‌ها آغاز شد، به وضوح دیده شد که پرسش‌ها در مورد خرید سیسمونی و اینکه کدام بیمارستان خصوصی بهتر است، کمتر شد و بسیاری از کاربرانی که تا پیش از این قصد داشتند در بیمارستان خصوصی زایمان کنند، نظرشان به دلیل افزایش هزینه‌ها تغییر کرد و به بیمارستان‌های دولتی رضایت دادند.»

زنانی که از این اپلیکیشن‌ها استفاده می‌کردند، به خصوص در دوران جنگ، غیر از هراس خود، نگران اثرات صداها و ترس و اضطراب خود بر جنین نیز بودند. اما مساله فقط اثرات روانی نبود. تبعات جنگ سبب افزایش بیکاری و تعدیل نیروهای بسیاری شد. برخی هم که شغل آزاد داشتند یا حتی صاحب مغازه بودند، کاسبی‌شان از رونق افتاد. همین بر زندگی خانواده‌های مختلفی اثر گذاشت. مثلا زنان بارداری که تا پیش از جنگ از مکمل‌های خارجی استفاده می‌کردند، به سمت مکمل‌های تولید داخل و ارزان‌تر رفتند و در این اپلیکیشن‌ها از دیگران می‌پرسیدند که مثلا کجا می‌شود آزمایش‌ها و سونوگرافی را انجام داد که هزینه‌اش مناسب‌تر شود و با چه بیمه‌ای کمتر می‌شود؟ همه به سمت کاهش هزینه‌ها رفتند. در حالی که طبق گفته خود کاربران این افراد در زمان قبل از جنگ حتی هزینه‌های چندده میلیونی برای سونوگرافی و آزمایش‌ها می‌کردند. خیلی‌ها با این مساله مواجه شده بودند که وزن جنین آنها بعد از هفته سی‌ام خیلی پایین بود و وقتی به آنها توصیه می‌شود خوراکی‌هایی مانند انواع مغزها و کباب را مصرف کنید، واقعا برخی می‌گفتند که نمی‌توانند از پس تامین هزینه‌های آن برآیند و همه اینها قبل از جنگ وجود نداشت. وضعیت اقتصادی مردم و وضعیت روحی و روانی‌شان بسیار دستخوش تغییر شده، تا حدی که روی تولد فرزندشان - به‌خصوص آنها که فرزند اول‌شان است - تاثیر بسیاری گذاشته است. 

کیمیا درباره شرایط خود، با توجه به اینکه زایمانش احتمالا اواخر خرداد تا اوایل تیرماه باشد، نیز گفت: «من خودم هم مانند این زنان مجبور به کاهش هزینه‌ها شدم و تا امروز به چندین بیمارستان دولتی سر زدم، باز هم می‌بینم که مراجعه به بیمارستان‌های دولتی بیشتر شده. من هم از الان در پی برآورد هزینه‌ها و مشخص کردن وضعیت بارداری خودم هستم.»

برخی از زنان در شرایط بارداری و حتی با وجود داشتن فرزند کوچک، مجبور به خروج از تهران و دوری از همسران خود شده بودند. این مساله دوری از همسر و حضور در خانه اقوام دورتر، در کنار شرایطی که بارداری ایجاد می‌کند، سبب افزایش بار روانی و تنش برای این زنان شد. 

روال معمولی و زندگی روزمره بچه‌ها و والدین به هم خورده است

زهرا،  زنی دیگر که مادر سه فرزند است و کودک سومش پنج ماه است که به دنیا آمده و دو فرزند دیگرش 8 و 9 ساله هستند، معتقد است که تجربه بارداری‌اش در شرایط جنگی به دلیل اینکه فرزند اولش نبوده است، ساده‌تر از مادرانی بوده که فرزند اول‌شان را به دنیا آوردند: «وقتی فرزند سومت را به دنیا می‌آوری، هم تجربه بیشتری داری و هم اینکه دو فرزند بزرگ دیگرم، حضورشان کمک است. بیشتر از مسائل اقتصادی، خود من از جهت روانی آزار دیدم. در زمان جنگ 12 روزه باردار بودم. هرچند تنها 12 روز بود، اما از نظر ذهنی تحت فشار بودم. مرتب فکر می‌کردم که دوره زایمان چطور می‌شود و نکند شرایط همچنان سخت باشد و جنگ طولانی شود؟ فکر دو بچه دیگرم هم بود. بعد از شروع جنگ دوم در نهم اسفندماه، باز شرایط سخت‌تر شد. مثلا روزهایی بود که واقعا حوصله سروکله زدن با سه فرزند را نداشتم. از طرف دیگر مدارس آنلاین شده است و بچه‌ها دائم در خانه هستند. قبلا به مدرسه می‌رفتند. هم من زمانی داشتم برای اینکه به کارهای خودم و خانه برسم و زمانی برای بیرون رفتن داشته باشم، هم بچه‌ها انرژی‌شان در مدرسه تخلیه می‌شد و زندگی یک روال معمولی داشت. بعد از اینکه جنگ دوم رخ داد، کلا نظم و روال معمول زندگی نه‌تنها در خانه ما به‌ هم ریخت که حتی وقتی با مادران دیگر هم صحبت می‌کنم آنها هم به همین نکته اشاره می‌کنند. خود من زمان بسیاری طول کشید تا بتوانم خانه را برگردانم به آن نظمی که زمان مدرسه رفتن بچه‌ها بود. به‌خصوص با سفرهایی که ناگزیر به آن شدیم، همین سفر اجباری زمانی که طولانی می‌شد برای خود من سخت بود و دوست داشتم به خانه برگردم. 10 روز ابتدای جنگ دوم که تهران نبودیم، بسیار اذیت شدم. اما بعد از آن کم‌کم به پذیرش بیشتری رسیدم.» 

 این زن که دو فرزند دیگر هم دارد، با اشاره به اینکه در زمان دو فرزند قبلی، خرید کردن برای بچه‌ها باحق انتخاب و کیفیت و کمیت بیشتری همراه بود می‌گوید: «من برای دو فرزند قبلی همه لباس‌ها را از آنلاین‌شاپ‌ها، از ترکیه و انگلیس سفارش می‌دادم که قیمت‌های‌شان حتی از برخی فروشگاه‌های داخلی هم ارزان‌تر بود. هرچند قبل از به دنیا آمدن فرزند سومم، مقداری لباس برایش خریده بودم، اما بازهم در همان مقدار لباس و لوازمی که مورد نیاز بود و باید خریداری می‌کردم، تفاوت‌ها کاملا مشهود بود. به‌ طوری که الان نمی‌توانم جنسی به باکیفیتی زمان آن دو فرزندم بخرم ولی باید چند برابر آن زمان هم هزینه کنم. از طرف دیگر هزینه‌های سونوگرافی و آزمایش‌ها و بیمارستان چندین برابر شده است. مثلا در مورد پوشکی که برای فرزندم می‌گیرم، نمی‌توانم آنچه زمان آن دو می‌گرفتم را برای این کودکم تهیه کنم. با کیفیت پایین‌تر مبلغی چندبرابر را هزینه می‌کنیم. مساله بعدی هم این است که انتخاب مراکز خریدی که برای خرید وسایل و پوشاک می‌رویم، نسبت به گذشته تغییر کرده است. امروز بیشتر دنبال این می‌گردیم که کجا ارزان‌تر است. البته امروز طوری شده که مثلا اگر قبلا سمت بازار یا عبدل‌آباد، ارزان‌تر از مراکز خرید در خیابان‌ها بود، حالا همه کمابیش به یک قیمت هستند و گران شده‌اند.»

از نیازهایی که مرتبط با سلامت و رشد  کودکان است نمی‌توان گذشت

«سیمین کاظمی» جامعه‌شناس، درباره شرایط جنگی با وجود وضعیت اقتصادی و چالش‌هایی که جامعه و خانواده‌های دارای فرزند با آن مواجه هستند، به «اعتماد» گفت: «واقعیت این است که بحران اقتصادی و جنگ و شرایط جنگی، هر چه می‌گذرد توان جامعه را برای مقابله با اثرات و پیامدهای منفی آن تحلیل می‌برد و بیش از پیش تضعیف می‌کند. برقرار کردن توازن بین درآمد و مخارج هر روز سخت‌تر می‌شود و به‌خصوص خانواده‌هایی که فرزند دارند بیشتر در مضیقه قرار گرفته‌اند. شرایط جنگی و تورم و گرانی افسارگسیخته، امکان برنامه‌ریزی و محاسبه در زندگی را از شهروندان گرفته و شرایط به گونه‌ای است که نمی‌توان حتی برای یک ماه آینده برنامه‌ریزی انجام داد. نیازهای کودکان نیازهایی است که مرتبط با سلامت و رشد کودک است و نمی‌توان از آنها گذشت یا صرفه‌جویی کرد. با این وجود، در حال حاضر تامین این نیازها دشوارتر از قبل شده و مراقبت از فرزند پرهزینه‌تر و سخت‌تر از هر زمان دیگر.» 

او درباره برخی طرح‌های حمایتی دولت از کودکان هم گفت: «طرح حمایتی دولت از کودکان مانند طرح «یسنا» که برای حمایت از کودکان و مادران شیرده است یا طرح امنیت غذایی کودکان زیر 5 سال، با افزایش تورم و گرانی عملا کارایی خود را از دست داده و کمک چندانی به خانواده‌ها و کودکان نمی‌کند. در حالی که سیاست دولتی تاکنون افزایش جمعیت و تشویق به فرزندآوری بوده، اما بحران اقتصادی و شرایط جنگی دشواری فرزندآوری و مراقبت از کودک را بیش از پیش آشکار و والدین را از حال و آینده فرزندان بیمناک‌تر کرده است.» موج بیکاری وسیع بعد از جنگ، دامن بسیاری از خانواده‌ها را گرفته و پیامد بیکاری و فقدان درآمد برای خانواده‌هایی که فرزند کوچک دارند بیشتر نگران‌کننده است. شرایط ناپایدار و محاسبه‌ناپذیر که بعد از جنگ ایجاد شده، نه‌تنها از نظر اقتصادی بلکه از لحاظ روانی نیز به جامعه آسیب می‌زند و استرس و فشار بیش از حد را بر والدین وارد می‌کند، چون آنها مسوولیت مراقبت از فرزندان را به عهده دارند. 

این جامعه‌شناس راهکار را حمایت بیشتر دولت می‌داند و می‌گوید: «برای برون‌رفت از این وضعیت لازم است میزان حمایت دولتی از زنان باردار و کودکان متناسب با شرایط روز افزایش یابد و مهم‌تر از آن پایان دادن به جنگ و خروج از شرایط جنگی و رسیدن به ثبات اقتصادی و برقراری عدالت اجتماعی است.»

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها