عملکرد فدراسیون والیبال در ناگویا؛ از تنها طلای تیمی تا نگرانی برای آینده
موفقیت والیبال ایران در بازی های آسیایی و مخصوصا پیروزی برابر ژاپن در فینال شیرین بود اما تقلیل این اتفاق به بازگشت والیبال ایران به قله آسیا و عبور از سامورایی ها نادیده گرفتن واقعیتهای فنی حریف و ضعفهای خودمان است.
روزبه دلاور| مدال طلای بازیهای آسیایی ناگویا در کارنامه والیبال ایران به نام قهرمانی ثبت شد. این نشان زرین حسنختامی بود بر عملکرد کاروان فرشتگان میناب در المپیک آسیایی. اما برای تحلیل دقیق این موفقیت باید فراتر از سکوهای قهرمانی و مدالهای طلا نگاه کرد.
به گزارش روزنامه اعتماد، در شرایطی که والیبال ایران برای احیای اعتماد به نفس خود به این پیروزی نیاز مبرم داشت نگاهی به واقعیت میدانیحریف یعنی ژاپن ما را از غرق شدن در هیجانات کاذب و حماسهسراییهای غیرواقعی باز میدارد.
موفقیت ایران در بازیهای آسیایی و مخصوصا پیروزی برابر ژاپن در فینال شیرین بود اما تقلیل این اتفاق به بازگشت والیبال ایران به قله آسیا و عبور از ساموراییها نادیده گرفتن واقعیتهای فنی حریف و ضعفهای خودمان است. ژاپنیها که تنها یک ماه قبل از این رقابتها در قهرمانی آسیا با اقتدار ایران را شکست داده و سهمیه المپیک خود را قطعی کرده بودند در بازیهای آسیایی استراتژی متفاوتی را در پیش گرفتند. ترکیب ژاپن در فینال مقابل ایران تیم اصلی آنها نبود بلکه مجموعهای از بازیکنان کمتر دعوت شده به اردوی ژاپنیها و همچنین بازیکنان جوان بود که زیر چتر مدیریت هوشمندانه ساموراییها آببندی میشدند. البته نگاهی به نامهایی چون یودای کاواهیگوشی، تاتسونوری اوتسوکا، ماساتو کای، کیگو نیشیموتو، کیتارو نیشیکاوا، هیروتو نیشی یاما و کازیوکی تاکاهاشی نشان میدهد که این بازیکنان نه بازیکنان درجه دو که بخشی از فهرست ۳۶ نفره سیستم تیم ملی والیبال ژاپن هستند.
به جز اوتسوکا و کای که در لیست نهایی دور پایانی لیگ ملتهای جهان حضور داشتند سایر اعضا بازیکنانی بودند که در بازههای زمانی مختلف در طول دور مقدماتی لیگ ملتها به اردو فراخوانده شده بودند تا کادر فنی آنها را بیازماید.
تفاوت در همین نقطه نهفته است. ژاپن با داشتن یک لیست وسیع و چرخشی عمل کردن در استفاده از بازیکنان از فشار بازیهای فشرده میکاهد و تمامی اعضای تیمش را برای تورنمنتهای بزرگ آماده نگه میدارد. برای ژاپن کسب مدال در بازیهای آسیایی که هیچ تاثیری در رنکینگ جهانی فدراسیون بینالمللی والیبال ندارد، اولویت نبود. آنها با همین تیم توسعهای تا فینال پیش آمدند تا بازیکنانشان را در شرایط فشار مسابقات واقعی قرار بدهند.
نتیجه چنین نگاه اصولی و برنامه محوری این میشود که ژاپن به نخستین تیم تاریخ لیگ ملتها تبدیل شده بود که بدون شکست مرحله مقدماتی را پشت سر میگذارد و به مدعی اول هر تورنمنتی بدل میشود.
شک نکنید این جوانان در آیندهای نزدیک در میادین بزرگتر غوغا بهپا خواهند کرد، چون در همین بازیهای آسیایی با مدیریت اصولی آبدیده شدهاند.
اما در سوی دیگر میدان روبرتو پیاتزا، سرمربی تیم ملی ایران پس از این مسابقات تحلیل صادقانهای از وضعیت تیم ارائه داد که نشان میدهد چالش اصلی والیبال ما در تکنیک نیست، بلکه در ذهنیت بازیکنانمان نهفته است.
