کد خبر: 793875
|
۱۴۰۵/۰۷/۱۴ ۱۲:۵۰:۱۱
| |

نوذر شفیعی‌: ایران پیشنهادهای آمریکا را نپذیرد جنگ خواهد شد / ممکن است آمریکا به سمت ایجاد ناآرامی داخلی حرکت کند

نوذر شفیعی گفت: اگر ایران پیشنهادهای امریکا را نپذیرد. در این صورت، ایران باید در مقابل پیامدهای آن نیز تاب‌آوری خود را افزایش دهد؛ چراکه قطعا این مسیر به جنگ جدیدی ختم خواهد شد و همچنین فشارهای اقتصادی شدیدتری را به دنبال خواهد داشت. البته که توجه داشته باشیم ممکن است امریکا در ادامه، به سمت ایجاد ناآرامی‌های داخلی نیز حرکت کند.

نوذر شفیعی‌: ایران پیشنهادهای آمریکا را نپذیرد جنگ خواهد شد / ممکن است آمریکا به سمت ایجاد ناآرامی داخلی حرکت کند
کد خبر: 793875
|
۱۴۰۵/۰۷/۱۴ ۱۲:۵۰:۱۱

اختلاف تهران و واشنگتن بیش از آنکه به اصل مذاکره بازگردد، به تفاوت در تعریف نقطه شروع و چارچوب امتیازدهی مربوط است، به‌گونه‌ای که امریکا با طرح مطالبات حداکثری، مسیر دیپلماسی را از توافقات قبلی دور کرده است.

به گزارش اعتماد، در این میان تغییر معادلات قدرت و فشارهای فزاینده، فضای چانه‌زنی را پیچیده کرده و تهران برای حفظ موازنه میان مقاومت در برابر فشارها و جلوگیری از تشدید بحران، نیازمند بازتعریف اهرم‌های دیپلماتیک خود است. نوذر شفیعی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» پیرامون سناریوهای احتمالی درباره چشم‌انداز تنش‌های میان تهران و واشنگتن گفت: به نظر می‌رسد امریکایی‌ها تفاهمنامه اسلام‌آباد را وارونه کرده‌اند. به عبارتی اگر بنا بود درباره موضوع هسته‌ای ایران در مراحل بعدی گفت‌وگو شود، اکنون امریکایی‌ها این موضوع را در ابتدای دستور کار قرار داده‌اند و طبیعتا این مساله روند را بسیار دشوار می‌کند.  به باور شفیعی دلیل نخست آن است که امریکایی‌ها نگاه حداکثری به موضوع هسته‌ای ایران دارند؛ بدان معنا که خواهان برچیده شدن برنامه هسته‌ای ایران هستند و این، به خودی خود، یک رویکرد حداکثری محسوب می‌شود.  این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به مطالبات حداکثری واشنگتن درقبال ایران گفت: نکته دوم این است که آیا برچیده شدن فعالیت‌های هسته‌ای ایران می‌تواند در قالب رقیق‌سازی ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰درصدی ایران خلاصه شود یا خیر؟ این نیز نکته مهمی است. اگر امریکایی‌ها به این میزان قانع نشوند، تکلیف ایران چه خواهد بود؟ واقعیت این است که گاهی در سیاست نباید فرصت‌ها را از دست داد.  به گفته این استاد دانشگاه زمانی که «تفاهمنامه اسلام‌آباد» منعقد شد، در داخل ایران هجمه‌ای علیه مذاکره‌کنندگان شکل گرفت. معنای این هجمه آن بود که شما رفتید و با دشمن ایران مذاکره کردید و امتیازهای گسترده‌ای دادید. حالا شاهد هستیم که همان دشمن دیگر به تفاهمنامه اسلام‌آباد پایبند نیست و شرایط جدیدی را پیش روی ایران قرار داده است.  شفیعی در ادامه تاکید کرد: دلیل این مساله آن است که اساسا شرایط تغییر کرده است.

اگر قرار باشد برچیده شدن فعالیت‌های هسته‌ای ایران به عنوان دستور اول امریکایی‌ها مطرح شود، بدون تردید پاسخ ایران به این خواسته منفی خواهد بود. همین مساله کافی است تا از این پس شاهد فشارهای اقتصادی بیشتر، فشارهای نظامی بیشتر و احیانا سایر تدابیری باشیم که امریکا برای آسیب‌پذیر کردن ایران در دستور کار قرار داده است.

جاه‌طلبی‌های امریکا

شفیعی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درباره اینکه چقدر احتمال دارد مطالبات احتمالی حداکثری ترامپ مورد پذیرش تهران قرار گیرد، گفت: چانه‌زنی توسط مقامات کشوری در مذاکرات تابع شرایطی است که طرف‌های درگیر در آن قرار دارند. درست یا غلط، تصور امریکایی‌ها این است که در موضع قدرت قرار دارند و در مقابل، ایران در موضع ضعف است و در واقع با فروپاشی اقتصادی مواجه است. این دو نکته، تصور امریکایی‌ها را نسبت به آنچه باید در عمل انجام دهند، شکل می‌دهد.  به باور این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی بنابراین، برداشت من این است که امریکایی‌ها از ابتدا دو دستور کار داشتند: نخست، تغییر رژیم و دوم، تغییر رفتار. به نظرم هر کدام از این دو هدف که برای امریکایی‌ها در دسترس‌تر باشد، همان مسیر را دنبال خواهند کرد، بنابراین ممکن است پیشنهادهایی را مطرح کرده باشند که اتفاقا فراتر از تعهدات ایران در تفاهمنامه اسلام‌آباد است، به گونه‌ای که پیشنهاداتی که امریکا مطرح کرده و اکنون در دستور بررسی ایران قرار دارد، امتیازاتی فراتر از تفاهمنامه اسلام‌آباد برای امریکا قائل است و در مقابل، امتیازاتی به‌مراتب پایین‌تر از مفاد آن تفاهمنامه برای ایران درنظر می‌گیرد.  شفیعی در ادامه خاطرنشان کرد: حال اگر از منظر امریکایی‌ها این‌گونه فرض کنیم که ایران تحت فشار اقتصادی قرار دارد و فشار نظامی امریکا نیز در پشت این فشار اقتصادی قرار گرفته است، بنابراین امریکایی‌ها در پی تحمیل شرایطی به‌مراتب بدتر از مفاد تفاهمنامه اسلام‌آبادبر ایران هستند.  اگر  ایران پیشنهادهای  امریکا را نپذیرد. در این صورت، ایران باید در مقابل پیامدهای آن نیز تاب‌آوری خود را افزایش دهد؛ چراکه قطعا این مسیر به جنگ جدیدی ختم خواهد شد و همچنین فشارهای اقتصادی شدیدتری را به دنبال خواهد داشت. البته که توجه داشته باشیم ممکن است امریکا در ادامه، به سمت ایجاد ناآرامی‌های داخلی نیز حرکت کند.

اهرم‌های ایران

شفیعی در ادامه این گفت‌وگو و در تشریح اهرم‌های احتمالی تهران برای مقابله با تشدید فشارها ازسوی واشنگتن به «اعتماد» گفت: ایران طی چند ماه گذشته که با امریکایی‌ها درگیر بوده، بعضا اهرم‌های موثر خود را به کار گرفته است؛ ازجمله این اهرم‌ها حمله به پایگاه‌های امریکا در کشورهای منطقه، بستن تنگه هرمز و اکنون حرکت به سمت تنگه باب‌المندب و همچنین تاثیرگذاری بر کانال سوئز بوده است. حتی مورد تهاجم قرار دادن پایگاه‌های امریکا در خارج از منطقه، ازجمله دیه‌گو گارسیا نیز از دیگر اقداماتی است که ایران می‌تواند انجام دهد. به باور شفیعی البته این امر مستلزم آن است که ایران تعداد پهپادها و موشک‌های خود را افزایش دهد و توانمندی آنها را از نظر کیفی و همچنین برد موثر ارتقا دهد. این شاید یکی از اقداماتی باشد که ایران می‌تواند انجام دهد. ضمن اینکه به هر حال، آسیب‌پذیری کشورهای منطقه، صرف‌نظر از اینکه پایگاه امریکا در آنها وجود داشته باشد یا نه نیز به‌نوعی یک اهرم فشار محسوب می‌شود. این استاد دانشگاه در ادامه یادآور شد: شاید امریکا با تشدید فشارها بر ایران و تحمیل خواسته‌های خود، در صورت عدم پذیرش این خواسته‌ها ازسوی ایران، عملا می‌خواهد  ایران را در تنگنا قرار دهد. در آن صورت، ایران چاره‌ای جز این نداشته باشد که حملات خود را هم از نظر شدت و هم از نظر گستردگی افزایش دهد.

جنگ یا نمایش قدرت؟

این عضو هیات علمی دانشگاه در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» پیرامون معنای استقرار سنگین تجهیزات نظامی امریکا در منطقه در کنار تشدید فشارهای حداکثری با لحاظ کردن اعلام آمادگی ایران برای مذاکره گفت: به نظر می‌رسد که در این زمینه باید دو احتمال را درنظر گرفت. به عبارتی افزایش نیروهای امریکا می‌تواند هم برای جنگ و هم برای نمایش قدرت باشد؛ بدان معنا که هم می‌تواند با هدف اقدام نظامی صورت بگیرد و هم با هدف نمایش قدرت. اینکه امریکا چگونه بخواهد از این ظرفیت استفاده کند، به شرایط بستگی دارد. تا به حال نیز هم استفاده عملی از این نیروهای نظامی را دیده‌ایم و هم استفاده از آنها به عنوان نمایش قدرت. بنابراین، این موضوع به شرایطی بستگی دارد که امریکا در مقطع موردنظر بخواهد از این نیروها استفاده کند. به باور شفیعی احتمال استفاده از این نیروها زیاد است؛ به این دلیل که تصور امریکایی‌ها این است که فشارهای اقتصادی، ایران را در تنگنا قرار داده و یک فشار نظامی در پشت این فشار اقتصادی می‌تواند شکنندگی ایران را افزایش دهد. از دید امریکا، پیامد چنین حمله‌ای برای امریکایی‌ها درنهایت می‌تواند مشابه اتفاقاتی باشد که تاکنون رخ داده است؛ برای مثال، حمله به پایگاه‌های امریکا در اردن یا حمله به پایگاه‌های امریکا در کشورهای منطقه.  این استاد دانشگاه در ادامه ضمن اشاره به چرایی محتمل بودن چنین گزاره‌ای یادآور شد، چراکه برداشت واشنگتن این است که اقدامات نظامی جدید از توجیهات جدیدی نیز برخوردار است، ازجمله تاسیسات اتمی ایران در زیر کوه کلنگ‌گزلا و همچنین فشارهای اقتصادی که بر ایران وارد شده و شکنندگی ایران را افزایش داده است. احیانا این فشارهای اقتصادی ممکن است زمینه‌های نارضایتی در داخل را نیز افزایش داده باشد. لذا مجموع این عوامل تعیین می‌کند که آیا امریکا از نیروهای نظامی جدید خود به عنوان ابزار نمایش قدرت استفاده کند یا برای اعمال قدرت.

سندروم اتحادها

شفیعی در ادامه این گفت‌وگو و درباره تحولات اخیر منطقه بالاخص ادعاها در زمینه حملات احتمالی پاکستان و عربستان به مواضع یمن و تاثیرشان بر معادلات منطقه به «اعتماد» گفت: به هر حال، تفاهمنامه سه‌جانبه‌ای میان پاکستان و عربستان و ترکیه وجود دارد. پیش‌تر نیز یک توافقنامه دفاعی متقابل میان عربستان و پاکستان منعقد شده بود. براساس این توافقنامه، حمله به یکی از طرفین، حمله به طرف دیگر قلمداد خواهد شد. بنابراین، به نظر می‌رسد که روی کاغذ، پاکستان باید در کنار عربستان علیه حوثی‌ها قرار بگیرد. به باور این استاد دانشگاه اکنون نیز گزارشاتی حاکی از آن است که ممکن است ۴۰ هزار نیروی پاکستانی در جنگ علیه یمن به کار گرفته شوند. پیامدهای این اقدام برای پاکستان می‌تواند خطرناک باشد، چراکه عملا پاکستان را درگیر بحرانی می‌کند که نتیجه آن اصلا مشخص نیست. از طرفی این احتمال وجود دارد که اگر برای حوثی‌ها مسجل شود که پاکستان در این جنگ دخالت دارد، حوثی‌ها بنادر پاکستان را هدف حملات موشکی قرار دهند. این مساله عملا پاکستان را با یک چالش بزرگ مواجه خواهد کرد که خروج از آن بسیار دشوار خواهد بود.  این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه خاطرنشان کرد: ازسوی دیگر، ممکن است چنین اقدامی اعتراض‌هایی را در داخل پاکستان برانگیزد که این نیز برای پاکستانی‌ها بسیار خطرناک خواهد بود. بنابراین، اصولا پاکستان درگیر یک معضل شده که اصطلاحا به آن «معضل اتحادها» یا «سندروم اتحادها» گفته می‌شود، چراکه اگر پاکستان وارد درگیری شود، گرفتار «معضل به ‌دام ‌افتادن» خواهد شد؛ اما اگر وارد درگیری نشود، عربستان دچار «معضل رهاسازی» می‌شود. «رهاسازی» نیز یکی از سندروم‌ها یا معضلات اتحادهاست. در مجموع، وضعیت پیچیده‌ای در حال شکل‌گیری است که می‌تواند بازی منطقه‌ای را بسیار پیچیده و مبهم کند و حتی کنترل آن را از دست بازیگران خارج کند. به باور من یکی از پیامدهای این بحران احتمالی، تاثیرگذاری مستقیم بر گفت‌وگوهای تهران و واشنگتن است. اگر پاکستان علیه حوثی‌ها وارد درگیری شود، ممکن است دیگر نتواند نقشی را که پیش از این میان ایران و امریکا ایفا می‌کرد، ایفا کند. علاوه بر این، ممکن است درگیر شدن ایران و پاکستان در مساله یمن، دست امریکا را برای اعمال فشار بیشتر بر ایران باز کند. در هر حال، وقتی از زاویه‌ای دور به مساله یمن نگاه می‌کنیم، تصویری بسیار مشوش، آشفته و نگران‌کننده به ذهن متبادر می‌شود.

پشت پرده خروج امریکا از عراق

این هیات علمی دانشگاه تهران در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» پیرامون معنای خروج نیروهای امریکایی در مقطع کنونی و تحولات احتمالی عراق همزمان با تشدید تنش‌ها میان تهران و واشنگتن گفت: اول اینکه خروج امریکا از عراق طبق یک برنامه‌ریزی قبلی اتفاق افتاد. این برنامه‌ریزی از یک‌سو به دلیل هزینه‌هایی بود که حضور این نیروها به امریکا تحمیل می‌کرد و ازسوی دیگر، به دلیل مخالفت‌هایی بود که در داخل عراق با حضور این نیروها وجود داشت. اما خروج این نیروها از عراق عملا امریکا را از تیررس ایران و نیروهای وابسته به ایران در عراق خارج می‌کند. شفیعی در ادامه با اشاره به اهمیت خروج نیروهای امریکایی در مقطع فعلی به «اعتماد» گفت: نکته دوم این است که امریکا از این بازه زمانی به بعد نقش برجسته‌ای را به دولت عراق واگذار کرده است و البته که یکی از مهم‌ترین این نقش‌ها، کنترل نیروهای مقاومت در عراق و همچنین کنترل روابط ایران و عراق است. به عبارت دیگر، هر کارکردی که حضور امریکا از طریق نیروهای نظامی در عراق دنبال می‌کرد، اکنون آن مسوولیت را به دولت عراق واگذار کرده است. این مسوولیت، هم خلع سلاح نیروهای مقاومت و هم تاثیرگذاری بر کیفیت روابط ایران و عراق است. به گفته شفیعی حال اگر هدف امریکایی‌ها از این بازی تحقق این فرضیه باشد، به باور من بازی ماهرانه‌ای بوده است؛ مشروط بر اینکه بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند، چراکه در هر حال، نفوذ ایران در عراق به اندازه‌ای قوی است که می‌تواند مانع از تحقق برخی از این سناریوها شود.

این تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در ادامه خاطرنشان کرد: در هر حال، شاید خروج نیروهای امریکایی در بلندمدت به سود ایران باشد، اما در کوتاه‌مدت، باتوجه به اینکه حضور این نیروها پاشنه‌آشیل امریکا در عراق بود و محدودیت‌هایی را برای امریکا در برابر ایران ایجاد می‌کرد، ممکن است خروج آنها عملا باعث شود امریکا از تیررس ایران خارج گردد. این مساله از زاویه‌ای دیگر به نوعی دور شدن نیروهای امریکا از صحنه جنگ نیز محسوب می‌شود. ضمن اینکه، همان‌طور که پیش‌تر گفته شد کارکردهایی که این نیروها داشتند، عملا اکنون توسط دولت عراق در حال اجراست. بنابراین، خروج امریکا از عراق از جنبه‌های مختلف می‌تواند یک برد باشد. به عبارتی خروج از عراق برای ایران یک برد است، اما در عین حال، برای خود امریکایی‌ها نیز می‌تواند یک دستاورد محسوب شود. شاید در این میان، تنها کسی که ممکن است دچار باخت شود، دولت عراق باشد، چراکه در منگنه ایران و امریکا گرفتار خواهد شد.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها