کد خبر: 772717
|
۱۴۰۵/۰۲/۲۱ ۰۹:۰۵:۰۰
| |

آمریکا مجبور به توافق با ایران است؟

مرتضی مکی گفت: واقعیت این است که هر دو طرف به نوعی به توافق نیاز دارند. جمهوری اسلامی ایران اگرچه از این جنگ با هزینه‌هایی سنگین خارج شده، اما در عین حال توانسته بخشی از اهداف و دستاوردهای موردنظر خود را نیز تثبیت کند. در مقابل، امریکا نیز با وجود فشارهایی که وارد کرده، به بسیاری از اهداف حداکثری خود دست نیافته و با توجه به شرایط منطقه و موازنه‌های جدید، عملا چاره‌ای جز حرکت به سمت توافق ندارد.

آمریکا مجبور به توافق با ایران است؟
کد خبر: 772717
|
۱۴۰۵/۰۲/۲۱ ۰۹:۰۵:۰۰

حدیث روشنی- درحالی که واشنگتن همچنان در انتظار پاسخ تهران به پیشنهاد آتش‌بس و متن پیشنهادی جدید ادعایی امریکاست، مجموعه‌ای از تحرکات دیپلماتیک، امنیتی و نظامی نشان می‌دهد معادلات جنگ و مذاکره همزمان در حال بازتعریف است.

به گزارش اعتماد، در این میان گزارش‌های ادعایی و غیررسمی از احتمال تعویق پاسخ ایران، حذف بند اقدام نظامی از پیش‌نویس قطعنامه شورای امنیت درباره تنگه هرمز، میانجیگری همزمان قطر، پاکستان و عربستان و همچنین ورود فعال روسیه و چین به پرونده هسته‌ای ایران حکایت دارد؛ تحولاتی که به باور برخی ناظران بیش از هر چیز بیانگر تلاش بازیگران منطقه‌ای و جهانی برای جلوگیری از بازگشت درگیری به فاز نظامی است. در این میان اما آنچه بیش از گذشته خودنمایی می‌کند، تغییر موازنه فشار میان تهران و واشنگتن است. اگرچه امریکا با «پروژه آزادی» و محاصره دریایی تلاش کرد ابتکار عمل را در خلیج‌فارس حفظ کند، اما توقف سریع این پروژه، نگرانی عربستان و کشورهای عربی از گسترش جنگ، افزایش فشارهای اقتصادی بر دولت ترامپ و هراس از تبعات انتخاباتی افزایش قیمت انرژی، نشان می‌دهد کاخ سفید بیش از آنکه در موقعیت تهاجم باشد، درگیر مدیریت هزینه‌های جنگ شده است. تهران نیز به نظر می‌رسد با تاخیر در پاسخ، تلاش دارد نشان دهد دیگر حاضر نیست در چارچوب زمان‌بندی و فشار روانی واشنگتن نقش‌آفرینی کند؛ پیامی که می‌تواند مرحله تازه‌ای از مذاکرات فرسایشی و پیچیده میان دو طرف را رقم بزند. در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی متغیرهای اثرگذار بر آینده تنش‌ها میان تهران و واشنگتن با لحاظ کردن رویکرد اعراب حاشیه جنوب خلیج‌فارس با مرتضی مکی، کارشناس مسائل سیاست خارجی گفت‌وگو کرده است.

 مشروح این گفت‌وگو در ادامه می‌آید: 

مرتضی مکی در پاسخ به پرسش «اعتماد» در ارتباط با ارزیابی‌اش از رویکرد اعراب حاشیه جنوبی خلیج‌فارس در ارتباط با ایران بعد از رویارویی کورمان با امریکا و رژیم اسراییل تشریح کرد: در اینکه یکی از پیامدهای جنگ 40روزه، تغییر در معادلات سیاسی، امنیتی و حتی اقتصادی منطقه بوده، تردیدی وجود ندارد. این تغییرات آن‌قدر آشکار است که نه قابل کتمان است و نه می‌توان از کنار آن عبور کرد. ما با یک جنگ منطقه‌ای گسترده با ابعاد و تبعات جهانی مواجه بودیم؛ جنگی که بدون تردید در آینده سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه تاثیرات عمیقی خواهد گذاشت. به گفته مکی یکی از پیامدهای این جنگ، شکافی است که میان کشورهای خلیج‌فارس ایجاد شده است. بحث خروج امارات از اوپک و همچنین فاصله گرفتن این کشور از برخی معادلات سنتی عربی که در خروج احتمالی این پادشاهی از اتحادیه عرب نمود پیدا می‌کند، در کنار همراهی و همسویی گسترده ابوظبی با امریکا و رژیم صهیونیستی، نشان ‌دهنده تغییراتی جدی در موازنه‌های منطقه‌ای است. در مقابل اما به نظر می‌رسد عربستان‌سعودی همچنان رفتار چندلایه، محتاطانه و بعضا متناقض را در اولویت قرار داده است، به گونه‌ای که طی روزهای اخیر اعلام شد که عربستان و کویت آسمان خود را دراختیار امریکا برای پیشبرد پروژه ادعای آزادی ترامپ قرار داده‌اند، اما همچنان از گزینه مذاکره، گفت‌وگو و توافق با ایران حمایت می‌کنند. این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه به «اعتماد» گفت: این مساله نشان می‌دهد که کشورهای منطقه همچنان با تردید، ابهام و نگرانی نسبت به آینده تحولات منطقه روبه‌رو هستند. البته رفتار امارات تا حد زیادی ناشی از ساختار سیاسی و جغرافیایی این کشور است؛ ساختاری که باعث شده ابوظبی تصور کند امریکا همچنان قادر است موقعیت و نفوذ خود را در منطقه تثبیت کند. اما دیگر کشورهای خلیج‌فارس ظاهرا چنین برداشتی ندارند. برای مثال، قطر تلاش کرده رفتار متعادل‌تری داشته باشد و روابطش را به‌گونه‌ای تنظیم کند که در چارچوب مناسبات منطقه‌ای، تنش کمتری با جمهوری اسلامی ایران ایجاد شود؛ هرچند این کشور نیز در جریان جنگ 40 روزه متحمل خسارات و فشارهایی شد. مکی در ادامه تصریح کرد: ازسوی دیگر، عربستان به عنوان بزرگ‌ترین کشور منطقه همچنان سیاستی محتاطانه و انتظارمحور را دنبال می‌کند تا ببیند توافق احتمالی میان ایران و امریکا با چه مختصاتی شکل خواهد گرفت و پیامدهای آن چه خواهد بود. به واقع به نظر می‌رسد ریاض تلاش می‌کند نوع رفتار و مناسبات خود با جمهوری اسلامی ایران و همچنین با امریکا را براساس نتایج این توافق احتمالی تنظیم کند. درنهایت باید دید تحرکاتی که اکنون درباره نشست‌های بعدی ایران و امریکا در جریان است، در چه چارچوب و مختصاتی به یک توافق موقت یا جامع منتهی خواهد شد. طبیعی است که هرگونه توافق میان تهران و واشنگتن، پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای برای منطقه به همراه خواهد داشت و در این مساله تردیدی وجود ندارد. این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه و درباره احتمال شکل‌گیری یا عدم شکل‌گیری ائتلافی از اعراب در همراهی با واشنگتن علیه کشورمان به منظور بازگشایی تنگه هرمز به «اعتماد» گفت: سیاست خارجی، بحث آرزو و آرمان مطرح نیست، بلکه واقعیت‌های میدانی و منافع کشورها تعیین‌کننده رفتار بازیگران است. قابل کتمان نیست که احتمالا کشورهای منطقه در تلاش هستند نوعی ائتلاف و همگرایی علیه جمهوری اسلامی ایران شکل دهند و طبیعی است که باتوجه به هزینه‌هایی که طی سال‌های اخیر در منطقه انجام داده‌اند، اکنون به‌دنبال بهره‌برداری از این هزینه‌ها باشند. در این میان، شاهد بودیم که هواپیماهای جنگنده مصر نیز در کنار امارات قرار گرفتند. البته به نظر می‌رسد حضور مصر بیش از آنکه نشانه یک تغییر ماهوی و جدی در روابط قاهره با تهران باشد، بیشتر در راستای اعطای نوعی اطمینان خاطر و تعهد سیاسی به امارات و برخی کشورهای عربی ارزیابی می‌شود؛ کشورهایی که تلاش دارند در منطقه نوعی همگرایی سیاسی و اقتصادی علیه ایران شکل دهند، به‌ویژه اگر توافقی میان ایران و امریکا شکل بگیرد، احتمال دارد شاهد نوعی وحدت نظر نسبی میان کشورهای غربی درباره سیاست‌های منطقه‌ای در خاورمیانه و خلیج‌فارس باشیم. 

