کد خبر: 789586
|
۱۴۰۵/۰۶/۱۶ ۱۰:۳۳:۰۰
| |

افتخار به فحاشی خداداد را کجای دلمان بگذاریم؟

بی ادب‌ها نه تنها از خفا بیرون آمدند که با افتخار از سوابق فحاشی شان حرف می زنند. به راحتی مقابل دوربین می گویند فحاشی ناموسی نثار فلان شخص.

افتخار به فحاشی خداداد را کجای دلمان بگذاریم؟
کد خبر: 789586
|
۱۴۰۵/۰۶/۱۶ ۱۰:۳۳:۰۰

روزنامه اعتماد نوشت: قبلا راجع به اصرار برخی افراد ازجمله خداداد عزیزی به استفاده از فحاشی در درگیری‌های فوتبالی پرداخته‌ایم. چند روز پیش هم به ماجرای حواله دادن فحاشی‌های ناموسی به عادل فردوسی‌پور توسط شجاع‌ خلیل‌زاده پرداختیم. اگر موردی بخواهیم واکنش نشان بدهیم حتما هفته دیگر باید راجع به یک بازیکن یا مربی یا سرپرست دیگر بنویسیم که چرا دهان دریده‌ هستید و چیزی به اسم عفت کلام به گوش‌تان نخورده! آن وقت شاید یک روز به خودمان بیاییم ببینیم که تمام صفحه ورزش روزنامه شده پرداختن به بی‌ادبی آدم‌های فوتبالی. 

بنابراین از آدم‌ها بگذریم و برسیم به طرح این سوال که چرا برخی نسبت به چنین رفتارهایی «بی‌پروا» شده‌اند؟

هیچ شکی نیست که فحاشی در فوتبال و شؤونات دیگر زندگی در ایران و اقصی‌ نقاط دنیا وجود داشته، دارد و خواهد داشت. شدت و ضعفش هم بستگی داشته به شرایط روحی کل مردم. یعنی وقتی سطح عصبیت به دلایل مختل بالا برود طبیعتا خشونت در شکل‌های مختلف بروز می‌کند و فحاشی هم یکی از انواع خشونت‌های کلامی است. آنچه امروز باعث تعجب بسیاری از کارشناسان و رسانه‌ها و هواداران شده بی‌پروایی مرتکبان است. یعنی سال‌های قبل بودند افرادی که عفت کلام نداشتند اما مراقب بودند در دید مردم و رسانه‌ها مبادی آداب به نظر برسند. افراد حرمت نگه می‌داشتند و اگر فحاشی به آنها نسبت داده می‌شد کتمان می‌کردند. امروز اما شرایط کاملا متفاوت شده. بی‌ادب‌ها نه تنها از خفا بیرون آمدند که با افتخار از سوابق فحاشی‌شان حرف می‌زنند. به راحتی مقابل دوربین می‌گویند فحاشی ناموسی نثار فلان شخص. مصاحبه می‌کنند که «کار خوبی کردم فحش دادم و بیشتر هم خواهم داد.» آدم این را نمی‌داند کجای دلش بگذارد! یعنی نه تنها قبح فحاشی ریخته که افراد به آن افتخار می‌کنند. برخی‌هایشان مثل خداداد عزیزی مغالطه می‌کنند که همه فحش می‌دهند و آنهایی که انتقاد می‌کنند ریاکارند و برخی دیگر توجیه می‌تراشند که سخت است و تحت فشاریم پس فحش ناموسی نثار فلان آدم حقیقی؛ آن هم مقابل دوربین‌های رسانه‌ها! حتما دستگاه‌های بسیاری در مقابله و تلطیف شرایط نقش دارند و حتما تعداد قابل توجهی از آنها به قول سیاسیون ترک فعل کرده‌اند. فدراسیون فوتبال حتما جزو اصلی‌ترین مقصران است که با مدیریتش در همه ابعاد کار فوتبال را به اینجا کشانده است. 

ارکان قضایی فدراسیون هم با آرای مصلحتی و آمیخته به رخدادهای سیاسی و تحولات دولت و مجلس در این زمینه نقش داشته‌اند. باشگاه‌ها که هیچ نظارتی روی بازیکن و مربی و تماشاگر خود ندارد و صرفا تبدیل به توجیه‌گر بداخلاقی‌ها شدند. یعنی شرایط به سمتی رفته که مدیرعامل صدای فحاشی دسته‌جمعی هواداران منسوب به تیمش را  از  روی سکوها  می‌شنود اما حاضر نیست رفتار آنها را محکوم کند.  مربی دعوای بازیکن یا سرپرست تیمش با بدترین ادبیات را می‌بیند اما حاضر به محکوم کردن چنین رفتارهایی نیست. فقط دفاع تا آخرین لحظه! فقط توجیه تا آخرین نفس! فقط فرار رو به جلو با بیانیه و شکایت از طرف دیگر تا آخرین قطره جان! اما لحظه‌ای بازگشت به عقب و خودانتقادی و تلاش برای اصلاح هرگز! 

صداوسیما و برنامه‌های اینترنتی که به بهانه وایرال شدن به برخی آدم‌های هتاک تریبون می‌دهند، شرایط کلی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی کشور و بسیاری موارد دیگر هم در روز چنین وضعیتی دخیل هستند. خود فرد هم که متهم ردیف اول است. هیچ توجیهی باعث نمی‌شود ذره‌ای از بار مسوولیت فردی که چنین ادبیاتی نسبت به دیگران دارد و از خودش دفاع هم می‌کند، کم شود. 

کاش اگر کسی نمی‌تواند جلوی این رفتارها را بگیرد فضا به سمتی برود که همچنان فحاشی قبح داشته باشد. کاش حداقل اگر بی‌ادبی می‌کنیم شرم داشته باشیم. خط قرمزی بگذاریم جلوی خودمان. نداشتن هیچ حد و مرزی برای رفتارهای زشت حقیقتا  ترسناک‌ است!

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها