۴ سناریوی تشکیل دولت در اسرائیل؛ تلاش آیزنکوت برای کنار زدن نتانیاهو
در حالی که نتایج نظرسنجیها در سرزمینهای اشغالی از تداوم بحران سیاسی و فقدان یک اکثریت قاطع حکایت دارد، روزنامه هاآرتص چهار سناریوی محتمل برای تشکیل کابینه آینده اسرائیل را بررسی کرده است.
روزنامه «هاآرتص» با انتشار تحلیلی نوشت که بررسی روند تحولات سیاسی نشان میدهد با وجود پیچیدگیهای موجود، بنبست انتخاباتی به معنای حتمی بودن برگزاری دور دیگری از انتخابات نیست و چهار مسیر اصلی برای برونرفت از این وضعیت پیش روی احزاب قرار دارد.
به گزارش روز دوشنبه ایرنا به نقل از هدهد فلسطین، این تحلیل در شرایطی منتشر میشود که بازنشر تصاویر لحظات نخست عملیات «طوفانالاقصی» و تداوم آوارگی ساکنان شمال و جنوب سرزمینهای اشغالی، پرسشهای جدی را درباره چرایی بقای سیاسی نتانیاهو، علیرغم مسوولیت مستقیم او در «بزرگترین فاجعه تاریخ رژیم صهیونیستی»، ایجاد کرده است.
در ادامه، جزئیات این چهار سناریوی سیاسی بررسی شده است:
۱. سناریوی آیزنکوت برای جذب راستگرایان
در این سناریو، «گادی آیزنکوت» تلاش میکند با پرداخت هزینههای سیاسی سنگین، احزابی مانند جریان «عوفر وینتر» و ائتلاف «هاندل-زیلیکا» را جذب کند. هدف از این اقدام، همراه کردن حزب «لیکود» برای ایجاد پوشش سیاسی جهت انتقال «وینتر» بین بلوکهای سیاسی و جلوگیری از نیاز به حزب «راعام» (فهرست عربی متحد) است. در این طرح، وعده وزارت جنگ به «وینتر» و تصدی یک پست اقتصادی کلیدی به «زیلیکا» مطرح است.
این تحلیلگر با اشاره به ضعف کمپین انتخاباتی آیزنکوت، تأکید دارد که او بر خلاف چهرههای تاریخی مانند «ایهود باراک» (در سال ۱۹۹۹) یا «اسحاق رابین» (در سال ۱۹۹۲) که از پیشینه نظامی خود برای جلب اعتماد پایگاه راستگرا استفاده میکردند، در برجسته کردن سوابق نظامی خود و جلب حمایت قهرمانان سابق ناکام بوده است.
۲. تلاش نتانیاهو برای ائتلاف با نفتالی بنت و آویگدور لیبرمان
سناریوی دوم بر تلاش حداکثری نتانیاهو برای گرد هم آوردن «نفتالی بنت» و «آویگدور لیبرمان» در یک ائتلاف متمرکز است. در این طرح، وعدههای متعدد از جمله پیشنهاد چرخش در پست نخستوزیری برای ترغیب آنها ارائه میشود. هرچند پیوستن این دو شخصیت به نتانیاهو دشوار به نظر میرسد، اما تجربه سیاسی «گدعون سعر» نشان داده است که نباید نسبت به تغییر مواضع بازیگران سیاسی خوشبینی یا بدبینی مفرط داشت. با این حال، تشکیل چنین ائتلافی بدون حضور احزاب «حریدی» (ارتدکسهای افراطی) همچنان با چالشهای ساختاری روبهروست.
۳. مشارکت مشروط لیکود بدون حضور مستقیم نتانیاهو
در سناریوی سوم، گادی آیزنکوت پیشنهادی سخاوتمندانه به حزب «لیکود» ارائه میدهد، مشروط بر اینکه بنیامین نتانیاهو از ترکیب رسمی کابینه خارج شود. در این مدل، نتانیاهو وزرای لیکود را تعیین و از خارج از دولت بر آنها نظارت میکند، در حالی که در یک مجمع غیررسمی تصمیمگیری در کنار آیزنکوت حضور خواهد داشت تا زمینه برای بازگشت احتمالی او در آینده فراهم شود. این سناریو با توجه به شخصیت نتانیاهو، تنها در صورت نتیجه قاطع انتخابات و تحمیل فشار حداکثری بر وی امکانپذیر است.
۴. تشکیل کابینه اقلیت توسط آیزنکوت
سناریوی آخر، تشکیل یک کابینه اقلیت توسط آیزنکوت است که با امتناع احزاب عرب از شرکت در رأیگیری، شکل میگیرد. در این طرح، دولت بلافاصله اقدام به تشکیل «کمیته تحقیق رسمی» و تصویب قانون «سربازی اجباری» میکند. آیزنکوت این دولت را به عنوان یک کابینه موقت معرفی کرده و همزمان مذاکرات برای ورود احزاب حریدی را آغاز میکند. مبنای اقناع حریدیها در این سناریو این است که «قانون سربازی به واقعیتی غیرقابلتغییر تبدیل شده» و اکنون برای حفظ سهم خود از بودجهها، ناچار به پیوستن به ائتلاف هستند؛ موفقیتی که به طور مستقیم به میزان ضعف نتانیاهو پس از انتخابات و کاهش نفوذ او بر احزاب مذهبی بستگی دارد.
دیدگاه تان را بنویسید