به باور مکی با این حال، همچنان شکاف‌هایی میان اروپا و امریکا درباره نحوه مواجهه با ایران و تحولات منطقه وجود دارد. اروپایی‌ها تلاش می‌کنند سیاستی مبهم و چندپهلو را دنبال کنند؛ به‌گونه‌ای که هم روابط خود با امریکا را حفظ کنند و هم با کمترین هزینه، در معادلات منطقه‌ای حضور داشته باشند. ازسوی دیگر، کشورهای اروپایی بارها اعلام کرده‌اند که مخالف افزایش تنش و درگیری علیه ایران هستند و حتی در فضای پس از توافق احتمالی نیز آمادگی دارند در تامین امنیت منطقه مشارکت داشته باشند. البته این مشارکت به‌هیچ‌وجه شبیه گذشته نخواهد بود. تنگه هرمز نیز باتوجه به شرایطی که پس از جنگ 40 روزه پیدا کرده، بعید است به وضعیت پیش از جنگ بازگردد. لذا در چنین شرایطی، شکل‌گیری یک ائتلاف فراگیر و موثر علیه ایران بسیار دشوار خواهد بود؛ هر چند امریکایی‌ها، اروپایی‌ها و برخی کشورهای عربی همچنان تلاش خواهند کرد چنین فضایی را ایجاد کنند. اما واقعیت این است که بسیاری از کشورهای عربی ظرفیت و توان لازم برای ایفای نقشی تعیین‌کننده در روند تحولات منطقه را ندارند. 

