در گفتوگو با روزنامه «اعتماد»:
علی صوفی: ۳ راه بیشتر وجود ندارد؛ یا براندازی و انقلاب که هیچ انسان عاقلی بهدنبال آن نمیرود یا تشکیل مجلس موسسان یا بازگشت به دوره امام که تنها راه ممکن است
علی صوفی گفت: به نظر من 3 راه بیشتر وجود ندارد. راه اول براندازی و انقلاب است که نتیجهاش مشخص است و هیچ انسان عاقلی، آن هم بعد از تجربه یک انقلاب، بهدنبال آن نمیرود. راه دوم، پیشنهادهایی مثل تشکیل مجلس موسسان و تغییر بنیادین نظام است که حاکمیت به هیچوجه به آن تن نخواهد داد. اما راه سوم، که به نظر من تنها راه ممکن است، بازگشت به ریشههاست؛ یعنی بازگشت به قبل از سال ۸۸، بازگشت به دوره امام.
علی صوفی فعال سیاسی اصلاحطلب با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید:
- بهنظر من بهترین راه برای ترک مخاصمه با امریکا و خروج از این بنبست بینالمللی که برای ما ایجاد شده، همین مذاکره است. چون بدیل مذاکرات میشود جنگ. دیگر این وضعیت «نه جنگ نه مذاکره» نه برای ما قابل تحمل است و نه امریکاییها میتوانند آن را ادامه بدهند. بالاخره آنها میخواهند کاری بکنند. از نظر من مذاکره بهترین راه بود.
- با همه بدبینیهایی که نسبت به مذاکره وجود داشت، به ویژه با توجه به تجربه مذاکره قبلی که وسط گفتوگو به حمله امریکا منجر شد، اما با این حال، الان میبینیم عباس عراقچی که برخی افراد و تحلیلگران اعلام میکردند بیش از اندازه رفتارهای احتیاطآمیز دارد، این روزها به بهترین شکل سکان هدایت ساختار دیپلماسی را به دست گرفته است.
- وزیر خارجه ایران پس از دور سوم رسما اعلام کرد از پیشرفت مذاکرات رضایت دارد و به نظر میرسد که به زودی بتوانند به نتیجه خوبی دست پیدا کنند.
- برداشت من این است که اگر خدا بخواهد، این دور از مذاکرات میتواند به نتیجه برسد؛ هرچند ممکن است مذاکرات دو بخش داشته باشد. یک بخش، بخش هستهای است که الان دارد خوب پیش میرود. بخش دوم مربوط به موضوعات مصلحتی و مسائل دیگر است که احتمالا بعدا ناچار میشویم دوباره مذاکرات را ادامه بدهیم.
- در عرصه داخلی هم گفته میشود بعد از توافق در بیرون، باید در داخل هم اصلاحاتی مدنظر قرار بگیرد. من معتقدم این موضوع فوقالعاده اهمیت دارد. وضعیت فعلی به هیچوجه قابل ادامه نیست. ادامه این شرایط غیرممکن است. مردم نیازمند اصلاح و بهبود شرایط هستند. من خودم در جامعه حضور دارم، در کوچه و بازار با مردم صحبت میکنم. مردم صریح میگویند که به خاک سیاه نشستهاند. معیشت مردم از بین رفته و این وضعیت نمیتواند ادامه پیدا کند.
- اگر وضع موجود را با وضعی که در زمان امام داشتیم مقایسه کنیم، میبینیم که بعد از رحلت امام، برخی انحرافات شروع شد. دو انحراف عمده به وجود آمد. یکی آسیب دیدن حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان بود که با نظارت استصوابی از میان رفت. دومی هم معیشت مردم بود؛ سفره مردم روز به روز کوچکتر شد. این دو مساله امروز باید حتما حل شود؛ هم مساله اقتصادی و هم مساله اختیار و احترام به رأی و حق انتخاب مردم. بدون حل این دو، هیچ اصلاح پایداری اتفاق نمیافتد.
- به نظر من 3 راه بیشتر وجود ندارد. راه اول براندازی و انقلاب است که نتیجهاش مشخص است و هیچ انسان عاقلی، آن هم بعد از تجربه یک انقلاب، بهدنبال آن نمیرود. راه دوم، پیشنهادهایی مثل تشکیل مجلس موسسان و تغییر بنیادین نظام است که حاکمیت به هیچوجه به آن تن نخواهد داد. اما راه سوم، که به نظر من تنها راه ممکن است، بازگشت به ریشههاست؛ یعنی بازگشت به قبل از سال ۸۸، بازگشت به دوره امام.
- اگر تمام انحرافاتی که پیش آمده - از جمله نظارت استصوابی و ... جمع شود، میتوان اصلاحات جامعی انجام داد.این اصلاحات باید با حفظ جمهوری اسلامی انجام شود. قانون اساسی که قرآن نیست؛ میشود دربارهاش بازنگری کرد، میشود اصلاحش کرد و تغییراتی در شاکله نظام ایجاد کرد تا نظم و تعادل به کشور بازگردد. به نظر من، در درجه اول باید به همان دوره امام بازگردیم. اگر این اتفاق بیفتد، میتوان امیدوار بود که بهترین شرایط برای کشور ایجاد شود.
دیدگاه تان را بنویسید