از دلار هزار تومانی تا دلار 270 هزار تومانی؛ قلبتان درد نمیکند آقای تاج؟
هر روز که از دوره مدیریت مهدی تاج بر فوتبال ایران میگذرد، ناامیدی اهالی فوتبال از بازگشت به ریل موفقیت بیشتر و بیشتر میشود.
مهدی تاج 2 دهه قبل بود که بعد از دوران حضورش در ساختار مدیریتی تیمهایی نظیر نظیر سپاهان، پرسپولیس و ذوبآهن و فعالیت در قامت دبیرکل اتحادیه فوتبال، رسماً وارد ساختمان سئول شد و مسئولیت نایبرئیسی علی کفاشیان را در فدراسیون فوتبال برعهده گرفت. از 19 دی 1386 که کفاشیان، رئیس فدراسیون شد و تاج را به عنوان نایبرئیس اول خود انتخاب کرد، بیش از 18 سال میگذرد و به عبارت دقیقتر باید گفت 6845 روز. در این مدت، تاج فقط کمتر از هزار روز در این فدراسیون عهدهدار مسئولیت نبوده و در سایر روزها، یا در نقش رئیس و یا در قامت نایبرئیس کارش را پیش برده است.
به گزارش فوتبال 360، تاج در روزهای ابتدایی دیماه 1398 بود که اعلام شد به دلیل مشکل قلبی از مسئولیت ریاست فدراسیون کنار کشیده و تا 8 شهریور 1401 که به مسند قدرت برگشت، دور از ساختمان سئول بود که کل این مدت، 968 روز به طول انجامید. مهدی تاج، 3042 روز در فدراسیون تجربه نایبرئیسی دارد و 2835 روز هم نفر اول ساختمان سئول بوده که اگر بخواهیم از زاویهای متفاوت به این دوران طولانیمدت نگاه کنیم، باید اشاره داشت روزیکه مهدی تاج وارد فدراسیون فوتبال شد، قیمت دلار 1377 تومان بود و حالا امروز به مرز 270 هزار تومان رسیده است!
تیمهای ملی در دوره ریاست فدراسیون فوتبالِ مهدی تاج در رویدادهای مختلف شرکت کردهاند که اگر بخواهیم مهمترین آنها را بررسی کنیم، 23 رویداد میشود. ایران یک ابرقدرت در فوتبال آسیا محسوب میشود و در دورههایی که تاج رئیس فدراسیون فوتبال نبوده هم صعود به جام جهانی، حتی در شرایط سختتر و با سهمیه کمتر محقق شده و نمیشود این مسئله را جزو دستاوردهای بزرگ برشمرد و رسیدن به جامهای جهانی زیر 17 سال و زیر 20 سال، مهمترین دستاوردهای دوره مدیریت تاج هستند؛ همین و بس!
تاج در یکدهه اخیر فقط 968 روز که حدود 2 سال و 7 ماه میشود در فدراسیون نبوده و الباقی روزها، سفت و محکم بر مسند کار نشسته اما دریغ از یک دستاورد تاریخی. طلسم رسیدن به المپیک شکست؟ مدال در بازیهای آسیایی کسب شد؟ رویای رسیدن به فینال جام ملتها محقق شد؟ در این میان، اشتباه نشود، ما نمیخواهیم فوتبال زنان را نادیده بگیریم بلکه رویکرد کلی مهدی تاج، نادیدهگرفتن این حوزه است و همینکه 3 فیفادی اخیر، تقویم تیم ملی زنان خالی بوده و تیم زیر 17 سال، 2 روز مانده به اعزام به مسابقات انتخابی جام ملتها، اردویش تعطیل میشود و بازیکنان به خانه بر میگردند، گواهی میدهد که ارزش فوتبال زنان از زاویه دیدِ مهدی تاج چقدر است. اگر فوتبال زنان برای تاج مهم بود و گوشه چشمی به این حوزه میداشت، فاجعه پناهندهشدن ستارههای ملیپوش در استرالیا بعد از جام ملتهای آسیا 2026 هرگز رخ نمیداد.
سوال مهمی که اینجا مطرح میشود، این است که فردایِ روزی که مهدی تاج از مسند قدرت در فوتبال ایران کنار برود، دوره مدیریت خود را با کدام دستاورد میخواهد به یاد آورد؟ قطعاً که بخشی از پاسخ سوال، تکنولوژی «VAR» است که در زمینه پیادهسازی آن، به جز تاخیر زیادی که وجود داشت، باید به کموکاستیهای دستگاههای وارد کرده و مشکلاتی که در زمینه اجرای پروژه «VAR» بود هم اشاره داشت. ضمن آنکه فراموش نشود، ریلگذاری ورود «VAR» به فوتبال ایران دقیقاً در همان 968 روزی انجام شد که تاج دور از صندلی قدرت در فوتبال بود.
مهدی تاج و همکیشان او، هر وقت انتقادی از فدراسیون میشود، سعی میکنند جنگ و قیمت ارز و مشکلات اقتصادی کشور را پیش بکشند و البته محرومیت فوتبال از حق پخش. اولاً که عمر جنگ در کشور به 2 سال نمیرسد و نوسانات ارزی شامل بقیه رشتهها هم میشود اما چرا اینقدر در فوتبال، وضعیت بغرنج و ناامیدکننده است؟ محرومیت فوتبال از حق پخش که تقصیرِ مخاطب فوتبال نیست، تقصیرِ متولی فوتبال است که نمیتواند حق فوتبال را از نهادهای ذیربط بگیرد.
تاج بر مسند قدرتِ ریاست درآمدزاترین رشته ورزشی جهان در ایران نشسته اما اوج هُنر او، کاسهگدایی بهدست گرفتن مقابل مالکان تیمهای لیگ برتری است تا بتواند دخلوخرج فدراسیون را برای برپایی اردوهای ملی جور کند. واقعاً هُنر زیاندهکردن فدراسیون، تا حدی که باشگاهها بخواهند جور درآمدزایی فدراسیون را بکشند و کمکخرج شوند، یک شاهکار مدیریتی است که مهدی تاج توانسته به خوبی از پَسِ آن بربیاید و آنقدر برایش پول قرض گرفتن از شرکتهای سرمایهداری مثل گلگهر، چادرملو و پتروشیمی خلیج فارس و یا بانک شهر عادی شده که انگار اصلاً عارش نمیآید و حتی تلاش میکند به شکل هبه پولها را دریافت کند تا دغدغه برگشت پول را نداشته باشد!
رئیس فعلی فدراسیون که قانوناً تا 11 اسفند 1407 بر مسند کار خواهد بود، در حالی فکر میکند آنچه در فدراسیون انجام داده، شقالقمر است که مرور دورههای قبلی ریاست فدراسیون و البته برههای که تاج به دلیل آنچه بیماری قلبی عنوان شد، از فوتبال فاصله گرفت به خوبی نشان میدهد که واقعاً هیچ دستاورد ارزشمندی در دوره تاج بهدست نیامده؛ البته که تاج و رفقایش متخصص دستاوردسازی هستند و مقابل کسانیکه حذف از مرحله گروهی جام جهانی 48 تیمی را نادیده میگیرند و 3 تساوی تیم ملی را دستاورد میدانند، صحبت از عدم دستاورد، معناست!
فوتبال ایران واقعاً به نقطهای رسیده که هر چه جلوتر میرویم، اوضاع بدتر میشود؛ زخمها درمان نمیشوند، حتی دیگر کار از مرحله پانسمان هم گذشته بلکه بیحسی موضعی زده میشود تا بلکه برای یک مقطع کوتاه فراموش شود. همانطور که بارها هشدار داده شد حالِ تیم ملی خوب نیست اما در فاصله فیفادی تا فیفادی، همهچیز انگار فراموش میشد و دوباره که تیم ملی ناکام از زمین بیرون میآمد، زخمهای کهنه سر باز میکردند. مهدی تاج آنقدر جای پای خود را محکم میبیند که بعد از فاجعه بیش از 6 میلیون دلاری مارک ویلموتس، دوباره توانست در فوتبال به قدرت برسد و حالا بهتر است که مریضی کهنه را بهانه کرد و مدتی دور شود تا بلکه در غیاب او و همفکران او، فوتبال جان تازهای دوباره بگیرد.
مهدی تاج که راه بازگشت به فدراسیون را از مسیر انتخاباتهای بیرقیب بلد است؛ کمی از فوتبال فاصله بگیرد و اگر دید، حالِ فوتبال از شرایط فاجعهبار فعلی بدتر شد، از همان فرمولی که 8 شهریور 1401 به قدرت رسید، دوباره استفاده کند و عَنان کار را بهدست گیرد. فوتبال نازیبایی که تیمهای ملی ارائه میدهند، شکافی که بین مردم و تیم ملی افتاده، نقاب زشتی که بر صورت فوتبال در ایران زده شده، انزوایی که گریبان فوتبال ایران را گرفته و نه ژاپن و کرهجنوبی، بلکه شبیه ازبکستان بودن هم رویا شده، همهشان یک مقصر مشترک دارند؛ مهدی تاج، در نقش متولی فوتبال مملکت.
تاج حتی این روزها هم در لفافه و هم در کلام صریح، از سوی رئیسجمهور و وزیر ورزشوجوانان هم به صورت جدی نقد میشود تا مشخص شود، دیگر توهم حبوبغض را باید کنار گذاشت و واقعیت را پذیرفت که فوتبال ایران با مدیریت او به روزهای تیرهوتار و البته تلخی رسیده است. فوتبال ایران شبیه به خانهای شده که نهتنها عمر بنایِ آن به پایان رسیده، بلکه هر چه درون خانه هم بوده، به تاراج رفته؛ صاحبِ خانه کجاست؟ وسط خانه روی صندلی خودش نشسته و صندلی خود را سفت چسبیده تا حداقل آن را از دست ندهد!
در فدراسیون فوتبالِ دورانی که مهدی تاج رئیس نبوده، تیم ملی توانسته به جام جهانی برود، ایران مدال طلای بازیهای آسیایی را بهدست آورده، قهرمانی جام ملتها کسب شده، صعود به المپیک رقم خورده، تیمهای پایه تجربه حضور در جام جهانی را بهدست آوردهاند، فوتسال ایران در آسیا آقایی کرده و در جهان جزو بهترینها بوده، زنان ایران به جام ملتها رفتهاند و ... . ضمن آنکه باید اشاره داشت فساد کمتر بود، خبری از صدور کیفرخواست برای رئیس فدراسیون نبود، فدراسیون سرمایهدار بود و نه دستِ گداییاش جلوی باشگاهها دراز بود و نه سند ساختمان فدراسیون در گرو بود.
ای کاش مهدی تاج، با خودش خلوت کند و همه این 5877 روز که در فدراسیون فوتبال را مرور کند؛ ببیند ارزش افزودهای برای فوتبال چه بوده و با مدیریت او، فوتبال ایران از کدام چالهها به تهِ چاه افتاده؟ شاید راضی شود که صندلی قدرت را رها کند و در سنگری دیگر به مردم مملکت «خدمت» کند. آنچه روشن است، دورِ باطلیست که فوتبال ایران با مهدی تاج دارد؛ عدم صعود، حذف، ناکامی، کنار رفتن، بیپولی و هزار و یک مصیب دیگر. در پایان باید اشاره داشت که هیچکس در برهه فعلی، توقع ندارد که اگر فردا مهدی تاج برود، فوتبال ایران شتاب گیرد و شانه به شانه ژاپن و کرهجنوبی و دیگر ابرقدرتهای آسیا حرکت کند اما شاید نظر اکثریت جامعه فوتبال بر این باشد که بعید است در فدراسیونِ بدون مهدی تاج، روزگاری بدتر از آنچه میگذرانیم را فوتبال ایران به خود بیند!
دیدگاه تان را بنویسید