این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه خاطرنشان کرد: نباید فراموش کرد که جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته هزینه‌های زیادی در منطقه پرداخت کرده و همواره با سیاست حسن همجواری تلاش داشته آزادی و امنیت آبراه خلیج‌فارس حفظ شود. اما اگر این امنیت و آزادی برای ایران منفعت و دستاوردی نداشته باشد، طبیعی است که دیگر کشورهای منطقه نیز نتوانند مانند گذشته از سطح امنیت پیشین برخوردار باشند. درنهایت اما باید دید اگر توافقی میان ایران و امریکا شکل بگیرد، کشورهای عربی تا چه اندازه قادر خواهند بود در جغرافیای سیاسی جدید منطقه نقش‌آفرینی کنند. به نظر نمی‌رسد آنها بتوانند مانند گذشته بازیگرانی تاثیرگذار باشند، به ‌ویژه آنکه بخشی از رفتارهایشان همچنان متناقض و دوگانه است. ازسوی دیگر، در داخل امریکا نیز نوعی سیاست دوگانه نسبت به منطقه و ایران مشاهده می‌شود؛ مسیری که به نظر می‌رسد پس از جنگی که از نهم اسفند سال گذشته آغاز شد، وارد مرحله تازه‌ای شده و معادلات منطقه‌ای را به سمت دیگری هدایت خواهد کرد. مکی در ادامه و در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» در رابطه تشدید اختلافات میان ابوظبی و ریاض طی روزهای اخیر گفت: اختلافات میان کشورهای عربی، به‌ ویژه میان عربستان‌سعودی و امارات، موضوع تازه‌ و البته قابل کتمان نیست و این اختلافات در پرونده‌هایی مانند یمن و دیگر مسائل منطقه‌ای کاملا قابل مشاهده بوده است. بحرین نیز در سال‌های گذشته با نزدیک شدن به اسراییل و پیوستن به پیمان ابراهیم، مسیر متفاوتی را در مقایسه با برخی دیگر از کشورهای عربی دنبال کرد. در این میان اما عربستان همواره تلاش کرده نقش برادر بزرگ‌تر را در میان کشورهای عربی ایفا کند و به همین دلیل سعی داشته سیاستی کلان‌تر و مستقل‌تر از صرف خواسته‌های امریکا در پیش بگیرد تا بتواند جایگاه منطقه‌ای خود را تثبیت کند. به همین دلیل نیز ریاض در روند مذاکرات مربوط به پیمان ابراهیم، رویکردی محتاطانه‌تر و متفاوت‌تر از برخی کشورهای عربی اتخاذ کرده بود.  به گفته مکی با این حال، امارات همواره تلاش کرده از ظرفیت شورای همکاری خلیج‌فارس برای پیشبرد سیاست‌های منطقه‌ای خود بهره بگیرد. حضور فعال در این شورا برای ابوظبی این امکان را فراهم می‌کرد که اهداف و سیاست‌هایش را در سطح منطقه‌ای با پشتوانه بیشتری دنبال کند. نمونه روشن آن نیز مواضعی بود که درقبال جزایر سه‌گانه اتخاذ می‌شد؛ موضوعی که نشان می‌داد امارات نمی‌خواهد این پرونده به فراموشی سپرده شود و تلاش دارد از ظرفیت شورای همکاری خلیج‌فارس برای جلب حمایت دیگر کشورها، حتی قدرت‌هایی مانند چین، روسیه، اروپا و امریکا، در جهت همراهی با ادعاهای خود استفاده کند. این شکاف‌ها و اختلافات، به ‌ویژه در شرایط پس از جنگ، به ‌مراتب عمیق‌تر و پیچیده‌تر خواهد شد. اگر سناریوی خروج امارات یا حتی عربستان از برخی چارچوب‌های سنتی همکاری عربی جدی‌تر شود، طبیعتا این اختلافات وارد مرحله تازه‌ای خواهد شد. مکی در ادامه تصریح کرد: به نظر می‌رسد اماراتی‌ها اکنون تلاش می‌کنند در سطحی آشکارتر و با شفافیت بیشتری مناسبات خود را با امریکا تنظیم کنند، زیرا در شرایط کنونی، استفاده صرف از ظرفیت شورای همکاری خلیج‌فارس یا تلاش برای حفظ روابط کم‌تنش با ایران، دیگر نمی‌تواند اهداف و آرمان‌هایی را که ابوظبی در سطح منطقه دنبال می‌کند، تامین کند.

شکاف و واگرایی میان کشورهای عربی در ارتباط با ایران در کنار هزینه‌هایی که ابتکار عمل‌های کشورمان در میدان بر منطقه و کشورهای غربی تحمیل کرده از نتایج جنگ 40 روزه تحمیلی است؛ جنگی که حالا به واسطه تداوم مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز تنها یک گزینه دراختیار ایالات‌متحده قرار داده؛ گزینه توافق، به همین دلیل می‌بایست تمامی ابتکار عمل‌های ادعایی واشنگتن چون عملیات آزادی یا آزادی پلاس و همچنین فعل و انفعال‌های اعراب را با لحاظ کردن دست بالای ایران در تحولات منطقه تبیین کرد.

این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه و در ارتباط با سناریوهای احتمالی تشدید تنش در تنگه هرمز و تبادل آتش میان تهران و واشنگتن طی روزهای اخیر همزمان با تشدید تحرکات دیپلماتیک خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران دیگر در موقعیتی نیست که طرف مقابل بتواند به‌راحتی خواسته‌های حداکثری خود را به آن تحمیل کند. امریکا و متحدانش تلاش می‌کنند مطالبات حداکثری خود را پیش ببرند و از مجموعه اختلافات و پرونده‌های گذشته با ایران، در کنار موضوعاتی مانند تنگه هرمز، به عنوان ابزار فشار استفاده کنند. اما تحولات اخیر نشان داده که دیگر نمی‌توانند مانند گذشته زمین بازی را تنها با تهدید، تحریم و فشار نظامی مدیریت کنند. به باور مکی جنگ اخیر نشان داد که امریکایی‌ها، دست‌کم در سطح نظامی، بیش از آنکه به ‌دنبال گسترش درگیری باشند، در تلاش برای رسیدن به آتش‌بس بودند. حتی در دوره آتش‌بس نیز همواره سعی کردند شرایط را به ‌گونه‌ای مدیریت کنند که درگیری به یک جنگ دریایی گسترده کشیده نشود. پروژه‌هایی مانند «پروژه آزادی» و سپس «پروژه آزادی پلاس» را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد؛ اقداماتی که دونالد ترامپ تصور می‌کند از طریق آنها می‌تواند فشار بیشتری بر جمهوری اسلامی ایران وارد کند. با این حال، مساله زمان برای امریکا بسیار مهم و تعیین‌کننده شده است. همان‌گونه که مطرح شد، بسیاری از این اقدامات عملا بازتابی معکوس داشته و فشارهای ناشی از آن بیش از هر چیز متوجه امریکا و متحدان اروپایی‌اش شده است. هر چند جمهوری اسلامی ایران نیز هزینه‌هایی متحمل شده، اما هزینه‌های این بحران برای طرف مقابل، به ‌ویژه امریکا، بسیار سنگین‌تر بوده است. این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در ادامه تصریح کرد: ترامپ از یک‌سو از پروژه آزادی سخن می‌گوید و ازسوی دیگر، با طرح «پروژه آزادی پلاس»، عملا و همزمان مسیر رسیدن به توافق را نیز دنبال می‌کند. این تغییرات سریع و بازی زمانی کوتاه نشان می‌دهد که دولت امریکا تحت فشار قرار دارد و همچنان تلاش می‌کند با ایده‌های جدید، خواسته‌های حداکثری خود را محقق کند. واقعیت این است که زمان برای امریکایی‌ها محدود است. برگزاری رقابت‌های جام‌جهانی، انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و همچنین فشارهای اقتصادی داخلی، به ‌ویژه افزایش قیمت بنزین همزمان با آغاز فصل سفرهای تابستانی در امریکا، فشار بر دولت ترامپ را افزایش داده است. به باور مکی ازسوی دیگر، واکنش جمهوری اسلامی ایران به اقدامات امریکا در دوره آتش‌بس نیز نشان داد که تهران در برابر هرگونه اقدام یا نقض تعهدات، پاسخ متقابل خواهد داد. اماراتی‌ها نیز به عنوان مهره بازی جدید واشنگتن طی روزهای اخیر، به‌ خوبی این پیام را دریافت کرده‌اند که اگر بخواهند مسیر تقابل و دشمنی با جمهوری اسلامی ایران را ادامه دهند، در موقعیتی بسیار آسیب‌پذیر قرار خواهند گرفت. ساختار اقتصادی و جغرافیایی امارات به‌ گونه‌ای است که بسیاری آن را به «کاخ شیشه‌ای» تشبیه می‌کنند؛ فضایی که در صورت بروز هرگونه بحران گسترده، به ‌شدت آسیب‌پذیر خواهد بود و توان تحمل یک تنش بلندمدت را نخواهد داشت. مکی در ادامه و در ارتباط با سناریوهای احتمالی دستیابی یا عدم دستیابی به توافق با لحاظ کرده عمق اختلافات میان ایران و ایالات‌متحده تشریح کرد: امریکایی‌ها می‌دانند که هرگونه اقدام یا فشار جدید علیه جمهوری اسلامی ایران می‌تواند هزینه‌هایی غیرقابل پیش‌بینی برای منطقه و حتی برای خود آنها به همراه داشته باشد. با این حال، واقعیت این است که هر دو طرف به نوعی به توافق نیاز دارند. جمهوری اسلامی ایران اگرچه از این جنگ با هزینه‌هایی سنگین خارج شده، اما در عین حال توانسته بخشی از اهداف و دستاوردهای موردنظر خود را نیز تثبیت کند. در مقابل، امریکا نیز با وجود فشارهایی که وارد کرده، به بسیاری از اهداف حداکثری خود دست نیافته و با توجه به شرایط منطقه و موازنه‌های جدید، عملا چاره‌ای جز حرکت به سمت توافق ندارد. به گفته این کارشناس مسائل سیاست خارجی البته همچنان اختلافات جدی میان خواسته‌های جمهوری اسلامی ایران و امریکا وجود دارد. طبیعی است که ایران بیشترین آسیب را از تداوم تحریم‌ها و فضای تعلیق سیاسی و اقتصادی متحمل شده و این شرایط تاثیر مستقیمی بر فضای اجتماعی و اقتصادی کشور گذاشته است. به همین دلیل، تهران تلاش می‌کند دستاوردهایی را که طی دو ماه پس از تجاوز امریکا به دست آورده، حفظ کند؛ ازجمله در حوزه بازدارندگی دریایی و همچنین برنامه هسته‌ای خود. در عین حال، ایران به‌ دنبال آن است که هرگونه توافق احتمالی به ‌گونه‌ای تنظیم شود که امریکا دیگر نتواند به‌ راحتی از ابزار فشار، تهدید یا اقدام نظامی استفاده کند. آنچه در رسانه‌ها نیز مطرح شده، نشان می‌دهد که دوطرف تاحدودی به برخی چارچوب‌های اولیه نزدیک شده‌اند؛ ازجمله موضوع رفت ‌و آمد کشتی‌ها، وضعیت تنگه هرمز و رفع نگرانی‌های مرتبط با محاصره یا تنش دریایی. این تحلیلگر روابط بین‌الملل در پایان به «اعتماد» گفت: اما همچنان یکی از مسائل کلیدی برای تهران، دریافت تضمین درباره عدم حمله مجدد امریکا به جمهوری اسلامی ایران است، به همین دلیل نیز بحث ایجاد نوعی مرجعیت یا سازوکار بین‌المللی برای تضمین توافق مطرح شده است. سفرهای اخیر عباس عراقچی به چین و پیش از آن به مسکو و همچنین رایزنی‌های مرتبط با پکن، در همین چارچوب قابل ارزیابی است. به نظر می‌رسد چین تنها کشوری است که می‌تواند در جایگاهی قرار بگیرد که نقش موثری در ایجاد فضای گفت‌وگو و تضمین یک توافق پایدار میان ایران و امریکا ایفا کند. از طرفی می‌دانیم که برنامه هسته‌ای ایران نیز، برخلاف برخی فضاسازی‌ها، موضوعی قابل مذاکره است؛ چه درباره مدت‌زمان محدودیت‌ها و چه درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰درصد. اینها موضوعاتی نیستند که در صورت وجود اراده سیاسی، حل ‌و فصل آنها غیرممکن یا بیش از حد پیچیده باشد. به واقع، اگر طرفین به این جمع‌بندی برسند که هزینه ادامه تنش بیش از منافع آن است، رسیدن به توافق چندان دور از دسترس نخواهد بود.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها