توافق نهایی ایران و آمریکا در کنگره تایید میشود؟
کارشناس مسائل امریکا گفت: بر اساس قوانین ایالاتمتحده، هر توافق هستهای با ایران باید به تایید کنگره امریکا برسد. اینکه کاخ سفید با یک توافق موافقت کند، الزاما بدان معنا نیست که ساختار سیاسی امریکا نیز به طور کامل آن را تایید خواهد کرد. جلب نظر کنگره کار آسانی نیست و پیچیدگیهای خاص خود را دارد.
تفاهم اولیه میتواند آغاز خروج از بنبست مذاکرات و کاهش تنشها باشد، اما مسیر رسیدن به توافق نهایی همچنان با موانع سیاسی و حقوقی جدی، به ویژه در امریکا، روبهرو است. در این میان نقش مخرب اسراییل در روند توافق همچنان قابل توجه است، هر چن د حمایت کشورهای منطقه از تداوم دیپلماسی نسبت به گذشته افزایش یافته است. با این حال پایداری هر توافقی به مدیریت تنشها، تعامل با ساختار سیاسی امریکا و حفظ حسننیت دوطرف در ادامه مذاکرات وابسته خواهد بود.
به گزارش اعتماد، بامداد دوشنبه 25 خرداد ماه، شهباز شریف نخستوزیر پاکستان از حصول توافق صلح میان ایران و ایالاتمتحده خبر داد. به گفته میانجی پاکستانی این توافق شامل توقف فوری و دایمی عملیات نظامی در همه جبههها از جمله لبنان است و قرار است مراسم رسمی امضا روز جمعه ۱۹ ژوئن در سوییس برگزار شود. همزمان دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران نیز با انتشار بیانیهای ضمن تایید نهاییشدن متن یادداشت تفاهم اسلامآباد، از پایان محاصره دریایی و آغاز مرحله اجرای تعهدات طرف مقابل خبر داد و تاکید کرد که مذاکرات برای توافق نهایی پس از اجرای تعهدات ادامه خواهد یافت. در همین چارچوب و به گفته مقامات رسمی دستگاه دیپلماسی کشورمان چند محور اصلی برای مذاکرات ۶۰ روزه آینده تعریف شده است؛ نخست، موضوعات هستهای و سطح و چارچوب غنیسازی به همراه سازوکارهای راستیآزمایی و نظارتهای بینالمللی و دوم، رفع تدریجی تحریمها و سوم تعیین نقشهراه آزادسازی داراییهای ایران و بازگشت آن به چرخه اقتصادی. در سطح تحولات میدانی نیز منابعی آگاه از نقشآفرینی لحظات پایانی ایران در تغییر متن توافق و گرفتن امتیازاتی در حوزه لبنان و لغو محاصره دریایی به واسطه حملات هدفمند روز دوشنبه رژیم اسراییل به مناطقی از جنوب لبنان و عدم پاسخ ایران به این حملات نیز خبر دادهاند؛ موضوعی که به ادعای ناظران همچنان در کنار ادامه حضور اسراییل در جنوب لبنان، پیچیدگیهای اجرای توافق را برجسته کرده است. در همین راستا گروهی از تحلیلگران مدعیاند این توافق اگرچه نقطه پایانی بر یک چرخه پرتنش تلقی میشود، اما همزمان نشانههایی از شکاف در اجرای تعهدات و اختلاف بازیگران منطقهای، به ویژه اسراییل به عنوان ضلع مهم این معادله دیده میشود. بنابراین به نظر میرسد اگرچه مسیر دیپلماسی بعد از ماهها تلاش میانجیگران کمی هموار شده است اما آینده توافق بیش از هر چیز به میزان پایبندی طرفها و توان مدیریت تنش در میدانهای فرعی، به ویژه لبنان، وابسته خواهد بود. به این بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی مولفههای مهم توافق میان تهران و واشنگتن با امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل امریکا گفتوگو کرده است. مشروح این گفتوگو در ادامه میآید:
امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل امریکا در پاسخ به پرسش «اعتماد» در راستای ارزیابیاش از تفاهم اعلام شده میان ایران و امریکا آن هم در شرایطی که بیاطمینانی کامل میان طرفین حاکم است، گفت: اکنون نیز شاهد هستیم ماهها مذاکره، جنگ، مقاومت و رایزنیهای فشرده درنهایت به یک تفاهم منجر شده است. البته در حال حاضر نمیدانم متنی که منتشر شده همان نسخه نهایی است که قرار است روز جمعه امضا شود یا خیر، با این حال، آنچه تاکنون مشاهده کردهام نشان میدهد برداشت رسانهای دوطرف کاملا یکسان نیست. اگر آنچه اکنون در رسانههای ایران منتشر شده صحیح باشد، باید گفت که این تفاهم دستاورد بسیار بزرگی برای ایران محسوب میشود. به باور ابوالفتح نخستین نکته این است که تاحدودی اختلاف درباره روند مذاکرات هستهای به نتیجه رسیده و از آن بنبست قبلی نیز خارج شده است. البته هنوز امیدوارم روند مذاکرات در این حوزه به سرانجام برسد، اما پیش از آنکه حتی موضوع هستهای به طور کامل مطرح شود، مجموعهای از اقدامات در حال انجام است؛ ازجمله آزادسازی بخشی از اموال بلوکه شده ایران، رفع محاصره دریایی و همچنین پیشبینی منابع مالی برای بازسازی ایران. علاوه بر این، توقف جنگ و درگیریها در تمامی جبههها نیز ازجمله مواردی است که در صورت تحقق، میتواند به عنوان موفقیتهای مهم این تفاهم برای تهران ارزیابی شود. این کارشناس مسائل امریکا در ادامه به «اعتماد» گفت: با وجود این، نسبت به آینده چندان خوشبین نیستم. ما در واقع با سه مرحله یا سه خان مواجه هستیم. مرحله نخست، دستیابی به تفاهم اولیه بود که اکنون حاصل شده و امیدواریم به امضا نیز برسد. مرحله دوم، توافق نهایی است که فرآیندی بسیار دشوار و پیچیده خواهد بود و چالشهای فراوانی در مسیر آن وجود دارد. اما مرحله سوم، شاید از همه مهمتر باشد این است که بر اساس قوانین ایالاتمتحده، هر توافق هستهای با ایران باید به تایید کنگره امریکا برسد. اینکه کاخ سفید با یک توافق موافقت کند، الزاما بدان معنا نیست که ساختار سیاسی امریکا نیز به طور کامل آن را تایید خواهد کرد. جلب نظر کنگره کار آسانی نیست و پیچیدگیهای خاص خود را دارد.
این تحلیلگر ارشد مسائل امریکا در ادامه خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، سالها پیش باید به این موضوع توجه میشد و متاسفانه چنین نشد. اکنون نیز ضروری است که هرچه سریعتر تعامل و رایزنی با کنگره امریکا آغاز شود؛ هم با نمایندگان دموکرات و هم با جمهوریخواهان. تجربه تلخ برجام نشان داد که بیتوجهی به این موضوع چه پیامدهایی میتواند داشته باشد. درنهایت همین فضای سیاسی در کنگره بود که شرایط را به سمتی برد که دونالد ترامپ از برجام خارج شد. بنابراین، همزمان با مذاکرات و رایزنیها با قوه مجریه امریکا، چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم، باید تعامل با شاخه قانونگذاری و کنگره نیز در دستور کار قرار گیرد. لازم است از فرصتهای موجود برای پایدار نگه داشتن توافق استفاده شود؛ زیرا اگر کنگره همراهی نکند، این توافق یا اساسا به نتیجه نخواهد رسید، یا در صورت حصول نیز ممکن است در آینده با همان سرنوشتی مواجه شود که برجام با آن روبهرو شد.
ابوالفتح در ادامه و در رابطه با مفاد تفاهم شده میان تهران و واشنگتن و موضوع راستیآزمایی این مفاد تا روز جمعه و امضای این تفاهمنامه به «اعتماد» گفت: تنها ساعاتی پیش از اعلام توافق، نشانههایی وجود داشت که حاکی از احتمال حمله ایران به اسراییل و پاسخ متقابل اسراییل در تلافی حملات این رژیم به ضاحیه بود. با این حال، چنین اتفاقی رخ نداد و درنهایت توافق حاصل شد. این مساله نشان میدهد که ایالاتمتحده دستکم در مقطع کنونی اراده لازم برای حفاظت از این توافق و جلوگیری از تشدید تنشها را دارد. البته نباید قدرت و ظرفیت تخریبگری اسراییل را دستکم گرفت. دونالد ترامپ تلاش زیادی کرد تا مانع اقدامات اسراییل شود و از گسترش بحران جلوگیری کند. هر چند در روزهای اخیر اتفاق خاصی رخ نداد، اما همچنان نمیتوان نقش و تاثیرگذاری اسراییل را در روند تحولات نادیده گرفت. به گفته ابوالفتح در کنار این موضوع، سایر بازیگران منطقهای نیز خوشبختانه نقش مثبتی در دستیابی به این توافق ایفا کردند. با وجود اینکه ایران و برخی کشورهای حاشیه خلیجفارس در جریان جنگ ۴۰ روزه در دو سوی منازعه قرار داشتند و حتی شاهد اقداماتی ازسوی برخی از این کشورها علیه ایران بودیم، اما امروز شرایط متفاوت است. از طرفی برخلاف دوران برجام، اکنون بسیاری از کشورهای منطقه در زمره حامیان شکلگیری و تداوم توافق میان ایران و امریکا قرار گرفتهاند و این تحول، خبر بسیار مهم و مثبتی محسوب میشود. لذا شاهد هستیم که این کشورها در حال رایزنی و تلاش هستند تا روند توافق به نتیجه برسد و موانع پیشرو کاهش یابد. امیدوارم ایالاتمتحده بتواند اسراییل را مهار کند و مانع از ایجاد اخلال در مسیر توافق شود. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، زمینه برای تثبیت و اجرای توافق فراهم خواهد شد. با این حال، همانطور که اشاره کردم، نسبت به آینده چندان خوشبین نیستم. امیدوارم این ارزیابی نادرست از آب درآید و توافق بتواند در بازه زمانی پیشبینیشده به نتیجه برسد و دوام پیدا کند، اما همچنان موانع و چالشهای مهمی در مسیر آن وجود دارد که نباید از نظر دور داشت.
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با ارزیابیاش از تحرکات مخرب تلآویو بعد از امضای توافق میان ایران و امریکا گفت: واقعیت این است که اسراییل و ایالاتمتحده در اصول و اهداف کلان، اشتراکات فراوانی دارند. هر دو بر حفظ امنیت اسراییل تاکید میکنند و در بسیاری از موضوعات مربوط به جمهوری اسلامی ایران، ازجمله محدود کردن توانمندیهای منطقهای و امنیتی ایران و همچنین مقابله با آنچه «گروههای نیابتی» مینامند، دیدگاههای مشترکی دارند، بنابراین در سطح اهداف کلی، اختلاف بنیادینی میان دوطرف وجود ندارد. با این حال، اختلافات در شیوه و مسیر دستیابی به این اهداف ممکن است حاصل شود.
به باور ابوالفتح ایالاتمتحده یک ابرقدرت جهانی است و ناگزیر باید ملاحظات گسترده بینالمللی، اقتصادی و امنیتی را در تصمیمگیریهای خود لحاظ کند. در مقابل، اسراییل بیش از هر چیز در پی تثبیت و تعریف خود به عنوان یک قدرت برتر منطقهای است و طبیعتا از زاویهای متفاوت به تحولات منطقه مینگرد. به همین دلیل، اگرچه اهداف کلی امریکا و اسراییل درقبال جمهوری اسلامی ایران تاحد زیادی همسو است، اما در نحوه تحقق این اهداف و اولویتبندیها تفاوتهایی وجود دارد.
این تحلیلگر ارشد مسائل امریکا در ادامه به «اعتماد» گفت: البته نباید در تحلیل این اختلافات دچار افراط شد و به این نتیجه رسید که دوطرف در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند یا اسراییل از امریکا فاصله گرفته است. واقعیت چنین نیست. اختلافنظر میان متحدان پدیدهای طبیعی است. حتی در داخل کابینه نتانیاهو نیز اختلاف دیدگاه وجود دارد؛ بنابراین وجود اختلاف میان دو بازیگر متحد امری غیرعادی نیست. درنتیجه، برای درک صحیح روابط امریکا و اسراییل باید هر دو وجه ماجرا را همزمان دید؛ هم اتحاد و اشتراک منافع میان دو طرف را و هم اختلافات و شکافهایی را که در برخی حوزهها و درباره برخی روشها و تاکتیکها وجود دارد. این تحلیلگر ارشد روابط بینالملل در ادامه خاطرنشان کرد: در عین حال نباید از تحولات داخلی اسراییل غافل شد. این کشور در آستانه انتخابات قرار دارد و بنیامین نتانیاهو با فشارهای جدی سیاسی ازسوی مخالفان و رهبران اپوزیسیون مواجه است. در شرایط کنونی نمیتوان با اطمینان پیشبینی کرد که نتانیاهو در انتخابات آینده چه سرنوشتی خواهد داشت. این احتمال وجود دارد که اکثریت آرای سیاسی خود را از دست بدهد یا حتی نتواند بار دیگر در جایگاه نخستوزیر باقی بماند. از سوی دیگر، نتانیاهو تحت فشار واشنگتن نیز قرار دارد. اظهارات اخیر دونالد ترامپ نشان میدهد که او سرمایه سیاسی قابلتوجهی برای حمایت از نتانیاهو صرف کرده است. طبیعی است که ترامپ انتظار نداشته باشد نخستوزیر اسراییل پروژهای را که میتواند به یکی از مهمترین دستاوردهای سیاست خارجی او تبدیل شود، با مشکل مواجه کند. اگر روابط ایران و امریکا به سمت کاهش تنش حرکت کند یا به یک توافق پایدار منجر شود، این موضوع میتواند به عنوان یکی از نقاط برجسته کارنامه سیاسی ترامپ در تاریخ ثبت شود و به همین دلیل او اهمیت ویژهای برای آن قائل است.
ابوالفتح در ادامه این گفتوگو و در رابطه با احتمال ماجراجوییهای جدید اسراییل پس از امضای تفاهمنامه به «اعتماد» گفت: احتمال دارد ترامپ در برابر ماجراجوییهای بزرگ اسراییل ایستادگی کند و مانع از اقداماتی شود که اصل توافق را به خطر میاندازد. با این حال، بعید میدانم که واشنگتن تا آن اندازه اراده یا نفوذ داشته باشد که بتواند مانع تمامی اقدامات محدود، تنشهای موضعی یا کارشکنیهای جزیی اسراییل در منطقه، ازجمله در لبنان، شود. در چنین شرایطی، نقش دوراندیشی و مدیریت بحران ازسوی ایران و متحدانش اهمیت ویژهای پیدا میکند. بدون تردید حمایت از لبنان و حفظ ثبات آن، یکی از اصول و اولویتهای سیاست منطقهای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود، اما گاهی برای دستیابی به اهداف بزرگتر، لازم است در برابر برخی تحریکات و اقدامات محدود خویشتنداری نشان داده شود، چراکه اگر بار دیگر چرخه درگیری و پاسخ متقابل آغاز شود، احتمال دارد اسراییل حملات گستردهای را علیه لبنان و به ویژه بیروت در دستور کار قرار دهد؛ وضعیتی که هزینههای سنگینی برای همه طرفها به همراه خواهد داشت، از این رو ضروری است تدابیری اتخاذ شود تا ایران و حزبالله در دام سناریوهای تحریکآمیز اسراییل گرفتار نشوند و بتوانند این مقطع حساس را با کمترین میزان خسارت و تلفات پشت سر بگذارند.
ابوالفتح در ادامه و درخصوص نقش اعراب در بحث آزادسازی اموال بلوکه شده ایران به عنوان یکی از مهمترین بندهای تفاهمنامه ایران و امریکا گفت: درخصوص منابع مالی ایران و روند آزادسازی پولها نیز این پرسش مطرح است که آیا چنین موضوعی نیازمند مجوز کنگره امریکا است یا خیر. به طور کلی، هر نوع توافقی که توسط دولت امریکا انجام میشود و بالاخص آنکه مرتبط با برنامه هستهای ایران باشد نیازمند تایید کنگره است. براساس قوانین مصوب سال ۲۰۱۵ و پس از توافق برجام، دولت امریکا در عمل موظف است برخی توافقها را به کنگره گزارش دهد و در مواردی نیز زمینه بررسی و مداخله آن فراهم میشود. با این حال، درباره نحوه مدیریت این محدودیتهای قانونی در ساختار سیاسی امریکا، هنوز ابهاماتی وجود دارد. مشخص نیست دونالد ترامپ دقیقا با چه سازوکاری قصد دارد این چالش را حل کند، اما به نظر میرسد او بر نفوذ خود در میان جمهوریخواهان حساب ویژهای باز کرده و انتظار دارد که بتواند حمایت آنها را برای پیشبرد توافق جلب کند. هرچند ممکن است بخشی از کنگره مخالفت یا سر و صدا ایجاد کند، اما در صورت همراهی نسبی دموکراتها، احتمال عبور توافق از سد اکثریت وجود خواهد داشت. به گفته این کارشناس مسائل امریکا در عین حال، امید میرود که روند تصویب یا تایید در کنگره با مانع جدی مواجه نشود. در سطح منطقه نیز کشورهای عربی در حوزه اقتصادی استقلال عمل کاملی ندارند و تا حد زیادی تصمیمات آنها تحتتاثیر روابط با واشنگتن است. به همین دلیل، در صورتی که اختلافات با امریکا حلوفصل شود، این کشورها نیز میتوانند در مسیر آزادسازی منابع مالی ایران، توسعه تجارت و حتی جذب سرمایهگذاری نقشآفرینی کنند. وضعیت مشابهی درباره برخی کشورهای اروپایی نیز قابل تصور است. البته باید میان کشورهای منطقه تفکیک قائل شد. برای مثال، امارات متحده عربی احتمالا رویکرد متفاوتتری دارد و در مقاطعی از روابط پرتنش با ایران آسیب دیده است. با این حال، همچنان امکان بهبود روابط میان تهران و ابوظبی وجود دارد. در مجموع، در صورت شکلگیری یک اراده سیاسی مشخص در واشنگتن، بسیاری از گرههای اقتصادی مرتبط با ایران نیز میتواند در سطح منطقهای و بینالمللی باز شود. به گفته این تحلیلگر ارشد روابط بینالملل حتی در میان برخی کشورهای عربی نیز این ظرفیت وجود دارد که نقش واسطه یا تسهیلگر اقتصادی را ایفا کنند. برای نمونه، اگر مسیرهای مالی از طریق دوبی با محدودیت مواجه شود، این احتمال وجود دارد که دوحه یا سایر پایتختهای منطقهای بخواهند نقش مشابهی را برعهده بگیرند و کانالهای جایگزین برای تبادلات اقتصادی ایران فراهم کنند. در مجموع، آینده این روند به میزان زیادی به تصمیمات سیاسی در واشنگتن و میزان هماهنگی آن با بازیگران منطقهای وابسته خواهد بود.
ابوالفتح در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» در رابطه با سناریوهای احتمالی در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات بعد از گذشت شصت روز گفت: همه چیز تاحد زیادی به برداشت طرف امریکایی از رفتار ایران بستگی دارد. اگر در واشنگتن این جمعبندی شکل بگیرد که ایران در حال تلاش برای پیشبرد مذاکرات است و مشکلات موجود بیشتر جنبه فنی یا موردی دارد، احتمالا روند بررسیها از سوی تیمهای کارشناسی ادامه پیدا خواهد کرد. در چنین حالتی، حتی اگر توافق در بازه تعیینشده نهایی نشود، ممکن است دوطرف با درک متقابل از شرایط، زمان بیشتری برای رسیدن به نتیجه درنظر بگیرند؛ مشابه برخی تجارب پیشین ازجمله آتشبس دوهفتهای که با وجود عدم تحقق فوری توافق، روند گفتوگوها ادامه یافت، اما اگر طرف امریکایی به این نتیجه برسد که ایران در حال وقتکشی یا ایجاد اختلال در روند مذاکرات است، در آن صورت احتمال تغییر فضای سیاسی به طور جدی وجود دارد و حتی میتواند زمینهساز تشدید تنشها یا بازگشت به سناریوهای پرتنشتر شود. بنابراین، رفتار طرف ایرانی در این مقطع نقش تعیینکنندهای دارد. به گفته این کارشناس مسائل امریکا ازسوی دیگر، این موضوع به میزان زیادی به نحوه انتقال پیامها و سیگنالهای سیاسی نیز وابسته است. پیامهایی که ازسوی مقامات ایرانی، چه در قالب سخنرانیها و چه از طریق مکاتبات و ارتباطات رسمی یا غیررسمی با طرف امریکایی ارسال میشود، میتواند بر برداشت واشنگتن از نیت ایران تاثیر مستقیم بگذارد. این پیامها درنهایت در شکلگیری این قضاوت نقش دارند که آیا ایران در حال مذاکره با حسننیت است یا خیر. در مجموع، اگر این برداشت در طرف امریکایی تقویت شود که ایران در مسیر همکاری و تعامل حرکت میکند، احتمال تمدید زمان مذاکرات یا مدیریت انعطافپذیرتر فرآیند گفتوگوها وجود خواهد داشت، در غیر این صورت فضای موجود میتواند به سمت شکست مذاکرات و تشدید تنش به مراتب سنگینتر از جنگ چهل روزه حرکت کند.
دیدگاه تان را بنویسید