پیمان مولوی، تحلیلگر بازارهای مالی:
توسعه اقتصاد دیجیتال بدون دسترسی به اینترنت بینالملل شبیه شوخی است
با اینترنت ملی نمیتوان به سمت توسعه اقتصاد دیجیتال حرکت کرد
تغییر گرایشهای سرمایهگذاری مردم در ایام جنگ
همزمان با تشدید نااطمینانیهای اقتصادی و تبعات جنگ و بحران، رفتار سرمایهگذاران ایرانی نیز دستخوش تغییر شده است؛ از رشد پرداختهای دیجیتال و رمزارزها گرفته تا استقبال از پلتفرمهای آنلاین خرید طلا و داراییهای دیجیتال.
در شرایط تورمی و کاهش ارزش پول ملی، حرکت مردم به سمت ابزارهایی مانند تتر، دلار و طلا طبیعی است، اما محدودیت اینترنت، نبود استانداردهای شفاف و مداخلات غیرقابل پیشبینی، اقتصاد دیجیتال ایران را با بحران مواجه کرده است. در این زمینه پیمان مولوی، تحلیلگر بازارهای مالی، در گفتوگو با اعتماد قطع اینترنت را آفتی جدی برای توسعه اقتصاد دیجتال میداند. در ادامه مشروح نظرات او را میخوانید.
نقش و جایگاه اقتصاد دیجیتال در شرایط بحران، جنگ و آتشبس موقت را چطور ارزیابی میکنید؟
با نگاهی به رفتار شهروندان ایرانی در ۴۰ روز جنگ و ایام آتشبس، بهرغم محدودیت شدید اینترنت به نظر میرسد سرمایهگذاران از الگوهای سنتی فاصله گرفتهاند. بهعنوان مثال، سرمایهگذاران حتی در شرایط بحرانی هم خرید تتر را به دلار ترجیح میدهند یا از طلای فیزیکی به سمت پلتفرمهای آنلاین رفتهاند.
اگر بخواهیم درباره ذات اقتصاد دیجیتال صحبت کنیم، بخش عمده آن مربوط به پرداختها، خریدوفروش، تجارت الکترونیک و خدمات مالی است. در ایران قبل از بروز جنگ هم فروش آنلاین وجود داشت، اما با مداقه بیشتر میتوان به این موضوع پی برد که شهروندان در حوزه پرداختها بیشتر به سمت پرداخت دیجیتال رفتهاند؛ این موضوع علاوه بر سیستم بانکی، در بازارهایی مانند کریپتو، ارز یا طلا نیز مشهود است.
شاید این موضوع اتفاق نسبتا جدیدی در کشورهای در حال توسعه مانند ایران باشد، اما دیگر هیچ کشور توسعهیافته و دارای رشد اقتصادی را نمیتوان در جهان مثال زد که اقتصاد دیجیتال آن محدود باشد.
منظورتان از محدودیت چیست؟
منظور از محدودیت روشن است؛ با پدیدههایی مانند اینترنت ملی نمیتوان به سمت توسعه اقتصاد دیجیتال حرکت کرد. تمامی کشورهای توسعهیافته به اینترنت بینالمللی منصل هستند و از آن بهعنوان فرصتی برای توسعه بیشتر استفاده میکنند.
دادههایی که اخیرا اپلیکیشن میلی منتشر کرده، نشان میدهد مشتریان پلتفرمهای آنلاین طلا پس از ملیشدن اینترنت کاهش داشتهاند. آیا دسترسی به معاملات و پرداختهای داخلی برای سرمایهگذاران ایرانی کافی است؟ یا محدودسازی اینترنت پیامدهای خود را روی این بازارها هم میگذارد؟
برآوردها حاکی از آن است که اتفاقات ماههای اخیر حداقل دو درصد از رشد تولید ناخالص داخلی اقتصاد ایران را کاهش خواهد داد. شرایط کاملا روشن است و این اتفاقات تأثیر مستقیم روی اقتصاد و بازارها میگذارد.
پرسش اصلی این است که چرا با وجود ریسک محدودیت اینترنت، شهروندان همچنان نسبت به بازارهای آنلاین بدبین نیستند و از آن استقبال میکنند؟
هر کشوری که تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی داشته باشد و دولت در کنترل تورم ناتوان باشد، مردم تلاش میکنند ارزش پول خود را حفظ کنند؛ چه ایران باشد، چه ترکیه یا آرژانتین. مردم پول خود را به دلار، طلا یا داراییهای دیگر تبدیل میکنند.
در چنین شرایطی طبیعی است که پولهای خرد حقیقی سر از بازارهایی مانند تتر، پلتفرمهای آنلاین طلا یا حتی صندوقهای بورسی درآورند. چراکه این بازارها در انجام معاملات روزانه سهولت ایجاد کردهاند و دسترسی به آنها نسبت به بازارهای فیزیکی راحتتر است.
با این حال همچنان نگرانیهایی درباره امنیت و پایداری بازارهای آنلاین وجود دارد؛ این نگرانی را چطور میتوان رفع کرد؟
این نگرانی کاملا بهجاست. گرچه در جنگ 40روزه گزارشی از اختلال در خرید و فروش و نقدشوندگی پلتفرمهای آنلاین طلا منتشر نشد، اما تجربه جنگ 12روزه به نگرانیها دامن زد. در واقع در آن مقطع هم پلتفرمها هزینه آسیبی را دادند که نقشی در ایجاد آن نداشتند.
در سایر بازارها این مشکلات همچنان مشاهده میشود. درباره صندوقهای طلا که در بورس فعالیت دارند هم همین وضعیت وجود دارد. با یک قطع اینترنت ممکن است تمام سرمایهها از بین برود. تمام این محدودیتها ضدتوسعه است و ابزارهای پوشش ریسک را برای مردم محدود میکند.
به نظر شما جنگ و بحران، جایگاه بازارهای آنلاین، مانند پلتفرمهای فروش طلا را تقویت کرده یا به آنها آسیب زده است؟
از یک طرف بحران باعث شده مردم بیشتر به سمت این ابزارها بروند، اما از طرف دیگر در ایران رگولاتوری به معنای استانداردهای جهانی وجود ندارد. چراکه سندباکس وجود ندارد؛ شفافیت بیمعناست و از آن مهمتر، اتفاقاتی مانند قطعی اینترنت با اینکه خارج از اراده پلتفرمهاست، اما بیشترین آسیب را به آنها وارد میکند.
وقتی بازارها برای مدت طولانی تعطیل میشوند و مردم به پول خود دسترسی ندارند، طبیعی است که اعتماد از بین برود. وقتی بازار باز شود، خواهید دید که بازار تا چند ماه درگیر فشار فروش و تخلیه هیجانی میشود.
دادههای پلتفرمهایی مانند میلی نشان میدهد که توانستهاند در شرایط جنگ هم بازتنظیم انجام دهند و بیش از 6 همت تسویه داشته باشند. آیا بازتنظیم بازارها با دخالتهای دولتی شدنی است؟
اگر دخالتهای عجیب و غریب در بازار صورت نگیرد، بازارها ذاتا خودشان را تنظیم میکنند. اما اگر مداخلات شدید اتفاق بیفتد، سازوکار طبیعی بازار مختل میشود.
دیدگاه تان را بنویسید