یکی از مهمترین نکات صحبتهای پیاتزا به تغییر استراتژی پیش از دیدار با ژاپن در لیگ ملتها باز میگشت. او اذعان کرد که ذهنیت بازیکنان پیش از این مسابقه به گونهای بود که انگار از پیش بازنده هستند و احتمال شکست سه بر صفر بالا بود. پیاتزا در آخرین مصاحبه خود تاکید کرده است تفاوت اصلی فنی نیست، بلکه ذهنی است.
سرمربی ایتالیایی به نکتهای کلیدی اشاره کرده است؛ اینکه به نظر میرسید فاصله فنی زیادی نداریم اما از نظر ذهنی فاصله بسیار زیاد بود. پیاتزا در این گفتوگو به معضلی اشاره کرد که این روزها گریبان ورزشکاران ما را گرفته است؛ فشار سنگین و غیرمنطقی شبکههای اجتماعی. او با شجاعت گفت که بازیکنان در آن هفته تحت فشار شدید شبکههای اجتماعی بودند. او تاکید کرد که شبکههای اجتماعی فضایی است که در آن افراد بدون نام میتوانند هر قضاوتی داشته باشند و ورزشکار نباید زندگی خود را براساس این قضاوتها تنظیم کند.
پیاتزا از بازیکنان خواست که فضای مجازی را کنار بگذارند و زندگی حرفهای خود را در زمین مسابقه تعریف کنند. این مربی ایتالیایی در مصاحبه دیگری از موضوعی گفته که اتفاقا برای ورزش ایران اهمیت بالایی دارد؛ المپیک. پیاتزا گفت: «وقتی به تهران برگشتم، احساس میکردیم شبیه ستارهها هستیم، اما واقعا ستاره نبودیم. به بازیکنان گفتم باید بیشتر و بهتر کار کنیم. باید هماهنگی و زمانبندی خودمان در زمین را ارتقا بدهیم.» و درنهایت جمله اصلی خود را که اتفاقا با روح این نوشته همخوانی دارد به زبان آورد: «باید بنشینیم و درباره آینده صحبت کنیم. واقعا لازم است چیزی را تغییر بدهیم. اگر شرایط به همین شکل باقی بماند، رسیدن به هدف حضور در المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس امکانپذیر نیست.»
این نگاه پیاتزا همان نقطه کانونی برای فهم مسیرِ پیش روی والیبال ایران است. ما در کیفیت بازی گاهی به قدرتهای بزرگ جهانی نزدیک میشویم اما در لحظات حساس این فاصله ذهنی است که مانع از پیروزی میشود. پیروزی در ناگویا اگرچه یک اتفاق مثبت برای تقویت روحیه تیم بود اما نباید چشمان ما را به روی واقعیتهای بزرگتر ببندد. ایران برای رسیدن به المپیک و تثبیت جایگاه خود در جمع قدرتهای جهانی بیش از آنکه به مدالهای آسیایی نیاز داشته باشد، به یک دگردیسی ذهنی نیاز دارد.
اگر ژاپن با تیم دوم و سوم خود به فینال میرسد و چنین نمایشی ارائه میدهد، نشاندهنده آن است که آنها سیستم دارند. سیستم ژاپن بر پایه اعتماد به چرخه بازیکنان و دوری از حواشی و هیجانات کاذب بنا شده است. در ایران اما ضعف برخی امکانات و نبود بازیهای دوستانه به اندازه کافی و همینطور فشار افکار عمومی و شبکههای اجتماعی چنان سنگین است که گاهی کادرفنی و بازیکنان را از تمرکز صرف روی والیبال دور میکند.
کسب طلای آسیا باید نقطه آغازی برای بازسازی باشد نه پایان راه. اگر این پیروزی باعث شود که ضعفهای ساختاری و فاصله ذهنیمان را نادیده بگیریم و به حماسهسرایی بپردازیم بزرگترین شکست والیبال ایران در آینده رقم خواهد خورد. والیبال ایران باید از پیاتزا بیاموزد که چگونه با تمرکز بر داخل تیم صداهای مخرب بیرون را خاموش کند و همانطور که در ژاپن شاهد بودیم وقتی ذهن بازیکنان آزاد شد و تغییر تاکتیکی درست اعمال گردید، توانستیم رقیب اصلی خود در آسیا و جهان را شکست بدهیم.
این مسیر قهرمانی است؛ نقد واقعبینانه، دوری از حواشی و اعتماد به برنامهریزی اصولی و البته جری نشدن از مدالهایی که در غیاب قدرتهای اصلی حریف به دست میآیند.
دیدگاه تان را بنویسید