کد خبر: 768439
|
۱۴۰۵/۰۱/۲۳ ۱۴:۲۱:۳۸
| |

حملات آمریکا و اسرائیل چه بلایی بر سر مجسمه‌های شهری آورد؟

روزنامه اعتماد نوشت: در بسیاری از شهرهای دنیا، واحدی به نام نگهداری هنر شهری (Public Art Maintenance) وجود دارد که وظیفه حفاظت فیزیکی و ایمنی آثار هنر شهری، نورپردازی مناسب، ایجاد حصار یا فاصله ایمن، سیستم‌های نظارتی و‌.‌‌.. را برای جلوگیری از هرگونه آسیب انجام می‌دهند.

حملات آمریکا و اسرائیل چه بلایی بر سر مجسمه‌های شهری آورد؟
کد خبر: 768439
|
۱۴۰۵/۰۱/۲۳ ۱۴:۲۱:۳۸

محسن رافعی-در میانه جنگ تحمیلی، پس از کشتار تاسف‌انگیز مردم و کودکان در محیط‌های شهری، طبعا ملاحظات و اولویت‌های دیگری هم وجود دارد. از آن میان، توجه به آثار و گنجینه‌های ملی و بین‌المللی در فضاهای شهری ازجمله موزه‌ها و آثار هنری نصب شده در میادین و فضاهای عمومی و بناهای تاریخی که بخش بسیار مهمی از میراث فرهنگی و هنری کشور عزیزمان ایران است، لازم و مبرم به‌ نظر می‌رسد.

به گزارش اعتماد، در حملاتی که در فضاهای شهری انجام شده شاهد هدف قرار گرفتن خیابان‌ها و مکان‌هایی نزدیک به میادین شهری تهران و سایر شهرها بوده‌ایم که باعث آسیب به این آثار شهری شده است. متاسفانه علاوه بر آسیب‌های بلندمدت و پنهان مجسمه‌ها و آثار هنری و بناهای تاریخی ایران مخصوصا تهران و اصفهان که به صورت طبیعی وجود دارد، حملات جنگی باعث آسیب‌های جدی در این گنجینه‌های ملی می‌شود. (ترکیب حملات با زلزله، فرونشست و سایر عوامل محیطی) هر انفجار موشک، امواج صوتی و فشاری بسیار قدرتمند ایجاد می‌کند که این امواج، حتی اگر در فاصله دور باشند، باز هم باعث لرزش‌های ناگهانی و شدید در سازه‌ها و آثار هنری می‌شوند. این لرزش‌ها می‌توانند اتصالات داخلی، جوش‌ها یا ملات بین قطعات را ضعیف کنند و باعث ترک ‌خوردن قطعات سنگ یا متریال اثر شوند؛ بدون آنکه در ظاهر آثار قابل ‌تشخیص باشند و در روند زمان با فرسایش اثر و شرایط پیچیده شهرهایی مثل تهران که زلزله، رانش و فرونشست زمین، شوک‌های حرارتی و رطوبتی محیطی مثل یخبندان، آلودگی‌های شهری و تنش‌های مداوم حرکت ماشین‌آلات سنگین و سبک شهری در همجواری با آثاری که ضربات آرام و مداوم به آثار وارد می‌کنند، وجود دارد و می‌تواند باعث آسیب جدی به این آثار هنری شود. متاسفانه استفاده از موشک‌های سنگین و گاه غیرمتعارف که معمولا برای نفوذ به اهداف زیرزمینی طراحی شده‌اند حتی اگر مستقیما به مجسمه برخورد نکنند، اما انفجار در عمق و با قدرت بالا می‌تواند لرزش‌های بسیار شدیدتری را به کل منطقه پیرامونی و زیر ساخت‌ها و زمین نزدیک به اثر یا بنا وارد کند. موج این انفجارها می‌تواند گسل‌های کوچک یا نقاط ضعف در ساختار زمین را فعال کنند که درنهایت روی پایداری و ساختار مجسمه‌ها و سایر ابنیه تاریخی تاثیرات مخربی می‌گذارد. در واقع، حملات هوایی یک عامل تسریع‌کننده برای تخریب مجسمه‌ها و آثار هنری شهری و بناهای قدیمی هستند. این حملات، حتی اگر مستقیما به آثار برخورد نکنند با ایجاد لرزش‌ها و تنش‌های اولیه، مجسمه‌ها و آثار هنری «بیمار» شهری را که بر اثر فرسایش و عوامل شهری آسیب‌هایی دارند و به صورت اصولی و حرفه‌ای مرمت یا حفاظت نشده‌اند و اصطلاحا بیمار شده‌اند را با آسیب غیرقابل جبرانی مواجه می‌نمایند. متاسفانه به واسطه عدم وجود یک سیاست‌گذاری کلان کارشناسی شده و برنامه‌ریزی شده که بایستی توسط نهادهای متولی مثل سازمان زیباسازی و شهرداری انجام می‌شد؛ باید مجسمه‌ها یا سایر آثار هنری شهری با همکاری همه‌جانبه با انجمن‌های تخصصی هنری و مرمت مثل انجمن هنرمندان مجسمه‌ساز با بررسی‌های دوره‌‌ای در زمان غیراضطراری جنگی مورد سنجش و پایش قرار می‌گرفت و به صورت اصولی مرمت، نگهداری و صیانت می‌شدند. اگر این آثار هنر شهری به درستی حفاظت می‌شدند اکنون کمتر مورد تهدید بودند و امکان حفاظت از این آثار راحت‌تر می‌بود.

براساس اصول مدیریت میراث شهری و استانداردهایی که در بسیاری از کشورها (و همچنین در توصیه‌های یونسکو و ایکوموس) وجود دارد، در قبال مجسمه‌ها و آثار هنری ارزشمند شهری، نهادهای متولی مثل شهرداری‌‌ها وظایف مختلفی دارند که بایستی با کمک و مشاوره و کار کارشناسی از نهادهای تخصصی حوزه‌های مختلف هنری، آثار را حفاظت و صیانت نمایند ازجمله مهم‌ترین این وظایف شناسایی، ثبت و مستندسازی دقیق آثار، نگهداری و پایش منظم آثار است که شهرداری‌ها بایستی فهرست کاملی از مجسمه‌ها و آثار هنری شهری را تهیه کنند و برای هر اثر پرونده فنی مجزا ایجاد نمایند (جنس، سازنده، تاریخ ساخت، ابعاد، محل نصب و...) و درجه اهمیت اثر را مشخص نمایند (معمولی، مهم شهری، میراث ملی) تا هیچ اثر مهمی بدون ثبت و برنامه حفاظت باقی نماند. برای هر اثر بایستی عکاسی حرفه‌ای و دوره‌ای انجام شود و نقشه و اندازه‌گیری دقیق تهیه شود و در صورت امکان اسکن سه‌بعدی انجام شود تا وضعیت آسیب‌ها ثبت و بررسی شود؛ کاری اصولی که پایه تمام برنامه‌های مرمت و حفاظت خواهد بود. در ادامه شهرداری موظف است با بازرسی دوره‌ای (معمولا سالانه یا شش‌ ماهه) و تمیزکاری اصولی کنترل زنگ‌زدگی، ترک‌ها یا شل شدن اتصالات، تعمیرات کوچک را قبل از تبدیل شدن آسیب جدی به آثار را با مشاوره نهادهای تخصصی انجام دهند‌.

در بسیاری از شهرهای دنیا، واحدی به نام نگهداری هنر شهری (Public Art Maintenance) وجود دارد که وظیفه حفاظت فیزیکی و ایمنی آثار هنر شهری، نورپردازی مناسب، ایجاد حصار یا فاصله ایمن، سیستم‌های نظارتی و‌.‌‌.. را برای جلوگیری از هرگونه آسیب انجام می‌دهند. شهرداری موظف است با همکاری با نهادهای تخصصی و افراد متخصص، مرمت آثار هنری آسیب دیده را به صورت یک برنامه مدون و دایمی انجام دهد. حتی شهرداری‌ها موظفند در جهت آموزش و حفاظت از آثار، تابلوهای معرفی اثر را در فضای همجوار نصب کنند تا مردم را با اهمیت اثر آشنا کنند و از آسیب‌های ناشی از بی‌توجهی عمومی جلوگیری نمایند.

