علاقه رهبر شهید به هنر و موسیقی و فیلم و رمان به روایت فاطمه راکعی / جلسات ایشان با هنرمندان و فرهنگیان نمایش سیاسی نبود
فاطمه راکعی نوشت: ما با فردی روبهرو هستیم که علاوه بر برخورداری از حافظهای قوی و مطالعات عمیق در ادبیات کلاسیک و تاریخ ادبیات ایران، با ظرافتهای هنری نظیر موسیقی، فیلم و رمان نیز مأنوس بود. این ویژگیها، او را نه تنها به عنوان یک رهبر سیاسی، بلکه به مثابه یک «کنشگر و پژوهشگر فرهنگی» معرفی میکند که حیاتِ هنری جامعه برایش دغدغهای جدی بود.
فاطمه راکعی در یادداشتی با عنوان «اولویت «گفتوگو» بر «تنش» و «احترام» بر«حذف» در روزنامه اعتماد نوشت: رهبر شهید انقلاب اسلامی، شخصیتی دارای هوش سرشار، حافظه قوی و مطالعات گسترده در ادبیات و هنر بودند که فراتر از علایق شخصی، با رویکردی مبتنی بر «بزرگمنشی» و احترام به تنوع آرا، حتی در اوج تفاوت در دیدگاههای سیاسی، فضای همافزایی فرهنگی را در کشور زنده نگه میداشتند. در تاریخ سیاسی ایران، همواره شاهد حضور بزرگانی بودهایم که پیوندی ناگسستنی با شعر، ادب و هنر داشتهاند. میراث فرهنگی رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز از همین جنس است؛ میراثی که نه در حصار سیاست، بلکه در گسترهای از هنر و اندیشه تعریف میشد. ما با فردی روبهرو هستیم که علاوه بر برخورداری از حافظهای قوی و مطالعات عمیق در ادبیات کلاسیک و تاریخ ادبیات ایران، با ظرافتهای هنری نظیر موسیقی، فیلم و رمان نیز مأنوس بود. این ویژگیها، او را نه تنها به عنوان یک رهبر سیاسی، بلکه به مثابه یک «کنشگر و پژوهشگر فرهنگی» معرفی میکند که حیاتِ هنری جامعه برایش دغدغهای جدی بود. یکی از وجوه بارز شخصیت فرهنگی ایشان، در جلسات صمیمانه و تخصصی شعرخوانی نمایان میشد؛ جلساتی که در شبهای ماه مبارک رمضان با حضور شاعران با گرایشهای فکری متفاوت برگزار میشد. برای بسیاری از ما، حتی چهرههای اصلاحطلب، حیرتانگیز بود که ایشان تا چه حد نسبت به شعر و مباحث تخصصی ادبی، نگاهی جدی، دقیق و رزین دارند. این جلسات که در فضایی معنوی و به دور از تشریفات برگزار میشد، نه یک نمایش سیاسی، بلکه فرصتی برای گفتوگوی بیواسطه میان اندیشه و هنر بود. نکته قابل تامل این است حتی شاعرانی که دیدگاههای سیاسی متفاوتی نسبت به جریان حاکم داشتند، با احترام به این دعوتها پاسخ مثبت میدادند، چراکه در آن محفل، سخن از «شعر» و «اندیشه» بود، نه از مرزبندیهای معمول سیاسی. شاید بتوان گفت «بزرگمنشی» برجستهترین میراث فرهنگی رهبر شهید در تعامل با اصحاب فرهنگ بود. در روزگاری که گاهی شاهد برخوردهای تند و ناجوانمردانه در فضای سیاسی هستیم..
بازخوانی این منش، اهمیت دوچندانی مییابد. ایشان با چهرههایی نظیر مرحوم شهریار، اخوانثالث و دکتر شفیعیکدکنی مراوده داشتند. رهبر شهید در حوزه فکر و اندیشه، نگاهی بسیار باز داشتند و تفاوت در سلیقه شعری یا باورهای سیاسی، مانعی برای احترام متقابل و ارتباطگیری نبود. این بزرگمنشی در حقیقت نوعی «مدارای اندیشمندانه» بود. ایشان میدانستند که برای ساختن و اصلاح کشور، هنر و فرهنگ نیازمند بستری از امنیت و احترام است. میراث رهبر شهید در حوزه فرهنگ، تنها حمایت از شاعران انقلاب نبود، بلکه هواداری از «هر شاعر و هنرمندی» بود که دغدغه اعتلای ایران را داشت. ایشان توانسته بودند میان حوزه رسمی قدرت و حوزه آزادِ نقد و هنر، پل ارتباطی پایداری برقرار کنند که در آن، تکثر آرا به جای آنکه تهدید باشد، فرصتی برای غنای فرهنگی کشور تلقی میشد. در نهایت، نگاه رهبر شهید به مقوله فرهنگ، آموزهای برای امروز است. ایشان به ما آموختند که میتوان در عالیترین سطوح مدیریت کشور بود، اما همچنان با رمان، شعر و هنر زیست و به دیدگاههای مخالف احترام گذاشت. این میراث، بیش از آنکه مجموعهای از خاطرات باشد، الگویی است برای بازگشت به فضایی که در آن «گفتوگو» بر «تنش» و «احترام» بر «حذفیات سیاسی» اولویت دارد. برای جامعهای که به دنبال ساختن آیندهای آباد و فرهنگی است، بازگشت به این الگوی «بزرگمنشی و مدارا»، نه یک انتخاب که یک ضرورت تاریخی است. راهی که رهبری شهید در محافل ساده و صمیمانه شعرخوانی ترسیم کردند، همان راهی است که میتواند شکافهای فکری را پر کرده و انسجام ملی را بر پایه احترام متقابل بازسازی کند.
دیدگاه تان را بنویسید