یکی دیگر از مهم‌ترین وظایف شهرداری و نهادهای متولی، ارزش‌گذاری رسمی اثر و بیمه در برابر تخریب، سرقت یا حوادث می‌باشد که در موارد خاص و بحرانی برای انجام سریع وظایف لازم از خسارت بیمه جهت مرمت اثر مورد استفاده قرار گیرد.

علاوه بر این شهرداری باید طراحی دقیقی برای حفاظت از آثار ارزشمند در شرایط اضطراری و غیرمترقبه مثل زلزله، سیل یا در زمان جنگ یا بحران را با همکاری نهادهای تخصصی هنری و افراد متخصص را تدوین و به صورت اجرایی برنامه‌ریزی نماید که اگر آثاری در موارد خاص نیاز به جابه‌جایی موقت یا حتی دایمی به محل امن یا موزه‌ها را دارند انجام دهند، کاری که در دنیا برای بسیاری از آثار برجسته هنری انجام شده است. در شرایط جنگی، شهرداری‌ها و نهادهای میراث فرهنگی معمولا با استفاده از پروتکل حفاظتی اضطراری از مجسمه‌ها و آثار شهری محافظت می‌نمایند. در نمونه‌های واقعی از اروپا در جنگ جهانی دوم نهادهای متولی با پوشاندن مجسمه با کیسه‌های شن سعی در حفاظت از آثار هنر شهری داشته‌اند که با جذب موج انفجار باعث جلوگیری از برخورد مستقیم ترکش‌ها و محافظت از مجسمه‌ها و آثار هنری می‌شد اما براساس تجربه‌های پیشین شرایط جنگ و بهره از امکانات نوین می‌توان کارهای موثری برای حفاظت از آثار هنری انجام داد. روش‌هایی که به صورت حرفه‌ای و حتی همراه با خلاقیت می‌تواند به حفاظت آثار کمک موثری نماید. در روش‌هایی که در جنگ‌های اخیر به کار گرفته شده حفاظت به صورت اصولی و فنی و در چند لایه انجام شده است. لایه اول: در لایه‌های ابتدایی با استفاده از متریال‌های نرم و پوشاننده، اثر در برگرفته می‌شود. لایه دوم: در این لایه با استفاده از موادی مثل فوم‌های ضربه‌گیر، ضدآب و فرسایش لایه اول پوشش داده می‌شود. لایه سوم: در لایه بعدی اسراکچر فلزی مقاوم ایجاد می‌شود که با ورق فلزی یا الوار یا صفحات چوب‌های صنعتی مقاوم پوشانده می‌شود. لایه چهارم: درنهایت در لایه آخر می‌توان با استفاده از کیسه‌های شنی به عنوان لایه حفاظتی سخت و نرم که به عنوان لایه محافظ در مقابل موج‌ها و ترکش‌های احتمالی، عمل می‌نماید دیوارهای ایجاد شده را حفاظت کرد (که در تصویر شبیه‌سازی شده است). با این حال باتوجه به تجربه‌های پیشین روش‌های مختلف و علمی و حرفه‌ای برای حفاظت آثار پیش‌بینی، مدون و انجام شده که شهرداری تهران بایستی با کمک و همراهی نهادهای تخصصی مثل انجمن هنرمندان مجسمه‌سازی و تجربه همه کارشناسان حوزه مرمت در فضایی همدلانه در حفظ و صیانت این گنجینه‌های ملی اقدام کند.

در گام آخر، نهادهای متولی وزارت میراث فرهنگی، وزارت امور خارجه و شهرداری و سایر نهادهای تخصصی بایستی در مورد آسیب به میراث فرهنگی در زمان جنگ، به‌خصوص اگر حملات هوایی صورت گرفته باشد، اعتراض و پیگیری‌های حقوقی بین‌المللی برای آسیب به میراث فرهنگی در زمان جنگ را انجام دهند. این پروسه حقوقی با جمع‌آوری مستندات و شواهد این جنایت‌ها، که مهم‌ترین و اولین مرحله است، آغاز می‌شود که بایستی تمام شواهد مستدل، محکم و قابل قبول جمع‌آوری شوند. ازجمله عکس‌ها و فیلم‌های واضح از آثار و بناها آسیب‌دیده که دوره قبل و بعد از حمله را نشان دهند. اینجاست که لزوم ثبت مدون آثار در پرونده اختصاصی آثار شهری در شهرداری از آغاز خلق و نصب اثر می‌تواند کاملا به پیگیری حقوقی کمک شایانی نماید. همچنین، فیلم‌هایی که نشان‌دهنده زمان و محل حمله، مختصات جغرافیایی، ثبت دقیق موقعیت مکانی آثار و بناهای آسیب‌دیده، همراه با گزارش‌های رسمی از شاهدان عینی و کارشناسان و متخصصان که توضیحات آنها درباره حمله و میزان خسارت است باید به صورت کامل ثبت و ضبط و با مدارک ارزش تاریخی، فرهنگی، مذهبی یا هنری آثار که ثبت ملی یا جهانی شده است به مجامع حقوقی و قضایی بین‌المللی ارایه گردد، چون بدون مستندات قوی، ادعای نقض قوانین بین‌المللی قابل پیگیری نخواهد بود.

وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به عنوان مرجع اصلی پیگیری مسائل مربوط به میراث فرهنگی در ایران، بایستی با همکاری شهرداری و ایکوم (نمایندگی شورای بین‌المللی موزه‌ها در ایران) و سایر نهادهای تخصصی گزارش‌ها و مستندات را در اسرع وقت جمع‌آوری نماید و وزارت امور خارجه به عنوان نهاد مسوول پیگیری مسائل حقوقی و سیاسی در سطح بین‌المللی، پرونده‌های ارجاع داده شده از وزارت میراث فرهنگی را با اقدامات دیپلماتیک پیگیری نماید. این پیگیری‌ها بایستی به صورت اضطراری از طریق نهادهای بین‌المللی ازجمله یونسکو، ایکوموس با درخواست فوریت موضوع، محکومیت حمله و انجام اقدامات لازم برای مستندسازی و احیای میراث آسیب‌دیده و جلوگیری از ادامه جنایت علیه گنجینه‌های ملی و میراث بین‌المللی انجام شود.

علاوه بر این اگر شواهد قطعی مبنی بر عمدی بودن حمله به میراث فرهنگی (که جزو اهداف نظامی نبوده) وجود داشته باشد، ایران می‌تواند موضوع را به دادستان دیوان کیفری بین‌المللی و دیوان بین‌المللی دادگستری ارجاع دهد، زیرا حمله به اماکن فرهنگی، مذهبی، علمی، آموزشی یا آثار هنری که ثبت شده‌اند، در زمان جنگ جنایت جنگی محسوب می‌شود.

درنهایت انتشار گسترده مستندات و گزارش‌ها در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی در کنار استفاده از دیپلماسی و تریبون‌های بین‌المللی مثل سازمان ملل متحد می‌تواند برای جلب‌توجه افکار عمومی جهان و محکومیت حملات موثر واقع شده و جلوی ادامه جنایت جنگی بر این آثار و گنجینه‌های ملی را بگیرد. مجموع این برنامه‌ریزی‌ها و عملیات‌های اجرایی و پیگیری‌های حقوقی و رسانه‌ای که جزو وظایف ذاتی نهادهای میراثی، شهرداری و امور خارجه است بخش مهمی از زیست حرفه‌ای و وظیفه همه دست‌اندرکاران حوزه فرهنگ و هنر کشور و اهالی رسانه و همه ماست تا در کنار آگاهی‌سازی جامعه نسبت به حوادث در حال اتفاق در حوزه فرهنگ و هنر این مساله مهم را به عنوان یک مطالبه مردمی و بین‌المللی پیگیری و روشن کنیم تا بتوان از نابودی و آسیب به این گنجینه‌های ملی جلوگیری کرد؛ مسیری که تنها با همدلی و کمک گرفتن از نهادهای تخصصی مردم‌نهاد مثل انجمن‌های هنری و افراد متخصص دغدغه‌مند امکان‌پذیر خواهد بود.

دبیر و عضو هیات‌مدیره انجمن هنرمندان مجسمه‌ساز ایران

* عنوان مطلب برگرفته از نام رمان

«روزگار دوزخی آقای ایاز» اثر رضا براهنی است.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها